m-doroodian|محمد درودیان

نویسنده و پژوهشگر جنگ ایران و عراق

                           یحیی نیازی

اشاره:

1- اظهارات متناقض تاریخی، مبنی بر ادعای ارائه «طرح بسیج ملی» به امام از سوی سرهنگ شریف النسب، در مصاحبه با روزنامه ایران در تاریخ 4 آذرماه 94، موجب نقد آن در سایت شد.

2- با وجود پرسش هایی که در سایت طرح شد، ایشان پاسخ را برای روزنامه ایران (17 دی 94) ارسال کرده و مایل بودند همان پاسخ‌ها، در سایت نیز منتشر شود که بدلیل انتشار در روزنامه، از این اقدام خودداری و تقاضا شد متن مناسبی را تهیه و ارسال نمایند که در صورت ارسال منتشر خواهد شد.

3- با وجود اینکه سرهنگ شریف النسب در متن اخیر، توضیحاتی را ارائه کرده اند، بیانات امام درباره تشکیل بسیج، در تاریخ شهریور سال 1358 نشان می دهد که اظهارات سرهنگ شریف النسب مبنی بر ارائه ایده «بسیج ملی» و رونمایی آن از سوی امام، با واقعیات تاریخی همخوانی ندارد.


4- امام موضوع تشکیل بسیج را با تاکید بر «بسیج مستضعفین» و نه «بسیج ملی»، در شهریور سال 1358 به خودشان ارجاع داده و می‌گویند: «من یک پیشنهادی در چند روز پیش از این کردم که اگر این پیشنهاد را عمل بکنند، این اسباب این می شود که روابط انشاء الله کم کم پیدا بشود و ایجاد یک حزب مستضعفین، تمام مستضعفین دنیا اعم از مسلم و غیرمسلم، این دولت های غیراسلامی که به مردم ظلم می کنند، ملت اینطور نیستند، ملت مثلاً آمریکا، ملت فرانسه آنهایی که ظلمی نمی خواهند بکنند، آن که ظلم می کند، آن که خلاف می کند، دولت ها هستند، آنها هم مستضعفین‌شان گرفتار مستکبرین هستند و اگر یک حزبی در عالم پیدا بشود، یک حزب عالمی، حزب مستضعفین که همان حزب الله است، اینهمه مشکل رفع بشود، با رفع این دو اشکال، تمام مشکلات مسلمین رفع می شود، هیچ قدرتی با این قدرت ها نمی تواند مقابله بکند.» (صحیفه نور- جلد 8- ص 278-3/6/1358)

5- جناب شریف النسب باید برای ادعای تاریخی خود سند ارائه نماید. همچنین به این پرسش پاسخ دهد که: با فرض اینکه چنین ظرفیتی در ارتش برای طراحی بسیج ملی وجود داشته، چرا با توجه به پیش بینی وقوع جنگ از سوی ارتش، هیچ اقدامی برای فراخوانی نیروهای احتیاط، قبل از حمله عراق صورت نگرفت، تا توان دفاعی کشور افزایش و از اشغال سرزمین ایران جلوگیری شود؟

6- آقای یحیی نیازی در یادداشتی که برای انتشار در سایت ارسال کرده است، به برخی از ابعاد چگونگی تشکیل بسیج اشاره می‌کند که در ادامه از نظر خواهد گذشت. پیش از این نیز در سایت درباره کارکرد بسیج در اندیشه امام خمینی یادداشتی منتشر شده است ...


ادامه مطلب

1) دکتر سیدجواد طاهایی در کتاب «بسیجی شهید به مثابه انسان آرمانی ایرانی» به شکل کاملاً متفاوت و تأمل برانگیز به موضوع بسیج اشاره کرده است که با رویکرد سیاسی- تبلیغاتی کنونی، فاصله زیادی دارد.

                             کتاب بسیجی شهید بمثابه انسان آرمانی ایرانی

2) مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس با وجود اهتمام ویژه برای انتشار این کتاب که بسیار صبورانه و پیگیرانه بوده است، امکان تولید متن جدیدی را در مورد بسیج فراهم کرده است که بعید است تا سال‌های آینده، نمونه ای همچون این متن تهیه و منتشر شود. در عین حال متأسفانه صفحه بندی کتاب بیشتر تبلیغاتی است و با محتوی عمیق متن، همخوانی ندارد.

3) با توجه به اطلاعاتی که از فرآیند تهیه و انتشار کتاب دارم، دکتر ناصر هادیان در پیگیری برای انتشار این کتاب، نقش بی همتایی داشته اند که مناسب بود مولف محترم که از جزئیات آن مطلع است، در مقدمه کتاب به این موضوع اشاره می کرد.

4) فهرست کتاب «بسیجی شهید به مثابه انسان آرمانی ایرانی» در ادامه مطلب برای اطلاع مخاطبان محترم آمده است: ...


ادامه مطلب

 بسیج نیروها و سازماندهی آنها، به همراه ضرورت افزایش توان نظامی برای انجام عملیات گسترده و آزادسازی مناطق اشغالی، در واقع منطق گسترش سازمان سپاه را شکل داد. در آستانه عملیات فتح المبین، ساختار سپاه که پیش از این بصورت گردان و تیپ سازماندهی شده بود، عملاً به لشکر ارتقاء پیدا کرد.

   برخلاف مرحله اول که فرماندهان و مسئولین اولیه سپاه از سوابق سیاسی- مبارزاتی برخوردار بودند و مشروعیت و قابلیت انجام مأموریت های دفاعی- امنیتی را داشتند، در مرحله آزادسازی و با حضور نیروهای مردمی در جنگ، تجربه عملیاتی، زمینه آموزش نیروها و ارتقاء آنها را فراهم کرد. به این شکل که فرمانده دسته، گروهان و گردان، با هر عملیات، در صورت شهادت فرمانده و یا ضرورت گسترش سازمان رزم و تشکیل یگان های جدید، ارتقاء می یافت.

