مرحوم دکتر هادی نخعیبا گذشت زمان بیماری، علایم مرگ، به صورت تدریجی بر نشانه های حیاتش پیشی گرفت و انتظار مرگ، بر انتظار بهبود و بازگشتش به زندگی غلبه کرد. در چنین شرایطی گرچه با چشمانش پر فروغش و برخی حرکات کٌند بدنش سخن می گفت، اما ناتوانی از درک وضعیتش در سکوت، برقراری ارتباط را دشوار و بر تأثر می افزود.


همیشه ملاقات با «دکتر هادی نخعی» در بستر بیماری و سپس یادآوری آن، آزارم می داد. به نظرم بیماری مسئله نبود، بلکه مشاهده فرورفتن تدریجی یک دوست در کام مرگ، آزاردهنده بود. مشاهده و انتظار سرآمدن حیاتش، در چنین وضعیتی بسیار زجرآور بود و در بسیاری از لحظات، حیات خودم را در آئینه مرگ او جستجو کردم. به بهانه فراق یک دوست، نکاتی را نوشته ام که در ادامه خواهد امد...


ادامه مطلب