m-doroodian|محمد درودیان

نویسنده و پژوهشگر جنگ ایران و عراق

اشاره

   پیش از این موضوع شکل گیری روایت های جدید از جنگ ایران و عراق، در مصاحبه با روزنامه ایران و در یادداشت، «عملیات کربلای چهار در حاشیه یا متن تاریخ؟» مورد بررسی قرار گرفت. موضوع یادداشت حاضر؛ چالش های حاصل از تغییر در روایت های جنگ و ضرورت مطالعه درباره آن است.

طرح مسئله

   مطالعه کتاب ویتگنشتاین، به توصیه دکتر سعید زیباکلام، درباره «بازی زبانی» بعنوان جریان اصلی زندگی جامعه، موجب شد در چارچوب این نظریه درباره آنچه در جامعه درباره جنگ ایران و عراق جریان دارد، تامل و به این نتیجه برسم که هم اکنون «روایت ها و خاطره گویی» از جنگ، بازی زبانی مشترک کل جامعه و یا بخشی از جامعه ایران است که بمثابه واقعیت جدید، در حال جایگزینی با روایاتهای تاریخی پیشین شده است.بخشی از روایت های تاریخی از الگوهای مفهومی تبعیت می کنند که هم اکنون در پاره ای از موارد، مورد ابهام و پرسش قرار گرفته است. به همین دلیل از سوی نسل جدید، روایت هایی ساخته می شود که بیشتر از ترکیب داده های تاریخی ناهمگون و بعضاٌ متناقض، و برآمده از مناقشات سیاسی یا مناقشه درباره نقش فردی- سازمانی ارتش و سپاه در جنگ است، که همخوانی این روایتها با واقعیات تاریخی، محل مناقشه و تردید قرار گرفته است. با نظر به این ملاحظه، آیا با ارجاع به واقعیات تاریخی که شناخت و توجه به آن، تا اندازه ای موضوعیتش مورد پرسش قرار گرفته، می‌توان روایت های جدید را به چالش کشید و اصلاح کرد؟ برای بررسی پرسش یاد شده برخی ملاحظات وجود دارد که در ادامه به آن اشاره خواهد شد ...


ادامه مطلب

اشاره:

1- مباحثی که درباره غافلگیری در برابر حمله عراق مطرح شد، موجب طرح چند پرسش از سوی دکتر جوان شهرکی در نقد یادداشت امیر گلفام شد، مبنی بر اینکه: آیا این تحلیل منسجم از وضعیت نیروها در زمان وقوع جنگ هم وجود داشت؟ تا چه حد می توان آن را تحلیل نهاد ارتش دانست؟ آیا فرماندهان نیروی زمینی هم آن را تایید می کنند؟ و آیا اسنادی دال بر اعلام علنی این تحلیل از شرایط در آن زمان موجود است؟ آیا تحلیل ارتش از مبانی قدرت و میزان بازدارندگی خود در حال حاضر تغییر کرده است؟ این تغییر از چه زمانی رخ داده؟ دکترین فعلی این نهاد برای حفظ امنیت کشور چیست و چه درس هایی از آنچه در آغاز جنگ رخ داد، آموخته شده است؟

                              سید ناصر حسینی

2- امیر سید ناصر حسینی جانشین محترم هیات معارف جنگ شهید صیاد شیرازی، در یادداشت اخیر خود و در پاسخ به پرسش های دکتر شهرکی، با انتشار بخشی از «طرح ابوذر» آمادگی ارتش را برای دفاع مورد تاکید قرار داده است ...


