m-doroodian|محمد درودیان

نویسنده و پژوهشگر جنگ ایران و عراق

در بسیاری از جلسات سخنرانی و یا مصاحبه با فرماندهان و مسئولین جنگ و یا در آثار منتشر شده، نوعی مطالبه برای بیان ناگفته‌های جنگ ایران و عراق وجود دارد. به نظرم علت مطالبه برای بیان ناگفته‌های جنگ، بر پایه این مفروض است که؛ مسایل پشت پرده ای درباره وقایع جنگ وجود دارد که بیان نشده و یا بیان نمی‌شود.

با نظر به اطلاعاتی که از وقایع جنگ داشتم و مطالعه آثاری که تا کنون منتشر و یا بیان شده است، به نظرم میان آنچه که از جنگ گفته شده است، در مقایسه با ناگفته ها، فاصله ای زیادی وجود ندارد که بیان آن موجب تغییر در تصورات و روایت های موجود شود. به عبارت دیگر؛ تقریباً به آن معنا، ناگفته ای وجود ندارد که با بیان آن، گره‌های فکری درباره جنگ گشوده شود و یا تصورات کنونی بصورت اساسی دستخوش تغییر شود، مگر آنکه رویکرد و روشها تغییر کند.

مطالبه ناگفته های جنگ، بیش از آنکه به دلیل وجود مسایل ناگفته از جنگ باشد، به دلیل بی اعتمادی به گفته‌ها است. در بسیاری از مواقع، تصوّر خاصی درباره یک واقعه وجود دارد و یا درباره آن پرسش صورت گرفته است. با وجود آنکه در این زمینه توضیحات لازم گفته و نوشته شده است، اما به دلیل بی اعتمادی، همچنان بر باورهای پیشین تأکید و یا بر ضرورت بیان ناگفته‌ها در موضوع خاص تأکید می شود.

با این توضیح، مسئله ما؛ «ناگفته‌ها» برای فهم از وقایع و مسایل جنگ نیست، بلکه بی‌اعتمادی به گفته ها و نوشته‌ها است. با فرض صحت ارزیابی یاد شده، شناخت علت بی اعتمادی به گفته ها، نیازمند پژوهش است.


میان شرایط تاریخی در هر دوره، با دوره‌ی پس از آن چه تفاوتی وجود دارد؟ پاسخ به این پرسش بیش از این که نیازمند توضیح بدیهی در باره مفهوم زمان، برای تاکید بر تفاوت شرایط تاریخی باشد، که هست، ناظر بر وجود «دو نظام متفاوت معرفتی در باره وقایع تاریخی» است. شرایط تاریخی در هر دوره به «کنش‌گری فعال» برای تغییر منجر می شود، و به همین دلیل دوره های تاریخی شکل می گیرد. چنانکه نسل فعال و حاضر در صحنه سیاسی و اجتماعی، روندهای جدید را شکل داده و می‌سازند.

باورمندی به نظام ارزشی و تعلق به اقدامات انجام شده، نحوه قضاوت درباره دوره تاریخی را در میان هر نسل شکل می‌دهد. با گذشت زمان و تغییر تدریجی، آنچه از واقعه تاریخی باقی می‌ماند، تأثیر و پیامدهای واقعه است. نسل پس از واقعه تاریخی، همانند نسل پیشین، تعلق به آنچه انجام شده ندارند، زیرا بعنوان کنش گر در صحنه تاریخی حضور نداشته اند. پیدایش چنین وضعیتی در باورمندی، تعلق و در نتیجه قضاوت نسبت به گذشته، نقش اساسی دارد.

به این اعتبار، نسل کنونی در جامعه ایران، درگیر مسائل تاریخی دوره خود هستند. جنگ برای نسل پیشین از منظر  پیامدهای جنگ و نه وقایع و ضرورت کنش گری در برابر آن موضوعیت دارد. بهمین دلیل تعلق چندانی به اقدامات انجام شده، همانند نسل پیشین، ندارند. ملاحظه یاد شده در ارزیابی های تاریخی و قضاوت درباره دوره تاریخی جنگ، همچنین روش‌های استدلال و نتیجه گیری آنها، تأثیر اساسی داشته است. با فرض صحت این ارزیابی، برای جلوگیری از گسست میان حال با گذشته و هر دو با آینده چه باید کرد؟


