m-doroodian|محمد درودیان

نویسنده و پژوهشگر جنگ ایران و عراق

حلقه تفکر راهبردی سپاه در جنگ

اشاره:

نظر به اینکه فرماندهان و اندیشه های نظامی نقش اساسی در تحولات نظامی جنگ و نتایج آن دارد، در این یادداشت و در ادامه مباحث پیشین، حلقه اصلی تفکر و تصمیم گیری راهبردی و عملیاتی در سپاه، مورد بررسی قرار گرفته است. امیدوارم این اقدام در باره حلقه تفکر راهبردی در ارتش نیز صورت پذیرد.


ادامه مطلب

 بسیج نیروها و سازماندهی آنها، به همراه ضرورت افزایش توان نظامی برای انجام عملیات گسترده و آزادسازی مناطق اشغالی، در واقع منطق گسترش سازمان سپاه را شکل داد. در آستانه عملیات فتح المبین، ساختار سپاه که پیش از این بصورت گردان و تیپ سازماندهی شده بود، عملاً به لشکر ارتقاء پیدا کرد.

   برخلاف مرحله اول که فرماندهان و مسئولین اولیه سپاه از سوابق سیاسی- مبارزاتی برخوردار بودند و مشروعیت و قابلیت انجام مأموریت های دفاعی- امنیتی را داشتند، در مرحله آزادسازی و با حضور نیروهای مردمی در جنگ، تجربه عملیاتی، زمینه آموزش نیروها و ارتقاء آنها را فراهم کرد. به این شکل که فرمانده دسته، گروهان و گردان، با هر عملیات، در صورت شهادت فرمانده و یا ضرورت گسترش سازمان رزم و تشکیل یگان های جدید، ارتقاء می یافت.

   مسئله قابل توجه در این مرحله، شناسایی نیروها برای فرماندهی و سپس ارتقاء آنها بود. مهمترین معیار انتصاب و ارتقاء فرماندهان در تمام سطوح؛ شجاعت، خلاقیت، قدرت فرماندهی و مقبولیت در میان نیروها بود. پویایی حاصل از تحولات جنگ، سازوکارهای آموزش و ارتقاء نیروها را در سخت ترین شرایط بوجود آورده بود.

   در عملیات فتح المبین و سپس بیت المقدس، ساختار فرماندهی سپاه در جنگ، با تشکیل یگان ها و قرارگاههای جدید گسترش یافت. قرارگاه کربلا، به عنوان نخستین قرارگاه مشترک سپاه و ارتش در جنگ، بالاترین سطح فرماندهی جنگ را در عملیات فتح المبین تشکیل می داد که از ارتش شهید صیاد شیرای و از سپاه آقای محسن رضایی حضور داشتند. پس از آن، قرارگاههای لشکری تشکیل شد که شهید حسن باقری، عزیز جعفری، غلامعلی رشید، رحیم صفوی و احمد غلامپور از فرماندهان آن بودند.

   به موازات تشدید رویارویی با ارتش عراق و اجرای عملیات های گسترده برای آزادسازی مناطق اشغالی، همانند فتح المبین و بیت المقدس، چهره اصلی تفکر نظامی سپاه و فرماندهان آن، آشکار شد. ساختار نظامی سپاه و فرماندهان آن که سخت تحت تأثیر تحول جنگ قرار داشتند، شیوه جدید و خلاقانه ای را برای طراحی عملیات و اجرای تاکتیک های نظامی در پیش گرفتند که برای ارتش عراق ناشناخته بود و لذا موجب غافلگیری آنها شد. اجرای عملیات در شب و رخنه و شکستن خطوط دفاعی دشمن متکی بر نیروهای پیاده همراه با غافلگیری، از جمله مشخصات تفکر جدید بود که در سپاه و با جنگ شکل گرفت و عراق در برابر آن کاملاً آسیب پذیر بود.

ادامه دارد ...


   جنگ ایران و عراق همانند هر جنگ دیگری، متأثر از تفکر راهبردی، استراتژی نظامی، تاکتیک عملیاتی، پشتیبانی و فرماندهی صحنه جنگ و بسیاری از ملاحظات دیگر است. آنچه که هم اکنون درباره جنگ ایران و عراق گفته یا نوشته می شود، بیشتر «واقعه محور» است. به این معنا که رخدادهای سیاسی- نظامی جنگ از حیث چرایی و چگونگی وقوع، همچنین خاطرات افراد، مورد توجه است. بنظر می رسد تقلیل مسئله جنگ به چارچوب مفهومی دفاع مقدس و در نتیجه طرح مباحث محدود و فرهنگی، مانع از بررسی بخش مهمی از موضوعات و مسائل اساسی جنگ، ازجمله استراتژی، تاکتیک ها و فرماندهی جنگ، همچنین نتایج، دستاوردها، علت پیروزی و شکست ها شده است.

