m-doroodian|محمد درودیان

نویسنده و پژوهشگر جنگ ایران و عراق

جامعه ایران هم اکنون با برخورداری از تجربه جنگ با عراق و مشاهده جنگ های منطقه ای چه ادراکی از مسئله جنگ، شامل چگونگی وقوع، ادامه، پایان، همچنین پیامدهای آن دارد؟ تجربیات جنگ با عراق هم اکنون در ادبیات نظامی ایران در چارچوب مفهوم «جنگ دفاعی» صورتبندی می شود. بر همین اساس نقش و موقعیت منطقه ای ایران نیز در چارچوب مدافعین حرم توضیح داده می شود. تفکر «جنگ دفاعی» برای تبیین ماهیت جنگ ایران و عراق، ناظر بر رویکرد سیاسی- اجتماعی به مسئله جنگ است. علاوه بر این، موجب نگرش فرهنگی- تاریخی به مسئله جنگ شده است. به این معنا که در بررسی‌های تاریخی، مسئله جنگ به وقایع نظامی و عملیات‌ها، و در بررسی های فرهنگی، عملکرد دفاعی جامعه ایران به الگوهای رفتار فردی- اجتماعی تقلیل یافته است.

برای ارزیابی پیامدهای حاصل از شکل گیری و امتداد تفکر دفاعی در نگرش به مسئله جنگ، به جای تفکر استراتژیک، می‌توان نسبت تفکر دفاعی را با موقعیت و نیازمندی‌های کنونی ایران در منطقه را در پاسخ به این پرسش مورد سنجش قرار داد. به ایم معنا که؛ آیا تفکر جنگ دفاعی که برآمده از تجربه جنگ با عراق است، با نیازها و موقعیت کنونی ایران در منطقه همخوانی دارد؟ اگر دارد، دلایل آن کدام است؟ اگر ندارد، علت آن چیست؟

جنگ دفاعی در برابر تجاوز دشمن که در جنگ با عراق تجربه شده است، با شرایط جدید و برخورداری ایران از موقعیت استراتژیک در منطقه، متکی بر نفوذ و قدرت نظامی، تفاوت دارد. مفهوم جنگ دفاعی بمعنای عملکرد جامعه ایران در برابر تجاوز عراق، با واقعیات تاریخی و سیاسی- حقوقی همخوانی دارد. اما با توجه به اینکه جنگ یک مسئله استراتژیک و مخاطره آمیز، نسبت به موجودیت و موقعیت و منافع حیاتی کشور است، نگرش کنونی به مسئله جنگ در امتداد تجربه گذشته، بمعنای تقلیل مسئله جنگ به امر دفاع، مانع از شکل گیری تفکر استراتژیک نسبت به موقعیت منطقه ای ایران در داخل کشور و برخورداری از آمادگی لازم برای حفظ و استفاده از دستاوردهای آن خواهد شد.


تفکر استراتژیک چیست و چه نسبتی با تجربیات تاریخی دارد؟ بنظرم «تفکر استراتژیک» را میتوان به اعتبار شناخت ظرفیت‌های تاریخی یک جامعه، برای رویاروئی با مخاطرات حال و آینده فرض گرفت. با این توضیح تفکر استراتژیک برپایه تجربه گذشته بنا شده تا به نیازهای حال و آینده کشور پاسخ بدهد. بنابراین بررسی توان و مولفه‌های قدرت در ابعاد مختلف، هدف گذاری و ترسیم جهت‌گیری‌های کلان در کشور، برای برون رفت از وضعیت‌های بحرانی و خاص، در امتداد نظام آگاهی برآمده از تجربه، حاصل تفکر استراتژیک است. به این اعتبار، جامعه ای که تاریخ ندارد، تفکر هم ندارد و در بی آینده‌گی بسر می برد. چنانکه اگر جامعه ای تاریخ خود را فراموش و یا محل نزاع و مناقشه قرار بدهد، از تفکر استراتژیک محروم خواهد شد.

 برپایه مقدمات یاد شده این پرسش وجود دارد که؛ تفکر کنونی در باره تجربه مدیریتی جامعه ایران در مواجهه با حمله عراق، چه تاثیر بر تفکر استراتژیک در ایران برای مواجهه با بحرانهای پیش رو گذاشته است؟ بنظرم رویکرد دفاعی و سیاسی- اجتماعی به جنگ با عراق ، همچنین و تقدیس آن به دلیل درآمیختگی با فرهنگ ایثار و شهادت، با ماهیت جنگ و ضرورت نقد آن،بعنوان یک مسئله استراتژیک و مخاطره آمیز، همخوانی ندارد، مگر آنکه «فرهنگ ایثار و شهادت» بمثابه تفکر استراتژیک فرض شود که با الگوی مفهومی از کربلا و عاشورا منطبق است. بنظرم نگرش دفاعی به تجربه تاریخی بیشتر تابع رویکرد و ملاحظات سیاسی، اجتماعی، همچنین فرهنگی-اعتقادی است و به مسایل استراتژیک در حال و آینده پاسخ نمی دهد. در واقع بدون  برخورداری از تجربه تاریخی جنگ نمی توان نظام مفهومی جدید را در حوزه جنگ و مسائل استراتژیک بنیان نهاد.

هم اکنون با تغییر در موقعیت ایران از «دفاعی و موجودیتی» در برابر تهدیدات نظامی و امنیتی در داخل کشور و در مرزها، به «بازدارنده گی تهاجمی» در منطقه، نگرش به تجربه جنگ با عراق نیازمند باز بینی و گذار از تفکر دفاعی به تفکر استراتژیک است، تا از این طریق پشتوانه های لازم برای مواجهه با ضرورت ها و چگونگی حضور منطقه ای و چالش های آن برخوردار شویم. با نظر به تغییر در شرایط و موقعیت ایران، نگرش کنونی و تفکر غالب نیاز به بازبینی دارد.