m-doroodian|محمد درودیان

نویسنده و پژوهشگر جنگ ایران و عراق

                           http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/545/1633067/eghtesadmoghavemati.jpg

اشاره:

  سردار سیدیحیی صفوی، دستیار و مشاور عالی مقام معظم رهبری، به مناسبت سالروز فتح خرمشهر و نزدیکی به ایام ۱۴ خرداد، در خطبه های نماز جمعه تهران، در تاریخ جمعه ۷ خرداد ۱۳۹۵ سخنرانی کرد. وی در بخشی از اظهارات خود این پرسش را طرح و به آن پاسخ داد که: آیا الگوی مقاومت هشت سال دفاع مقدس می تواند برای اقتصاد مقاومتی هم یک سند راهنما در جهت پیروزی باشد؟


ادامه مطلب

                      http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/545/1633067/mohsenrezaee.jpg

اشاره:

  سردار رضایی فرمانده سپاه پاسداران در 8 سال دفاع مقدس، در شب سالگرد آزادسازی خرمشهر در برنامه «پایش» در شبکه اول سیما حاضر شد تا به طور زنده از روش های مبارزه با بیکاری، دلایل تشدید رکود اقتصادی، شرایط اقتصاد پسابرجامی و چگونگی استفاده از تجربه های موفق دفاع مقدس در اقتصاد و جنگ اقتصادی با مردم سخن بگوید. نظر به اهمیت تفسیر ایشان از تجربه جنگ با عراق و چگونگی استفاده از آن برای مدیریت کشور و حل چالش های سیاسی و اقتصادی، به برخی نکات این گفتگو اشاره خواهد شد.


ادامه مطلب

                          http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/545/1633067/safavi.jpg

اشاره:

همزمان با سالروز پیروزی در عملیات بیت‌المقدس، سرلشکر دکتر سید یحیی صفوی، در جمع دانشجویان دافوس در دومین دوره انتقال فرهنگ و تجربیات فرماندهی دفاع مقدس به تشریح این عملیات پرداخته و به سؤالات دانشجویان پاسخ گفت. در این جلسه پرسش یکی از دانشجویان در باره «جنگ آینده» موجب پاسخی از سوی سردار صفوی شد که بسیار اهمیت دارد و در این یادداشت نقد و بررسی خواهد شد.


ادامه مطلب

اشاره:

   مواجهه جمهوری اسلام ایران با مجموعه ای از تهدیدات نظامی- امنیتی، طی دو دهه اخیر، این پرسش را به وجود آورده است که؛ چه نسبتی میان تجربه جنگ با عراق با نیازهای کنونی و آینده وجود دارد؟ برخلاف زمان حمله عرق به ایران در شهریور سال 1359 که ایران هنوز از آمادگی ذهنی و عملی برای مقابله با تهدیدات برخوردار نشده بود، هم اکنون ایران با حضور اطلاعاتی و مستشاری در عراق و سوریه، در چارچوب یک قدرت تاثیر گذار در منطقه عمل می کند. بهمین دلیل امروز حمهوری اسلامی ایران بیش از گذشته نیازمند یک « نظریه دفاعی- امنیتی» برای تبیین سیاستها و ضرورتهای راهبردی در برابر چالشهای آینده است. با وجود اینکه هنوز هیچگونه تلاش در خور توجهی در این زمینه صورت نگرفته است، در عین حال اظهارات برخی فرماندهان سپاه قابل توجه است که در ادامه نقد و بررسی خواهد شد.


ادامه مطلب

   فرض بر این است که تجربه جنگ در هر کشوری، می تواند فرهنگ سیاسی- راهبردی آن کشور را تحت تأثیر قرار داده و متحول کند. با این ملاحظه، این پرسش وجود دارد که؛ درس های حاصل از تجربه جنگ ایران با عراق کدام است؟ به عبارت دیگر؛ کدام بخش از جهت گیری های سیاسی- راهبردی ایران پس از جنگ، تحت تأثیر تجربه جنگ با عراق قرار دارد؟ پاسخ به پرسش یاد شده، از این جهت اهمیت دارد که پس از اتمام جنگ با عراق، جامعه ایران طی دو دهه گذشته همواره در معرض مخاطرات نظامی و جنگ مجدد قرار داشته است و لذا استفاده از تجارب جنگ با عراق ضروری بوده است.

