m-doroodian|محمد درودیان

نویسنده و پژوهشگر جنگ ایران و عراق

   از نظر تاریخی؛ روز سوم آبان بعنوان روز سقوط خرمشهر ذکر می شود، اما برابر اسناد و گزارش های موجود؛ در 24 مهر 1359، با نزدیک شدن دشمن به مسجد جامع و سپس پل خرمشهر، در واقع خرمشهر به «خونین شهر» تبدیل و موازنه نیروها در زمین تغییر کرد. به عبارت دیگر؛ شمارش معکوس برای سقوط خرمشهر، در روز 24 مهر آغاز و در سوم آبان به پایان رسید.  هم اکنون با توجه به حضور نسل جدید در خرمشهر و ضرورت گسترش فرهنگ مقاومت، با تجلیل از «مقاومت مردمی در خرمشهر»، بر دو نکته می توان تاکید کرد:

        خرمشهر امروز

1- مقاومت در خرمشهر، بدون تردید برجسته ترین نماد مقاومت مردمی ملت ایران در برابر تجاوز ارتش عراق است که، نه تنها الهام بخشِ شکل گیری جنگ مردمی در سایر مناطق جنگی بود، بلکه بمثابه فرهنگ و الگوی مقاومت، ماهیت جنگ دفاعی ایران را آشکار کرد. مقاومت در خرمشهر نه تنها آبادان را از اشغال رهانید، بلکه اعتماد بنفس حاصل از دفاع در برابر دشمن، ادامه مقاومت و تسلیم ناپذیری را امکان پذیر کرد. در واقع مقاومت مردمی در جغرافیای خرمشهر، بر «جغرافیای جنگ» و سپس «جغرافیای فرهنگ جامعه ایران» و تعین هویت دفاعی آن سایه افکند. چنانکه هم اکنون نگرش به تهدیدات و ضرورت مقابله با ان، همچنین مفهوم بندی جنگ ایران و عراق در ذیل عنوان «دفاع مقدس»، مولفه های «خرد دفاعی جامعه ایران» را برامده از مقاومت در خرمشهر شکل داده است. 

 2- گرچه از نظر تاریخی؛ مقاومت در خرمشهر بمثابه یک الگوی مقاومت در جنگ مردمی، همواره مورد اشاره و استناد قرار خواهد گرفت، اما آنچه در خرمشهر رخ داده، «فروپاشی یک زندگی» و آغاز زندگی جدید در جنگ است. مقاومت در خرمشهر به دلیل مشارکت نیروهای مردمی، ارتش و سپاه، مقاومت «ملی- مردمی» در برابر دشمن است. آنچه امروز در خرمشهر جریان دارد؛ در امتداد تجلیل از فرهنگ مقاومت نیست، بنابراین باید با «اراده ملی و همگانی»، نماد مقاومت ملی- مردمی را در خرمشهر از طریق پویایی و حیات مجدد در این شهر خاطره انگیز و مقاوم، پاس نهاد. در غیر اینصورت مقاومت در خرمشهر، در گرد و غبار تاریخ دفن خواهد شد. در واقع «حیات مجدد خرمشهر» بمنزله تعمیق و گسترش فرهنگ مقاومت است، زیرا امکان سخن گفتن در باره مقاومت و ضرورت تداوم آن را، فراهم خواهد کرد.


الف) سابقه:

   محمدرضا شرف‌الدین، رییس انجمن سینمای انقلاب و دفاع مقدس و عضو شورای سیاستگذاری جشنواره فیلم مقاومت در گفتگو با روزنامه اعتماد، مورخ 22 اردیبهشت 94 به نکاتی اشاره کرده است که با وجود گذشت زمان، با نظر به اهمیت آن با فرارسیدن سالگرد حمله عراق به ایران، در این یاد داشت مورد بررسی قرار گرفته است.

                        محمدرضا شرف الدین

1) پیش فرض سیاستگذاری در حوزه سینمای دفاع مقدس بر پایه این موضوع تعریف شده است که؛ «امروز نیاز است كه بعضی از روحیات، اخلاقیات و فرهنگ دفاع مقدس برای مردم یادآوری، ترویج و بازآفرینی شود.»  

