اشاره

   انتشار یادداشت «میادین مین کجاست؟!»، بازتاب نسبتاً گسترده ای در رسانه ها و نزد اهالی تحقیق و پژوهش جنگ، داشت. آقای حمید داوودآبادی از نویسندگان نام آشنای دفاع مقدس، یادداشتی را در این زمینه با رویکرد انتقادی، تهیه و ارسال کرده است که در ادامه ملاحظه می فرمایید:

******************
سلام جناب آقای درودیان؛ نمی دانم بنده را بجا می آورید یا نه، ولی کافیست از استاد عزیز آقای علیرضا کمره ای درباره بنده بپرسید.

متن زیر گوشه ای از خاطرات و دیده های شخص بنده درباره عبور نیروها از میدان مین در عملیات بیت المقدس می باشد. فکر کنم اگر لطف کنید و به عنوان نوشته مهمان منتشر کنید، بد نباشد و ابهاماتی را حل کند!

                           حمید داوودآبادی

در یک بعد از ظهر داغ، قاسم محمدی، فرمانده‌ گردان 2 ثامن الائمه از تیپ 8 نجف اشرفف ، نیروها را جمع کرد و نقشه‌ای را نشان‌مان داد و گفت: وظیفه‌ی گردان ما اینه که از جاده‌ی خرمشهر و شلمچه، به طرف غرب، مستقیم بریم توی دل عراق. پنج کیلومتر که رفتیم و دشمن رو عقب زدیم، اون‌وقت می‌ریم به طرف چپ و تا اون‌جا که ممکنه، خودمون رو به نیروهای دیگه می‌رسونیم. توی این عملیات، ما هیچ نیروی پشتیبانی نداریم. ما پیشمرگ یگان‌های دیگه هستیم. ما باید همه‌ی حواس دشمن رو به اون نقطه جلب کنیم. معلوم هم نیست که هیچ‌کدوم از ما برگرده. چهار طرف ما، نیروهای دشمن قرار می‌گیرند؛ حتی پشت سر ما. از نیروی کمکی و مهمات و تدارکات و چیزهای دیگه هم خبری نیست. حتی آمبولانس برای بردن مجروح‌ها نمی‌تونه بیاد جلو. حالا دیگه حساب کار رو بکنید. من این مأموریت رو داوطلبانه از تیپ قبول کرده‌ام، چون شماها رو خوب شناخته‌ام و با روحیه‌ی همه‌تون آشنا شده‌ام و می‌دونم براتون هیچ مسئله‌ای نیست.


ادامه مطلب