    در عین حال استفاده از تجربه جنگ، با وجود اهمیت آن، مستلزم توجه و برنامه ریزی است، و باید در چارچوب مفاهیم و برنامه های آموزشی، همچنین در طراحی اهداف و سیاست های نظامی- راهبردی کشور، مورد بهره‌برداری قرار بگیرد. ذهنیت و تجربه شخصی در حالی که اهمیت دارد ولی به تنهائی کافی نیست، با توضیح یاد شده، چند پرسش وجود دارد که باید در باره آن مطالعه کرد؛

1) مواجهه جامعه ایران با تهدید نظامی آمریکا و اسرائیل تا چه اندازه بر اساس آموزه های حاصل از تجربه جنگ با عراق بوده است؟

2) حل و فصل مسئله هسته ای آیا ناظر بر درس آموزی از تجربه جنگ با عراق بوده است؟

3) حضور نظامی- مستشاری قوای نظامی ایران در سوریه و عراق، همچنین مشارکت راهبردی با روسیه، تا چه اندازه تحت تأثیر تجربه تاکتیکی- عملیاتی و راهبردی جنگ ایران و عراق قرار دارد؟

    به نظر می رسد در حالیکه جامعه ایران در برابر تهدیدات نظامی قرار دارد و درگیر مسائل نظامی- امنیتی در منطقه است، اما رویکرد تاریخی- فرهنگی به تجربه جنگ با عراق، در چارچوب مفهوم دفاع مقدس، بیشتر با ملاحظات سیاسی- اجتماعی در داخل کشور همخوانی دارد، و چندان با نیازهای سیاسی- راهبردی ایران، هماهنگ نیست و از آن پشتیبانی نمی کند. چنانچه تا کنون حتی به عدد انگشتان یک دست، مقاله یا کتاب اساسی و قابل بهره برداری از سوی افراد و یا نهادهای مسئول تهیه و در جامعه منتشر نشده است. با این توضیح در کنار توصیف و تحلیل رخدادهای سیاسی و نظامی جنگ با عراق و گسترش ادبیات مقاومت، با ترویج مفاهیم معنوی جنگ با عراق، از طریق داستان نویسی و بیان خاطرات رزمندگان، باید با بررسیهای راهبردی، به نیازهای اساسی کشور پاسخ داد.


  تاکید بر مفهوم «تجربه جنگ ایران و عراق» در این بررسی، با فرض تفاوت ادراکی- عملی جامعه ایران در مواجهه با جنگ، صورت گرفته است. اگر فرض یاد شده نادیده گرفته شود، تفاوت و تشابه تجربیات، در نتیجه تمایز رویکردها، قابل شناسایی و بهره برداری نخواهد بود. نظر به اینکه تجربه ذهنی- عملی جامعه ایران از جنگ، در ابعاد و در اقشار مختلف، همچنین در مناطق جنگی و پشت جبهه و حتی در سازمانهای نظامی شامل: ارتش، سپاه و بسیج و در سایر سازمان ها و ارگان های غیرنظامی، متفاوت است، لذا این پرسش وجود دارد که؛ تجربه متفاوت جامعه ایران از جنگ، چگونه قابل شناخت و بازیابی است؟

1) به نظر می رسد؛ جامعه ایران به دلیل عوامل و ملاحظات مختلف، همچنان درگیر روایت از واقعه، بصورت گزارش توصیفی- تحلیلی و یا خاطره‌گویی است. به همین دلیل ساحت نقل و روایت از واقعه جنگ، مانع از بررسی‌های تحلیلی و فراروی از واقعه شده است. با این توضیح، بازیابی تجربه جنگ با عراق، در ابعاد و زمینه های مختلف، نیازمند انتزاع از واقعه است که هنوز حاصل نشده است. زیرا تحقق این امر، علاوه بر ضرورت تغییر در شیوه تفکر درباره جنگ، نیازمند اصلاح روش های کنونی است که به دلیل تمرکز بر جزئیات واقعه و مناقشه سیاسی بر روی آن، همچنین بیان احساسات فردی به صورت خاطره‌گویی، زمینه و امکان آن فراهم نشده است.

2) فارغ از چالش‌های کنونی برای بررسی تجربه جنگ ایران و عراق در جامعه، در ادامه بحث، به ضرورت توجه به رویکردها و روش های مختلف، از جمله «تفاوت رویکرد و روش استراتژیست‌ها با مورّخین»،بعنوان دو روش متفاوت در مواجهه با تجربه جنگ اشاره خواهد شد. وجه تشابه استراتژیست‌ها و مورخین این است که؛ هر دو به واقعه تاریخی و صورتی از تجربیات فردی- اجتماعی جامعه ایران در برابر جنگ توجه دارند. با این تفاوت که مورخین بدنبال بررسی جزئیات واقعه و توصیف و تحلیل آن، متکی بر اسناد و بررسی های تحلیلی، در موضوعات خاص و یا بررسی تسلسل وقایع تاریخی هستند، اما استراتژیست‌ها فراتر از واقعه و جزئیات آن، بدنبال ارزیابی عملیات‌های نظامی در معادله «هدف- نتیجه» و ارزیابی شکست و پیروزی، با نظر به تأثیر پیروزی نظامی، بر تأمین اهداف سیاسی جنگ هستند.

