m-doroodian|محمد درودیان

نویسنده و پژوهشگر جنگ ایران و عراق

   در ایران طی سالهای اخیر، با تأثیر از فلسفه پدیدارشناسی و روش های تفسیری و هرمنوتیک، مباحث گسترده ای درباره «چیستی روایت» و روش های آن، همچنین قرابت های دو حوزه «تاریخ و ادبیات» طرح شده است. در عین حال، مفهوم «راوی» همچنان تحت تأثیر مفاهیم موجود در فقه و حدیث قرار دارد. حال آنکه به لحاظ نظری و روشی، مفاهیم «راوی- روایت- روایت گری» در نظریه های جدید روایت، بهم پیوسته است. فارغ از مباحث گسترده و متنوعی که در این زمینه وجود دارد و باید به آن توجه کرد، با مشاهدات و تجربه، همچنین مطالعات مختصر و پراکنده ای که داشتم، در این بخش به مفهوم راوی، روایت و روایتگری بصورت اجمالی اشاره خواهم کرد. امیدوارم دوستان و صاحب نظران، برای توسعه مفهومی بحث حاضر مشارکت کنند.

  در این بررسی با تاثیر از نظریه ریکور در باره گفتگو، فرض من بر این است که؛ تاریخ بر" محور رویداد" و داستان و خاطره بر "محور انسان" ، هر دو گونه ای از "روایت" است. به گفته ریکور اگر تاریخ به طور کامل از روایتگری بگسلد، تبدیل به جامعه شناسی خواهد شد. با این تاکید که تاریخ ادعای گفتن چیزی را دارد که به واقع رخ داده است. از این حیث تاریخ از داستان جدا می شود. ضمن اینکه در پشت گزارش داستانی همیشه تجربه ای واقعی می توان یافت که، به روایت الهام می بخشد. بنا براین داستان واقعیت را می گوید، اما به راهی متفاوت از تاریخ.( ریکور-1373-ص 59،61)

1- مباحث کنونی درباره جنگ ایران و عراق، در دو حوزه متفاوت شامل ادبیات، با رویکرد فرهنگی و خاطره گویی و حوزه تاریخ نگاری با تشریح و تحلیل رخدادهای سیاسی- نظامی جنگ، انجام می شود. بر این باور هستم که تمام گفتار و نوشتار کنونی در حوزه های مختلف و با رویکردها و روش های متفاوت، بمعنای «روایت از جنگ» است. زیرا معنای گفتار و نوشتار مستقیم عاملان و شاهدان، همچنین نقل و قول از آنها، دلالت بر وقوع امر آفاقی - انفسی دارد که در زمان و مکان مشخصی، به صورت فردی و یا جمعی، ادراک و تجربه شده است و اکنون برای دیگران گفته و نوشته می شود.

2- مفهوم «راوی» در نسبت با امر دیگری و نه بصورت مستقل، قابل تعریف است زیرا راوی، چیزی را روایت می کند. حال این پرسش وجود دارد که؛ آنچه روایت می شود، چیست؟ تحقق واقعه در زمان و مکان، همچنین ادراک و تجربه درونی آن، بیانگر تحقق یک امر آفاقی- انفسی است. با این توضیح، عنوان راوی به کسانی اتلاق می شود که «از چیزی» به دیگران خبر و گزارش می دهند و آنرا توصیف و تفسیر و تحلیل می کنند. بدیهی است روش ها و تکنیک های این کار به تناسب موضوع و شرایط تغییر کرده و خواهد کرد. هر چند شاخص و ممیزه مفهوم راوی، رویکرد و روش و همچنین تکنیک و ابزار نیست، بلکه دلالت های خبری- معنایی در گفتار و نوشتار آنها، نسبت به واقعه جنگ است.