ادامه مطلب

اشاره: 

1- روزنامه ایران در تاریخ 4 آذر 94، گفتگو با جناب سرهنگ شریف النسب درباره تشکیل بسیج را بعنوان «روایتی تازه از نحوه شکل‌گیری نهاد بسیج، از ایده تا تشکیل» در صفحه 18 منتشر کرده است. ایشان در این گفتگو مدعی شده است که؛ طرح بسیج برای تبرک و اطمینان خاطر از دریافت آخرین نقطه نظرات بنیانگذار انقلاب حضرت امام، از طریق حضرت آیت‌الله حسن صانعی به قم فرستاده شد و به رویت حضرت امام رسید. ایشان در آذرماه 58 در ملاقات با مقامات و فرماندهان فرمودند: «مملکتی که بیست میلیون جوان دارد، باید 20 میلیون تفنگدار داشته باشد» و با این سخن، برپایی بسیج را رونمایی و علنی کردند.

                    نقد اظهارات سرهنگ شریف النسب در روزنامه ایران

2- درباره ابعاد و چگونگی تهیه طرح بسیج از سوی ایشان و سپس پذیرش آن از سوی امام و اعلام آن، بدیهی است باید یا طرح یاد شده، به صورت مکتوب از سوی سرهنگ شریف النسب ارائه و یا از آیت الله صانعی، همچنین از  دفتر نشر آثار امام در باره این طرح و ابعاد آن سوال شود. همچنین درباره واقعیات تاریخی چگونگی شکل گیری بسیج، بدیهی است مسئولین بسیج و یا افرادی مانند دکتر سنجقی، بعنوان یکی از بنیان گذاران بسیج در سپاه، باید نظرات و اسناد تاریخی را در این زمینه ارائه و منتشر کنند.

3- در این یادداشت ابتداء اظهارات سرهنگ شریف النسب درباره نحوه تشکیل بسیج طرح و سپس مورد نقد قرار خواهد گرفت. بدیهی است؛ همان‌گونه که مسئولیت آنچه بیان شده، با سرهنگ شریف النسب است، پاسخ نیز چنین است. در عین حال هریک از افرادی که در فرایند اجرای طرح مورد اشاره قرار داشته اند، بویژه دوستان هیئت معارف جنگ، اسناد و یا نظری دارند، لطفاً برای انتشار در سایت، ارسال فرمایند ...


ادامه مطلب

 بنظر می رسد میان واقعیات تاریخی جنگ با آنچه هم اکنون در باره جنگ ایران و عراق گفته و نوشته می شود، نوعی دوگانگی رویکردی- روشی در حال شکل گیری است. آنچه در سال 1360 و با تاسیس تاریخنگاری جنگ در سپاه بنیان گذاری شد، با «رویکرد سیاسی- اجتماعی» و تاکید بر نقش مردم در جنگ، همچنین تعهد به جلوگیری از «تحریف تاریخ جنگ» بود. تغییر در ساختار سپاه از نیروی انتظامی  به نظامی، با تشکیل تیپ و لشگر، روش تاریخنگاری جنگ را در سپاه از تمرکز بر دفاع مردمی به «عملیات های نظامی» تغییر داد. چنانکه هم اکنون نیز روند «واقعه نگاری مستند» با تاکید بر عملیات های نظامی و بازتاب سیاسی آن ادامه دارد، بدون اینکه تلاش برای ارتقاء مطالعات جنگ، به سطح استراتژیک انجام شود و یا اینکه رویکرد جامعه شناختی به جنگ، با تاکید بر مولفه های سیاسی- اجتماعی مورد توجه قرار بگیرد ...


ادامه مطلب

اشاره:

نقد روش استدلال امیر گلفام درباره چگونگی  هوشیاری ارتش در برابر حمله سراسری عراق در 31 شهریور سال 1359،موجب پاسخ ایشان و اظهار نظر نسبتاً گسترده در سایت شد. خانم دکتر جوان شهرکی استاد دانشگاه طی یادداشتی که بیشتر ناظر بر کل بحث و همچنین نظراتی است که در این زمینه در سایت طرح شد، دو پرسش اساسی را طرح کرده است که امیدوارم امیر گلفام و دوستان در هیئت معارف جنگ شهید صیاد شیرازی، برای بررسی و پاسخ به آنها، بمنظور انتشار در سایت اقدام نمایند.