2) بخشی از اهداف و سیاستهای حمایتی، در چارچوب تحلیل و تجزیه امروزی از پدیده جنگ «بیان چرایی مقاومت هشت‌ساله، شجاعت‌ها، ایثارها، وطن‌دوستی‌ها و پیروی از رهبری برای صیانت و حفظ استقلال و تمامیت ارضی و ...»

3) در این گفتگو برای تبیین مفهوم دفاع مقدس و تمایز آن  با تصویری كه دنیا از جنگ دارد موجب تاکید بر این تفکیک شده است که؛ «جنگ در صورت كلی به دو مفهوم و دو بخش كاملا متمایز تقسیم می‌شود؛ یكی نفس جنگ است كه بسیار كریه و زشت و تنفربرانگیز است و می‌توان مصداق‌های آن را در تجاوز، خشونت، تروریسم، بی‌عدالتی، ظلم و در واقع در یك كلمه نادیده گرفتن كرامت انسانی (كه در واقع من تمامش را ناشی از جنگ می‌دانم) مشاهده كرد و به این ‌ترتیب، به عقیده من، در هر نوع تقابلی كه با ابعاد این پدیده زشت صورت می‌گیرد دفاع مقدس رخ داده و این بخش دوم است. این همان وجهی است كه ما دنبالش هستیم و آن را تبلیغ می‌كنیم و می‌خواهیم فرهنگش را توسعه بدهیم، یعنی دفاع در مقابل تجاوز. ایستادگی در مقابل خشونت، ایستادگی در مقابل جنگ و توسعه جنگ. این وجهه است كه تبلیغ می‌‌كنیم وگرنه هر چیزی كه به نام حوزه جنگ باشد مورد نفرت است. كثیف است. پلید است ... در واقع جوهره دفاع مقدس ما مقاومت بود.»

4) برداشت از مفهوم دفاع مقدس، با تاکید بر مفهوم مقاومت، موجب این برداشت شده است که؛ «بنده می‌گویم در دفاع مقدس اصلا شكست وجود ندارد. پدیده جامعه‌شناسی و روانشناسی می‌گوید اساسا شكست وجود ندارد بلكه آن یك تجربه ناموفق است كه مقدمه‌ای برای پیروزی است. این شكست و كشته‌ها اما تجارب بزرگی برای بعد شد. وقتی كه جنگ شد ما ارتشی نداشتیم به همین دلیل هم بود كه آرزویی را برای صدام به وجود آورد كه سه روزه خوزستان را می‌گیرد. اما هشت سال زمین‌گیر شد و عاقبتش را هم دیدیم چه شد كه همان تفكر دفاع مقدس كارش را تمام كرد. ... مقاومت یك مفهوم است اصلاً این نیست كه آیا موشك آنجا خورد یا نخورد آیا هشت تا كشته داده یا هفت تا. باخت بوده یا پیروزی. اصلاً این مفاهیم نیست. اصلاً این فرمول‌ها مربوط به جنگ است مربوط به دفاع مقدس نیست.»

ب ) نقد و بررسی:

1) آنچه آقای شرف الدین در این گفتگو بیان داشته است، در واقع مفهوم رایج درباره دفاع مقدس است، با این تفاوت و تمایز که به نحو قابل توجهی برای تعیین اهداف و سیاست‌های سینمای دفاع مقدس، مفهوم بندی و تا اندازه ای ، محدود شده است. مسئله اصلی در این گفتگو که موجب نگارش یادداشت حاضر شده است، نقد و بررسی روش تبیین مفهوم دفاع مقدس به منظور تعیین اهداف و سیاست‌های سینمای دفاع مقدس، از طریق تقلیل و محدود کردن جنگ به مفهوم «دفاع مقدس» است. به عبارت دیگر؛ مسئله این نیست که نمی‌توان از الگوی مفهومی دفاع مقدس برای سامان بخشی سینما استفاده کرد ، بلکه مشکل از این جا آغاز می شود که بدون توجه به تحولات نظامی، استراتژی ها، تصرف یا از دست دادن سرزمین، تنها بر اساس ارزش های معنوی فرهنگ دفاع مقدس، تمامی تحولات جنگ در ذیل این مفهوم، محدود شده است.  با این توضیح، در نقد نگاه موجود، برخی پرسش ها مطرح می شود که بازبینی و تأمل درباره آن، ضروری به نظر می رسد:

2) تمامی جنگ ها در بکارگیری ابزار با هدف کشتار و تصرف سرزمین یا دفاع از سرزمین، مشترک هستند، اما اهداف و روش های آنها، تفاوت دارد.  با این توضیح، منظور از تقسیم بندی آنچه میان ایران و عراق روی داده، به «جنگ- دفاع» چیست؟ جنگ ها از جهت اهداف و ماهیت، به تهاجمی- دفاعی، عادلانه- غیرعادلانه، انقلابی- ضدانقلابی و سایر موارد تقسیم می شوند، اما تقسیم بندی به جنگ و دفاع مرسوم  نیست.

3) نادیده گرفتن اصابت موشک و یا تعداد کشته ها با تأکید بر اینکه؛ «این فرمول ها مربوط به جنگ است، مربوطه به دفاع مقدس نیست»، با سایر توضیحات آقای شرف الدین و واقعیات تاریخی، در تناقض است. به این معنا که وقتی ایشان می گوید گفته که؛ «عراق آرزوی تصرف سه روزه خوزستان را داشت، ولی زمین گیر شد و همان تفکر دفاع مقدس کارش را تمام کرد»، منظور چیست؟ آیا واقعیت غیر از این است که جامعه ایران با هر آنچه داشت، در برابر تجاوز عراق ایستادگی کرد و مانع از اشغال خوزستان شد و این تحول و نتیجه ای که حاصل شد بمعنای پیروزی ایران است؟ آیا برای تبیین چگونگی حفظ سرزمین و شکست عراق، از مفهوم دفاع و پیروزی استفاده نشده است؟ با این توضیح، دفاع با نظر به استفاده از سلاح، استراتژی و بسیاری از مولفه های دیگر، صورتی از جنگ است اما اهداف و روش آن تفاوت دارد. بنابراین نمی‌توان نقش و تأثیر تجهیزات و استراتژی دفاعی- تهاجمی، استعداد نیروهای شرکت کننده و تعداد کشته و اسیر را به این دلیل که اینها مربوط به فرمول جنگ است نه دفاع، نادیده گرفت.

4) تأکید بر اینکه «در دفاع مقدس اصلاً شکست وجود ندارد، بلکه یک تجربه ناموفق است که مقدمه ای برای پیروزی است»، با تناقض همراه است. زیرا از یکسو؛ مفهوم شکست بی معنا تلقی می شود و از سوی دیگر؛ شکست موجب تجربه اندوزی و مقدمه ای برای پیروزی ارزیابی می شود. اگر مفهوم پیروزی- شکست و ضرورت تجربه اندوزی با تصرف یا از دست دادن سرزمین، از طریق تهاجم و انجام عملیات ارتباطی ندارد، پس در چه نسبتی باید این مفاهیم را تعریف کرد؟

نتیجه گیری

    با نظر به سایر ابعاد جنگ ایران و عراق و واقعیات تاریخی آن، رویکرد فرهنگی به جنگ با تأکید بر «مفهوم دفاع و مقاومت» تنها یک نوع نگاه به جنگ است و نباید جنگ را به رویکرد فرهنگی و مفهوم دفاع، محدود و در مقابل هم قرار داد. بی توجهی به ملاحظه یاد شده، موجب ظهور برخی تناقض ها می شود که در اظهارات آقای شرف الدین، مشهود است. علاوه بر این بخش مهمی از ظرفیت‌های استفاده از تجربه جنگ، در برابر تهدیدات حال و آینده را، خنثی و یا کم رنگ می کند.