3- «روایت»؛ سخن گفتن و یا نوشتن راوی از "متن واقعه" است. روایت هر چند سخن از واقعه است، اما عین واقعه نیست، زیرا شناخت، با واسطه و نه بصورت مستقیم، حاصل می شود. بنابراین روایت «درباره» واقعه آفاقی- انفسی است که از سوی راوی یا راویان، ادراک و فهم شده، در نتیجه برای دیگران گفته یا نوشته می شود.

4- «روایت گری»؛ برابر توضیحی که داده شد، به تلاش های دائمی و تخصصی کسانی اتلاق می شود که سخن گفتن و یا نوشتن، درباره آنچه انجام داده و یا شاهد آن بوده اند، همچنین از سوی دیگران گفته و نوشته شده است را، انجام می دهند. عمل روایت گری در امتداد مفهوم «راوی» قابل توضیح است. با این تفاوت که به یک امر تخصصی در گفتار و نوشتار، تبدیل می شود.

5- بر پایه توضیحات یاد شده، هنگامیکه فرماندهان درباره تفکر و عمل خویش سخن گفته و یا می نویسند، راوی واقعه جنگ هستند و همچنین کسانیکه در قرارگاهها و در کنار فرماندهان شاهد وقوع واقعه بوده اند، «راوی جنگ» محسوب می شوند، هر چند به شکل تخصصی در حال نگارش تاریخ واقعه نباشند. همچنین افرادی که به هر شکل جنگ را در سطوح مختلف به عنوان رزمنده در صحنه جنگ و یا در پشت جبهه ها ادراک و تجربه کرده و بصورت خاطره گویی، سخن گفته و یا می نویسند نیز، «راوی واقعه جنگ» هستند. ابعاد و دامنه گفتار و نوشتار، همچنین موضوعات و میزان سندیت آنها، مربوط به «روایت از جنگ» است که، چیستی و چگونگی آن نیاز به بررسی تخصصی دارد.

نتیجه گیری:

1) عنوان «راوی» فارغ از تعاریف متعدد نظری آن، برابر تجربه جنگ ایران و عراق، به کسانی اطلاق می شود که از واقعه ای گزارش می دهند که، عامل یا شاهد آن بوده اند، یا از دیگران شنیده و یا در آثار منتشر شده خوانده اند. برای این منظور، از روش های مختلفی چون گفتار شفاهی به صورت خاطره و یا انتشار آثار مکتوب و مستند استفاده می شود. با وجود آنکه درباره وقایع انقلاب نیز خاطره گفته و یا نوشته می شود، اما از عبارت «راوی انقلاب» استفاده نمی شود، که خود جای تأمل دارد.

2) هر نوع سخن و نوشته ای درباره واقعه، بصورت مستقیم یا با واسطه، بمنزله «روایت» عام از سوی «راویان» است. نگرش و یا روش های فرهنگی مانند خاطره گویی برای عامه مردم، به تنهایی وجه ممیز و تعریف کننده مفهوم راوی و روایت نیست، هرچند صورتی از «روایت جنگ» است که با تأثیر از پیش فرض ها و تأثیرات روحی راویان همراه است.

3) روایت گری از جنگ بمعنای امکان پذیری مبادله تجربه مشترک است، بهمین دلیل هویت ساز است. در این میان خاطره گویی، گونه ای از روایت است که مانند سایر گونه ها، تحت تأثیر باورها و احساسات شخصیِ خاطره گو، و راوی واقعه بیان می شود. هرچند برای مخاطبین بیش از آنکه اقناعی باشد، بیشتر موجب تأثر و تألم روحی می شود. علاوه بر این، خاطره گویی ناظر بر فهم کل واقعه جنگ نیست، زیرا برای این منظور کافی نیست و به تحقیقات عمیق، مستند و گسترده ای نیاز است. در واقع خاطره گوئی محدود کردن تاریخ به قلمرو زندگی افراد و شخصی کردن تاریخ است، در حالی که به گفته گادامر، تاریخ بما تعلق ندارد، بلکه ما به آن تعلق داریم.


