m-doroodian|محمد درودیان

نویسنده و پژوهشگر جنگ ایران و عراق

                      http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/545/1633067/mohsenrezaee.jpg

اشاره:

  سردار رضایی فرمانده سپاه پاسداران در 8 سال دفاع مقدس، در شب سالگرد آزادسازی خرمشهر در برنامه «پایش» در شبکه اول سیما حاضر شد تا به طور زنده از روش های مبارزه با بیکاری، دلایل تشدید رکود اقتصادی، شرایط اقتصاد پسابرجامی و چگونگی استفاده از تجربه های موفق دفاع مقدس در اقتصاد و جنگ اقتصادی با مردم سخن بگوید. نظر به اهمیت تفسیر ایشان از تجربه جنگ با عراق و چگونگی استفاده از آن برای مدیریت کشور و حل چالش های سیاسی و اقتصادی، به برخی نکات این گفتگو اشاره خواهد شد.


ادامه مطلب

   فرض بر این است که تجربه جنگ در هر کشوری، می تواند فرهنگ سیاسی- راهبردی آن کشور را تحت تأثیر قرار داده و متحول کند. با این ملاحظه، این پرسش وجود دارد که؛ درس های حاصل از تجربه جنگ ایران با عراق کدام است؟ به عبارت دیگر؛ کدام بخش از جهت گیری های سیاسی- راهبردی ایران پس از جنگ، تحت تأثیر تجربه جنگ با عراق قرار دارد؟ پاسخ به پرسش یاد شده، از این جهت اهمیت دارد که پس از اتمام جنگ با عراق، جامعه ایران طی دو دهه گذشته همواره در معرض مخاطرات نظامی و جنگ مجدد قرار داشته است و لذا استفاده از تجارب جنگ با عراق ضروری بوده است.

    در عین حال استفاده از تجربه جنگ، با وجود اهمیت آن، مستلزم توجه و برنامه ریزی است، و باید در چارچوب مفاهیم و برنامه های آموزشی، همچنین در طراحی اهداف و سیاست های نظامی- راهبردی کشور، مورد بهره‌برداری قرار بگیرد. ذهنیت و تجربه شخصی در حالی که اهمیت دارد ولی به تنهائی کافی نیست، با توضیح یاد شده، چند پرسش وجود دارد که باید در باره آن مطالعه کرد؛

1) مواجهه جامعه ایران با تهدید نظامی آمریکا و اسرائیل تا چه اندازه بر اساس آموزه های حاصل از تجربه جنگ با عراق بوده است؟

2) حل و فصل مسئله هسته ای آیا ناظر بر درس آموزی از تجربه جنگ با عراق بوده است؟

3) حضور نظامی- مستشاری قوای نظامی ایران در سوریه و عراق، همچنین مشارکت راهبردی با روسیه، تا چه اندازه تحت تأثیر تجربه تاکتیکی- عملیاتی و راهبردی جنگ ایران و عراق قرار دارد؟

    به نظر می رسد در حالیکه جامعه ایران در برابر تهدیدات نظامی قرار دارد و درگیر مسائل نظامی- امنیتی در منطقه است، اما رویکرد تاریخی- فرهنگی به تجربه جنگ با عراق، در چارچوب مفهوم دفاع مقدس، بیشتر با ملاحظات سیاسی- اجتماعی در داخل کشور همخوانی دارد، و چندان با نیازهای سیاسی- راهبردی ایران، هماهنگ نیست و از آن پشتیبانی نمی کند. چنانچه تا کنون حتی به عدد انگشتان یک دست، مقاله یا کتاب اساسی و قابل بهره برداری از سوی افراد و یا نهادهای مسئول تهیه و در جامعه منتشر نشده است. با این توضیح در کنار توصیف و تحلیل رخدادهای سیاسی و نظامی جنگ با عراق و گسترش ادبیات مقاومت، با ترویج مفاهیم معنوی جنگ با عراق، از طریق داستان نویسی و بیان خاطرات رزمندگان، باید با بررسیهای راهبردی، به نیازهای اساسی کشور پاسخ داد.


