m-doroodian|محمد درودیان

نویسنده و پژوهشگر جنگ ایران و عراق

اشاره

   با فرض اینکه باید میان موضوع و روش تحقیق تناسب وجود داشته باشد، تاریخ شفاهی فرماندهان از نظر موضوع، نیازمند توجه به ملاحظاتی است که در این یادداشت مورد توجه قرار گرفته است. به نظرم توسعه و تعمیق روش تاریخ شفاهی و افزایش کارکرد آن در حوزه تاریخنگاری، به جای روش کلی و عام، مستلزم تمرکز بر موضوع و از این طریق به ملاحظات تکنیکی- روشی در این حوزه است.


ادامه مطلب

سخنرانی به مناسبت سالگرد تاسیس "تاریخنگاری جنگ" در سپاه ۱

(بخش اول)

   ضمن تشکر از برگزار کنندگان این جلسه* و به یاد راویان شهید در دوران جنگ تحمیلی و راویان مرحوم، لازم است قبل از ورود به بحث، با توجه به عنوان پیشنهادی، به دو موضوع اشاره کنم.

استفاده از عنوان "روند تشکیل و تأسیس بخش جنگ و راویگری" برای این سخنرانی، تا اندازه ای صحیح است، اما کاری که انجام شده، در عمل کار تاریخنگاری جنگ است. ما هیچ‌ وقت خودمان را راوی (با تعریفی که امروزه از راوی وجود دارد) نمی‌دانستیم؛ عنوان راوی‌گری، اولین بار در سال 1363 مطرح شد؛ بنده نظرم بیشتر استفاده از عنوان "پژوهش‌گر- محقق" بود؛ ولی آقای نخعی عنوان "راوی" را پیشنهاد داد. اما نه فرماندهان ما را به نام راوی می‌شناختند و نه خودمان احساس یک راوی را داشتیم که می‌خواهد چیزی را روایت کند. با این توضیح موضوع بحث ما "شکل‌گیری و تاسیس تاریخ‌نگاری جنگ در سپاه" است.

   مجموعه راویانی که طی سه دهه گذشته به کار تاریخ‌نگاری جنگ اهتمام داشتند، بین پانصد تا هزار نفر را شامل می‌شود. نکاتی که عرض می‌کنم ناظر به مسئله‌ی این خانواده‌ی پانصد تا هزار نفری، در خصوص تاریخ‌نگاری جنگ و با نگاه به آینده است. ما به عنوان مرکز اسناد و مطالعات دفاع مقدس با سه مسئله مواجه هستیم:

مسئله‌ی اول؛ خود تاریخ‌نگاری جنگ در نسبت با واقعیت است. کاری که از خرداد سال ۶۰ شروع شد، یعنی اهتمام به ثبت و ضبط وقایع، با هدف تاریخنگاری صورت گرفت.

مسئله‌ی دوم ما؛ تاریخِ تاریخ‌نگاری جنگ است. یعنی مجموعه فعالیت‌هایی که خانواده‌ی راویان در خصوص جنگ ایران و عراق، تا کنون انجام داده‌اند. حال این پرسش وجو دارد که؛ با توجه به چشم‌اندازها‌ی آینده چه کارهای دیگری باید انجام شود؟

مسئله‌ی سوم این است که؛ جنگ تاریخی شده است. به این معنا که امروز دیگر چیزی به عنوان خطوط درگیری، اسلحه و توپ و تانک، فرمانده و قرارگاه، وجود ندارد، حتی امروزه کسانی که به مناطق جنگی اعزام می‌شوند، زمین مسطحی را می‌بینند و به آن‌ها درباره‌ی ناهمواری‌های این زمین در زمان جنگ اطلاعاتی داده می‌شود. با این توضیح، پس مسئله‌ی جنگ چه شده است؟ باید گفت جنگ از یک امر واقعی و عینی تبدیل شده است به یک مسئله‌ی ذهنی. جنگ از واقعیت تبدیل شده است به مجموعه‌یی از خاطرات و متون. تاریخی شدن این متون به این معنا است که اگر برای ما در زمان تأسیس راوی‌گری در جنگ؛ مسئله‌ی‌ اصلی واقعه‌ی جنگ بود، امروز و در آینده مسئله‌ی ما امری تاریخی است.