  نقش مقاومت شهر آبادان در برابر محاصره دشمن، یکی از مهمترین رخدادهای سیاسی، اجتماعی و نظامی جنگ ایران و عراق است که کمتر درباره آن سخن بایسته ای گفته و نوشته شده است. جایگاه مقاومت شهر آبادان در روند تحولات جنگ، از دو منظر قابل توجه و بررسی است. نخست؛ تأثیر مقاومت آبادان بر شکست دشمن و دیگری؛ تأثیر آن بر کل روند جنگ در منطقه جنوب است.

برای ادراک بهتر از تأثیر مقاومت در آبادان، باید به اهداف عراق از حمله به ایران توجه کرد. تجزیه خوزستان و لغو قرارداد 1975، بخشی از اهداف عراق بود که در صورت تصرف آبادان و خرمشهر، تأمین می شد.

بر پایه توضیح یاد شده، مقاومت در آبادان - خرمشهر با هم و تأثیر هر دو بر اهداف عراق، بهم پیوسته است. به این معنا که مقاومت خرمشهر موجب تأخیر در پیش‌روی ارتش عراق به سمت آبادان و در نتیجه مانع از سقوط شهر آبادان شد. به این اعتبار، حفظ آبادان تا اندازه ای تحت تأثیر نتایج مقاومت در خرمشهر بود. در عین حال دستاوردهای مقاومت در خرمشهر را حفظ کرد. علاوه بر این، مقاومت آبادان و خرمشهر مانع از تأمین اهداف عراق برای تجزیه خوزستان یا لغو قرارداد 1975 الجزایر شد. بر پایه توضیحات یاد شده، مقاومت آبادان در محاصره، چندان مورد توجه قرار نگرفته است. به نظر می رسد در این مسئله چند عامل نقش داشته است:

1- شکل گیری مقاومت در خرمشهر، موجب شد این شهر بعنوان نماد مقاومت در جنگ شناخته شده و به شهر آبادان توجه چندانی نشد.

2- نگاه دوگانه راهبردی به اهداف دشمن در خوزستان، مانع از توجه به آبادان شد. در نگاه اول؛ حفظ اندیمشک به عنوان گلوگاه خوزستان، از سوی بنی صدر بعنوان فرمانده کل قوا و مرحوم ظهیرنژاد به عنوان رئیس ستاد مشترک ارتش، مورد تأکید قرار گرفت. در نگاه دوم؛ شهر اهواز به عنوان مرکز خوزستان، از سوی شهید فلاحی فرمانده وقت نیروی زمینی ارتش مورد توجه بود. بنابراین خرمشهر و آبادان از دست رفته تلقی می شد.

3- مناقشه ارتش و سپاه درباره شکستن محاصره آبادان، موجب توجه به مسئله آزادسازی، به جای مقاومت شده است.

 فرمان امام برای شکستن محاصره آبادان و خرمشهر، علاوه بر اینکه منطق مقاومت در محاصره و تلاش برای شکستن آن را شکل داد، موجب شد با آزادسازی آبادان، زمینه آزادسازی خرمشهر فراهم شود. توجه به مقاومت در آبادان علاوه بر اینکه بعنوان یک واقعیت تاریخی ضروری است، می تواند با تبیین ابعاد سیاسی و اجتماعی جنگ "الگوی مقاومت" در جنگ را تعمیق بخشید و نهادینه کرد.


شهر خرمشهر پس از یك دوره مقاومت 40 روزه در برابر تجاوز ارتش عراق و پس از یك دوره اشغال 20 ماهه، سرانجام در تاریخ سوم خرداد سال 1361، با اجرای عملیات بیت‌القدس آزاد شد.

هم اکنون نام خرمشهر بر اثر فرآیند سیاسی- نظامی و اجتماعی، به یك نماد فرهنگی، اجتماعی و سیاسی تبدیل شده است. چنانچه مفهوم "مقاومت و پیروزی در جنگ" با نام خرمشهر و جنگ مردمی، در هم آمیخته و با آن معنا می‌شود. خرمشهر برای نسل برآمده از دوره مقاومت و آزادسازی، نامی بزرگتر از یك شهر و در ورای یك حادثه یا یك عملیات، بلکه افتخار آمیز و هویت ساز است. مجموعه این ملاحظات سبب شده است فتح خرمشهر به یك حادثه بزرگ تاریخی در فرهنگ و تاریخ ایران و انقلاب و جنگ، تبدیل شود.

