m-doroodian|محمد درودیان

نویسنده و پژوهشگر جنگ ایران و عراق

در نقد و بررسی وقایع و تصمیمات تاریخی، از روش‌های مختلفی استفاده می شود. یکی از نمونه‌های روشن آن، استفاده از «اگر» های شرطی است. به این معنا که در برابر آنچه رخ داده است، با طرح سایر امکان ها و استفاده از «اگر»، واقعه یا تصمیمات و اقدامات انجام شده نقد می شود.

با فرض اینکه رخدادهای تاریخی به معنای وقوع در در زمان و مکان است، استفاده از «اگر» در نقد تاریخی به لحاظ روش شناختی موضوعیت ندارد و نوعی بازی ذهنی درباره وقایع تاریخی است. فرضاً وقتی عراق به ایران حمله کرده است، استفاده از «اگر» حمله نمی‌کرد، به لحاظ تاریخی چه ارزش و کاربردی دارد؟ یا وقتی سفارت آمریکا از سوی دانشجویان تصرف شده است، استفاده از «اگر» تصرف نمی‌شد، مناسبات ایران و آمریکا در چه وضعیتی بود، چه نتیجه ای دارد؟

 در حالیکه «نقد تاریخی» با فرض ضرورت شناخت واقعه و چگونگی وقوع، از نظر ساختار و شرایط، همچنین کارگزاران در تصمیم و اقدام، اهمیت دارد، ولی مهمتر آن است که، درس های تجربه گذشته برای آینده قابل بهره برداری است. بنابراین به جای تمرکز بر وقایع و «اگرها» در بررسی تاریخی، باید «شرایط» را مورد توجه قرار داد و در چارچوب نظریه های تاریخی و بصورت روشمند از داده های تاریخی استفاده کرد. در این صورت، جزئیات واقعه و روندها، تفکرات و رفتارها در بررسی اهمیت پیدا می کند و درس ها نیز در همین فرآیند مورد توجه قرار می گیرد و حتی اگر در آینده تکرار شود، ولی افقهای جدیدی را خواهد گشود که نگرشها و تصمیمات تاریخی را، در بزنگاه تاریخی تحت تاثیر قرار خواهد داد.


در حالیکه دغدغه بررسی های تاریخی را دارم ولی همواره این پرسش ذهنم را درگیر کرده است و حتی یادداشتی هم در سایت در همین زمینه نوشته ام که تاریخ بر عمل فردی- اجتماعی جامعه ایران، در بزنگاه تصمیم گیری و اقدام تاریخی، چه تأثیری دارد؟ حتی می شود پرسش را معکوس و به شکل دیگری طرح کرد. جامعه ایران در بزنگاه تاریخی برای تصمیم گیری و اقدام، تابع چه ملاحظاتی است و از چه عواملی از جمله تاریخ، تأثیر می پذیرد؟


ادامه مطلب


همه پیوندها