محمد درودیان: جناب آقای عباس نژاد را برای نخستین بار در دفتر کار جناب اقای کمری ملاقات و با سوابق کاری ایشان آشنا شدم.اهمیت شناخت منابع تاریخی، در شناخت تاریخ، موجب تقاضای اینجانب و اجابت ایشان برای تهیه و ارسال متن حاضر شد.

سابقه:
از زمستان 1386 برای سایت‌های خبری گزارش‌هایی درباره کتاب‌های دفاع مقدس تهیه می‌کردم. اکنون تعداد این مطالب به حد قابل توجهی رسیده است. ویژگی‌های این گزارش‌ها، در نگاه اولیه، آن است که همگی با عبارت «کتاب‌شناسی ...» شروع می‌شوند. پس از کلمه «کتاب‌شناسی» موضوع مورد نظر قرار می‌گیرد. این موضوعات، اشخاص معروف، واقعه‌ای برجسته‌ یا مناسبتی خاص دارند.

                            امیرمحمد عباس نژاد

این نوع گزارش با شرح سابقه موضوع یا معرفی شخصیت آغاز می‌شود و سپس فهرست آثار مرتبط با آن، ذیل اطلاعات کتاب‌شناختی (عنوان، پدیدآورنده، ناشر و سال نشر) می‌آید و با آنکه یکی از روش‌های ارائه فهرست در کتابشناسی‌ها، الفبایی کردن بر مبنای عنوان است؛ اما تشخیص من آن بوده است که به سبب نیاز مراجعان به اطلاعات روزآمد و منابع تازه، ارائه فهرست بر اساس سال انتشار و از قدیم به جدید باشد.

حوزه موضوعی مورد نظر من در ارائه این اطلاعات کتابشناختی «دفاع مقدس» و گاهی انقلاب اسلامی بوده است، با وجود این سایر همکاران مطبوعاتی و رسانه‌ای با استفاده از این قالب، به دیگر موضوعات فرهنگی توجه کرده‌اند ...


ادامه مطلب

الف) سابقه:

   محمدرضا شرف‌الدین، رییس انجمن سینمای انقلاب و دفاع مقدس و عضو شورای سیاستگذاری جشنواره فیلم مقاومت در گفتگو با روزنامه اعتماد، مورخ 22 اردیبهشت 94 به نکاتی اشاره کرده است که با وجود گذشت زمان، با نظر به اهمیت آن با فرارسیدن سالگرد حمله عراق به ایران، در این یاد داشت مورد بررسی قرار گرفته است.

                        محمدرضا شرف الدین

1) پیش فرض سیاستگذاری در حوزه سینمای دفاع مقدس بر پایه این موضوع تعریف شده است که؛ «امروز نیاز است كه بعضی از روحیات، اخلاقیات و فرهنگ دفاع مقدس برای مردم یادآوری، ترویج و بازآفرینی شود.»  

2) بخشی از اهداف و سیاستهای حمایتی، در چارچوب تحلیل و تجزیه امروزی از پدیده جنگ «بیان چرایی مقاومت هشت‌ساله، شجاعت‌ها، ایثارها، وطن‌دوستی‌ها و پیروی از رهبری برای صیانت و حفظ استقلال و تمامیت ارضی و ...»

3) در این گفتگو برای تبیین مفهوم دفاع مقدس و تمایز آن  با تصویری كه دنیا از جنگ دارد موجب تاکید بر این تفکیک شده است که؛ «جنگ در صورت كلی به دو مفهوم و دو بخش كاملا متمایز تقسیم می‌شود؛ یكی نفس جنگ است كه بسیار كریه و زشت و تنفربرانگیز است و می‌توان مصداق‌های آن را در تجاوز، خشونت، تروریسم، بی‌عدالتی، ظلم و در واقع در یك كلمه نادیده گرفتن كرامت انسانی (كه در واقع من تمامش را ناشی از جنگ می‌دانم) مشاهده كرد و به این ‌ترتیب، به عقیده من، در هر نوع تقابلی كه با ابعاد این پدیده زشت صورت می‌گیرد دفاع مقدس رخ داده و این بخش دوم است. این همان وجهی است كه ما دنبالش هستیم و آن را تبلیغ می‌كنیم و می‌خواهیم فرهنگش را توسعه بدهیم، یعنی دفاع در مقابل تجاوز. ایستادگی در مقابل خشونت، ایستادگی در مقابل جنگ و توسعه جنگ. این وجهه است كه تبلیغ می‌‌كنیم وگرنه هر چیزی كه به نام حوزه جنگ باشد مورد نفرت است. كثیف است. پلید است ... در واقع جوهره دفاع مقدس ما مقاومت بود.»