 در مسئله‌ی اول که به تاریخ‌نگاری جنگ و مسئله‌ی سوم که تاریخی شدن جنگ است، سه پرسش وجود دارد که باید به این پرسش‌ها پاسخ داد:

پرسش اول این است که؛ اساساً تاریخ‌نگاری جنگ در سپاه بر اساس چه ملاحظات و بر مبنای چه تفکری شکل گرفت؟ پاسخ به این سؤال به گذشته‌ی مرکز مطالعات و شأن تأسیس این مرکز بازمی‌گردد.

پرسش دوم این است که؛ مسئله‌ی تاریخ‌نگاری جنگ در سپاه چه مراحلی را در توسعه و نهادینه ‌شدن طی کرده است؟ این بحثی است که می‌تواند در نشست‌های دیگر هم مطرح شود.

پرسش سوم نیز این است که؛ بایسته‌های تاریخ‌نگاری جنگ کدام است؟ به نظرم این مسئله، مسئله‌ی آینده است؛ چرا که ما روزی با واقعه‌ای عینی مواجه بودیم، اما امروز سؤال این است که: با این واقعه‌ی تاریخی چه نسبتی داریم و این واقعه را چگونه می‌خواهیم، در نسبت با نیازهای حال و آینده تحلیل کنیم؟

  در خصوص پرسش اول باید گفت دو جنبه وجود دارد: یکی بحث تأسیس تاریخنگاری در سپاه  و دیگری مسئله توسعه‌ی اولیه است. در بحث تأسیس به نظرم این مسئله که چه اتفاقاتی افتاد مهم است، اما وجه اصلی، وجه اندیشه‌ای است که در پشت این مسئله وجود دارد. به نظرم در تأسیس این دفتر چند مسئله به لحاظ انیشه و تفکر تاریخی مهم بود: اول این‌که آقای محمدزاده به من گفتند هر چه را که در زمان اعزام به مناطق جنوب دیدی، جزو تاریخ است. نکته‌ی دیگری که ایشان به من گفت این بود که مورخین اسلامی را نام برد و گفت آن‌ها در آن زمان تاریخ هیچ واقعه ای را نمی‌نوشتند، مگر این‌که خودشان آن را رویت و روایت آن را از راوی می‌شنیدند؛ بنابراین در نگارش وقایع دقت کن.

  نکته‌ی دیگر این است که فضای کلی‌ای که تاریخ‌نگاری جنگ را شروع کردیم؛ فضای نگرانی از تحریف تاریخ در خلال دعواهایی بود که در کشور وجود داشت. نکته‌ی چهارم این است که نگاه ما در ابتدا به جنگ، رویکرد سیاسی- اجتماعی بود. بنابراین سازمان‌دهی ما بر اساس معادله‌ "تجاوز - مقاومت" شکل گرفت. یعنی ساختار و روش تحقیق ما به این شکل بود که می‌گفتیم در جنوب، به تناسب پیشروی ارتش عراق، سه محور وجود دارد؛ خرمشهر - آبادان؛ سوسنگرد - اهواز؛ شوش- دزفول و عراق از این سه محور وارد خاک ما شده است. پس متجاوز از این سه محور آمده و مقاومت هم در این سه محور انجام شده و باید درباره آن تحقیق شود. ما حدود 700 عدد نوار با همین رویکرد ضبط کردیم که مثلاً پنج ساعت آن، با شهید بهروز مرادی بود که زمانی که خرمشهر آزاد شد، با ایشان گفت‌وگو کردم و این نوار‌ها را ضبط کردیم که اتفاقاً کار بسیار خوب و ارزشمندی هم بود.

