تداوم بحث و گفتگو درباره علت و چگونکی شهادت 175 غواص دست بسته، در عملیات کربلای چهار، ابهام و پرسش‌هایی را در این زمینه ایجاد کرد که در نهایت موجب اصلاح خبر از سوی سردار باقرزاده شد. وی در یک گفتگو خبری با سایت دفاع مقدس، در تاریخ 19 خرداد اعلام کرد؛ تعداد اندکی از این افراد، کمتر از انگشتان یک دست، فاقد هرگونه اثری از تیرخوردگی هستند و احتمال می‌رود زنده‌به‌گور شده باشند. فرمانده کمیته جستجوی مفقودین ستادکل نیروهای مسلح با تاکید بر بی‌دقتی رسانه‌ها و بازی های رسانه ای در این زمینه، از خلط ماجرای این شهدا با سایر شهدای دیگر که در سایر مناطق یافت شده بودند، سخن گفت و افزود: رسانه ها باز در این زمینه دقت نکردند و داستان هر ماجرایی را به جا و مکان خودش نقل نکردند.

یادداشت حاضر با توجه به اهمیت پدیده خبررسانی درباره جستجوی مفقودین و بازتاب آن در جامعه، از نظر خواهد گذشت.

1) موج رسانه ای درباره عملیات کربلای چهار، در واکنش به اسارت و شهادت غواصان آنهم بصورت دست بسته، موجب توجه به علت شکست این عملیات و عامل لو رفتن آن شد. همچنین درباره علت ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر و بی توجهی مسئولین نسبت به شهادت رزمندگان، مباحثی طرح شد. با وجود اینکه خبر شهادت غواصان، به نحوه نامناسبی منتشر و به همین دلیل، اصل خبر اصلاح شد، اما بازتاب انتشار خبر، نسبت چندانی با موضوع خبر نیافت. در واقع انتشار خبر کشف اجساد شهدا، همچنین محتوای خبر، در بستر پیش فرض‌های موجود درباره جنگ در جامعه، موجب شکل‌گیری برخی گزاره های تحلیلی شد که با وجود صداقت و شهامت سردار باقرزاده در اصلاح خبر اولیه، تا کنون هیچگونه تأثیری در اصلاح تفکر موجود و آنچه در جامعه شکل گرفته، نداشته است. این پدیده که چگونه نظام معرفتی جامعه درباره موضوعات اساسی، ازجمله جنگ ایران و عراق تحت تأثیر قرار می گیرد و مسائلی طرح می شود که با هم چندان ارتباط معناداری ندارد، بسیار مهم و نیازمند نقد و بررسی است، زیرا محدود به موضوع جنگ ایران و عراق نبوده و در سایر زمینه ها نیز قابل مشاهده است.

2) اگر آنچه در جامعه و در واکنش به انتشار خبر کشف اجساد مطهر شهدا شکل گرفت، بعنوان تبیین از عملیات کربلای چهار، فرض کنیم، می‌توان بر اساس سه مولفه، شامل؛ پیش فرض‌های موجود در جامعه نسبت به جنگ، اطلاعات منتشر شده در جامعه، همچنین استدلال‌هایی که برای تعریف نسبت موضوعات مختلف به هم صورت می‌گیرد، آنها را نقد و بررسی کرد. مولفه های یاد شده، بهم پیوسته و برهم تأثیرگذار است و تأکید بر تفکیک، تنها برای نقد و بررسی روش شناسی نظام معرفتی جامعه در واکنش به وقایع جنگ ایران و عراق، ازجمله عملیات کربلای چهار صورت می گیرد.

3) بخشی از پیش فرض های موجود و پذیرفته شده در جامعه ایران درباره جنگ ایران و عراق، در ذیل سه موضوع کلی قابل تعریف است. نخست؛ ددمنشی و تجاوزگری دشمن بعثی در عراق است که تصوّر هرگونه جنایتی را از سوی عراقی‌ها در زمان جنگ امکان‌پذیر کرده است. دوم؛ باور نسبت به مظلومیت و غربت رزمندگان است که تصور وقوع هر نوع وضعیتی را برای آنها ازجمله شهادت غریبانه، امکان‌پذیر کرده است. سوم؛ پرسشها و ابهامات موجود درباره برخی وقایع و مسائل جنگ که بدلیل بی‌توجهی و عدم ارائه پاسخ قانع کننده به آن، موجب تردید نسبت به درایت و توانمندی مسئولان برای اداره جنگ شده است.

4) اطلاعات موجود درباره عملیات کربلای چهار، در جامعه ایران بسیار محدود است. زیرا غیر از آنچه بصورت محدود در برخی از کتابها و رسانه‌ها، مبنی بر شکست عملیات نوشته شده و یا فرماندهان درباره آن سخن گفته‌اند، هیچ اثر مستقل و پژوهشی در این زمینه منتشر نشده است. در عین حال این باور وجود دارد که عملیات کربلای چهار شکست خورده و علت آن، لو رفتن عملیات است که دلایل مختلفی برای آن ذکر می‌شود.