                             مریم جوان شهرکی

   نقد و بررسی کارامدی و توانمندی نیروهای نظامی در هر دولت - ملتی در حکم بحث از حیات و امنیت آن چارچوبه ی ملی ست. از این رو شایبه ی آمیختگی این مباحث و دغدغه ها به مسایل سیاسی و ایدئولوژیک نه تنها امکان تفکر و نقد کارشناسی را از محقق این حوزه سلب می کند؛ بلکه اصلی ترین نهادهای دفاعی کشور را نیز از آسیب شناسی عملکرد گذشته خود محروم ساخته و آنها را در معرض فرسودگی و آسیب مداوم قرار می دهد. بی دلیل نیست که پیش روترین روش ها ی برنامه ریزی و ارزیابی نظیر آینده نگاری و سناریو نویسی در کشورهایی مانند آمریکا ابتدا در حوزه های دفاعی- امنیتی طرح و استفاده می شوند و سپس به سایر حوزه های مدیریتی آن کشور سرریز می شوند ...


ادامه مطلب

  اشاره

جامعه ایران با پیش فرض های خاص و اولیه درگیر تجربه جنگ با عراق شد، تغییراتی که بصورت تدریجی در صحنه جنگ صورت گرفت نظام معرفتی جامعه ایران را از مسئله جنگ دستخوش تغییر کرده است، گرچه برای این موضوع دلایل زیادی وجود دارد، ولی پرسش های موجود درباره مسائل اساسی جنگ یکی از مهمترین نشانه های تغییر است، گرچه این مسئله کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد. مباحثی که پیش از این درباره تاریخ نگاری و  نقد و بررسی معرفت شناسی جنگ ایران و عراق در سایت منتشر شده است، با هدف تغییر در فرضیات معرفت شناسی از جنگ انجام شده است

**********                                             

 شناخت باورها و پیش فرض های نظری در مواجهه با تجربه جنگ ایران و عراق، از این جهت اهمیت دارد که چگونه شکل گیری ادراک از مسئله جنگ و نظام هنجاری و باورهای فکری، همچنین کنشهای رفتاری جامعه ایران را نمایان می کند. مشخصه های جنگ نسبتاً طولانی با عراق به مدت 8 سال، گسترش ابعاد جنگ از صحنه نظامی به درون شهرها و علیه ساختار و تأسیسات اقتصادی، مشارکت مردم در صحنه جنگ و پشتیبانی های مادی- معنوی و بسیاری از ملاحظات دیگر، ناظر بر پیوستگی عمیق میان تحولات اجتماعی با تحولات سیاسی- نظامی در جنگ، همچنین تاثیر گذاری آن بر شکل گیری و تغییر «پیش فرضهای نظری» در باره «مسئله جنگ» است ...


ادامه مطلب

تعلقات فردی مانع شکل گیری نقد منصفانه

به نظر میرسد گاهی غرق شدن در برخی تعلقات اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، جناحی، سازمانی و ... باعث برهم خوردن تمرکز محقق روی واقعیت ها یا سوی گیری ناخواسته باشد و در نتیجه قضاوت و نقد منصفانه ای شکل نگرفته و نقدها و نظرها را با هاله ای از ابهام رو به رو کند. فضای نقد منصفانه و سازنده نیازمند دوری از وابستگی ها و تعلقات فردی، جناحی و گروهی است. آنچه از نقد سردار محسن رشید برداشت کردم، به نظر می رسد نقد ایشان با رعایت ظرایف لازم جنبه تدافعی پیدا کرده و با نرمی قصد دارد بگوید همه مسئولین کشور با سلایق مختلف تلاش خودشان را برای پیروزی در جنگ کرده اند که البته این موضوع هم در جای خودش درست و قابل بررسی است. اما آنجا که خط کشی می کنند و سوال می کنند که: حال وقتی که مسئولین رده اول کشور، استراتژی شان در جنگ آشکار بوده، به چه سبب سپاه از آن استراتژی تبیعیت نکرده است؟ فضای نوشته شان عوض شده و ابهامات تازه ای را بوجود می آورد.

