با فرض اینکه مفاهیم و تعریف ان استاندارد نیست، در واقع نظام معنابخشی و تفسیری از پدیده ها در هر جامعه‌ای، تابع تجربه تاریخی و پیشینه‌های فرهنگی- اجتماعی در آن جامعه است. با این توضیح، در پاسخ به این پرسش که؛ هم اکنون برداشت جامعه ایران از مفهوم جنگ چگونه حاصل شده است؟ بصورت اجمالی می توان تاکید کرد که ادراک جامعه ایران از مفهوم جنگ، تابع تجربه تاریخ معاصر است که بیشتر شامل جنگ ایران و عراق و جنگ‌های آمریکا و داعش در منطقه است.

برپایه این فرض که شرایط مواجهه با یک تجربه، نظام ادراکی- معنایی یک جامعه را از تجربه مشترک شکل می دهد، درباره تجربه جنگ در جامعه ایران، به نظر می رسد حداقل چند موضوع موثر است:

1- پیوستگی جنگ با انقلاب؛ جامعه ایران بر این باور بود که تهدیدات نظامی و جنگ به دلیل انقلاب و استقلال‌خواهی از نظام سلطه است.

2- ضرورت حفظ موجودیت سیاسی بر آمده از انقلاب؛ متأثر از موضوع مندرج در بند اول، حفظ نظام سیاسی برآمده از انقلاب، در برابر تهدیدات نظامی- امنیتی در اولویت قرار داشت. ضمن اینکه تصور می‌شد عراق به دنبال پیشروی به سمت تهران و سقوط نظام است.

3- دفاع از تمامیّت ارضی؛ نگرانی از تجزیه سرزمین و تکرار تاریخ، یکی از مهمترین نگرانی‌های جامعه ایران بود و این ملاحظه در شکل گیری انگیزه‌های دفاع جمعی نقش اساسی داشت.

با فرض صحت مولفه های سه گانه، در واقع ادراک عمومی جامعه ایران برخلاف ادراک تخصصی و نظامی ارتش از تهدیدات عراق و جنگ، بیشتر سیاسی- اجتماعی و تابع تعاریف هویتی بوده است.ملاحظه یاد شده در عین حالیکه مانع از ادراک نظامی از مسئله جنگ شد، در عین حال امکان دفاع مردمی و همه جانبه را فراهم کرد.

نتیجه گیری یاد شده از دو جهت اهمیت دارد: نخست آنکه نگرش و برداشت از  مفهوم جنگ، بمثابه یک واقعه نظامی، و انطباق آن با مفاهیم کلاسیک، با نادیده گرفتن ابعاد هویتی و سیاسی- اجتماعی، مانع از فهم عمیق نسبت به تجربه تاریخی جامعه ایران از مسئله جنگ خواهد شد. بنا براین باید با نظرگاه‌های مختلفی به این تجربه نگاه کرد. علاوه بر این، جامعه ایران به دلیل فهم تجربی از جنگ، در نگاه به جنگ آینده که متفاوت با تجربه جنگ گذشته خواهد بود، احتمال دارد غافلگیر شود، زیرا ماهیت جنگ در هر دوره با وجود شباهت در  بکارگیری ابزار نظامی و انهدام و کشتار، در روش و برخی موارد دیگر متفاوت است.