4) برداشت از مفهوم دفاع مقدس، با تاکید بر مفهوم مقاومت، موجب این برداشت شده است که؛ «بنده می‌گویم در دفاع مقدس اصلا شكست وجود ندارد. پدیده جامعه‌شناسی و روانشناسی می‌گوید اساسا شكست وجود ندارد بلكه آن یك تجربه ناموفق است كه مقدمه‌ای برای پیروزی است. این شكست و كشته‌ها اما تجارب بزرگی برای بعد شد. وقتی كه جنگ شد ما ارتشی نداشتیم به همین دلیل هم بود كه آرزویی را برای صدام به وجود آورد كه سه روزه خوزستان را می‌گیرد. اما هشت سال زمین‌گیر شد و عاقبتش را هم دیدیم چه شد كه همان تفكر دفاع مقدس كارش را تمام كرد. ... مقاومت یك مفهوم است اصلاً این نیست كه آیا موشك آنجا خورد یا نخورد آیا هشت تا كشته داده یا هفت تا. باخت بوده یا پیروزی. اصلاً این مفاهیم نیست. اصلاً این فرمول‌ها مربوط به جنگ است مربوط به دفاع مقدس نیست.»

ب ) نقد و بررسی:

1) آنچه آقای شرف الدین در این گفتگو بیان داشته است، در واقع مفهوم رایج درباره دفاع مقدس است، با این تفاوت و تمایز که به نحو قابل توجهی برای تعیین اهداف و سیاست‌های سینمای دفاع مقدس، مفهوم بندی و تا اندازه ای ، محدود شده است. مسئله اصلی در این گفتگو که موجب نگارش یادداشت حاضر شده است، نقد و بررسی روش تبیین مفهوم دفاع مقدس به منظور تعیین اهداف و سیاست‌های سینمای دفاع مقدس، از طریق تقلیل و محدود کردن جنگ به مفهوم «دفاع مقدس» است. به عبارت دیگر؛ مسئله این نیست که نمی‌توان از الگوی مفهومی دفاع مقدس برای سامان بخشی سینما استفاده کرد ، بلکه مشکل از این جا آغاز می شود که بدون توجه به تحولات نظامی، استراتژی ها، تصرف یا از دست دادن سرزمین، تنها بر اساس ارزش های معنوی فرهنگ دفاع مقدس، تمامی تحولات جنگ در ذیل این مفهوم، محدود شده است.  با این توضیح، در نقد نگاه موجود، برخی پرسش ها مطرح می شود که بازبینی و تأمل درباره آن، ضروری به نظر می رسد:

2) تمامی جنگ ها در بکارگیری ابزار با هدف کشتار و تصرف سرزمین یا دفاع از سرزمین، مشترک هستند، اما اهداف و روش های آنها، تفاوت دارد.  با این توضیح، منظور از تقسیم بندی آنچه میان ایران و عراق روی داده، به «جنگ- دفاع» چیست؟ جنگ ها از جهت اهداف و ماهیت، به تهاجمی- دفاعی، عادلانه- غیرعادلانه، انقلابی- ضدانقلابی و سایر موارد تقسیم می شوند، اما تقسیم بندی به جنگ و دفاع مرسوم  نیست.