 نکته‌ی دیگری هم که وجود داشت این بود که وقتی وارد جنوب شدیم، چارچوبی تحلیلی برای کار خودمان در نظر گرفتیم که جنگ را به زمینه‌های تجاوز؛ مقاومت؛ تثبیت دشمن؛ عملیات‌های چریکی و ... تقسیم می‌کرد. این تحلیل، تحلیلی بود که متعلق به آقای شمخانی بود و همه هم پذیرفته بودند. این‌ها نکاتی بود که درباره‌ی تأسیس داشتیم.

  ما در هر محور که افراد به ثبت و ضبط مشغول بودند ، جلسات دوره‌یی برگزار می‌کردیم. هر یک ماه یک ‌بار، در یکی از این محور‌ها جلساتی می‌گذاشتیم، نکات را می‌گفتیم و نهایتاً آرام‌ آرام روش اصلی تاریخ‌نگاری در جنگ شکل گرفت، اما مهم این بود که اندیشه‌ای در پشت این عمل وجود داشت و از ابتدا هم این پروسه با رویکرد تاریخ‌نگاری شروع شد و این‌گونه نبود که ملاحظات نظری و روشی در این کار وجود نداشته باشد. البته کاری که در آن زمان انجام می‌شد، به کیفیت کاری که این روز‌ها در تاریخ‌نگاری جنگ صورت گرفته است نبود و طبیعی است به دست آمدن این میزان از کیفیت در تاریخ‌نگاری جنگ، با گذشت زمان صورت گرفته است؛ اما عناصر اصلی شامل تفکر و روش در تاریخ‌نگاری‌، در زمان جنگ وجود داشت.

 مراحل توسعه‌ اولیه‌ی مرکز

   در مورد توسعه‌ی اولیه‌ی مرکز باید تأکید کنم که جنگ از مرحله مقاومت مردمی در برابر متجاوز خارج شده بود و مسئله اصلی آزاد سازی مناطق اشغالی بود. در حالیکه ما به دلیل 9 ماه تاخیر در شروع کار، همچنان در چارچوب مفهوم مقاومت کار تاریخ‌نگاری را انجام می‌دادیم. البته بعد از آن با حضور در ساختار قرارگاهی، روش مستندنگاری عوض شد، به این شکل شد که مستندنگاری متناسب با عملیات انجام شد. یعنی قرار شد نیروها، یک نفر در کنار فرمانده، یک نفر در قرارگاه و در یگانها حضور داشته باشند. طبیعی است در این فرایند رویکرد سیاسی- اجتماعی ما در مستندنگاری جنگ که بر مبنای مقاومت در مقابل تجاوز استوار بود، عوض شد، در نتیجه روش و ساختار‌ آن، با ساختار عملیات منطبق شد. در توسعه‌ی اولیه‌ی مرکز، غیر از تغییر در روش، از طریق حضور در ساختار قرارگاهی جنگ،  آغاز پروژه روزشمار، تهیه مجموعه‌ی تحلیل عملیات‌ها و اطلس جنگ، با پیشنهاد آقای محمدزاده بود.  ادامه دارد ...

 پاورقی

---------------------------

* نشست سالگرد تأسیس تاریخ نگاری جنگ در سپاه - مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس- تهران -  8 خرداد 1391

منبع

---------------------------

- مجله نگین ایران - مقاله 7، دوره 11، شماره 40، بهار 1391، صفحه 155- 164  ( این متن برای درج در این وبلاگ، بازبینی و اصلاح شده است)


   هم اکنون بخش مهمی از گفتارها و نوشتارها درباره جنگ ایران و عراق، در چارچوب رویکرد تاریخی- عملیاتی صورت می گیرد. به این معنا که عملیاتهای نظامی در جنگ با تهیه گزارش توصیفی- تحلیلی و بیشتر از سوی ارتش یا سپاه، منتشر می شود. هدف اینگونه بررسی ها، با رویکرد تاریخی و تا اندازه ای نظامی، بیشتر ناظر بر نقش تاریخی عملیاتهای نظامی در جنگ و تا اندازه ای تأثیرات سیاسی و مهمتر از آن، نقش و عملکرد ارتش یا سپاه، در جنگ است.

   بررسی ملاحظه یاد شده، مستلزم نقد و بررسی رویکرد و روش ها در بررسی تاریخی- نظامی و مهمتر از آن، هدف از انجام این اقدام است. زیرا روش بررسی تا اندازه ای تابع مسئله و هدف است. این موضوع در فرصت دیگری بررسی خواهد شد، اما مسئله دیگری که باید به آن توجه کرد، کارکرد و نتیجه این نوع نگاه و روش بررسی درباره جنگ است که، کمتر مورد توجه قرار دارد. در حالیکه این موضوع به دلیل ماهیت جنگ، در پیوستگی با انقلاب، بسیار اهمیت دارد.

   مقدمه مورد اشاره، پیش در آمدی برای اشاره به جلسه بررسی عملیات فتح المبین1 است که در این سفر انجام شد. در حالیکه مباحث زیادی برای بحث درباره عملیات فتح المبین وجود داشت، ابتدا روش شناسی بررسی این عملیات مورد بحث قرار گرفت. مسئله قابل توجه در این بحث، اشاره به شکل گیری ساختار و تاریخ نگاری جنگ ایران و عراق در سپاه بود. پیش از این، در خرداد سال 1360، اقدام برای تاریخنگاری جنگ با رویکرد سیاسی- اجتماعی و از طریق گفتگو با مردم آغاز شد. موضوع اصلی از منظر مقاومت در برابر تهاجم دشمن در شهرها و سایر مناطق بود. به این معنا که وقایع چه بود؟ مقاومت با چه انگیزه و هدفی و چگونه صورت گرفت و چه نتیجه ای داشت؟

  بر اساس رویکرد سیاسی- اجتماعی به حمله عراق و مقاومت مردمی ، بیش از 700 عدد نوار گفتگو ضبط شد، ولی با تبدیل سپاه از نیروی انقلابی با مأموریت های فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و انتظامی، به نیروی نظامی برای غلبه بر تهدید انقلاب و کشور، ساختار نظامی لشکر و تیپ، در سپاه شکل گرفت و در نتیجه رویکرد مرکز در تاریخنگاری جنگ، تدریجاً تغییر کرد. زیرا افراد از محقق و مصاحبه کننده به راوی تبدیل شدند و به جای گفتگو با مردم، در ساختار قرارگاه و در کنار فرماندهان تیپ و لشکر قرار گرفتند. تحول یاد شده موجب جمع آوری اسناد و مدارکی شده است که هم اکنون امکان بررسی عملیات فتح المبین را فراهم کرده و باید در روش شناسی عملیات فتح المبین، مورد اشاره قرار بگیرد.

   توضیحات نسبتاً خوب و بعضاً ناگفته ای درباره شکل گیری رویکرد و روش جدید و مهمتر از آن پیشنهاد شهید حسن باقری مبنی بر حضور راویان در کنار فرماندهان، همزمان با بررسی، تصمیم گیری و فرماندهی عملیات، ارائه شد که قابل توجه بود.

   در عین حالیکه تحول یاد شده در تاریخنگاری جنگ، با حضور راویان در قرارگاها، ظرفیت غیرقابل انکار و بسیار ارزشمند را برای بررسی مستندات عملیات ها از جمله عملیات فتح المبین فراهم کرده است، هنوز بر این باور هستم که رویکرد سیاسی- اجتماعی به جنگ و توجه به مردم، با نظر به ماهیت جنگ در پیوستگی با انقلاب، در مقایسه با رویکرد نظامی و در ساختار نظامی، اهمیت بیشتری داشت و نباید مورد غفلت قرار می گرفت. توضیح یاد شده به نوعی ناظر بر کارکرد آثار منتشره درباره عملیاتهای نظامی و بعضاً تأثیر آن بر مناقشات موجود درباره میزان نقش ارتش و سپاه در جنگ است. در واقع رویکرد تاریخی- عملیاتی به جنگ برحسب محتوی و کارکرد آثار منتشر شده، در بهترین قضاوت، موجب توجه به عملکرد نیروهای نظامی در زمان جنگ، و برخی موضوعات تاکتیکی در جنگ شده است. آیا این نگرش جنگ را، به تاریخ واقعه و نقش نیروهای نظامی محدود نخواهد کرد؟ چنین نتیجه ای چه نسبتی با مسئله جنگ در پیوستگی با انقلاب دارد؟ ادامه دارد ...

 

پاورقی

----------------------------------------

راوی و پژوهشگر محترم جناب آقای امیر رزاق زاده، نویسنده کتاب مستند عملیات طریق القدس- 1392- مسئولیت تحقیق و تدوین عملیات فتح المبین را بر عهده گرفته است. در این سفر فرصتی فراهم شد تا درباره روش شناسی عملیات و نحوه بررسی آنها، گفتگو شود. در این گفتگو دکتر درویشی راوی عملیات در قرارگاه مرکزی کربلا، محسن رخصت طلب، محمد اللهیاری، علی لطف الله زادگان و یدالله ایزدی نیز حضور داشتند.


تاریخ نگاری جنگ ایران و عراق، به اعتبار موضوع و روش بررسی جنگ، که سالها درگیر آن هستم، موجب گفتگو با دوستان و طرح سه پرسش شد:*

1- منظور از تاریخ و تاریخ نگاری چیست؟

2- آنچه در زمان جنگ با حضور راویان در قرارگاهها و در کنار فرماندهان جنگ در سطوح مختلف صورت گرفت، چه نام دارد؟

3- آنچه هم اکنون با تحقیق و انتشار آثار صورت می گیرد چیست و چه نام دارد؟

 توضیحات دوستان ناظر بر چند مفهوم و ملاحظه اساسی و مورد اجماع بود :

1) تعریف از مفهوم تاریخ بمثابه " واقعه در گذشته " مورد تاکید قرار گرفت.

2) نقش راویان در زمان جنگ؛ حضور در قرارگاههای فرماندهی عملیات، بعنوان روایتگر برای ثبت و ضبط وقایع تلقی می شد. جمع آوری اسناد و مصاحبه ها نیز در همین چارچوب انجام می گرفت.

3) نقش راویان پس از جنگ؛ بیشتر، گزارش نویسی و تحلیل تلقی می شود تا تاریخ نگاری، با این تاکید که تاریخ نگاری باید عمومی، بی طرفانه و جامع انجام شود که فعلاً صورت نمی گیرد.

4) در حالیکه درباره هدف تاریخ نگاری نظرات مختلفی وجود دارد، ولی تأثیر و کارکرد تاریخ نگاری چندان مورد توجه نیست. در عین حال انتقال صادقانه و جلوگیری از تحریف مورد تاکید قرار گرفت.

  به نظرم تاریخ نگاری ایران و عراق در حوزه وقایع و مسائل سیاسی- تاریخی، در کمند نوعی برداشت از تاریخ بمثابه واقعه در گذشته قرار دارد. چارچوب مفهومی جنگ نیز به دفاع در برابر متجاوز محدود شده و روش بررسی نیز مستند- توصیفی و در پاره ای از موارد تحلیلی است. با این توضیح این پرسش وجود دارد که ارزش تاریخی و نظامی آثاری که هم اکنون تهیه می شود نسبت به جلوگیری از تحریف تاریخ چیست؟ اساسا این نوع بررسیها چه نسبتی با نیازهای راهبردی کنونی و آینده کشور دارد؟ پرسشهای یاد شده و برخی مسائل دیگر، نیازمند تامل و گفتگو درباره تاریخ نگری و تاریخ نگاری جنگ ایران و عراق است که تا اندازه ای مغقول واقع شده است. ادامه دارد ...


پاورقی

--------------------------

* ) در سفر به مشهد مقدس به همراه جمعی از راویان و پژوهشگران، فرصتی حاصل شد تا به صورت جداگانه با آقایان دکتر فرهاد درویشی، محسن رخصت طلب، علی لطف الله زادگان، محمد اللهیاری، نادر نوروز شاد، حسن دری، یدالله ایزدی، سعید سرمدی و امیر رزاق زاده گفتگو کنم.




همه پیوندها