m-doroodian|محمد درودیان

نویسنده و پژوهشگر جنگ ایران و عراق

اشاره:

   نقد مصاحبه جناب سرهنگ شریف النسب با روزنامه ایران، واکنش دوگانه‌ای را در سایت ایجاد کرد که جای تأمل دارد. برخی از دوستان علت بی توجهی به زمان و عدم ارائه سند را، در طرح مباحث تاریخی مورد پرسش قرار دادند و برخی دیگر با اشاره به برخی حواشی از جمله کهولت سن سرهنگ شریف النسب، مایل به عبور از تناقضات تاریخی، در طرح یکی از مهمترین موضوعات تاریخی بودند. علت برخورد تساهل آمیز در این موضوع اساسی، مشخص نیست، اما می تواند ناظر بر نگرش متفاوت به تاریخ و استفاده ابزاری از آن باشد.

   آقای محس قرهی ضمن اینکه در ذیل نقد مصاحبه سرهنگ شریف النسب، نظراتی را طرح کرد، در پایان وعد داد که نظراتش را برای روزنامه ایران ارسال خواهد کرد. ایشان در یادداشت اخیر خود برای روزنامه ایران در تاریخ 17 دی 94 صفحه 10، چیزی فراتر از آنچه پیش از این در سایت نوشته بود، طرح نکرد. در عین حال به برخی موضوعات اشاره کرد که یادآوری و نقد آن ضروری است ...


ادامه مطلب

   هم اکنون کلمه «بسیج» از یک واژه، به یک مفهوم فراگیر، با ابعاد مختلف تبدیل شده است که بسیاری از معانی و عملکرد گذشته نیروهای مردمی و انقلابی در جنگ و انقلاب، همچنین نیازهای آینده دفاعی- امنیتی کشور، در درون آن قابل توضیح و تبیین است. حال این پرسش وجود دارد که؛ خاستگاه اولیه و عوامل موثر در شکل گیری و توسعه مفهومی- ساختاری بسیج کدام است؟ پاسخ به پرسش یاد شده با فرض پیوستگی مفهوم و ساختار بسیج، با کارکرد آن در پاسخ به نیازهای جنگ و انقلاب، بررسی خواهد شد. بر اساس همین ملاحظه، روش بررسی نیز با تأکید بر شکل گیری و تکامل بسیج در تعامل با تحولات نظامی، شامل تهدید امریکا به حمله نظامی، حمله عراق، اشغال و آزادسازی مناطق اشغالی، انجام خواهد شد.

 با پیروزی انقلاب اسلامی، پویایی جریانات مردمی و انقلابی، همچنین کارکرد مشترک آنها در چارچوب اهداف نظام و انقلاب، موجب نامگذاری متفاوتی همچون « حزب اللهی»،«انقلابی »،«مکتبی»، «بسیجی»، «ارزشی» «ولایتمدار» و سایر موارد دیگر شده است. توجه به خاستگاه اولیه بسیج ناظر بر انتظار از نقش بسیج در بازدارندگی تهدید نظامی آمریکا، برای حمله به ایران است. طرح این موضوع تنها اشاره به خاستگاه اولیه تشکیل بسیج و کارکرد آن در جنگ است،  بمعنای محدود کردن بسیج در چارچوب مفاهیم و کارکرد نظامی نیست.

   امام خمینی بعنوان رهبر انقلاب، معمار و بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی ایران، نخستین بار کلمه «بسیج» را در پاسخ به تهدید نظامی آمریکا، در واکنش به تصرف سفارت این کشور، در پنجم آذر و با هدف بازدارندگی، مورد تأکید قرار داد. در واقع امام بر پایه تجربه پیروزی انقلاب، متکی بر مشارکت و حضور فعال نیروهای مردمی، در نظر داشت از طریق بسیج و سازماندهی نیروهای مردمی، بنیان و شالوده قدرت جدیدی را تأسیس کند که، از قدرت بازدارندگی در برابر تهدید نظامی آمریکا برخوردار باشد. این اقدام امام، در آذرماه سال 1358، با مشاهده رخدادها و تحولات امنیتی در مناطق مختلف کشور، از جمله کردستان و خوزستان بود. زیرا حوادث یاد شده نشان داد، استقرار نظام با چالش‌های جدّی سیاسی- امنیتی و حتی نظامی مواجه خواهد بود. در واقع مشاهده چالشهای سیاسی- امنیتی، همچنین ناتوانی ساختارهای موجود نظامی- امنیتی، برای مقابله با تهدیدات عراق و گروههای داخلی، در تشکیل بسیج بمثابه «قدرت بازدارنده در برابر تهدیدات»، نقش تعیین کننده ای داشته است. چنانچه تنها یکماه بعد، و در تاریخ5/10/1358، امام بر ضرورت امادگی مردم برای دفاع از مرزها تاکید کرد(دفاع مقدس-تبیان 25- 1383)

  با این توضیح، روند تحولات سیاسی، نظامی و امنیتی در داخل و مرزها، همچنین تهدید نظامی آمریکا برای حمله به ایران، با جابجایی ناوگان نظامی، نقش مهمی در تصمیم گیری امام برای تشکیل بسیج، و توسعه نقش دفاعی و بازدارنده آن داشت. حال این پرسش وجود دارد که؛ آیا تصمیم گیری و فرمان امام، تأثیر بازدارنده، در برابر تهدید نظامی آمریکا داشت؟پاسخ به پرسش یاد شده از این حیث اهمیت دارد که،بخشی از علت ناتوانی در بازدارندگی عراق در حمله به ایران روشن خواهد شد.

   فرمان امام برای تشکیل بسیج، بلافاصله محل مناقشه سیاسی قرار گرفت. چنانچه بنی صدر بعنوان رئیس جمهور وقت، موضوع بسیج را در چارچوب بکارگیری نیروهای مردمی در قالب «سازمان دفاع غیرنظامی» تفسیر کرد که قبل از انقلاب ایجاد شده بود، و حجت الاسلام مجد را بعنوان مسئول این سازمان انتخاب کرد. متقابلاً سپاه در درون سازمان این نهاد، و در چارچوب برداشتی که از فرمان امام، برای جذب و سازماندهی نیروهای مردمی، تحت عنوان «بسیج مستضعفین» داشت، اقدام کرد. با این وضعیت، مناقشه اولیه درباره مأموریت، کارکرد و جایگاه سازمانی بسیج، میان بنی صدر و سپاه، مانع از تأثیرگذاری و ایفای نقش بسیج برای بازدارندگی در برابر تهدید نظامی آمریکا، و مشارکت در دفاع از مرزها شد. ضمن اینکه در این دوره زمانی، تحولات سیاسی – اجتماعی، و آرایش سیاسی نیروها نیز، در چارچوب «خط امام» مفهوم بندی شد.

   برابر گزارش‌هایی که بعدها منتشر شد، آمریکا پس از تصرف سفارت در ایران، برای آزادسازی گروگانهای خود، به دنبال حمله نظامی به ایران بود. علت امتناع از حمله، برابر اظهارات برژینسکی، مشاور امنیت ملی کارتر، رئیس جمهور پیشین آمریکا، ملاحظات نظام دوقطبی در سطح بین المللی و اشغال افغانستان توسط شوروی سابق، که پس از تصرف سفارت آمریکا انجام شد، در انصراف امریکا برای حمله به ایران نقش داشته است.    ادامه دارد ...