3) نادیده گرفتن اصابت موشک و یا تعداد کشته ها با تأکید بر اینکه؛ «این فرمول ها مربوط به جنگ است، مربوطه به دفاع مقدس نیست»، با سایر توضیحات آقای شرف الدین و واقعیات تاریخی، در تناقض است. به این معنا که وقتی ایشان می گوید گفته که؛ «عراق آرزوی تصرف سه روزه خوزستان را داشت، ولی زمین گیر شد و همان تفکر دفاع مقدس کارش را تمام کرد»، منظور چیست؟ آیا واقعیت غیر از این است که جامعه ایران با هر آنچه داشت، در برابر تجاوز عراق ایستادگی کرد و مانع از اشغال خوزستان شد و این تحول و نتیجه ای که حاصل شد بمعنای پیروزی ایران است؟ آیا برای تبیین چگونگی حفظ سرزمین و شکست عراق، از مفهوم دفاع و پیروزی استفاده نشده است؟ با این توضیح، دفاع با نظر به استفاده از سلاح، استراتژی و بسیاری از مولفه های دیگر، صورتی از جنگ است اما اهداف و روش آن تفاوت دارد. بنابراین نمی‌توان نقش و تأثیر تجهیزات و استراتژی دفاعی- تهاجمی، استعداد نیروهای شرکت کننده و تعداد کشته و اسیر را به این دلیل که اینها مربوط به فرمول جنگ است نه دفاع، نادیده گرفت.

4) تأکید بر اینکه «در دفاع مقدس اصلاً شکست وجود ندارد، بلکه یک تجربه ناموفق است که مقدمه ای برای پیروزی است»، با تناقض همراه است. زیرا از یکسو؛ مفهوم شکست بی معنا تلقی می شود و از سوی دیگر؛ شکست موجب تجربه اندوزی و مقدمه ای برای پیروزی ارزیابی می شود. اگر مفهوم پیروزی- شکست و ضرورت تجربه اندوزی با تصرف یا از دست دادن سرزمین، از طریق تهاجم و انجام عملیات ارتباطی ندارد، پس در چه نسبتی باید این مفاهیم را تعریف کرد؟

نتیجه گیری

    با نظر به سایر ابعاد جنگ ایران و عراق و واقعیات تاریخی آن، رویکرد فرهنگی به جنگ با تأکید بر «مفهوم دفاع و مقاومت» تنها یک نوع نگاه به جنگ است و نباید جنگ را به رویکرد فرهنگی و مفهوم دفاع، محدود و در مقابل هم قرار داد. بی توجهی به ملاحظه یاد شده، موجب ظهور برخی تناقض ها می شود که در اظهارات آقای شرف الدین، مشهود است. علاوه بر این بخش مهمی از ظرفیت‌های استفاده از تجربه جنگ، در برابر تهدیدات حال و آینده را، خنثی و یا کم رنگ می کند.


1- منظور از «خرد دفاعی» عقلانیت و شیوه تفکر موجود در جامعه ایران برای مواجهه با تهدید به جنگ، همچنین در برابر تجاوز دشمن است. برابر این تعریف، دفاع به معنای عام که سایر مفاهیم، ازجمله جنگ را دربر بگیرد، نیست، بلکه دفاع به معنای واکنش در برابر تجاوز دشمن است.

2- خرد دفاعی جامعه ایران، ناظر بر مفهوم دفاع با مشارکت مردم و به روش شهادت طلبانه با الگوی عاشورا است. اگرچه این تفکر موجب شکست عراق در حمله به ایران شد، اما آنچه میان ایران و عراق جریان داشته است، جنگ بود. به این معنا که طرفین بر اساس اهداف، ابزار، منابع و استراتژی های مختلف، برای تصرف یا دفاع از زمین، با هم رودررو شدند و حاصل آن، کشته و زخمی شدن نیروها و انهدام تجهیزات بود. با این تفاوت که ماهیت جنگ ایران، حتی در داخل خاک عراق، دفاعی بود، در حالیکه ماهیت جنگ عراق تهاجمی بود، هرچند در برخی از سالهای جنگ، عراق مجبور به دفاع بود.

3- خرد دفاعی جامعه ایران، گرچه ریشه های فرهنگی- سیاسی دارد و برآمده از تجربه طولانی و گسترده جنگ با عراق است، ولی تجربه تجاوز عراق به ایران در شکل گیری مفهوم دفاع نقش اساسی داشته است. البته تحولات اخیر در منطقه و تهدیدات نظامی نیز بر آن تأثیرگذار است. مسئله مهم؛ واکاوی ریشه های خرد دفاعی در جامعه ایران است. این موضوع از این حیث اهمیت دارد که؛ خرد دفاعی جامعه ایران نه تنها نگاه به جنگ گذشته، بلکه تفکر مواجهه با جنگ آینده را شکل داده است.

