m-doroodian|محمد درودیان

نویسنده و پژوهشگر جنگ ایران و عراق

با فرض اجتناب ناپذیری وقوع جنگ به اعتبار شرایط و روندهای پس از پیروزی انقلاب در داخل و اختلافات تاریخی ایران و عراق، این پرسش وجود دارد که چه عواملی موجب ایجاد آمادگی ذهنی و عملی جامعه ایران و نیروهای نظامی- امنیتی برای دفاع در برابر حمله عراق شد؟ به نظرم با شاخص های بسیج اجتماعی و انسجام نیروهای مسلح، بر دو حادثه سیاسی- امنیتی می‌توان اشاره کرد:

1- بحران امنیتی در کردستان:

در حالیکه بحران های سیاسی در تهران و شهرها و بحران‌های امنیتی در مناطق مرزی جریان داشت، حوادث کردستان و روندهای تجزیه طلبانه موجب هشدار امام به ارتش در ماجرای پاوه در مرداد سال 1358 و واکنش جامعه ایران برای مقابله شد. ارتش که پیش از این بر اثر پیروزی انقلاب و سردادن شعار انحلال از سوی گروه ها، درگیر بحران هویتی- ساختاری در باره  نقش و جایگاه در آینده نظام بود، بر اثر اعتماد امام و پشتیبانی نیروهای مردمی، با حضور مقتدرانه در کردستان، مورد اعتماد عموم مردم قرار گرفت و ضرورت‌های برخورداری از قدرت نظامی برای ایجاد امنیت برای همگان آشکار شد. مهمتر آنکه هماهنگی سپاه و ارتش در کردستان و تجربه سپاه در برابر بحران‌های امنیتی با سازماندهی نیروها، بصورت گروهان و گردان، نیروهای نظامی و امنیتی را در آزمون جدیدی قرار داد که نتیجه آن انسجام و هماهنگی و اعتماد به نفس بود.

2- تصرف سفارت آمریکا:

ساختار سیاسی کشور با وجود دولت موقت و شورای انقلاب، درگیر نوعی دوگانگی و تنش در سیاست‌ها بودند، جامعه نیز متأثر از حوادث و روندهای مختلف، فاقد انسجام لازم بود. تصرف سفارت و حمایت مردمی علاوه بر ایجاد انسجام، جهت‌گیری سیاست های کشور را تعیین کرد.

جابجایی ناوهای آمریکا در خلیج فارس و نگرانی از تهدید نظامی آمریکا، موجب صدور فرمان امام برای تشکیل بسیج بعنوان ارتش 20 میلیونی شد. از این طریق سازماندهی نیروهای مردمی در درون ساختار نظامی کشور شکل گرفت. با این توضیح، دو حادثه یاد شده بیشترین نقش را در ایجاد آمادگی ذهنی- عملیاتی جامعه ایران و نیروهای نظامی برای دفاع در برابر تجاوز عراق داشت.


مطالعات تاریخی، با نظر به زمان و شرایط وقوع رخدادها، ناظر بر ملاحظاتی است که بنظر می رسد صورتی از دوگانگی و تناقض را به همراه دارد. به این معنا که در برخی موارد با استناد به تغییر در شرایط، رفتار در گذشته محدود به همان شرایط می شود و گاهی  در شرایط جدید و متفاوت امکان استفاده  از تجربه گذشته فراهم می شود. در این یادداشت تلاش خواهم کرد به دوگانگی مورد نظر  به دو تجربه متفاوت اشاره کنم:

1- در نقد و بررسی های تاریخی برای مواجهه دقیق با گذشته، تأکید می شود؛ «باید برای شناخت واقعیات تاریخی، وقایع و اقدامات را با نظر به شرایط مورد بررسی قرار داد». به این معنا که الزامات و شرایط تاریخی را در وقوع و رفتارها در نظر گرفت. فرضاً برای بررسی تصمیم گیری و اقدام دانشجویان پیرو خط امام در تصرف سفارت آمریکا، تاکید می شود: «باید شرایط را در نظر گرفت». چنین ملاحظه ای در بررسی اقدامات و تصمیمات گذشته، به لحاظ روش شناختی، بمعنای پذیرش واقعیات و شرایط تاریخی، برای دفاع از آنچه انجام گرفته است، می باشد. نتیجه استفاده از این روش،  دفاع و توجیه رفتارها در گذشته است. زیرا تاکید می شود با توجه به شرایط، عمل تصرف سفارت قابل دفاع و تکرار است. با توجه به استناد به شرایط، در عمل امکان  نقد  نادیده گرفته می شود.

2- تجربیات تاریخی به لحاظ روانشناختی در بسیاری از موارد، موجب  تداوم الگوهای تکراری، بر اساس ذهنیت های برآمده از تجربیات می شود. فرضاً تجربه بکارگیری نیروهای مردمی در جنگ است، چنانکه هم اکنون در عراق وجود نیروهای حشدالشعبی، حاصل تجربه استفاده از نیروهای بسیجی در جنگ با عراق است که با نتایج مهمی همراه بوده است.در حالیکه شرایط عراق و یا سوریه با آنچه در جامعه ایران صورت گرفت متفاوت است.

