m-doroodian|محمد درودیان

نویسنده و پژوهشگر جنگ ایران و عراق

   یکی از مهمترین پرسش های موجود در تعین نسبت تاریخ با تغییرات سیاسی و اجتماعی، کارکرد و تاثیر تاریخ در حیات سیاسی- اجتماعی یک جامعه، ازجمله جامعه ایران است. پیش از این یادداشتی در این زمینه نوشتم، به این معنا که؛ به یاد ندارم هیج کتاب یا گزارش تاریخی تا کنون از سوی مطالعه کنندگان و کارشناسان، منشاء تغییرات سیاسی در ایران شده باشد. بعبارت دیگر اراده برای تغییرات سیاسی- اجتماعی، با رجوع به گزارش و یا پژوهش‌های تاریخی صورت نمی گیرد. ملاحظه یاد شده به دو معناست:

1-  تاریخنگاری وقایع تاریخی، تاثیر چندانی در شکل گیری هویت و رفتار فردی و اجتماعی در جامعه ایران، برای ایجاد تغییرات ندارد.

2- تفکر و روش تاریخنگاری،مهمتر از آن جایگاه تفکر تاریخی در ایران، تاثیری در پژوهش‌های تاریخی، برای ایجاد تغییرات ندارد.

  با فرض صحت گزاره های یاد شده، تفکر و روش تاریخی در ایران، در نگرش به وقایع و مسائل تاریخی، محل پرسش است. با وجود آنکه این گزاره تاریخی که؛ «تاریخ قضاوت خواهد کرد»، مورد استفاده قرار می‌گیرد، اما نوعی بدبینی به پژوهش‌های تاریخی وجود دارد، به همین دلیل بحث «تحریف تاریخ» و «تاریخ درباری» و نسبت تاریخ با قدرت، همواره محل پرسش قرار می گیرد.

   یادداشت حاضر به این اعتبار می‌تواند محل تأمل باشد که نسبتِ تفکر و روش تاریخی با تغییرات را که حاصل عمل فردی- اجتماعی ایران در بزنگاه تاریخی و با نگاه به آینده است، روشن می‌ کند. در غیر اینصورت تاریخ تنها از موضع انباشت دانش بصورت مکتوب محل توجه خواهد بود.


اشاره:

   پیش از این «تاریخ و تاریخ نگاری» را در نسبت با وقایع بزرگ سیاسی- نظامی ارزیابی می‌کردم. در این نوشته برداشت دیگری از این موضوع دارم که اگر صحیح باشد، افق های جدیدی را برای مطالعه تاریخ جنگ ایران و عراق با رویکرد جامعه شناختی فراهم خواهد کرد.


ادامه مطلب