m-doroodian|محمد درودیان

نویسنده و پژوهشگر جنگ ایران و عراق

اشاره:

 نخستین بار در تابستان سال 1363 آقای هاشمی بعنوان فرمانده عالی جنگ و در جلسه با فرماندهان ارتش و سپاه، درباره ضرورت گزارش سپاه از واقعیات جنگ به امام، بمنظور تصمیم گیری برای پایان دادن به جنگ، سخن گفت. درخواست آقای هاشمی و فشار برای انجام عملیات، با تضمین پیروزی و بدون تامین کلیه نیازمندی های بود. ایشان این درخواست را که موجب شگفتی حاضران در جلسه شد، در واکنش به طرح مشکلات و ضرورت تامین نیازمندی های جنگ مطرح کرد. بعدها درباره نقش سپاه در تصمیم گیری امام، مباحث زیادی مطرح شد که در این یادداشت به بخشی از آن اشاره خواهد شد.


ادامه مطلب

اشاره:

صدور قطعنامه 598، هرچند بعنوان اقدام شورای امنیت سازمان ملل، در فرآیند جنگ ایران و عراق اهمیت داشت، ولی آنچه این قطعنامه را تاریخی کرد و با تحولات سیاسی- نظامی جنگ و سپس مسائل داخلی ایران در پیوند قرار داده است، نقش و تاثیر آن در پایان دادن به جنگ است. پیش از این درباره اهمیت قطعنامه و برخی وجوه آن، مطالبی در سایت منتشر شد. رویکرد آقای شیرعلی‌نیا، به دلیل توجه به تحولات سیاسی- اجتماعی و توافق هسته ای، وجوه متمایزی دارد که قابل توجه است.

                           جعفر شیر علی نیا

  پذیرش قطعنامه، ماهیت آرمان گرایی در جمهوری اسلامی را تغییر داد. آرمان گرایی تا پیش از پذیرش قطعنامه 598، تنها یک شعار برای رسیدن به مقاصد سیاسی نبود. هرچند برخی گروه­ های سیاسی از ماهیت شعاری آن برای رسیدن به مقاصد سیاسی­ خود استفاده می­ کردند، اما بخش قابل توجهی در جبهه­ های جنگ، در جهت آرمان گرایی­شان به عمل و نه شعار روی آورده بودند ...


ادامه مطلب

  مقایسه مذاکرات هسته ای با قطعنامه 598، نخستین بار پس از پذیرش مذاکره برای پایان دادن به بحران هسته ای، با استفاده از مفهوم کنایه آمیز «جام زهر هسته ای»، آغاز شد. هرچند موضوع مورد مقایسه، راهبردی و در سطح ملی بود، ولی از منظر سیاسی- اجتماعی مورد توجه قرار گرفت. بعدها در زمان رقابت انتخابات ریاست جمهوری نیز، دشواری های برون رفت از بحران هسته ای، از طریق مقایسه آن با پذیرش قطعنامه 598، مطرح شد. اکنون نیز مقایسه یاد شده با نظر به پیامدهای سیاسی- راهبردی، در کانون بررسی ها قرار دارد. فارغ از ضرورت نقد و بررسی دلایل رویکرد سیاسی در مقایسه توافق هسته ای با قطعنامه 598، بنظر می رسد مقایسه یاد شده امکان بازبینی تجربه تاریخی قطعنامه 598 را در چشم انداز روش دستیابی به توافق هسته ای و پیامدهای احتمالی آن، فراهم کرده است. چنین فرصتی را باید مغتنم شمرد و از آن استقبال کرد، زیرا از طریق پیوند میان تجربه گذشته با نیازهای حال و آینده، ضمن اینکه تجربیات تاریخی روزآمد خواهد شد،  از تصمیمات آینده پشتیبانی خواهد کرد.

  بررسی های تاریخی ناظر بر این معنا است که، برخی وقایع از جهت آغاز و برخی از حیث پایان، تاریخی و سرنوشت‌ساز هستند. در مواردی هم مانند جنگ ایران و عراق و توافق هسته ای، هر دو جهت اهمیت دارد و قابل مشاهده است. در حالیکه موضوع تصرف سفارت آمریکا، تنها از حیث آغاز اهمیت داشت و پایان آن در سایه حمله عراق به ایران، قرار گرفت. با این توضیح، بر اثر آغاز جنگ و جایگزینی آن به جای انقلاب، ماهیت تحولات سیاسی- اجتماعی و نظامی- امنیتی ایران بمدت یک دهه تحت تاثیر قرار گرفت، و نحوه پایان جنگ، جهت‌گیری سیاست‌های راهبردی و ماهیت تحولات سیاسی- اجتماعی ایران را در دهه 70 شکل داد. همچنین با آغاز بحران هسته ای در دهه 80، روند تحولات سیاسی، اجتماعی، نظامی و امنیتی ایران تغییر کرد و حتی کشور در آستانه جنگ مجدد قرار گرفت. همچنین بنظر می رسد با اجرای توافق هسته ای، تحولات ایران و منطقه تحت تأثیر این رویداد قرار خواهد گرفت. بررسی حاضر بر پایه دو فرض انجام شده است که در ادامه به آن اشاره خواهد شد:

اول) موضوع قطعنامه 598، گرچه پایان دادن به جنگ بود، اما توافق هسته‌ای نیز بمنظور جلوگیری از تحقق جنگ جدید، حاصل شد. به عبارت دیگر در قطعنامه 598، هدف، پایان دادن به جنگ بود، در حالیکه «بحران هسته ای» بمثابه جنگ احتمالی بود که از طریق توافق هسته ای، این بحران مدیریت شد. بر پایه توضیح یاد شده، نحوه پایان دادن به بحران هسته ای از طریق مذاکره و توافق سیاسی، در مقایسه با موضوع بحران و آنچه در متن «برجام» آمده است، از اهمیت بیشتری برخوردار است و به این اعتبار، تاریخی و تاریخ ساز خواهد بود.

دوم) پیوند واژه «دیپلماسی» با مسئله برون رفت بحران هسته ای، مفهوم دیپلماسی را فراتر از روش و یا ابزار دیپلمات ها، در پیشبرد سیاست خارجی قرار داده است. از این پس واژه دیپلماسی یک نظام مفهومی- روشی را برای مواجهه جامعه ایران با موضوعات و مسایل، در زمینه های مختلف نمایندگی می کند، زیرا پس از سه دهه و در مواجهه با سه مسئله اساسی شامل؛ تصرف سفارت آمریکا در آبان سال 58، اتمام جنگ ایران و عراق در مرداد سال 67 و اکنون با حل بحران هسته ای، این مفهوم در یک فرایند تاریخی شکل گرفته و کار ویژه خود را نمایانده است.

1) برای پایان دادن به جنگ ایران و عراق، قطعنامه 598 در سال 1366 و در شرایطی که ایران از موضع برتر نظامی برخوردار بود، از سوی سازمان ملل تصویب شد، ولی در سال 1367 و پس از حملات نظامی عراق، از سوی ایران پذیرفته شد. در بحران هسته ای، مذاکره و توافق با قدرت های بزرگ، باید زیر فشار تحریم و تهدید نظامی صورت می گرفت. با توجه به ترکیب کشورهای شرکت کننده در مذاکرات، همچنین فشارهای سیاسی و روانی برای تخریب روند سیاسی مذاکرات، بنظر می رسد توانمندی دیپلماسی ایران در بحران هسته ای و تصمیم گیری در زمان مناسب، در مقایسه با زمان قطعنامه 598، بسیار پیچیده و هوشمندانه تر بوده است. در نتیجه؛ بر اثر توانمندی، اعتماد بنفس، بلوغ تفکر راهبردی و مدیریتی ایران برای دستیابی به توافق هسته ای، مناسبات خارجی ایران در آینده، بیشتر تحت تاثیر پویائی تحرکات دیپلماتیک قرار خواهد گرفت.

2) بحران نظامی و از دست دادن مناطق تصرف شده در خاک عراق در سال 67، راهبرد ایران را از پیروزی نظامی و سقوط صدام، به پذیرش قطعنامه 598 تغییر و گزینه های ایران را برای پایان دادن به جنگ، محدود کرد. در بحران هسته ای با وجود فشار تحریم و خطر حمله به ایران، قدرت دفاعی- بازدارنده ایران، در محدود کردن گزینه های آمریکا و غرب، همچنین انتخاب روش مذاکره برای توافق با ایران، نقش اساسی داشت. در نتیجه؛ در آینده، قدرت دفاعی- بازدارنده ایران همچنان در تعیین جهت‌گیری سیاست‌های راهبردی این کشور و شکل دهی معادلات منطقه ای، نقش اساسی خواهد داشت.