ملاحظات دوگانه در بررسی ساختاری واقعیات تاریخی و همچنین تداوم تاثیر ذهنیت در تکرار رفتارهای برآمده از تجربیات تاریخی، موجب طرح این پرسش می شود که، تجربه گذشته چگونه تداوم پیدا می کند؟ با وجود تغییر در شرایط چگونه در برخی موارد امکان استفاده از تجربه گذشته و تکرار آن وجود دارد و در برخی موارد چنین تصور می شود که رفتارها صرفا به شرایط گذشته محدود می شود و امکان تکرار پذیری وجود ندارد؟



طرح مسئله

با فرض پذیرش نظریه کلاوزویتس مبنی بر پیوستگی جنگ با سیاست، این پرسش وجود دارد که؛ تجربیات  چهار دهه گذشته در مواجهه با تهدید و جنگ، در ایران و منطقه، بیانگر باورمندی و عمل بر اساس پیوستگی جنگ با سیاست است یا گسست؟ نظریه مشهور کلاوزویتس درباره پیوستگی جنگ با سیاست، به این معنا است که؛ جنگ یک امر مستقل نیست، بلکه هدف دارد که بیرون از جنگ، و همان سیاست است. با این توضیح، جنگ وجه ابزاری برای تأمین اهداف سیاسی در جنگ دارد که پس از بن بست در مناسبات دو کشور و یا بر اثر تعریف اهداف توسعه طلبانه، موجب استفاده از قدرت نظامی برای تأمین اهداف سیاسی می شود. به این معنا که با نواخت آتش گلوله رقص دیپلماتها در عرصه سیاسی آغاز می شود.

 با نظر به پیوستگی جنگ و سیاست بررسی تجربیات دهه انقلاب و جنگ نشان خواهد داد که در ادراک و عمل، چه نسبتی میان جنگ و استفاده از قدرت نظامی برای تامین اهداف سیاسی وجود داشته است. مهمتر آنکه نتیجه و تاثیرات آن چه بوده است. در ادامه به برخی موارد مهم و تاریخی اشاره خواهد شد.


ادامه مطلب

اشاره

   اظهارات دکتر صادق زیباکلام و امیر بختیاری در بخش نخست منتشر شد. دکتر زیباکلام در این نشست، گفتمان موجود را با فرض اینکه «توطئه پندارانه» است، بدون توجه به مستندات و واقعیات تاریخی نقد کرد. امیر بختیاری نیز بدون طرح مباحث نظامی و صرفاً با اشاره به دیدگاه و واکنش مسئولین سیاسی به مسئله جنگ، نظرات خود را بیان کرد. در این بخش با نظر به واقعیات تاریخی و با نقد اظهارات طرح شده در جلسه، مسایلی را طرح کردم که در ادامه خواهد آمد.

ادامه مطلب


              نشست ناگفته های آغاز جنگ

نشستی که روز یکشنبه چهارم مهرماه جاری از ساعت 17 با حضور حجت الاسلام دعایی، مهندس غرضی و امیر بختیاری در سالن مسجد الرحمن تهران برگزار شد، با وجود اهمیت موضوع مورد بحث درباره «ناگفته هایی از آغاز جنگ»، به نظر می رسد بیشتر از حیث حواشی و مجادلاتی که صورت گرفت، مورد توجه قرار گرفت. در ادامه به برخی از آنها اشاره می شود:

1) با وجود اهمیت موضوع نشست و سابقه اشخاص حاضر در آن، استقبال چندانی از جلسه صورت نگرفت و پیدایش این وضعیت، برای مجری و برگزارکنندگان، مورد پرسش بود. به نظر می رسد پاسخ اجمالی و اولیه به علت عدم استقبال مخاطبان، به موضوع بحث یعنی ناگفته ها پیرامون ریشه های وقوع جنگ بازمی گردد. در واقع جامعه ایران از مسئله وقوع جنگ؛ به دلیل سقوط صدام، عبور کرده و اینگونه مباحث، دیگر آنچنان که تصور می‌شود، مورد استقبال قرار نمی گیرد.

2) قرار بود جلسه بصورت چهار نفره در دو ساعت انجام شود. به این معنا که هر فردی جمعاً 25 دقیقه فرصت داشته باشد که بحث خویش را ارایه کند. اما سخنرانی 75 دقیقه‌ای آقای دعایی، بخش مهمی از وقت جلسه را گرفت و مورد اعتراض واقع شد و این در حالی بود که آقای شکوهی بعنوان مجری، بر اثر واکنش های آقای دعایی، مدیریت جلسه را رها کرد.

3) برابر مطالعاتی که داشتم و با نظر به عنوان بحث، سخنان خود را درباره ملاحظات سیاسی- نظامی و امنیتی حمله عراق به ایران، در دو دوره قبل و پس از تصرف سفارت آمریکا در ایران تنظیم کردم. نقش آمریکا و هماهنگی این کشور با عراق بمنظور اجرای تجزیه ایران، موضوع بسیار قابل توجهی است. همچنین تلاش بختیار برای انجام کودتای نقاب با حمایت عراق، نباید نادیده گرفته شود. با این وجود، آنچه از مباحث این نشست در رسانه ها بازتاب یافت، بیشتر حاصل مجادلات و ناشی از علاقه‌ی رسانه ها به اینگونه مباحث بود. در حالیکه ما درباره مسئله حمله عراق به ایران، نیازمند مطالعات جدی و مباحث عمیق، با تأکید بر اسناد هستیم. بنظرم فضای سیاسی جامعه پس از برجام، در بی توجهی رسانه ها به نقش امریکا در جنگ ایران و عراق بی تاثیر نبوده است.

در ادامه، مباحث طرح شده در این نشست در دو بخش شامل: گزارش کلی و توضیحاتی که برابر مطالعات اخیر داشته ام و در جلسه طرح کرده ام، از نظر خواهد گذشت. متن گزارش جلسه، حاصل تلاش سایت تاریخ ایرانی برای انتشار گزارش کامل از نشست «ناگفته هایی از آغاز جنگ» است:

الف) گزارش کلی نشست «ناگفته هایی از آغاز جنگ»

ب ) اظهارات محمد درودیان در نشست  «ناگفته هایی از آغاز جنگ»





همه پیوندها
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو