m-doroodian|محمد درودیان

نویسنده و پژوهشگر جنگ ایران و عراق

                               سرهنگ سجادی

اشاره:

سرهنگ علی سجادی که در جلسه نقد و بررسی کتاب «تجزیه و تحلیل جنگ ایران و عراق؛ پیش درآمدی بر یک نظریه» در دانشگاه عالی دفاع ملی حضور داشت، پیرامون پاسخ های اینجانب به پرسش های حاضرین، نقدی نوشته است که در ادامه از نظر خواهد گذشت. انتظار داشتم یادداشت ارسال شده تکمیل و سپس منتشر شود که اقدامی در این زمینه صورت نگرفت و تأخیر در انتشار به همین علت بود.


ادامه مطلب

   سایت مشرق در تاریخ 93/10/6 به نقل از سردار غلامپور، درباره تصمیم گیری در عملیات کربلای پنج، نوشته است: « من در برخی جاها حتی در مقاله‌ای راجع به کربلای 5 از آقای درودیان دیدم که تصمیم‌گیری قطعی و نهایی را به عهده آقای هاشمی گذاشته است، به آقای رشید هم عرض کردم که اینجا به نظر من، حتی آقای درودیان- به‌عنوان یک راوی جنگ سپاه و کسی که با واقعیت جنگ از نزدیک سروکار داشته- نسبت به آقامحسن بی انصافی کرده، در حالی‌که، خداوکیلی آنچه من شاهد و ناظر قضیه بودم این بود که اگر آقای هاشمی هم گفت بله، آقای رضایی ایشان را مجاب کرد.»

   نظر به اهمیت موضوع تصمیم گیری در عملیات کربلای پنج،  با توجه به آنچه را بعنوان راوی عملیات، در قرارگاه خاتم الانبیاء شاهد آن بوده ام و پیش از این گفته و نوشته ام، برخی از توضیحات لازم است، که در ادامه مورد اشاره قرار می گیرد:

1) شکست عملیات کربلای چهار، بدلیل هوشیاری دشمن، پیامدهای سختی را برای طراحی و تصمیم گیری عملیات کربلای پنج به همراه داشت. چنانکه جلسات نقد و بررسی عملیات کربلای چهار، با حضور آقای هاشمی به عنوان فرمانده عالی جنگ، تا اندازه ای به مجادله کشیده شد.

2) کشور به دلیل وضعیت سیاسی- اقتصادی و اجتماعی، بر اثر حملات موشکی عراق به زیرساخت های صنعتی- اقتصادی، به همراه کاهش قیمت نفت به 6 دلار ، قدرت هضم شکست عملیات کربلای چهار را نداشت. زیرا پس از پیروزی در فاو، تصور می شد با یک پیروزی دیگر در عملیات کربلای چهار، به عنوان عملیات سرنوشت ساز، می توان جنگ را خاتمه داد. در چنین وضعیتی، افشای ماجرای موسوم به مک فارلین نیز بر  دشواری و پیچیده گیهای ادامه جنگ، افزوده بود.

3) پس از بررسی مناطق مختلف برای انجام عملیات، و تأکید آقای هاشمی بر تضمین پیروزی در عملیات، سرانجام منطقه شرق بصره برای عملیات کربلای پنج انتخاب و مقدمات انجام عملیات فراهم شد. از نظر تاکتیکی، آقای رضایی فرمانده وقت سپاه، به نتیجه رسیده بود که بر پایه تجربه موفق لشکر 19فجر و تیپ 57 حضرت ابوالفضل(ع) در عملیات کربلای چهار، در منطقه شلمچه، می توان بر خلاف آرایش دشمن وارد زمین شد و استحکامات دشمن را خنثی کرد. هوشمندی فرمانده وقت سپاه در انتخاب تاکتیک یاد شده، مهمترین دلیل پیروزی در عملیات کربلای پنج بود.

4) آقای هاشمی بعنوان فرمانده عالی جنگ، در ساعت 22 مورخ  17 دی ماه 65 وارد قرارگاه خاتم الانبیاء(ص) شد، تا آخرین وضعیت اقدامات انجام شده را بررسی کند، و جلسه ای به همین منظور با حضور تمامی فرماندهان سپاه برگزار شد که در نشریه نگین شماره 23 - 1386 ص 108 تا 130 به چاپ رسیده است. دشواری‌های تصمیم گیری برای زمان انجام عملیات، موجب شد با ترک سایر اعضاء، سرانجام جلسه ای دو نفره میان آقایان هاشمی و رضایی برگزار شود. اینجانب برابر وظیفه که در زمینه ثبت و ضبط تاریخ جنگ داشتم، همچنان با یک دستگاه ضبط در برابر ایشان نشستم. آقای رضایی به احترام آقای هاشمی، اظهار داشت نیازی به حضور اینجانب در جلسه نیست. سئوال کردم؛ برابر جلسات دو نفره ای که برای تصمیم‌گیری با شهید صیاد برگزار شده است، ما ضبط را گذاشته و جلسه را ترک می کردیم، آیا ضبط را بگذارم؟ ایشان گفت نیازی به ضبط نیست! و به این ترتیب جلسه را ترک کردم.

5) برابر آنچه که در جلسه اقای هاشمی با فرماندهان سپاه مشاهده کردم، در همان زمان بر این باور بودم که تصمیم گیری برای انجام عملیات کربلای پنج را، آقای رضایی فرمانده وقت سپاه اتخاذ کرد. اگر غیر از این بود و قرار بود آقای هاشمی تصمیم گیری نماید، این تصمیم در جلسه ای که تمامی فرماندهان حضور داشتند، اتخاذ می شد. بنابراین بن بست در تصمیم گیری توسط آقای هاشمی، موجب برگزاری جلسه دو نفره و سپس فراخوانی مجدد فرماندهان، برای ابلاغ تصمیم انجام عملیات شد. اقای هاشمی با توجه به نتیجه عملیات کربلای چهار و جلوگیری از تضعیف فرماندهی آقا محسن، تصمیم گیری برای انجام عملیات را با تأکید بر مسئولیت و فرماندهی آقای رضایی، به فرماندهان ابلاغ کرد.

6) اینجانب تا آنجائیکه به خاطر دارم، از ابتدا همین تصور را از تصمیم گیری در عملیات کربلای پنج داشته و به مناسبت های مختلف، آن را اظهار و یا نوشته ام. بنابراین بخاطر ندارم چیزی غیر از آنچه واقع شده و آن را بازگو کرده ام، نوشته باشم. لذا مناسب است سردار غلامپور این واقعه مهم و تاریخی را با دقت بیان، و بفرمایند در کدام مقاله و در چه موضوعی را نوشته ام که، اجحاف در حق فرمانده محترم سپاه تلقی شده است؟