   یادداشت حاضر با توجه به ملاحظه یاد شده، با هدف نقد و بررسی مسئله «فرماندهان» و «فرماندهی سپاه» در جنگ نوشته شده است. حال آنکه نقش فرماندهان، ساختار و فرماندهی در ارتش نیز موضوع بسیار مهمی است که باید از سوی محققین و موسسات تحقیقاتی موجود در ارتش، بصورت جداگانه بررسی شود.

   بحث درباره فرماندهی در جنگ ایران و عراق، از چند جهت اهمیت دارد. نخست آنکه؛ نبردهای نظامی در عمل بدون حضور و نقش فرماندهان و فرماندهی، قابل تحقق نیست و لذا برای فهم تحولات صحنه نبرد و نتایج آن، باید به مسئله فرماندهی در جنگ توجه شود. علاوه بر این، عراق در شرایطی به ایران حمله کرد که ارتش بر اثر پیروزی انقلاب، برخی فرماندهان خود را به دلیل حمایت از رژیم شاه و یا مشارکت در کودتای نقاب، همچنین برخی ملاحظات دیگر، از دست داده بود و همین موضوع به عنوان نقطه ضعف ایران ارزیابی شده، و پیروزی عراق محتمل به نظر می رسید. سپاه نیز با پیروزی انقلاب، تشکیل شده بود و فرماندهان آن، جوان و بیشتر به دفاع از انقلاب در برابر رخدادهای سیاسی- امنیتی اهتمام داشتند. بالاترین آموزش نظامیِ فرماندهان سپاه، علاوه بر تجربه مقابله امنیتی در مناطق بحرانی مانند کردستان، بلوچستان و خوزستان، آموزش سربازی و یا چریکی در خارج از ایران و مبارزه در گروههای مسلح علیه شاه بود.

   بنابراین نقش و جایگاه فرماندهی در جنگ به اعتبار وضعیت سپاه و ارتش پس از پیروزی انقلاب اسلامی، یک موضوع و مسئله است. به این معنا که؛ وضعیت فرماندهی و تحولات آن در جنگ، چه نقش و تأثیری بر موقعیت نظامی ایران، همچنین پیروزی ها و شکست ها داشته است؟ پرسش یاد شده، ناظر بر این ملاحظه است که؛ فهم موضوعات و مسائل جنگ، تحولات و نتایج آن، تابع تبیین صحیح از مسئله فرماندهی در جنگ است.

   بر پایه مفروض یاد شده در جنگ، مبنی بر نسبت میان فرماندهی در جنگ با موقعیت ها و پیروزی- شکست، این پرسش وجود دارد که؛ مسائل اساسی فرماندهی سپاه در جنگ کدام است؟ پاسخ به پرسش یاد شده و تهیه فهرست موضوعات و مسائل، با توجه به تغییر شرایط سیاسی- نظامی کشور، در مقایسه با دوران جنگ، تا اندازه ای دشوار است. تصویر کنونی از فرماندهان سپاه، با توجه به درجه، موقعیت و اظهارات آهاآنها آآنها در حوزه مباحث سیاسی، نظامی و امنیتی، توضیح درباره روند شکل گیری فرماندهی در سپاه و جنگ در نتیجه فهم آن را، دشوار کرده است. به عبارت دیگر آنچه هم اکنون وجود دارد و مورد باور و پذیرش قرار گرفته است، با وضعیتی که در گذشته وجود داشت، به لحاظ تفکر و ساختار، همچنین بسیاری ملاحظات دیگر، تفاوت کرده است. فرضاً سردار جعفری فرمانده فعلی سپاه، در آن دوران به عنوان یک دانشجو وارد جنگ می شود و در سوسنگرد به صورت تدریجی مراتب فرماندهی و انجام عملیات را تجربه می کند. تصویر کنونی از سردار جعفری، با واقعیات دوره جنگ و تحولات تدریجی آن، تفاوت اساسی دارد، لذا چگونه می توان این تفاوت را با تأکید بر گذشته توضیح داد؟ همچنین چگونه می توان این موضوع را تبیین کرد که این فرماندهانِ جوانِ آموزش ندیده و کم تجربه، در فرآیند تحولات جنگ، عملیات های نظامی را طراحی و سپس برای کسب پیروزی آن، فرماندهی کرده اند؟ همچنین مواجهه تجربی با مسئله جنگ، از طریق آزمون- خطا، چه تأثیری بر روند جنگ و نتایج آن داشته است؟

   شکل گیری فرماندهی سپاه در جنگ؛ با تغییر در ساختار سپاه از نیروی امنیتی به نیروی نظامی، همچنین روند تحولات جنگ از دفاعی به آزادسازی و سپس جنگ تعاقبی در خاک دشمن، نسبت دارد. بنابراین موضوع فرماندهی سپاه در جنگ، به یک معنا همان بحث جنگ است، اما باید از نقطه عزیمت تمرکز بر ساختار سپاه و نقش فرماندهان، بررسی شود. با این تأکید که تغییرات فرماندهی در سپاه در جنگ و ساختار آن، به صورت تدریجی صورت گرفته است. ادامه دارد ...