  مورخین وقایع نگاریِ مستند را با هدف شناخت واقعیات و حقایق جنگ، با فرض «عینیت تاریخی» بمعنای تعیّن وقایع در زمان و مکان، دنبال می کنند، در حالیکه استراتژیست‌ها با نظر به آینده، به برخی موقعیت ها و نتایج آن، برای صورت بندی تجربه گذشته، بمنظور پاسخ به نیازهای آینده توجه می کنند.

3) چالش های مورخین در بررسی جنگ، بیشتر به لحاظ تفکر و روش، تحت تأثیر تاریخ نگاری سنتی ایران، با تأثیرپذیری از روش اثبات‌گرایی قرار دارد. علاوه بر این، محدودیت دستیابی به اسناد، گرچه در حال کاهش است، اما قرار گرفتن در درون گفتمان «دفاع مقدس» و مناقشات سیاسی درباره نقش افراد و سازمان‌ها، مانع از تبیین خلّاقانه و اقناع کننده از وقایع و مسائل، همچنین پاسخگویی به پرسشهای اساسی  جنگ ایران و عراق شده است.

  چالش استراتژیست‌ها برای بررسی جنگ، متأثر از غلبه گفتمان دفاع مقدس درباره جنگ ایران و عراق، و مهمتر از آن؛ فقدان چارچوب مفهومی برای تجزیه و تحلیل موضوعات و مسائل جنگ ایران و عراق است. تنگناهای موجود برای نقد و بررسی مسائل جنگ در چارچوب معادله «هدف- نتیجه» و ارزیابی علت شکست و پیروزی‌، مانع از تبیین راهبردی از جنگ ایران و عراق، برای پاسخ به نیازهای آینده شده است.

4) چالش‌های مورخین و استراتژیست‌ها در بررسی تجربه جنگ ایران و عراق به دلیل غلبه گفتمان دفاع مقدس بمعنای واکنش دفاعی جامعه ایران در برابر حمله عراق به ایران، مانع از فهم کلیت جنگ شده است. بنابرین چالش مشترک، موجب نتیجه مشترک، شده است. به این معنا که نه استراتژیست‌ها و نه مورخین، قادر به تبیین تجربه جامعه ایران در برابر جنگ ایران و عراق، برای شناخت مناسب از گذشته، همچنین پاسخگویی به نیازهای آینده نیستند. بر پایه ارزیابی وجوه اشتراک و افتراق مورخین و استراتژیست‌ها، در بررسی جنگ ایران و عراق، این پرسش وجود دارد که؛ برای غلبه بر چالش های فکری- روشی موجود چه باید کرد؟


 برخورداری از تجربه جنگ برای یك جامعه و مسئولان آن از چه منظری اهمیت دارد؟ به عبارت دیگر چه ملاحظاتی راهنمای مواجهه با تجربه جنگ، پس از اتمام جنگ است؟

‌الف) به نظر می‌رسد جامعه و كشوری كه از تجربه یك جنگ برخوردار است به دلیل پرداخت هزینه جنگ همواره به دو موضوع و یا هدف اساسی توجه خواهد كرد:‌

1-  امتناع از جنگ به شكل عزتمندانه از طریق بازدارندگی با روش و ابزارهای سیاسی و نظامی.

2- كسب پیروزی در صورت تكرار جنگ بر پایه قدرت نظامی و اعتقادی.

نظر به اینكه جنگ ماهیتاً به درگیری سازمان‌یافته با استفاده از ابزار نظامی اطلاق می‌شود كه معطوف به تأمین اهداف سیاسی است، در نتیجه آنچه در دو سطح باید مورد اهتمام باشد به شرح زیر است:‌

- در سطح تاكتیك و عملیات: پیروزی نظامی برای تأمین اهداف سیاسی.

- در سطح استراتژیك: تصمیم‌گیری و پشتیبانی با استراتژی مناسب.

چنانكه روشن است پیروزی و شكست در جنگ تابع استراتژی و تصمیم‌های استراتژیك است و بسیج و تخصیص منابع ملی بدون استراتژی مناسب امكان‌پذیر نخواهد بود. طراحی استراتژی یا بر اساس اهداف و بسیج منابع برای تأمین آن می‌باشد و یا بر اساس توان و مقدورات صورت خواهد گرفت. اگر این ملاحظات وجود نداشت تصمیم‌گیری و طراحی استراتژی به سهولت انجام می‌گرفت و پیروزی نیز به آسانی حاصل می‌شد. حال آنكه دشواری‌های موجود در این مسیر حاصل پیچیدگی دستیابی به استراتژی مناسب و تصمیم‌گیری صحیح در زمان لازم می‌باشد.