5) مهمترین استدلالی که هم اکنون در واکنش به انتشار خبر انتقال شهدای غواص صورت می‌گیرد، این است  که؛ چون عملیات کربلای چهار لو رفت، به همین دلیل شکست خورد و لذا تعدادی از غواص ها، اسیر و دست‌بسته زنده به گور شدند. در تداوم شکل گیری این ذهنیت، مسئله علت ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر نیز مورد توجه قرار گرفت و چنین نتیجه گیری شد که؛ اگر جنگ تمام شده بود، این‌گونه حوادث واقع نمی‌شد.

6) برپایه توضیحات یاد شده، این پرسش وجود دارد که؛ آیا گزاره خبری- تحلیلی درباره عملیات کربلای چهار صحیح است؟ پاسخ به این پرسش از این جهت اهمیت دارد که شیوه تفکر درباره عملیات کربلای چهار و میزان صحت آن را به آزمون می گذارد. در این بررسی حتی اگر این موضوع روشن شود که ارتباط منطقی میان اخبار و گزارشها، با نتیجه گیری‌ها وجود ندارد، در عین حال علت ظهور و بروز چنین پدیده‌هایی در جامعه ایران، به بررسی جداگانه ای نیاز دارد، زیرا به جنگ ایران و عراق محدود نشده و در سایر زمینه ها، تکرارپذیر است. 

7) آنچه روشن است؛ اسارت و شهادت رزمندگان به هر شکلی، الزاماً به دلیل شکست عملیات نیست، حتی با وجود پیروزی در یک عملیات، وقوع چنین حوادثی در جنگ وجود داشته است. بنابراین اسارت و شهادت رزمندگان در هر دو وضعیت شکست و پیروزی در جنگ، امکان‌پذیر است. باید روشن شود که لو رفتن عملیات به چه معنا است؟ گاهی زمان عملیات لو می رود، گاهی دشمن از مکان عملیات مطلع می شود. گاهی طرح عملیات بمعنای تاکتیک و روش حمله به دشمن و استعداد نیروها لو می رود. بنابراین در درجه نخست باید مشخص شود، منظور از لو رفتن عملیات چیست؟ با وجود تأکید بر لو رفتن عملیات از سوی مسئولین وقت، هنوز مشخص نیست دقیقاً دشمن از چه چیزی و چگونه آگاه شده است؟ ضمن اینکه لو رفتن عملیات، الزاماً بمعنای شکست عملیات نیست. چنانکه دشمن نسبت به امکان انجام عملیات در فاو و عملیات کربلای پنج در شرق بصره مطلع بود، اما با این وجود، عملیات پیروز شد و دشمن شکست خورد. با این توضیح، چگونه با انتشار یک خبر که بعدها اصلاح شد، علت شکست عملیات کربلای چهار با علت لو رفتن آن، بهم پیوند می خورد و هر دو به نحوه شهادت 175 اسیر غواص، ارتباط داده می شود؟

8) درباره پیوند موضوع غواصان شهید با ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر، با وجود اهمیت ارائه پاسخ به پرسش از علت ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر، باید این موضوع را بررسی کرد که چه نسبتی میان مسئله ادامه جنگ با غواصان شهید وجود دارد؟ اگر هدف از طرح مسئله این است که؛ اگر جنگ تمام شده بود، چنین حوادثی واقع نمی شد، این نتیجه گیری صحیح است، اما اگر به این معنا باشد که بدلیل پیشگیری از این‌گونه حوادث باید از ادامه جنگ و دفاع در برابر دشمن خودداری می شد، این نتیجه گیری منطقی نیست زیرا ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر، تابع عوامل دیگری بود که با روش متفاوتی باید نقد و بررسی شود. همچنین در صورت ادامه جنگ، وقوع این نوع حوادث، جزء طبیعت جنگ است.

9) نتیجه گیری از نحوه شهادت غواصان علیرغم اصلاح خبر، مبنی بر بی توجهی امام، مسئولین و فرماندهان، نسبت به شهادت رزمندگان نیزمنطقی نیست. در واقع رویکرد شهادت طلبانه در رزمندگان و وقوع برخی حوادث غیرقابل پیش بینی در جنگ، بمعنای بی توجهی به شهادت رزمندگان نیست. برای این موضوع نمونه های تاریخی زیادی وجود دارد. فرضاً برای تصمیم گیری و اجرای عملیات فاو، نگرانی از احتمال لو رفتن عملیات و شهادت رزمندگان، موجب بحث‌های فراوان در جلسات فرماندهان با آقای هاشمی مبنی بر اجرای عملیات، در صورت اطمینان از غافلگیری دشمن شد. این موضوع نه تنها درباره رزمندگان مورد توجه بود که درباره مردم عراق نیز رعایت می شد. چنانکه امام با ادامه جنگ در خاک عراق، به این شرط موافقت کردند که؛ عملیات در منطقه‌ای انجام شود که مردم عراق حضور نداشته باشند. این تدبیر موجب انتخاب منطقه شرق بصره شد که خالی از سکنه بود. همچنین امام با مقابله بمثل در برابر حملات عراق به شهرها، به این شرط موافقت کردند که قبل از شلیک موشک، به مردم عراق برای تخلیه مناطق هشدار داده شود.