  یادداشت درباره سخنرانی برادر عزیزم گلعلی بابایی درباره روایتگری جنگ و نظراتی که درباره عنوان شد، با ارج نهادن به زحمات برادر عزیز جناب آقای قدمی، بیش از هر چیز ناظر بر ضرورت و تأکید بر بازتعریف مفهوم راوی است. با این توضیح، منظور از راوی، روایت و روایت گری چیست؟ فرض بر این است که مفاهیم، کارکرد دارند و به همین دلیل شکل می گیرند، صیقل می خورند و تغییر می کنند. بنابراین در این یادداشت، خاستگاه اولیه راوی گری و کارکردهای مفهومی آن در سه دهه گذشته، توضیح داده خواهد شد. هدف اصلی در این یادداشت، مصادره مفهوم «راوی- روایت» و یا محدود کردن آن به اشخاص یا نهادها و سازمانهای خاص نیست، بلکه کمک به فهم بهتر و بحث در این باره است.

   در عین حال باید به آشفتگی‌های حاصل از توسعه مفهوم راوی و روایت توجه کرد، زیرا در حالیکه مفهوم راوی- روایت برای توضیح بخش گسترده ای از اقدامات کنونی اشخاص و مراکز تحقیقاتی، همچنین گونه‌های مختلف رویکردی- روشی قابل اطلاق است، اما بمعنای پوشش همه آنها، و پاسخ به نیازهای کنونی و آینده نیست.  

  توضیح درباره خاستگاه اولیه راوی‌گری و تحولات آن، تابع این فرض است که؛ نمی توان مفاهیم را جدا از قلمرویی که در آن تولد، رشد و تکامل یافته و کارکردهای آن، در پاسخ به نیازهای زمانه، مورد بررسی قرار دارد. در این صورت، تصویر غلط از مفهوم راوی، محل منازعه بی حاصل قرار خواهد گرفت و روشن نخواهد شد که مسئله اصلی چیست و کدام است؟ همچنین نمی توان مفهوم راوی را با تعریف جدید از آن و در نقطه عزیمتی که با خاطره گویی پس از جنگ با برگزاری شب های خاطره آغاز شده، محدود کرد و سپس آن را محل نزاع قرار داد.

   بنابراین از طریق جستجوی شرایطی که راوی‌گری بمثابه یک شیوه تفکر و روش برای بحث درباره جنگ شکل گرفت، می توان پرسش ها و موارد اختلافی را در فضای روشن و شفاف‌تری مورد گفتگو و بازاندیشی قرار داد، در غیر اینصورت این نگرانی وجود دارد که برداشت متفاوت از «راوی گری جنگ»، به مسئله اصلی تبدیل و بجای اهتمام به روایت جنگ با روش های مختلف، اختلاف نظرها موجب ظهور شکاف و چند پاره‌گی شود. بدون تردید مسئله اصلی حوزه ادبیات و تاریخ نگاری جنگ، «روایت از جنگ» و نه مناقشه درباره « مصادیق روای و رواتگری جنگ» است.

