m-doroodian|محمد درودیان

نویسنده و پژوهشگر جنگ ایران و عراق

اشاره:

   تجربه دفاعی ایران در جنگ با عراق، هم اکنون زیرساخت و شاکله قدرت بازدارندگی و ساختار دفاعی کشور را شکل داده است. جنگ در خاک عراق، در امتداد تجربه جنگ دفاعی- آزادسازی ادامه یافت، اما به دلیل نحوه پایان جنگ، از طریق پذیرش قطعنامه 598، کارکرد و تأثیر «جنگ تهاجمی- تعاقبی»، مورد پرسش قرار گرفته است. حال آنکه توسعه و تعمیق قدرت منطقه‌ای ایران، بدون رفع ابهامات مفهومی و تاریخی در این حوزه و ایجاد ساختار مناسب، حاصل نخواهد شد. نظر به اهمیت مسئله یاد شده، به مناسبت فرارسیدن پذیرش قطعنامه، موضوع مورد بحث در یادداشت حاضر بررسی شده است.


ادامه مطلب

   با فرض اینکه تشکیل بسیج، با هدف بازدارندگی تهدید نظامی آمریکا، فاقد تاثیر لازم در بازدارندگی بود، این پرسش وجود دارد که؛ حمله نظامی عراق به ایران، چه تأثیری بر نقش و کارکرد بسیج داشت؟ جنگ در شرایطی صورت گرفت که قدرت نظامی ایران فروپاشیده بود و فاقد ساختار مناسب، با  شاخص های یک نیروی نظامی قدرتمند، برای بازدارندگی یا مقابله موثر برای شکست دشمن بود. در چنین وضعیتی، امام ابتدا در 31 شهریور سال 59، عراق را تهدید کرد، در صورت ادامه تجاوزات، ملت بسیج خواهد شد، و در تاریخ پنجم مهر، امام برای بسیج نیروها و دفاع همه جانبه و مردمی در شهرها، به عنوان مکمل قدرت نظامی ایران فرمان داد. تاثیر این موضوع در صحنه نظامی جنگ، موجب تغییر در محاسبات عراق شد.

 برابر توضیحات یاد شده، در واقع ایجاد زیرساخت اولیه برای تشکیل بسیج مستضعفین، در تاریخ پنجم آذر، آثار خود را در برابر حمله عراق، با شکل گیری دفاع مردمی در شهرها، همچنین جذب و سازماندهی نیروهای مردمی، با عناوین مختلف نشان داد. در نتیجه «بسیج مردمی» در برابر حمله نظامی عراق، در امتداد تشکیل سازمان بسیج مستضعفین، موجب شکل گیری دفاع و مقاومت مردمی شد. در واقع اگر تشکیل بسیج در برابر تهدید نظامی آمریکا نقش بازدارنده نداشت، اما با ایجاد آمادگی اولیه ذهنی- تشکیلاتی، به هنگام مقاومت در برابر تجاوز عراق، آثار خود را نشان داد.

   در روند تحولات جدید، نقش و کارکرد نیروهای مردمی در دفاع و تأثیر آن در شکست عراق، بمعنای ایجاد نقطه اتکاء جدید نظامی بود. موقعیت جدید سیاسی و اعتماد بنفس حاصل از آن، موجب امتناع ایران از پذیرش خواسته های عراق شد. پیدایش شرایط جدید نظامی، زمینه تبدیل قدرت دفاعی ایران را به قدرت تهاجمی با گسترش سازمان رزم، فراهم کرد. در واقع نقش نیروهای مردمی، از دفاع به تهاجم، تغییر کرد. حضور در سازمان نظامی و انجام آموزش های لازم، نه تنها بر روند جنگ تأثیر داشت، بلکه بر مأموریت و ساختار و سازمان بسیج در نسبت با تحولات جنگ، تأثیر اساسی گذاشت.

  توسعه و تعمیق نقش و جایگاه سپاه، از نیروی مردمی- دفاعی، به ساختار نظامی برای آزادسازی مناطق اشغالی، برای عراق قابل پیش بینی نبود، و لذا عراق در برابر تغییرات جدید غافلگیر شد، در نتیجه موازنه نظامی با تحولات جدید، به سود ایران تغییر کرد. از این پس فرهنگ نیروهای مردمی در مقاومت و حمله به دشمن، به فرهنگ غالب جنگ تبدیل و بسیج بمثابه «نماد فرهنگ مقاومت» شناخته شد.




همه پیوندها