شکل گیری حوادث سیاسی- امنیتی در نیمه اول سال 1360،  با وجود آنکه زمینه ها و علل مختلفی داشت، اما بر اثر تلاقی حوادث 7 تیر با شهادت شهید بهشتی و بخشی از کادرهای انقلاب و 8 شهریور با شهادت رئیس جمهور و نخست وزیر، به همراه تداوم حضور نیروهای عراقی در مناطق اشغالی، بمعنای ظهور بحران مخاطره آمیز برای موجودیت سیاسی و تمامیت ارضی کشور بود. هم اکنون با گذشت زمان و آشکار شدن نتایج رویارویی ها، تبیین وضعیت سیاسی و امنیتی کشور تا اندازه ای آسان شده است، اما نظر به دشواریهای تصمیم گیری در چنین شرایطی، بهره برداری از درسهای آن، از طریق بازبینی رخدادهای تاریخی ضروریست. با این توضیح این پرسش وجود دارد که؛ راهبرد بازیگران مختلف برای برون رفت از بحران، چه بود و چه نتیجه ای داشت؟

   بررسی حاضر با فرض وجود سه بازیگر شامل: امام خمینی بعنوان رهبر انقلاب، بنی صدر بعنوان رئیس جمهور و فرمانده کل قوا و همچنین عراق بعنوان متجاوز و اشغالگر، انجام خواهد شد. برابر اخبار و گزارشاتی که وجود دارد، در این دوره زمانی، نقش آمریکا در داخل ایران به دلیل تغییر رئیس جمهور آمریکا، با انتخاب ریگان از حزب جمهوریخواه، بجای کارتر از حزب دمکرات، و ضرورت طی شدن فرآیند طراحی استراتژی جدید در برابر ایران، در مقایسه با فرانسه، کمرنگ بود. در واقع فرانسه در این دوره بدلیل ارتباطی که با بنی صدر، حزب دمکرات و سایر بازیگران داخلی داشت، فعال‌تر بود. چنانکه مسعود رجوی برای انتخاب استراتژی جدید، و انتقال سازمان مجاهدین خلق از فاز سیاسی به نظامی، با خروج پنهانی از کشور در زمستان سال 1359، به فرانسه سفر کرد و برای تشدید درگیریهای امنیتی، حمایت فرانسه را بدست آورد.

  در ادامه بحث، ضمن اشاره کلی به راهبرد بازیگران سه گانه، در بحران سیاسی و امنیتی کشور، نتیجه نهائی بعنوان جمع بندی توضیح داده خواهد شد.

1) عراق پس از ناتوانی در کسب پیروزی نظامی در برابر ایران و ناتوانی از ادامه پیشروی در خاک این کشور، بجای اتمام جنگ و یا عقب نشینی به مرزهای بین المللی، در خاک ایران مستقر شد تا با تکیه بر اهرم زمین، اراده سیاسی خود را بر ایران تحمیل نماید. گسترش بی ثباتی سیاسی در کشور و ناتوانی نظامی ایران برای آزادسازی مناطق اشغالی، موجب امیدواری عراق برای کسب امتیاز از ایران، از طریق حفظ مناطق اشغالی و تماس با گروههای سیاسی در ایران شد.

2) بنی صدر بعنوان رئیس جمهور و فرمانده کل قوا، پس از حمله عراق به ایران و به موازات اداره کشور، درگیر مسئله جنگ شد. پیوستگی دو مسئله یاد شده، موقعیت بنی صدر را به چالش گرفت. شکست های نظامی در عملیات‌های چهارگانه، متکی بر نیروهای نظامی ارتش و برخی از نیروهای دواطلب مردمی و سپاه( عمدتا در عملیات نصر در15 دیماه 59)، موقعیت سیاسی بنی صدر را به مخاطره انداخت. بنی صدر برای برون رفت از این وضعیت، از طریق تشدید درگیری های سیاسی در داخل کشور،( با حادثه 14 اسفند در دانشگاه تهران)، عملاً رهبری اپوزیسیون را که ترکیبی از نیروهای مختلف سیاسی بود، برعهده گرفت. بنی صدر تصور می کرد به دلیل برخورداری از موقعیت قانونی و رسمی، همچنین حمایت بخشی از جامعه و گروههای سیاسی، می تواند با برخورداری از حمایت خارجی، اوضاع سیاسی را در داخل کشور به سود خود تغییر دهد. بنی صدر در طراحی راهبردی، در واقع ناتوانی فردی خود را برای اداره جنگ، متکی بر نیروهای ارتش و با نادیده گرفتن سایر ظرفیتهای موجود، به بحران سیاسی و امنیتی در داخل کشور تبدیل کرد. هزینه های این ریسک مخاطره آمیز نه تنها آینده سیاسی بنی صدر را به مخاطره انداخت، بلکه تداوم حیات سیاسی نظام برآمده از انقلاب را نیز، در معرض تهدیدات اساسی قرار داد.

3) امام خمینی بعنوان رهبر انقلاب، با وجود تاکید بر اصلی بودن مسئله جنگ در مقایسه با سایر مسائل، همچنین تمایل به حفظ بنی صدر بعنوان رئیس جمهور قانونی در ساختار سیاسی کشور، پس از مشاهده رفتار بنی صدر در ارتباط سیاسی با گروههای مختلف به ویژه مجاهدین خلق، دو گزینه داشت: گزینه نخست؛ حل مسئله جنگ به عنوان تهدید خارجی، از طریق توافق با عراق و سپس تمرکز بر مسائل داخلی بود. گزینه دوم؛ حل مسائل سیاسی به عنوان تهدید امنیتی در داخل و سپس حل مسئله جنگ با کسب پیروزی نظامی بود. برابر مواضع و رفتار امام در خردادماه سال 60، با وجود آنکه از نظر امام جنگ مسئله اصلی بود، ولی امام برای حل آن، گزینه دوم را انتخاب کرد. به این معنا که تهدید امنیتی را در تقدم نخست قرار داد، تا پس از حل آن با تهدید خارجی مواجهه شود.

نتیجه:

   امام خمینی از طریق فراخوانی مردم و نیروهای انقلاب به صحنه سیاسی کشور، ضمن خنثی کردن استراتژی بنی صدر برای اتکاء به مردم و بکارگیری تمامی نیروهای سیاسی در داخل، سازوکارهای قانونی و زمینه های سیاسی- اجتماعی حذف بنی صدر را فراهم کرد. در حالیکه عراق در انتظار آشکار شدن نتایج بحران سیاسی-امنیتی در داخل ایران بود، با حذف بنی صدر و برقراری ثبات سیاسی در کشور، زمینه بسیج نیروهای مردمی برای مشارکت در جنگ فراهم و در حالیکه عراق در غافلگیری بسر می برد، ترکیب جدید قدرت نظامی ایران، با حضور گسترده نیروهای بسیج، سپاه و ارتش، زمینه آزادسازی مناطق اشغالی فراهم شد.