اشاره  

   در نشست تخصصی «جایگاه خاطرات دفاع مقدس در چشم انداز فرهنگی- اجتماعی»، مباحثی درباره خاطره ‌نویسی و نسبت آن با تاریخ و جامعه مطرح شده است که، به دلایلی که در ادامه به آن اشاره خواهم کرد، بسیار قابل تأمل و متفاوت با گذشته است. گزارش این نشست و اظهارات آقایان صمدزاده، بهبودی و امینیان، به صورت خلاصه در روزنامه جوان در تاریخ 9/6/96 منتشر شده است و امیدوارم به صورت کامل در دسترس مخاطبین قرار گرفته و درباره آن بحث و بررسی انجام شود. در این یادداشت ابتدا خلاصه اظهارات آقایان صمدزاده و بهبودی خواهد آمد و سپس نقد و بررسی خواهد شد. امیدوارم با پاسخ دوستان به ابهامات و پرسش های موجود، زمینه بحث و گفتگو فراهم شود.


ادامه مطلب

                                 محمدصادق درویشی

   مطالعه، تجزیه و تحلیل جنگ ایران و عراق؛ به واسطه گستردگی منحصر به فرد مفاهیم و مباحث و همچنین دشواری ذاتی که در فهم تاریخ یک جنگ طولانی وجود دارد، مشحون از پرسش‌ها و پیچیدگی‌هاست. یکی از پرسش‌های قابل تامل در بررسی نظامی هشت سال دفاع مقدس، شناخت و معرفی فرماندهان اصلی و تعیین ‌کننده صحنه جنگ است. در واقع برای شناخت فضایی که در دوران دفاع سراسری مردم ایران شکل گرفت، در کنار مطالعه انقلاب اسلامی و شخصیت امام خمینی، شناخت و تحلیل شخصیتی فرماندهانی که فضای جنگ و جبهه تا حد زیادی متاثر از تفکرات و روحیات آنها بود، بسیار موثر و درس‌آموز است ...

ادامه مطلب


اشاره:

   پیش از این، درباره «اگر» در تاریخ مطالبی در سایت منتشر شد که مفروض آن؛ پذیرش تاریخ بمثابه امر واقع شده در گذشته است. در این یادداشت، پرسش از «اگرهای» تاریخی، با نظر به نتایج کلی وقایع تاریخی، بعنوان «تاریخ نگری جدید» مورد بحث قرار گرفته است.


ادامه مطلب

طرح مسئله    

   فرض بر این است که هم اکنون امکان دست‌یابی به وقایع تاریخی جنگ از طریق مشاهده و تجربه، همانند کسانیکه در زمان وقوع حضور داشتند، وجود ندارد. همچنین هرآنچه امروز از سوی شاهدان و عاملان روایت می‌شود، بمعنای انطباق با واقعه نیست، بلکه صرفاً حاصل نوعی تجربه شخصی- اجتماعی در یک دوره زمانی و استفاده از زبان، برای توصیف، تفسیر و تحلیل است. بر اساس مفروضات یاد شده، ما از یکسو وارث گذشته تجربه شده و تاریخی هستیم، زیرا در زمان و مکان گذشته روی داده و از دسترس ما جز از طریق اسناد و آثار، خارج شده است. از سوی دیگر؛ با روایت هایی مواجه هستیم که بمثابه «تاریخ» بیان می شود. حال وقتی گذشته جز از طریق اسناد و آثار و گفته ها قابل شناخت نیست و روایت های کنونی نیز حاصل رویکرد و روش های مختلف از وقایع تاریخی است، پرسش این است که؛ چگونه وقایع تاریخی جنگ قابل شناسایی است؟


ادامه مطلب

1- درباره اهداف عراق از حمله به ایران، تا کنون نظرات مختلفی در منابع داخلی و خارجی منتشر شده است. در عین حال نظر به اینکه با وجود سقوط صدام، تا کنون هیچ‌گونه سند رسمی در این زمینه منتشر نشده است، لذا ارزیابی اهداف عراق همچنان در چارچوب اظهارات مقامات رسمی و اقدامات نظامی- امنیتی عراق، مهمتر از آن تحت تاثیر تفسیر و گمانه زنی رسانه های داخلی و خارجی قرار دارد. در عین حال اهداف عراق در چهار سطح قابل تعریف است:


ادامه مطلب