اشاره:

تاریخ شفاهی علی اسحاقی   تا کنون در نقد و بررسی تاریخ شفاهی، به اعتبار «روش شناسی» و جنگ ایران و عراق بعنوان بررسی «موردی»، یادداشتهای متفاوتی را در سایت منتشر و بیش از چند سال است که درگیر گفتگوی تاریخ شفاهی با سردار رشید از فرماندهان ارشد دوران جنگ هستم. با توجه به اینکه پیش از این درگیر تاریخ‌نگاری مکتوب بودم و همواره در همین چارچوب با فرماندهان گفتکو می‌کردم، ملاحظات ناظر بر کار تاریخ شفاهی و نقاط ضعف و قوت، همچنین تفاوت و تمایز تاریخ شفاهی با تاریخ‌نگاری مکتوب، ذهنم را درگیر کرده و به تناسب بر نقدی که از روش تاریخ شفاهی داشته ام،  تاثیر گذاشته است.

بدون تردید باید به روش تاریخ شفاهی باور داشت و از آن استفاده کرد. مسئله اساسی؛ نقد «روش شناسی» تاریخ شفاهی است که بنظرم همچنان بعنوان مکمل تاریخ مکتوب ارزیابی و بر محور واقعه حرکت می کند. چنانکه پرسش‌ها از وقایع است و توضیحات نیز نقل وقایع، بر محور ذهنیت فرد است. بنظرم ملاحظه یاد شده نقطه آسیب شناسی تاریخ شفاهی است که بر محور ذهنیات فردی «تاریخ سازی» می کند. برای غلبه بر آسیب شناسی تاریخ شفاهی، علاوه بر توجه به نقش و تاثیر فرد گفتگو کننده و میزان تسلط وی بر موضوع مورد گفتگو، از نظر روش شناسی باید با رویکرد «انتقادی» به جای نقل و یا هدف «آگاهی» از واقعه، اقدام کرد.

توضیح یاد شده را به این دلیل نوشتم که ملاحظات موجود در روش شناسی تاریخ شفاهی و نقدی را که بر آن داشته ام، روشن شود. گونه جدید تاریخ شفاهی در مرکز اسناد دفاع مقدس که مرحوم دکتر اردستانی بنیان آن را گذاشت و به شکل گسترده ای از سوی دکتر نائینی در حال توسعه است، ظرفیت زیادی را به روش‌های متفاوت برای انتشار داده های تاریخی فراهم کرده است که در بررسی‌های تاریخی قابل استفاده است و در عین حال با توجه به نتایج این اقدام و مخاطرات آن، با  «تکثّر در روایت‌ها»، با تاکید بر «فرد محوری»، گونه‌ها و روش شناسی تاریخ شفاهی نیاز به نقد و بررسی دارد که مرکز اسناد دفاع مقدس می تواند در حوزه پژوهش‌های نظامی مسئولیت آن را برعهده گرفته و در این زمینه نشست‌های تخصصی را برگزار کند.

علاوه بر این ملاحظات؛ بنظر می رسد حجم صفحات آثار منتشر شده در مرکز به روش تاریخ شفاهی، مانع از استفاده عموم خواهد شد و نکات اساسی که در این گفتگوها وجود دارد، همانند آنچه در تاریخ شفاهی سردار علی اسحاقی وجود دارد، در میان حجم صفحات دیده نمی شود. با این توضیح، یا باید در روش و حجم صفحات تجدید نظر شود و یا اینکه یک کتاب خلاصه و کم حجم تهیه و منتشر شود. علاوه بر این؛ در موضوعات تخصصی مانند بحث «شنود»، باید به روش پرونده ای با مجموعه ای از افراد گفتگو شود تا از آسیب‌های روایت فردی کاسته شود.

***************************

   فرصتی فراهم شد تا کتاب تاریخ شفاهی جناب آقای علی اسحاقی راکه از سوی آقای یدالله ایزدی تهیه و تنظیم شده است، مطالعه کنم. با توجه به تحقیقاتی که برای جلد دوم کتاب «مسائل اساسی جنگ در آثار ارتش و سپاه» دنبال می کنم، نکات بسیار جالب و کمیابی در کتاب یافتم که موجب نگارش این یادداشت شد. دلیل اهمیت و ارزش کتاب به نظرم فعالیت جناب آقای اسحاقی در حوزه «شنود» است که در درون ساختار اطلاعات سپاه شکل گرفت و بخش مهمی از توانمندی دفاعی- تهاجمی سپاه را برای طراحی و فرماندهی عملیات و تأمین اهداف نظامی فراهم کرد. در زمینه بحث «شنود» اسحاقی یک «بنیانگذار» بی همتا، با انباشتی از اطلاعات و تجربه است که در این کتاب بخشی از ابعاد و لایه های آن مورد پرسش قرار گرفته و راه را برای مباحث عمیق تری گشوده است که باید برای تعمیق آن تلاش کرد. البته قصد نقد و بررسی کتاب را ندارم، ولی به نظرم با حذف برخی حواشی و کاهش صفحات، کتاب روان وخواندنی‌تر خواهد شد.

     شاکله فعالیت آقای اسحاقی در شنود و ارزش آن، برابر آنچه در کتاب امده است، بر سه پایه بهم پیوسته قرار دارد، هر چند در این گفتگو به نحو مناسبی این موضوع واکاوی و آشکار نشده است:

1- زندگی اسحاقی در عراق تا دوره بلوغ، علاوه بر فراگیری و تسلط بر زبان عربی، موجب شناخت از فرهنگ و ساختار عراق شده است. چنانکه پیش زمینه یاد شده در تمایل به کار اطلاعاتی و شناخت از دشمن موثر بود و منجر به شکل گیری ساختار و سازمان شنود در سپاه شد.

2- گذراندن دوران سربازی در لشکر گارد که به لحاظ آموزشی، به ویژه در بخش فنی و شنود، توانایی‌های وی را افزایش داده که آثار آن بصورت تدریجی در ساختارمند کردن شنود و گسترش سازمان و تعمیق روش آن آشکار شده است.

3- شغل آزاد و مدیریت کارگاهِ تعمیر و خرید و فروش موتور سیکلت که موجب شناخت مناسبات اجتماعی و فراهم سازی امکان برقراری ارتباط با اقشار مختلف جامعه و فرماندهی بر نیروها برای مواجهه با بحرانهای امنیتی در کشور شده است.

بنظرم روش واقعه محوری در مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس در تاریخنگاری جنگ ایران و عراق، در روش تاریخ شفاهی تاثیر گذاشته و به دلیل تمرکز بر وقایع، در عمل ساختار موضوعات بر محور تفکر و رفتار افراد، در مواجهه با موضوعات و مسائل مورد واکاوی عمیق قرار نمی گیرد. با فرض اینکه وقایع حاصل تعامل نقش فاعل و کارگزار در تصمیم گیری، به تناسب ساختار و شرایط است، در تاریخ شفاهی تمرکز بر وقایع در گفتگو با فرماندهان و رزمندگان، مانع از شناخت ساختارها می شود. در عین حال اصلاح و تکمیل روش ها از طریق برگزاری جلسات نقد و بررسی روش شناسی تاریخ شفاهی و کتاب های منتشر شده، امکان پذیر خواهد شد.