m-doroodian|محمد درودیان

نویسنده و پژوهشگر جنگ ایران و عراق

طرح مسئله

استفاده از مفهوم «جنگ کلاسیک» برای تبیین رخدادها و تحولات جنگ ایران و عراق، در اظهارات مسئولین و فرماندهان نظامی جنگ، از سابقه ای همانند جنگ برخوردار است. با این وجود تا کنون تعریف مشخصی از این موضوع ارائه نشده است. پیش از این امیر بختیاری در باره تعریف این مفهوم و علت استفاده از آن در اظهارات فرماندهان یا آثار منتشر شده از سوی سپاه، از من سوال کرد که پاسخ آن را به خاطر ندارم. با توجه به استفاده از این مفهوم در کتاب «کالک های خاکی»، شامل خاطرات سردار  عزیز جعفری فرمانده محترم سپاه، که اخیراً منتشر شده است، این موضوع مجددا از سوی امیر بختیاری مورد پرسش قرار گرفت که به ایشان عرض کردم؛ سپاه پس از حمله عراق ادراکی از جنگ و شیوه دفاع و حمله به دشمن داشته است و برای تمایز آن با روش ارتش، از عنوان جنگ انقلابی در برابر جنگ کلاسیک، استفاده کرده است. با نظر به ملاحظات یاد شده، این پرسش وجود دارد که؛ منظور از جنگ کلاسیک چیست و چرا از این مفهوم برای تبیین بخشی از تحولات جنگ ایران و عراق استفاده می شود؟

 در آثار منتشر شده از سوی ارتش و یا سپاه، تا کنون هیچگونه تعریف مشخصی از مفهوم «جنگ کلاسیک» صورت نگرفته است. بنظر می رسد ارتش براساس نظام مفهومی و آموزشی، هر آنچه را که دانسته و به آن عمل می کند، بمثابه روشهای مرسوم، بمعنای جنگ کلاسیک می داند، و سپاه نیز تجربه جنگ با عراق و آموزهای حاصل از آن را، در برابر مفهوم جنگ کلاسیک و به گفته سردار رضائی فرمانده پیشین سپاه، «جنگ انقلابی» نام گذاری می کند.


ادامه مطلب

                              سرهنگ سجادی  

اشاره:

بحث درباره «علت ناتوانی ارتش در بازدارندگی عراق از حمله به ایران»، موجب انتشار یادداشت های متفاوتی در سایت شد. آقای پوراسد با استناد به نظرات منتشر شده، توضیحی را بعنوان نظریه سوم، با تاکید بر «ماهیت و کارکرد ارتش در نسبت با نظام سیاسی و جامعه»، برای سایت ارسال کردند که منتشر شد و جناب سرهنگ سجادی نیز در نقد یادداشت یاد شده، توضیحاتی را با تاکید بر«ساختار و آموزش نظامی در ارتش» ارائه کرده‌اند که در ادامه خواهد آمد. مسئله قابل توجه این است که هم اکنون بیش از 36 سال از زمان حمله عراق به ایران گذشته است و نسل جدیدی در صحنه سیاسی و اجتماعی کشور حضور دارد که شاهد این واقعه نبوده، هرچند همچنان با پیامدهای آن درگیر است. با نظر به اینکه احتمال وقوع جنگ در حال و آینده همچنان وجود دارد، بنابراین تجربه جنگ گذشته را باید از موضع نیازهای آینده نگاه کرد. در این صورت مجادله و مناقشه در باره موضوعات و مسائل اساسی جنگ ایران و عراق، جای خود را به همفکری و همدلی، از طریق گفتگو خواهد داد. در این صورت در سطح ملی و با اجماع عمومی، از میراث تاریخی یک نسل که با خون در آمیخته شده است، حراست خواهد شد.


ادامه مطلب