m-doroodian|محمد درودیان

نویسنده و پژوهشگر جنگ ایران و عراق

هر پدیده تاریخی ناظر بر این معنا است که، در یک دوره زمانی و مکانی خاص، یک واقعه یا مجموعه ای از وقایع، حیات فردی- اجتماعی یک جامعه را در سیطره خود گرفته است. دلیل اهمیت وقایع تاریخی و تداوم آن و به یک عبارت، راز ماندگاری تاریخ، در همین «آمد و شد» در تاریخ است. در واقع «آمد و شد» در تاریخ، بیانگر وضعیت تمامیّت و یا بخشی از زندگی فردی- اجتماعی در یک دوره زمانی است.

منطق آمد و شد در تاریخ این است که، «پدیده های اجتماعی» به صورت تدریجی در ظرف زمان و مکان ظهور می کنند و یک دوره زمانی را در سیطره خود می‌گیرند و سپس به «پدیده های تاریخی» تبدیل می شوند. هر چند توضیح درباره علت آمد و شد را در حیات اجتماعی با رویکرد جامعه شناختی باید بررسی کرد، ولی از نظر مطالعات تاریخی، در فرآیند این آمد و شد، تاریخ شکل می گیرد و تداوم پیدا می کند و از این طریق به حیات اجتماعی و هویت فردی- اجتماعی معنا می دهد.

پرسش این است که؛  با این چارچوب نظری- روشی، چگونه می توان پدیده اجتماعی جنگ ایران و عراق را که ماهیت سیاسی و نظامی داشت، مورد بررسی قرار داد؟ واقعه جنگ در فرآیند تحولات سیاسی- اجتماعی در ایران پس از پیروزی انقلاب به صورت تدریجی شکل گرفت و به یک پدیده نظامی- امنیتی میان ایران و عراق تبدیل و در یک دوره زمانی هشت ساله حیات اجتماعی جامعه ایران را در سیطره خود قرار داد.

امروز واقعه جنگ ایران و عراق به تاریخ تبدیل پیوسته و انچه جریان دارد در باره تاریخ  است، بعبارت دیگر صورتی از درگیری نظامی میان ایران و عراق به پایان رسیده است. در عین حال جزئیات این وقایع تاریخی در ابعاد مختلف هر از چند گاهی چنان سر بر می‌آورد که گویی زمان‌های 30 تا 40 سال گذشته به زمان 3 تا 4 روز کوتاه می شود. نمونه اخیر آن توئیت سردار محسن رضایی فرمانده پیشین سپاه درباره عملیات کربلای چهار بود که به یکباره به یک امر عمومی تبدیل و مورد توجه قرار گرفت و مجدداً در محاق رفت.

تأمل در آمد و شدِ پدیده های اجتماعی- انسانی، به اعتبار پیدایش، غلبه و سپس فراموشی، برای شناخت گذشته و نگاه به آینده موجب تغییر اساسی در رویکرد به زندگی و تغییر در تفکر تاریخی خواهد شد.


میان شرایط تاریخی در هر دوره، با دوره‌ی پس از آن چه تفاوتی وجود دارد؟ پاسخ به این پرسش بیش از این که نیازمند توضیح بدیهی در باره مفهوم زمان، برای تاکید بر تفاوت شرایط تاریخی باشد، که هست، ناظر بر وجود «دو نظام متفاوت معرفتی در باره وقایع تاریخی» است. شرایط تاریخی در هر دوره به «کنش‌گری فعال» برای تغییر منجر می شود، و به همین دلیل دوره های تاریخی شکل می گیرد. چنانکه نسل فعال و حاضر در صحنه سیاسی و اجتماعی، روندهای جدید را شکل داده و می‌سازند.

باورمندی به نظام ارزشی و تعلق به اقدامات انجام شده، نحوه قضاوت درباره دوره تاریخی را در میان هر نسل شکل می‌دهد. با گذشت زمان و تغییر تدریجی، آنچه از واقعه تاریخی باقی می‌ماند، تأثیر و پیامدهای واقعه است. نسل پس از واقعه تاریخی، همانند نسل پیشین، تعلق به آنچه انجام شده ندارند، زیرا بعنوان کنش گر در صحنه تاریخی حضور نداشته اند. پیدایش چنین وضعیتی در باورمندی، تعلق و در نتیجه قضاوت نسبت به گذشته، نقش اساسی دارد.

به این اعتبار، نسل کنونی در جامعه ایران، درگیر مسائل تاریخی دوره خود هستند. جنگ برای نسل پیشین از منظر  پیامدهای جنگ و نه وقایع و ضرورت کنش گری در برابر آن موضوعیت دارد. بهمین دلیل تعلق چندانی به اقدامات انجام شده، همانند نسل پیشین، ندارند. ملاحظه یاد شده در ارزیابی های تاریخی و قضاوت درباره دوره تاریخی جنگ، همچنین روش‌های استدلال و نتیجه گیری آنها، تأثیر اساسی داشته است. با فرض صحت این ارزیابی، برای جلوگیری از گسست میان حال با گذشته و هر دو با آینده چه باید کرد؟




همه پیوندها