‌ب) در جنگ، روحیه، ابزار و توان سه ضلع مثلث قدرت برای كسب پیروزی و تأمین اهداف مورد نظر می‌باشد.

1- روحیه و اراده متأثر از ادراك و شناخت ماهیت تهدیدات دشمن و اهداف و آرمان‌‌ها است. بدون این مهم، اراده‌های بزرگ در انسان‌های مؤمن و معتقد برای جانفشانی در راه اهداف و آرمان ظهور نخواهد كرد.

2- ابزار بر گزینه‌های تصمیم‌گیری و بر انتخاب تاكتیك و استراتژی اثر می‌گذارد. بدون ابزار و تجهیزات، اراده و روحیه به نتیجه نخواهد رسید.

3- توان شامل سازماندهی و بكارگیری و مدیریت سرمایه‌های عظیم مادی و معنوی جامعه و كشور است كه برای دستیابی به اهداف و آرمان‌ها مورد بهره‌برداری بهینه قرار می‌گیرد. زیرا اهداف بزرگ به هزینه و سرمایه‌های بزرگ نیاز دارد.

ج) جوامعی كه دارای تجربه حوادث بزرگ همانند انقلاب یا جنگ هستند در واقع از سرمایه‌ها و اندوخته‌های بزرگ برای تصمیم‌گیری كلان و راهبردی برخوردار می‌باشند. برخی از مشخصات جوامع برخوردار از تجربه جنگ به شرح زیر می‌باشد:‌

1) جنگ یك حادثه تلخ و دشوار با هزینه سنگین است و تنها اهداف و آرمان‌های بزرگ، آن را قابل تحمل خواهد كرد.

2) دوران صلح، دوران غفلت نیست بلكه دوران آمادگی و افزایش قدرت دفاعی است. زیرا هر ملتی در دوران صلح باید برای جنگ آماده باشد در غیر این صورت هم صلح و هم جنگ را از دست خواهد داد. در صورتی كه آمادگی در زمان صلح موجب حفظ صلح و پیروزی‌ در زمان جنگ خواهد شد.

3) جنگ موجب شكل‌گیری "سرمایه اجتماعی" می‌شود. حاصل این امر اعتمادزایی و برانگیزاننده قدرت روحی برای مواجهه با دشواری‌های بحران و جنگ است.

4) برخورداری از فرماندهان بزرگ با تجربه و شجاع، همراه با اعتماد به نفس لازم و قدرت تعقل و مدیریت، یكی از سرمایه‌های بزرگ جنگ و بحران است. فرماندهان و مسئولان چنین جوامعی دارای ‡<شجاعت همراه با درایت> و <جسارت همراه با تعقل>هستند و به همین دلیل قادر به حفظ و تأمین منافع كشور خواهند بود.

5) ساز و كارها و قدرت بسیج‌كنندگی جامعه و سازماندهی قدرت و توان ملی به صورت الگوهای نهادینه شده وجود دارد و لذا با مشاهده تهدید و بحران تدریجاً آمادگی ذهنی و عملی در جامعه ایجاد می‌شود.

6) برخورداری از الگوهای ذهنی و عملی برای مواجهه با بحران و جنگ سبب می‌شود جامعه به سرعت از وضعیت عادی در شرایط صلح به سرعت به وضعیت مناسب با بحران در شرایط جنگ منتقل شود. زمان برای انطباق با شرایط جدید بسیار كوتاه خواهد بود زیرا جامعه از ذهنیت و شرایط روحی لازم برخوردار است.

7) برخورداری از قدرت خلاقیت و انعطاف لازم برای دفاع به تناسب ماهیت تهدید و جنگ وجود دارد. در واقع تجربه جنگ موجب تصلب فكری و عملی نخواهد شد بلكه موجب افزایش قدرت انطباق و در نتیجه انعطاف در برابر وضعیت جدید و مواجهه مناسب خواهد شد.

‌د) مواجهه با تهدیدات امریكا و اسرائیل در آزمون بزرگ هسته‌ای، نیازمند بازنگری تجربیات جنگ در سطح نظامی- استراتژیك می‌باشد. كشور و جامعه‌ای كه از تجربه یك جنگ طولانی برخوردار است یعنی با پرداخت هزینه، از سرمایه بزرگ برای مدیریت بحران و كسب پیروزی در عرصه سیاسی -  نظامی برخوردار است، مشروط بر آنكه نقطه عزیمت را بر پایه تجربه جنگ قرار دهد و در امتداد آن پاسخ‌گوی شرایط و نیازمندی‌های جدید باشد.


  • کل صفحات:3  
  • 1
  • 2
  • 3
  •