3) جامعه ایران به دلیل پیامدهای جنگ طولانی و مهمتر از آن، پیوستگی جنگ با انقلاب، در واکنش به پذیرش قطعنامه 598، دوقطبی شد، برخی گریستند و برخی خرسند و یا با سکوت خود، در حیرت ناشی از این شوک بسر می بردند. در حالیکه توافق هسته ای بر پایه اجماع در جامعه ایران شکل گرفت و در واکنش به آن، جشن و شادی در ماه مبارک رمضان بر گزار شد. در نتیجه؛ پویایی تحولات سیاسی- اجتماعی ایران تحت تأثیر توافق هسته ای، به صورت منسجم و عمیق تری ادامه و گسترش خواهد یافت و تحولات سیاسی- اجتماعی  ایران را تحت تاثیر قرار خواهد داد.

4) پذیرش قطعنامه 598 برای برون رفت از جنگ و پیامدهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی آن بود، بدون اینکه افق روشنی در چشم انداز احتمالی پایان جنگ، قابل مشاهده باشد، لذا منجر به ظهور دوگانگی در ساختار سیاسی و جامعه ایران شد. اما توافق هسته‌ای برای برون رفت از بحران و پیامدهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی آن، ناظر بر افق آینده است. در نتیجه؛ تداوم مناقشات سیاسی- راهبردی، در باره روش و نتیجه مذاکرات، موجب برآمدن نیروی اجتماعی جدید در جامعه ایران، از زیر به سطح خواهد شد. ترسیم چشم‌اندازها و جهت گیری های آینده ایران و پیشبرد روندهای جدید سیاسی - اجتماعی، حاصل این تحول خواهد بود.

5) با اتمام جنگ ایران و عراق، حمله ارتش عراق به کویت و سپس حمله نظامی آمریکا به عراق و سقوط صدام، موازنه منطقه‌ای به سود ایران تغییر کرد و موقعیت کنونی ایران، در تداوم آن قرار دارد. در شرایط توافق هسته‌ای، قدرت موازنه سازی ایران در مقابله با داعش، بخشی از دلایل و ضرورت‌های پذیرش موقعیت جدید منطقه‌ای ایران و تغییر اولویت منطقه‌ای آمریکا و غرب، از ایران به داعش و تکفیری‌ها شده است. در نتیجه؛ امنیت ملی و سیاست‌های منطقه‌ای ایران در آینده، حداقل به مدت یک دهه، تحت تأثیر نتایج حاصل از رویارویی ایران و ائتلاف جهانی با داعش، قرار خواهد گرفت.

6) پایان جنگ با برقراری آتش بس، برابر ابتکار نظامی عراق، راهبرد غرب برای «موازنه سازی» میان ایران و عراق را با شکست همراه کرد و پیامدهای آن، با حمله عراق به کویت، به مدت یک دهه بر منطقه سایه افکنده بود. توافق هسته ای آغاز «موازنه سازی» در برابر قدرت منطقه ای ایران، بمنظور مقابله با دستاوردهای توافق هسته ای خواهد بود. در نتیجه، گرچه توافق هسته ای احتمال تهدید نظامی مستقیم را بر علیه ایران کاهش داده است، همچنین اسرائیل را تا اندازه ای از کانون سیاست گذاری بر علیه ایران، در امریکا خارج کرد، اما بر اثر سیاست ها و آرایش جدید منطقه ای و شکل گیری سطح جدیدی از تهدیدات نظامی- امنیتی بر علیه ایران، در دوره پسا توافق هسته ای، برون رفت از تنگناهای استراتژیک، به گذار و غلبه بر موانع ذهنی و عملی، برای تعیین سیاستها، تصمیم گیری و اقدامات راهبردی ایران، مشروط شده است.


   آقای ملکی پس از توضیح شرایط سیاسی- نظامی در زمان پذیرش قطعنامه 598 و حملات نظامی عراق و منافقین، در برابر پرسش خبرنگار روزنامه شرق مبنی براینکه؛ «چرا برای پذیرش قطعنامه، تعبیر جام زهر استفاده شد؟» می‌گوید: «امام این تعبیر را خطاب به رزمنده ها گفتند.» وی سپس ادامه می دهد: «وقتی از نیویورک برگشتیم، برخی دوستان ما در سپاه و جاهای دیگر به ما می گفتند که شما خیلی جدی نباشید، چون امام(ره) این را تاکتیکی پذیرفتند تا وقت بگیریم و تجدید قوا کنیم تا بتوانیم نیرو بفرستیم.» امام پس از شکل گیری شایعات یاد شده بیانیه دادند: «ما همانقدر که در جنگ جدی بودیم، در صلح هم جدی هستیم.«

