بسیج نیروها و سازماندهی آنها، به همراه ضرورت افزایش توان نظامی برای انجام عملیات گسترده و آزادسازی مناطق اشغالی، در واقع منطق گسترش سازمان سپاه را شکل داد. در آستانه عملیات فتح المبین، ساختار سپاه که پیش از این بصورت گردان و تیپ سازماندهی شده بود، عملاً به لشکر ارتقاء پیدا کرد.

   برخلاف مرحله اول که فرماندهان و مسئولین اولیه سپاه از سوابق سیاسی- مبارزاتی برخوردار بودند و مشروعیت و قابلیت انجام مأموریت های دفاعی- امنیتی را داشتند، در مرحله آزادسازی و با حضور نیروهای مردمی در جنگ، تجربه عملیاتی، زمینه آموزش نیروها و ارتقاء آنها را فراهم کرد. به این شکل که فرمانده دسته، گروهان و گردان، با هر عملیات، در صورت شهادت فرمانده و یا ضرورت گسترش سازمان رزم و تشکیل یگان های جدید، ارتقاء می یافت.

   مسئله قابل توجه در این مرحله، شناسایی نیروها برای فرماندهی و سپس ارتقاء آنها بود. مهمترین معیار انتصاب و ارتقاء فرماندهان در تمام سطوح؛ شجاعت، خلاقیت، قدرت فرماندهی و مقبولیت در میان نیروها بود. پویایی حاصل از تحولات جنگ، سازوکارهای آموزش و ارتقاء نیروها را در سخت ترین شرایط بوجود آورده بود.

   در عملیات فتح المبین و سپس بیت المقدس، ساختار فرماندهی سپاه در جنگ، با تشکیل یگان ها و قرارگاههای جدید گسترش یافت. قرارگاه کربلا، به عنوان نخستین قرارگاه مشترک سپاه و ارتش در جنگ، بالاترین سطح فرماندهی جنگ را در عملیات فتح المبین تشکیل می داد که از ارتش شهید صیاد شیرای و از سپاه آقای محسن رضایی حضور داشتند. پس از آن، قرارگاههای لشکری تشکیل شد که شهید حسن باقری، عزیز جعفری، غلامعلی رشید، رحیم صفوی و احمد غلامپور از فرماندهان آن بودند.

   به موازات تشدید رویارویی با ارتش عراق و اجرای عملیات های گسترده برای آزادسازی مناطق اشغالی، همانند فتح المبین و بیت المقدس، چهره اصلی تفکر نظامی سپاه و فرماندهان آن، آشکار شد. ساختار نظامی سپاه و فرماندهان آن که سخت تحت تأثیر تحول جنگ قرار داشتند، شیوه جدید و خلاقانه ای را برای طراحی عملیات و اجرای تاکتیک های نظامی در پیش گرفتند که برای ارتش عراق ناشناخته بود و لذا موجب غافلگیری آنها شد. اجرای عملیات در شب و رخنه و شکستن خطوط دفاعی دشمن متکی بر نیروهای پیاده همراه با غافلگیری، از جمله مشخصات تفکر جدید بود که در سپاه و با جنگ شکل گرفت و عراق در برابر آن کاملاً آسیب پذیر بود.

ادامه دارد ...