4- برپایه توضیحات یاد شده، آنچه میان ایران و عراق جریان داشت، جنگ بود و آنچه در آینده نیز روی خواهد داد و خطر آن وجود دارد، جنگ است. مسئله ایران در مواجهه با تهدید و جنگ مجدد، نیاز به هدف گذاری، تخصیص منابع و اتخاذ استراتژی مناسب دارد. به نظر می رسد؛ در حال حاضر به حاشیه راندن «مفهوم جنگ»، به دلیل تأکید بر «مفهوم دفاع»، نه تنها مانع از تبیین مناسب از جنگ ایران و عراق خواهد شد، بلکه امکان استفاده از تجربه پیشین در برابر نیازهای آینده را، از میان خواهد برد.


  دوست عزیزم جناب آقای اکبرپور بازرگانی در یادداشت خود تحت عنوان؛ «جنگ ایران و عراق؛ نقدها، درسها و دستاوردها»، در واقع تعریضی بر یادداشت یکصدمین اینجانب نوشته و تذکر قابل توجهی را طرح کرده است که ذهن بنده را درگیر کرد و سرانجام موجب نگارش یادداشت حاضر شد.

   جناب آقای اکبرپور توصیه کرده است اینجانب باید «تعادل ظریفی را میان نقد جنگ و درسها و دستاوردهای دفاع مقدس حفظ کنم.» وی در توضیح این موضوع، دستاوردهای دفاع مقدس را در دو موضوع خلاصه کرده است:

1- استخراج امتیازات و اختصاصات دوران دفاع مقدس و لایه های پنهان و گنج های مسطور مانده.

2- استخراج روش‌ها و منش‌های مدیریتی سطوح فرماندهی عالی، میانی و خُرد جنگ، برای عبور هوشمندانه و پیروزمندانه از چالش ها و بحران های پیش رو.

   بحث طرح شده از سوی آقای اکبرپور، موجب طرح این پرسش شده است که؛ چه نسبتی میان نقّادی پرسش‌گرانه درباره مسائل اساسی جنگ ایران و عراق، با استخراج دستاوردهای دفاع مقدس وجود دارد؟ و با چه روشی باید انجام شود؟ پرسش یاد شده چنانچه روشن است، بر دو موضوع تمرکز دارد:

     1-  ضرورت استفاده از روش نقادانه برای بررسی مسائل اساسی جنگ ایران و عراق.

     2 - استخراج درسها و دستاوردهای دفاع مقدس.

   آنچه که بنده بیش از سه دهه درگیر آن هستم، با فرض پیوستگی تاریخ نگاری با نقد و بررسی پرسشها است که سرانجام به استخراج درسها و دستاوردها منجر خواهد شد. با این تفاوت که تدریجاً پرسش‌گری و روش نقد، بر تبیین تاریخی وقایع سیاسی- نظامی غلبه کرده است و به سمت انتزاع درسها و دستاوردها، به منظور پاسخگویی به نیازهای آینده حرکت کرده است. در واقع درسها و دستاوردها از طریق گزاره های مشاهدتی و نوشتارهای تاریخی و مستند، قابل حصول نیست، زیرا به تبیین نظری، بمعنای پاسخ به چرائی نیاز دارد و این مهم از طریق نقد و بررسی و پرسشگری تامین خواهد شد.

   علت این تغییر - تداوم و همچنین تحول- تکامل، علاوه بر اقتضای پژوهش، تغییر در روایت‌ها، همچنین شرایط و نیازها، با نظر به حال و آینده است. به این اعتبار، روش نقّادی پرسش‌گرانه، ناظر بر ضرورت تبیین جدید، برای پاسخ به نیازهای حال و آینده است. با این توضیح، آنچه نوشته ام، به معنای نوعی امتداد و پیوستگی میان نقد و بررسی و تبیین تجربه گذشته، برای پاسخ به نیازهای حال و آینده است.

