پیش از این، واقعه جنگ را با فرض «عینیّت تاریخی» به معنای تعیّن رخدادهای سیاسی و نظامی در زمان و مکان، تصور کرده و درباره آن، اندیشه و تحقیق می کردم. مهمتر آنکه تصورم این بود که نه تنها تعریف دیگری از "واقعه جنگ" وجود ندارد، بلکه همه از جمله راویان و پژوهشگران مرکز اسناد نیز چنین برداشتی را از جنگ دارند. برای نخستین بار در یک نشست مشترک با برادران عزیزم آقایان سرهنگی و بهبودی برای فصلنامه نگین، برداشت یاد شده تَرَک برداشت و موجب درنگ و تأمل در مفهوم «واقعه» شد.

   آقای بهبودی در توضیح تفاوت آنچه در دفتر ادبیات به آن پرداخته می شود و روش مرکز اسناد در این زمینه، گفت: «مرکز اسناد به فیزیک جنگ می پردازد.» عبارت ایشان علاوه بر اینکه برای نخستین بار فعالیت «تاریخ نگاری» مرکز اسناد را مفهوم بندی و تمایز آن را با «خاطره نگاری» در دفتر ادبیات، مورد تأکید قرار داد، ذهنیت اولیه ام را مبنی بر اینکه، تاریخ نگاری جنگ و شیوه تفکر رایج در مرکز، تنها گزینه برای تأمل و پژوهش درباره واقعه جنگ ایران و عراق است، دگرگون کرد.

   بعدها آشنایی با نظریه «کلاوزویتس» موجب شد؛ جنگ را بعنوان یک «مسئله استراتژیک» مورد مطالعه قرار دهم که در کتاب اخیرم که برای چاپ آماده می شود، تأثیر آراء کلاوزویتش در نگرش به جنگ ایران و عراق، قابل مشاهده است. تداوم مطالعه و تأمل بر آنچه طی سالهای گذشته درگیر آن بودم و فعالیت وبلاگ نویسی، همچنین آشنایی با "فلسفه علم" در کلاس دکتر سعید زیباکلام، همچنین مطالعه نظریه گادامر درباره «تاریخ‌مندی فهم در هرمنوتیک»، علاوه بر این بررسی نظریه "تاریخ فرهنگی" و برخی عوامل دیگر، موجب بازبینی شیوه تفکر درباره جنگ ایران و عراق شده است. چنانکه در برنامه روایت فتح تحت عنوان «جنگ و زندگی»، به این موضوع پرداختم و در وبلاگ نیز در باره آن یادداشت نوشتم.

  هم اکنون واقعه جنگ از منظر کنش- واکنش های فردی و اجتماعی جامعه ایران، برایم موضوعیت پیدا کرده است. به این معنا که واقعه جنگ چگونه  "جامعه ایران" را پس از پیروزی انقلاب درگیر کرده است؟ بنظر می رسد فهم از واقعه جنگ و صورت بندی آن، بر اساس پیش فرض هایی صورت گرفته است که با وجود اهمیت آن، هنوز مورد مطالعه و پژوهش قرار نگرفته است. حتی آنچه در دفتر ادبیات انجام می شود، بیشتر صورت کلی این واقعه، در گونه خاطره نگاری است. هر چند با ورود به عالم انسانی افراد در مواجهه با واقعه جنگ، درک متفاوتی از آنچه با بررسی رخدادهای سیاسی- نظامی انجام می شود، برای مخاطبین ایجاد می‌شود.

   تاریخ نگاری مستند از وقایع سیاسی- نظامی جنگ، ناظر بر دانش و بهره عقلی است، در حالیکه خاطره نگاری، با نوعی سلوک فردی و هم افقی با فرد خاطره‌گو و بازگشت به متن واقعه همراه است. به همین دلیل، سرشار از لطایف و عظمت روحی کسانی است که واقعه را فهم و با آن زیسته اند. این نوع مواجهه با واقعه جنگ، زمینه تحول روحی را در مخاطبین مستعد و آماده، فراهم خواهد کرد.