1- مقاومت در خرمشهر از نظر نظامی، به منزله شكل‌گیری قدرت جدید دفاعی ایران بود. همین امر محاسبات عراق را در هم ریخت و مهمترین نتیجه آن، شكست عراق در استراتژی جنگ برق‌آسا بود. بسط و تعمیق مفاهیم و روش های دوره مقاومت، موجب گسترش عقلانیت جدید دفاعی و در تداوم آن، موجب تبدیل قدرت دفاعی ایران به قدرت تهاجمی شد.

2- از نظر سیاسی- استراتژیك، فتح خرمشهر نقطه چرخش در روند تحولات سیاسی و نظامی جنگ محسوب می‌شود چراکه پس از آن ماهیت جنگ تغییر كرد. پیش از فتح خرمشهر، اهداف جنگ علیه ایران، ناظر بر نگرانی از پیامدهای پیروزی انقلاب بود. با فتح خرمشهر مجدداً همان نگرانی هایی كه با پیروزی انقلاب حاصل شده بود، ایجاد شد، زیرا پیامدهای شكست عراق به منزله زلزله جدید در خاورمیانه بود و همان چشم‌اندازی كه با پیروزی انقلاب ترسیم شده بود، محقق می شد.

با فرض پذیرش فتح خرمشهر به عنوان یك حماسه بزرگ تاریخی، این پرسش وجود دارد كه؛ اساساً با اینگونه رخدادها چگونه باید برخورد كرد؟ به عبارت دیگر نسبت حوادث بزرگ تاریخی با تاریخ و سرنوشت حیات سیاسی  اجتماعی یك جامعه چیست؟ چگونه می‌توان یك جامعه را در امتداد رخدادهای بزرگ تاریخی هدایت كرد؟

بدیهی است پاسخ به این پرسشها نیاز به تامل و تحقیقات عمیقی دارد ولی می‌توان بر این موضوع تأكید كرد كه این گونه حوادث بزرگ، از ویژگی خاصی برخوردارند كه باید مورد توجه قرار گیرد. حوادث بزرگ تاریخی در واقع حاصل تلاقی رخدادها و روندهای خاصی هستند، به همین دلیل این نوع حوادث، جریان‌ساز، الهام‌بخش و مؤثر بر حال و آینده هستند و همواره با تفسیر و رویكردهای جدید مورد بازبینی و تولید قرار می‌گیرند.

با این توضیح می‌توان اجمالاً به این موضوع اشاره كرد كه فتح خرمشهر و تحولات جنگ، پیش و پس از آن، حاصل تحولات سیاسی- اجتماعی در ایران است كه در یك مرحله با انقلاب مردمی منجر به سقوط شاه شد. بعدها با مقاومت در برابر تجاوز ارتش عراق، منجر به ظهور قدرت دفاعی ایران و سپس موجب شکل گیری قدرت تهاجی ایران و در نتیجه، فتح خرمشهر شد.

منطق مقاومت و ادامه جنگ پس از فتح خرمثهر، متأثر از تعامل پیروزی های نظامی با تحولات سیاسی-اجتماعی بود. در تلاقی تعامل یادشده، فرهنگ جدیدی در چارچوب پیوستگی جنگ و انقلاب ظهور کرد که همچنان، با چالشهای تداوم و توسعه مواجهه است. بنابراین با شناخت ماهیت تحولات سیاسی- اجتماعی، باورها و اعتقادات و رفتارهای یك نسل و بررسی سایر مؤلفه‌ها‌ و متغیرها، می‌توان تا اندازه‌ای منطق حاكم بر وقوع حادثه بزرگ فتح خرمشهر را، ادراك كرد.  ادامه دارد ...