                          یحیی نیازی

جناب آقا محسن رشید عزیز؛

مگر راهبرد یک کشور اساسا فردی و شخصی است که هرکس ساز خودش را کوک کند؟

مگر می شود در یک کشور راهبردها بدون وجود ساز وکار مشخص ترسیم و ارائه شوند؟

مگر سپاه جدای از بقیه کشور است. که باید از راهبرد مسئولین رده اول کشور، تبیعیت کند؟

مگر مسئولین رده اول کشور تحت رهبری امام نبوده اند که برای خودشان راهبرد جداگانه ای داشته اند؟

مگر می شود درون حاکمیت هر کس راهبرد خودش را داشته باشد؟ اگر بر فرض محال پاسخ این سئوال مثبت است! پس چه مذمتی متوجه سپاه است؟ لابد آن هم راهبرد خودش را داشته است!!

استاد عزیزم؛ نوشته شما شبهه ای را بوجود می آورد که گویی سپاه جدای از بقیه کشور است. در حالی که سپاه و همه نیروهای مسلح یده واحده تحت فرماندهی فرمانده کل قوا و رهبر نظام بوده اند و مسئولین وقت کشور نیز قاعدتا باید نیروهای مسلح در حال جنگ را پشتبانی کرده باشند. این تصور ناثوابی است که برای نسل آینده یک نوع جدایی بین ارکان کشور ترسیم و تصویر شود. البته این برداشت حقیر با سوالات بعدی آقامحسن رشید تقویت شد. زیرا ایشان در سوالات بعدی هم همچنان این تصور وجود دوگانگی را دنبال می کند و می پرسند: (3-  آیا دوگانگی در استراتژی خود از عوامل ناکامی به حساب نمی آید؟ 4- اگر مقرر باشد که با قضاوتی منطقی به این رویداد استراتژیک نگاه کنیم، کفه ی قضاوت به سمت سپاه سنگینی می کند یا به سمت مسئولین کشوری؟)

استاد گرامی؛ اساسا شما بهتر از بنده میدانید که راهبردها و خط و مشی های کلی در یک کشور به راحتی دوچار دوگانگی نمی شوند و عمدتا اختلاف بر سر شیوه اجرای راهبردها است نه خود راهبرد. بنا براین اگر راهبرد نظام در آن دوره « جنگ، جنگ تا پیروزی» است. حرفهای دیگر مثل « جنگ، جنگ با یک پیروزی» نمی تواند راهبرد باشد. مگر اینکه مدعی باشیم جنگ، جنگ تا پیروزی هم راهبرد نظام نبوده و فقط یک شعار تهیج کننده مردم بوده است که چنین ادعائی با مرام امام قابل جمع نیست. اگرچه نوشتارتان در باره «جنگ، جنگ تا رفع فتنه از جهان»  هم نیاز به تامل و بررسی دارد ولی چون اطلاعات کافی ندارم ورود پیدا نمی کنم.

نتیجه اینکه: راه انتقال صحیح، محققانه و دقیق حوادث جنگ تمرکز بر روی وقایع بدون جهت گیری های خاص است و بهتر است عزیزانی چون شما و دیگر عزیزان تا فرصت باقی است به بلاتکلیفی های موجود پایان دهند و از میان انگیزه‌های متعددی که ما را احاطه کرده‌اند با انتخاب درست راه مناسب انتقال حقایق را فارغ از تعلقات فردی و شخصی برگزینیم. محال است که بشود بدون داشتن نگاهی محققانه و فاقد جهت گیری به همه نقاط ضعف ها و قوتهای جنگ رسید. یا حق



همه پیوندها