   توضیحات آقای ملکی در پاسخ به سوال خبرنگار  دو بخش است: نخست؛ اطلاق تعبیر جام زهر از سوی امام، به رزمندگان،دوم؛ برداشت دوستان در سپاه و جاهای دیگر مبنی بر تاکتیکی بودن پذیرش قطعنامه از سوی امام است. اقای ملکی در واقع در چارجوب سیاست خارجی نظر امام را  در استفاده از تعبیر جام زهر به رزمندگان و فرماندهان نظامی محدود کرده است.نظر به اینکه علت استفاده امام از تعبیر جام زهر در پذیرش قطعنامه مشخص نیست، همچنین امام در زمان حیات خود توضیحی در این باره نداده است، و تا کنون نیز هیچگونه اثر پژوهشی در باره دلالتهای معنایی استفاده امام از تعبیر جام زهر منتشر نشده است، بنابراین هر توضیحی در این زمینه، نوعی تفسیر و گمانه زنی است. بنابر این می توان بر اساس سایر قرائن و شواهد،از جمله سخنان امام برای پذیرش قطعنامه، تا اندازه ای به انچه احتمالا مورد نظر امام بوده است نزدیک شد.

   از نظر اینجانب تردیدی وجود ندارد که امام در مسئله پذیرش قطعنامه، به فرماندهان، رزمندگان و خانواده معظم شهدا توجه داشتند. همچنین در باره تفکر امام به جنگ و نحوه پایان دادن به آن، در میان مسئولین سیاسی- نظامی کشور، برداشت های متفاوتی وجود داشته است. اما نقد وارده بر اظهارات آقای ملکی بیشتر از این جهت است که بکاربردن تعبیر جام زهر را به حالت عرفانی رزمندگان و برداشت برخی از فرماندهان نظامی از پذیرش تاکتیکی قطعنامه محدود کرده است. در این باره برخی توضیحات لازم است:

1) به لحاظ شرایط سیاسی- تاریخی، بکاربردن تعبیر جام زهر از سوی امام، صرفا به دلیل وجود برخی تفکرات درباره پذیرش تاکتیکی قطعنامه نبوده است، چنانچه اگر مسئله تنها برداشت از پذیرش تاکتیکی قطعنامه بود، امام فقط از تعبیر؛ «ما همانقدر که در جنگ جدی بودیم، در صلح هم جدی هستیم»، استفاده می کردند که به اندازه کافی تاثیر گذار بود.

2) استفاده از عبارت "جام زهر" از سوی امام، با توجه به سخنان ایشان، احتمالاً به این دلیل بود که امام برای خاتمه دادن به جنگ مجبور شد، شعار سقوط صدام از طریق پیروزی نظامی را نادیده بگیرد. امام در پیام خود درباره پذیرش قطعنامه، با اشاره به اینکه در این چند روز به این نتیجه رسیده ام، در واقع احساس خود را نسبت به تصمیمی که گرفتند، بیان کردند: « ... در مورد قبول قطعنامه که حقیقتاً مسئله بسیار تلخ و ناگواری برای همه و خصوصاً برای من بود، این است که من تا چند روز قبل معتقد به همان شیوه دفاع و مواضع اعلام شده در جنگ بودم و مصلحت نظام و کشور و انقلاب را در اجرای آن می دیدم، ولی به واسطه حوادث و عواملی که از ذکر آن فعلاً خودداری می کنم، و به امید خداوند در آینده روشن خواهد شد و با توجه به نظر تمامی کارشناسان سیاسی و نظامی سطح بالای کشور، که من به تعهد و دلسوزی و صداقت آنان اعتماد دارم، با قبول قطعنامه و آتش بس موافقت نمودم و در مقطع کنونی آن را به مصلحت انقلاب و نظام می دانم ... من باز می گویم که قبول این مسئله برای من از زهر کشنده تر است، ولی راضی به رضای خدایم و برای رضایت او این جرعه را نوشیدم.»

   بر پایه آنچه مورد اشاره قرار گرفت، نقد وارده بر توضیحات جناب آقای ملکی در مصاحبه با روزنامه شرق؛ محدود کردن استفاده امام از تعبیر جام زهر، به فرماندهان و رزمندگان است، در حالیکه امام در بیانیه پذیرش قطعنامه، در واقع احساس شخصی خود را از ضرورت تصمیم گیری برای اتمام جنگ، از طریق پذیرش قطعنامه 598 بیان کردند. البته ایشان توضیح در باره علت آن را، به آینده ماکول کردند که هنوز بحث جدی در باره ان صورت نگرفته است.




همه پیوندها