طرح مسئله

با فرض پذیرش نظریه کلاوزویتس مبنی بر پیوستگی جنگ با سیاست، این پرسش وجود دارد که؛ تجربیات  چهار دهه گذشته در مواجهه با تهدید و جنگ، در ایران و منطقه، بیانگر باورمندی و عمل بر اساس پیوستگی جنگ با سیاست است یا گسست؟ نظریه مشهور کلاوزویتس درباره پیوستگی جنگ با سیاست، به این معنا است که؛ جنگ یک امر مستقل نیست، بلکه هدف دارد که بیرون از جنگ، و همان سیاست است. با این توضیح، جنگ وجه ابزاری برای تأمین اهداف سیاسی در جنگ دارد که پس از بن بست در مناسبات دو کشور و یا بر اثر تعریف اهداف توسعه طلبانه، موجب استفاده از قدرت نظامی برای تأمین اهداف سیاسی می شود. به این معنا که با نواخت آتش گلوله رقص دیپلماتها در عرصه سیاسی آغاز می شود.

 با نظر به پیوستگی جنگ و سیاست بررسی تجربیات دهه انقلاب و جنگ نشان خواهد داد که در ادراک و عمل، چه نسبتی میان جنگ و استفاده از قدرت نظامی برای تامین اهداف سیاسی وجود داشته است. مهمتر آنکه نتیجه و تاثیرات آن چه بوده است. در ادامه به برخی موارد مهم و تاریخی اشاره خواهد شد.


ادامه مطلب