برنامه سطرهای ناخوانده برایم تجربه­ ای نو و جدید بود که به همت جناب آقای امیر بنان تهیه­کننده­ برنامه فراهم آمد که از او سپاسگذارم. درباره­ این برنامه نظرات مختلفی اظهار شد؛ بخشی از آن­ها پیامک­ هایی بود که به برنامه می­ رسید، بخشی پیامک­ ها و تماس­ هایی که به کارشناسان برنامه می­ رسید، بخشی هم که در فضای مجازی و روزنامه­ ها منتشر می­ شد و بخشی هم نظر میهمانان برنامه بود.

   تا آن­جا که من در جریان این نظرات هستم، برخلاف آن­چه استاد عزیزم آقای درودیان در سرمقاله­ روزنامه­ اعتماد نوشته­ اند، به دو دسته کلی تقسیم نمی­ شد و به قطب­ بندی درون جامعه مربوط نمی­ شد. البته ممکن است نظرات بسیاری بوده باشد که من در جریان آن نبوده­ ام و حرف ایشان را تایید کند، اما آن­چه را که من در جریان آن قرار دارم، بیش از 90 درصد برنامه با رضایت مواجه شده است و کمتر از 10 درصد نتوانسته نظر مخاطبین را جلب کند.

   استاد درودیان جذابیت و تفاوت برنامه را به روش و تکنیک برنامه­ سازی نسبت می­ دهد و سهم محتوی را چندان پررنگ نمی­ بیند. ایشان می­ نویسد: «هیچ­یک از موضوعات و مسایل اساسی جنگ شامل؛ علت ناتوانی ایران در بازدارندگی حمله عراق و جلوگیری از وقوع جنگ، چگونگی دفاع در برابر تجاوز و آزادسازی مناطق اشغالی، علت ادامه جنگ در خاک عراق و تحولات آن، همچنین عوامل و شرایط موثر در پایان جنگ در این برنامه روشن نشد.» این بخش از یادداشت ایشان نیز با پیش­ فرض­ ها و قضاوتی همراه است که جای تامل دارد. آیا مسایل اساسی جنگ همین­ هاست که ایشان فرموده­ اند. البته مسایل اساسی از جهات گوناگون و بسته به افراد و تخصص­ ها متفاوت است. همچنین اگر فرض کنیم آقای درودیان از منظر سیاسی- نظامی به موضوع توجه می­ کنند، باز هم ممکن است مسایل اساسی متفاوت باشد. از همین منظر برای من «سیر تطور ذهنیت مردم نسبت به حکومت در طول جنگ ایران عراق» از تمام مسایلی که آقای درودیان فرموده­ اند، اساسی­ تر است؛ هر چند در این برنامه فرصتی برای پرداختن به آن ایجاد نشد. از سوی دیگر منظور آقای درودیان را از «روشن شدن» متوجه نشدم. اگر مقصود، تشریح موضوع بگونه­ ای که نقطه­ تاریک و سوالی باقی­ نماند، باشد، به نظرم چنین امکانی هیچ­گاه فراهم نخواهد شد و اگر مقصود چیز دیگری­ست، باید تشریح شود تا بتوان درباره­ آن گفتگو کرد.

در هر صورت درباره­ تمام مسایلی که ایشان فرموده­ اند، در برنامه گفتگو شد و در برخی موارد؛ مانند «علت ناتوانی ایران در بازدارندگی حمله عراق و جلوگیری از وقوع جنگ» و « علت ادامه جنگ در خاک عراق و تحولات آن»، با چند نفر از میهمانان گفتگو شد و همچنین با آقای رضایی درباره­ پایان جنگ. شاید اغلب آن­چه در برنامه طرح شد، برای آقای درودیان نکته­ های تازه نداشت، اما برای بسیاری از مخاطبین به حقیقت، سطرهای ناخوانده بود.

برنامه­ ای که بازتاب خبری زیادی پیدا کند و محتوایش در رسانه­‌های دیگر منتشر شود، باید علاوه بر فرم، در محتوی نیز جذابیت و تازگی داشته باشد و محتوای برنامه ­های مختلف سطرهای ناخوانده، خبری شد و جالب این­جاست که کامل­ترین گزارش از برنامه­ پایانی را سایت بی­ بی­ سی فارسی منتشر کرد.

در یادداشت آقای درودیان، مطالب دیگری نیز وجود دارد که با پیش­‌فرض­‌هایی همراه است که قابل تشکیک است و ایشان با کنار هم قراردادن آن مطالب، پرسیده­ اند؛ «علت پیدایش چنین وضعیتی چیست؟» گفته ­اند چرا از این برنامه نتیجه ­ای متناسب انتظار حاصل نمی­ شود؟ البته پیش­‌فرض ایشان که پیش از این آمد، این است که «مناسب بود در این هفته مسئله «تجاوز- دفاع» محور بحث و گفتگو قرار می­ گرفت و از طرح سایر مباحث، خودداری و به زمان دیگری موکول می­ شد.» ایشان دلیلش را توضیح نمی­ دهد اما با نظر ایشان موافق نیستم و به نظرم اشکالی ندارد که یک برنامه از میان صدها برنامه ­ای که تلویزیون در این هفته تدارک دیده، متفاوت از این بحث باشد.

سطرهای ناخوانده هدف­های دیگری هم داشت که به­ نظرم تا حدودی در آن موفق بود. جنگ یکی از سخت­ ترین و چالشی­ ترین شرایط تاریخی­ است اما بحث­ های رسانه­ ای ما درباره­ جنگ غالباً لطیف و کم چالش است. یکی از اهداف برنامه­ سطرهای ناخوانده، شکستن این نگرش به جنگ بود. مخاطب باید سختی و ابهت جنگ را احساس کند. استاد عزیزم در یادداشت خود، به نکته­ ای اشاره کرده که از مسایل اساسی جنگ است. نوشته­ اند: «در طول سالهای جنگ، تبلیغاتی که درباره قدرت ایران و ضعف عراق صورت می­ گرفت، جامعه را از فهم واقعیات جنگ غافل کرد، در نتیجه حملات نظامی عراق و بازپس­ گیری مناطق تصرف­ شده، بمثابه شوک روانی به جامعه و موجب تحلیل ذهنی و نامناسب از علت تحولات و نحوه­ پایان جنگ شد.» شاید در سال­های جنگ برخی از این فرآیند ناگزیر بود، اما برنامه­ سطرهای ناخوانده قصد داشت ادامه­ این فرآیند را که پس از جنگ تا امروز در فضای رسانه­ ای ادامه داشته، بشکند و تا حدودی در این امر موفق بود.