   بر پایه توضیح یاد شده، در واقع بر این نظر پافشاری کرده ام که نتایج پژوهش های حاصل از روش پرسش‌گری نقّادانه، همچنین بررسی های تحلیلی، برای گذار از تاریخ نگاری وقایع را، بمنظور پاسخگویی به نیازهای حال و آینده، در عمل پیگیری کرده ام که نتایج آن در آینده و با انتشار کتاب جدیدم بیشتر روشن خواهد شد. با این اوصاف؛ اگر توصیه آقای اکبرپور، دستیابی به نتیجه ای باشد که به آن اشاره شد، از این جهت ایشان بجای تأکید بر ایجاد تعادل ظریف میان نقد و بررسی و استخراج دستاوردها، باید بر ضرورت تداوم تلاش‌های کنونی تأکید می کرد، حال آنکه چنین نکرده است.

   در واقع آقای اکبرپور فرض گرفته است که؛ پرسش‌گری و نقد، به احصاء و استخراج دستاوردهای دفاع مقدس منجر نخواهد شد. با فرض صحت این ارزیابی نسبت به برداشتها و توصیه ایشان، این پرسش به میان خواهد آمد که؛ چرا چنین تصور می شود که از طریق روش نقد جنگ، نمی توان درس ها و دستاوردهای جنگ را استخراج کرد؟ به عبارت دیگر؛ چه برداشتی از جنگ و روش نقد وجود دارد که تصور می شود نتیجه آن، استخراج درس ها و دستاوردها نخواهد بود؟ متقابلاً با چه روش دیگری غیر از نقد و پرسشگری، می‌توان درس‌ها و دستاوردهای دفاع مقدس را که یک بررسی تحلیلی، و انتزاع از رخدادهاست، استخراج کرد؟

   به نظر می رسد مسئله تنها برداشت از روش نقد جنگ و باور به عدم نسبت آن با دستاوردها نیست، بلکه فراتر از ان، ریشه در برداشت از جنگ بعنوان دفاع مقدس و  مفهوم دستاوردها دارد که، هر دو متفاوت است. در این صورت پرسش اصلی که می توان در برابر آقای اکبرپور قرار داد تا به آن پاسخ بدهد، این است که؛ چه برداشتی از روش نقد و نسبت آن با درس ها و دستاوردهای جنگ دارید؟ از نظر شما با چه روشی می توان درس ها و دستاوردهای جنگ را استخراج کرد؟

   چنانچه روشن است؛ دامنه بحث درباره درس ها و دستاوردهای دفاع مقدس، بسیار گسترده است. اما مواردی را که آقای اکبرپور در یادداشت خود به عنوان نمونه ذکر کرده است، شامل امتیازات و اختصاصات دوران دفاع مقدس همچنین روش ها و منش های سطوح فرماندهی عالی، میانی و خرد جنگ است. با این توضیح، به صورت مشخص و دقیق تر، با چه روشی می توان امتیازات و اختصاصات دوران دفاع مقدس و روش ها و منش های سطوح مختلف فرماندهی جنگ را استخراج کرد؟


  هم اکنون برای توضیح، تبیین و تبلیغات درباره آنچه به مدت 8 سال میان ایران و عراق جریان داشت، از دو مفهوم «جنگ» و «دفاع مقدس» استفاده می شود. غلبه مفهوم دفاع مقدس، بگونه ای است که حتی «مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه» که در سال 1363، با این عنوان تأسیس شد، اخیراً به «مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس» تغییر نام داده است. عناوین همایش‌ها و بسیاری از آثار تحقیقاتی نیز با استفاده از مفهوم دفاع مقدس صورت می گیرد. با این توضیح، مسئله چیست؟ از کدام عنوان باید استفاده کرد، جنگ یا دفاع مقدس؟

   در نگاه اولیه، پرسش یاد شده و ضرورت بررسی آن، شاید امری بیهوده تلقی شود و به همین دلیل هم احتمالاً هیچ گونه بحث و پژوهشی در این زمینه تا کنون صورت نگرفته است، اما در عین حال این یادداشت را به بهانه طرح پرسش ازسوی مخاطب محترم بنام «حق جو» نوشتم. همچنین  بر این باور هستم که نامگذاری آنچه میان ایران و عراق طی هشت سال روی داده است، علاوه بر مفهوم بندی این تجربه، ساختار ذهنی و شاکله فکری جامعه ایران را، در برابر وقایع مشابه در آینده، شکل خواهد داد. در ادامه بحث به چگونگی استفاده امام از دو مفهوم«جنگ» و «دفاع» اشاره خواهد شد.

