m-doroodian|محمد درودیان

نویسنده و پژوهشگر جنگ ایران و عراق

با نظر به گفتمان غالب درباره نگرش به وقایع و موضوعات جنگ ایران و عراق و ادبیات منتشر شده، این پرسش وجود دارد که؛ آیا جنگ ایران و عراق در سطح استراتژی، نقد و بررسی شده است؟ پرسش یاد شده با فرض فقدان مباحث استراتژیک طرح شده است. مهمترین دلیل صحت مفروض یاد شده نیز فقدان ادبیات استراتژیک است. در واقع اگر بررسی‌های استراتژیک صورت می‌گرفت، باید ادبیات آن منتشر می‌شد، حال آنکه چنین ادبیاتی وجود ندارد.

مسئله قابل توجه این است که جنگ یک مسئله استراتژیک است و با نظر به همین ملاحظات در زمان جنگ، مسئله فهم و برابر الزامات آن، تصمیم گیری و اقدام شده است. با این توضیح، نوعی تناقض وجود دارد که در پاسخ به پرسش یاد شده بررسی خواهد شد. به این معنا که چرا جنگ بعنوان یک مسئله استراتژیک، فهم و برابر آن عمل شده ولی در عین حال در بررسی ادبیات آن منتشر نمی‌شود؟ مهمتر آنکه آنچه در سوریه و عراق و منطقه از سوی ایران دنبال می شود، دقیقاً برآمده از فهم استراتژیک از درس ها و تجربیات جنگ با عراق است. هر چند ادبیات آن تولید نشده است.

به نظرم با فرض اینکه جنگ یک مسئله استراتژیک است، نگاه استراتژیک به جنگ مستلزم نگاه ملی و دولت‌محور است. این مهم به دلیل اینکه وقوع جنگ و ناتوانی در آزادسازی مناطق اشغالی به دولت موقت و دولت بنی‌صدر نسبت داده می‌شود، بنابراین نگاه استراتژیک و ملی نمی‌تواند بر پایه آموزه های تاریخی- تجربی  بر ضد دولت شکل بگیرد.

اگر برداشت یاد شده صحیح باشد، تفکر تاریخی- سیاسی به تجربه نقش دولت در جنگ، احتمالا یکی از مهمترین دلایل فقدان ادبیات استراتژیک درباره تجربه جنگ با عراق است. برای غلبه بر این مهم، یا باید دیدگاه تاریخی تغییر کند و یا اینکه با نقد تجربه تاریخی، با نظر به آینده، نقش دولت در جنگ مورد بازبینی قرار بگیرد. انجام این مهم به این اعتبار ضروری است که حلقه واسط اتصال تجربه جنگ با عراق، به جنگ آینده و پشتیبانی از «ایران، قدرت منطقه ای»، از این طریق قابل دستیابی است.


   تجربه جامعه ایران در برابر تجاوز عراق و شکل‌گیری فرهنگ مقاومت مردمی، گرچه در واکنش به حمله عراق به ایران صورت گرفته است، اما اگر این فرض را بپذیریم که ادراک و عمل، ریشه در تجربه تاریخی و مناسبات، همچنین شرایط سیاسی- اجتماعی دارد، این پرسش وجود دارد که؛ واکنش جامعه ایران در برابر تجاوز عراق در چارچوب چه مفاهیم و تجربه ای قابل صورتبندی است؟ در واقع جامعه ایران که در شرایط انقلابی و پس از پیروزی انقلاب قرار داشت، تجاوز عراق را بمثابه حمله به انقلاب ارزیابی کرد و این موضوع موجب شکل گیری فرهنگ مقاومت همه جانبه در برابر متجاوز شد و از این طریق مفهوم جنگ دفاعی شکل گرفت و جنگ جایگزین انقلاب شد.

   پس از اتمام جنگ ایران و عراق، تهدید نظامی ایران به بهانه موضوع هسته ای طی یک دهه گذشته و تداوم آن در موضوعات و مسایل منطقه ای، موضوع جنگ را به جای «حمله به انقلاب» که با تجاوز عراق به ایران شکل داد، بر «مهار قدرت ایران در منطقه» متمرکز کرده است. همچنین در گذشته فروپاشی قدرت نظامی و سیاسی ایران بر اثر پیروزی انقلاب، بمثابه فرصت برای حمله به ایران ارزیابی می شد، در حالیکه امروز قدرت ایران و توسعه آن در منطقه، محمل تهدید نظامی و حمله قرار گرفته است.

   با نظر به تغییر موقعیت ایران از «شرایط انقلابی» و ضعف های ناشی از فروپاشی ساختار و تغییر در ماهیت قدرت به «موقعیت استراتژیک در منطقه» که با برخورداری از قدرت نفوذ و تأثیرگذاری همراه شده است، جنگ آینده و ضرورت سامان دهی قدرت دفاعی و تهاجمی در برابر آن، صرفاً با مفهوم «جنگ دفاعی» که برآمده از تجربه جنگ با عراق است، قابل صورتبندی و طراحی نیست و باید در چارچوب دیگری از جمله مفهوم « ثبات بخشی در منطقه و رقابت استراتژیک» مفهوم بندی شود.




همه پیوندها