   مسئله قابل توجه در این مرحله، شناسایی نیروها برای فرماندهی و سپس ارتقاء آنها بود. مهمترین معیار انتصاب و ارتقاء فرماندهان در تمام سطوح؛ شجاعت، خلاقیت، قدرت فرماندهی و مقبولیت در میان نیروها بود. پویایی حاصل از تحولات جنگ، سازوکارهای آموزش و ارتقاء نیروها را در سخت ترین شرایط بوجود آورده بود.

   در عملیات فتح المبین و سپس بیت المقدس، ساختار فرماندهی سپاه در جنگ، با تشکیل یگان ها و قرارگاههای جدید گسترش یافت. قرارگاه کربلا، به عنوان نخستین قرارگاه مشترک سپاه و ارتش در جنگ، بالاترین سطح فرماندهی جنگ را در عملیات فتح المبین تشکیل می داد که از ارتش شهید صیاد شیرای و از سپاه آقای محسن رضایی حضور داشتند. پس از آن، قرارگاههای لشکری تشکیل شد که شهید حسن باقری، عزیز جعفری، غلامعلی رشید، رحیم صفوی و احمد غلامپور از فرماندهان آن بودند.

   به موازات تشدید رویارویی با ارتش عراق و اجرای عملیات های گسترده برای آزادسازی مناطق اشغالی، همانند فتح المبین و بیت المقدس، چهره اصلی تفکر نظامی سپاه و فرماندهان آن، آشکار شد. ساختار نظامی سپاه و فرماندهان آن که سخت تحت تأثیر تحول جنگ قرار داشتند، شیوه جدید و خلاقانه ای را برای طراحی عملیات و اجرای تاکتیک های نظامی در پیش گرفتند که برای ارتش عراق ناشناخته بود و لذا موجب غافلگیری آنها شد. اجرای عملیات در شب و رخنه و شکستن خطوط دفاعی دشمن متکی بر نیروهای پیاده همراه با غافلگیری، از جمله مشخصات تفکر جدید بود که در سپاه و با جنگ شکل گرفت و عراق در برابر آن کاملاً آسیب پذیر بود.

ادامه دارد ...


   با فرض اینکه تشکیل بسیج، با هدف بازدارندگی تهدید نظامی آمریکا، فاقد تاثیر لازم در بازدارندگی بود، این پرسش وجود دارد که؛ حمله نظامی عراق به ایران، چه تأثیری بر نقش و کارکرد بسیج داشت؟ جنگ در شرایطی صورت گرفت که قدرت نظامی ایران فروپاشیده بود و فاقد ساختار مناسب، با  شاخص های یک نیروی نظامی قدرتمند، برای بازدارندگی یا مقابله موثر برای شکست دشمن بود. در چنین وضعیتی، امام ابتدا در 31 شهریور سال 59، عراق را تهدید کرد، در صورت ادامه تجاوزات، ملت بسیج خواهد شد، و در تاریخ پنجم مهر، امام برای بسیج نیروها و دفاع همه جانبه و مردمی در شهرها، به عنوان مکمل قدرت نظامی ایران فرمان داد. تاثیر این موضوع در صحنه نظامی جنگ، موجب تغییر در محاسبات عراق شد.

 برابر توضیحات یاد شده، در واقع ایجاد زیرساخت اولیه برای تشکیل بسیج مستضعفین، در تاریخ پنجم آذر، آثار خود را در برابر حمله عراق، با شکل گیری دفاع مردمی در شهرها، همچنین جذب و سازماندهی نیروهای مردمی، با عناوین مختلف نشان داد. در نتیجه «بسیج مردمی» در برابر حمله نظامی عراق، در امتداد تشکیل سازمان بسیج مستضعفین، موجب شکل گیری دفاع و مقاومت مردمی شد. در واقع اگر تشکیل بسیج در برابر تهدید نظامی آمریکا نقش بازدارنده نداشت، اما با ایجاد آمادگی اولیه ذهنی- تشکیلاتی، به هنگام مقاومت در برابر تجاوز عراق، آثار خود را نشان داد.

   در روند تحولات جدید، نقش و کارکرد نیروهای مردمی در دفاع و تأثیر آن در شکست عراق، بمعنای ایجاد نقطه اتکاء جدید نظامی بود. موقعیت جدید سیاسی و اعتماد بنفس حاصل از آن، موجب امتناع ایران از پذیرش خواسته های عراق شد. پیدایش شرایط جدید نظامی، زمینه تبدیل قدرت دفاعی ایران را به قدرت تهاجمی با گسترش سازمان رزم، فراهم کرد. در واقع نقش نیروهای مردمی، از دفاع به تهاجم، تغییر کرد. حضور در سازمان نظامی و انجام آموزش های لازم، نه تنها بر روند جنگ تأثیر داشت، بلکه بر مأموریت و ساختار و سازمان بسیج در نسبت با تحولات جنگ، تأثیر اساسی گذاشت.

  توسعه و تعمیق نقش و جایگاه سپاه، از نیروی مردمی- دفاعی، به ساختار نظامی برای آزادسازی مناطق اشغالی، برای عراق قابل پیش بینی نبود، و لذا عراق در برابر تغییرات جدید غافلگیر شد، در نتیجه موازنه نظامی با تحولات جدید، به سود ایران تغییر کرد. از این پس فرهنگ نیروهای مردمی در مقاومت و حمله به دشمن، به فرهنگ غالب جنگ تبدیل و بسیج بمثابه «نماد فرهنگ مقاومت» شناخته شد.