   از نظر تاریخی- سیاسی، امام برای توضیح آنچه عراق انجام داد، از کلمه «جنگ» استفاده می کرد:

 1- ایشان در عبارت مشهور خود که؛ «دزدی آمده است یک سنگی انداخته و فرار کرده» (31/6/59- تبیان- دفتر 25- ص45)، از کلمه جنگ و هجوم عراق استفاده می کند.

 2- همچنین امام برای توضیح مفهوم غافلگیری ایران در برابر عراق، از کلمه «حمله» استفاده کرد. (16/8/59- همان- ص7) و یا اینکه؛ «آنها غافلگیرانه به ما هجوم آوردند.» (12/1/61- همان- ص11)

 3- امام همچنین در سال 1361 و پس از فتح خرمشهر، در پیام خود به مناسبت سالروز حمله عراق می نویسند: «اکنون که بزرگداشت هفته جنگ تحمیلی، فرا رسیده است.» توصیه می کنند؛ «در محافل هفته جنگ فواید و نتایج و پیامدهای آن را برشمارند.» (31/6/59- همان- ص312)

 4- امام همچنین برای توضیح تجاوز عراق، از این استدلال استفاده می کند: «آیا ما در مملکت عراق داریم جنگ می کنیم، یا در مملکت ایران داریم جنگ می کنیم.» (10/12/59- همان- ص9)

   توضیحات یاد شده ناظر بر این معناست که آنچه میان ایران و عراق رخ داد، جنگ است که با هجوم و حمله غافلگیرانه عراق آغاز شد.

استفاده امام از کلمه دفاع نیز قابل توجه است:

 1- امام برای نخستین بار 43 روز قبل از حمله سراسری عراق به ایران، طی سخنانی می گوید: «عراق به ما الآن مدتهاست دارد حمله می کند ... آنها حمله می کنند، ما دفاع می کنیم. دفاع لازم است.» (18/5/59- همان- ص37)

 2- با حمله عراق به ایران، امام می گوید: «ما مکلفیم که جلوی آنها را بگیریم، چه پیروز بشویم و چه نشویم، دفاع باید بکنیم. باید حتماً دفاع بکنیم و همه ملت در وقتی که اجازه داده شد، همه باید بروند و دفاع کنند.» (8/7/59- همان-ص 40)

 3- امام در برابر پرسش مصاحبه کننده خارجی می گوید: «ما به تبع اسلام با جنگ همیشه مخالفیم ... لکن اگر جنگ بر ما تحمیل کنند، ما تمام ملتمان جنگجوست و با تمام قوا مقابله می کنیم.» (17/7/59- همان- ص41)

 4- امام در توضیح هدف و ضرورت دفاع، در جای دیگری اضافه می کند: «ما به حسب امر خدا دفاع کردیم از خودمان و دفاع از اسلام، نه دفاع فقط از کشور خودمان.» (16/8/59- همان- ص8) «ما برای حفظ موجودیت اسلام در جهان تنها از خود دفاع کرده ایم.» (29/4/67- همان- ص16)

   امام در شرایطی که درباره حمله عراق از کلمه «جنگ» استفاه می کند، برای توضیح آنچه ایران انجام می دهد، همچنین هدف و ضرورت آن، از کلمه «دفاع» استفاده می کند. بنابراین کلمه جنگ و دفاع مقدس در برابر هم قرار ندارند که یکی را بر دیگری ترجیح دهیم و یا استفاده کننده را در معرض نقد و نکوهش قرار دهیم.
  • کل صفحات:4  
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  •   

همه پیوندها