1) مجموعه دوستانی که در دفتر سیاسی سپاه از سال 1360 اقدام به ثبت و ضبط تاریخ و واقعه جنگ کردند، ابتدا کار خود را با گفتگو با عاملان و شاهدان واقعه آغاز کردند که نتیجه آن 700 عدد نوار صوتی است که در بایگانی مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس موجود است. کتاب «خرمشهر در جنگ طولانی» بر پایه بخشی از گفتگوهای یاد شده درباره مقاومت در خرمشهر، و تکمیل آن نوشته شده است. از زمستان سال 1360 حضور در ساختار فرماندهی جنگ موجب ضبط و ثبت تمامی مراحل طراحی و فرماندهی عملیات شد که تا پایان جنگ ادامه داشت. کتاب «دو سال جنگ»، اولین اثر مکتوب درباره رخدادها سیاسی- نظامی و باورهای فرهنگی- اعتقادی جنگ بود که در تابستان سال 1361، با تیراژ 100هزار نسخه چاپ و به سه زبان انگلیسی، عربی و اردو ترجمه شد. در سال 1362 در بخش جنگ دفتر سیاسی سپاه، برای نخستین بار به هنگام چاپ فیش‌های تحقیقاتی، این پرسش به میان آمد که؛ کاری که مجموعه دوستان انجام می دهند، چه نام دارد؟ پیش از این، در قرارگاهها و لشکرها از عنوان «بچه های دفتر سیاسی» استفاده می شد که محل اعزام نیروها به جبهه بود. پس از بحث های فراوان، به پیشنهاد برادر عزیزم جناب آقای دکتر نخعی، عنوان راوی انتخاب و بر روی فیش های تحقیقاتی نوشته شد که موجود است. این اقدام به معنای خودآگاهی و باورپذیری ضبط و ثبت تاریخ جنگ با عنوان «راوی» و با هدف جلوگیری از تحریف جنگ بود. ضمن اینکه در ساختار واحد انتشارات و تبلیغات سپاه، بخش ثبت وقایع جبهه و جنگ خاطرات رزمندگان جمع آوری و بعضاً منتشر می‌شد.

2) پس از اتمام جنگ، فرصت جدیدی فراهم شد تا خاطرات شاهدان و عاملان وقایع جنگ در شهرها و مناطق نبرد، همچنین پشت جبهه برای مردم بازگو شود. چنانچه گفته می شود، تا کنون 250 نشست ثبت خاطره برگزار شده است. همچنین آثار بسیار ارزشمندی چاپ و منتشر شده که مورد استقبال عموم مردم قرار گرفت. در این میان زحمات دوستان دفتر ادبیات بویژه برادران عزیز: سرهنگی، بهبودی و کمره ای و بسیاری دیگر، نقش برجسته و ممتازی در روایت جنگ داشته و خواهد داشت.

3) فراهم‌سازی امکان بازدید مردم از مناطق جنگی، این ضرورت را شکل داد که افرادی باید درباره عملیاتها و آنچه در این مناطق روی داده است، برای مردم توضیح دهند. کسانیکه این رسالت را بر عهده گرفتند، بنام «راوی» شناخته شدند که برخی سابقه حضور در جنگ را دارند و برخی دیگر جوان هستند و بر اساس شنیده‌ها و نوشته‌ها، جنگ را روایت می کنند. در این مرحله ضرورتهای جدید برای آشنایی مردم با صحنه های نبرد، موجب شکل گیری مفاهیم و ساختارهای جدید فرهنگی شد که مفهوم راوی، نقش محوری داشته است. این نیز گفتنی است که بازدید از جبهه‌های جنگ و شرح وقایع رخداده، نه به شکل گسترده‌ی پس از جنگ، بلکه در زمان جنگ پا گرفت.

نتیجه گیری

1) آنچه از سوی مجموعه افراد دفتر سیاسی از سال 1360 با مصاحبه آغاز و سپس موجب ثبت و ضبط و گزارش نویسی عملیات ها با حضور در ساختار فرماندهی جنگ و انتشار کتاب شد، گر چه افراد به نام محل مأموریت نیروها که دفتر سیاسی سپاه بود، شناخته می شدند، اما در سال 62 و همزمان با انتقال نیروها از دفتر سیاسی، همچنان آنها بنام «بچه های دفتر سیاسی» شناخته می شدند.

2) پس از اتمام جنگ، ثبت خاطرات رزمندگان در جبهه و پشت جبهه و انتشار آن از سوی مجموعه دوستان دفتر ادبیات مقاوت انجام شده و می شود. عنوان «راوی» نیز پس از جنگ برای کسانی برگزیده شد که جنگ را برای مردم به هنگام بازدید از مناطق جنگی، توضیح می دهند.  

ادامه دارد ...