m-doroodian|محمد درودیان

نویسنده و پژوهشگر جنگ ایران و عراق

مناظره در روزنامه ایران

اشاره

   روزنامه ایران با فرارسیدن سالگرد حمله عراق به ایران، زمینه های بحث درباره «چگونگی امکان جلوگیری از وقوع جنگ ایران و عراق» را فراهم کرد و به این ترتیب با حضور دکتر صادق زیباکلام و امیر بختیاری و اینجانب، طی نشست سه نفره موضوع مورد نظر به بحث گذاشته شد که به دلیل حجم آن، در سه بخش جداگانه منتشر خواهد شد.

ادامه مطلب


جلسه نقد کتاب در دانشگاه دفاع ملی

اشاره

   در بخش اول، توضیحات نویسنده پیرامون مختصات کتاب، ارائه شد. سخنان ناقدین محترم؛ امیر حسینی در حوزه تاکتیکی، امیر بختیاری در حوزه راهبردی، دکتر مهران شمس احمر، از نظر روش شناختی و دکتر امینیان، با توجه به رویکرد و روش کلی کتاب، برای بهره برداری مخاطبان محترم، در ادامه آمده است. با وجود آنکه انتظار می رفت نظریه ارائه شده در پایان کتاب، مورد نقد و بررسی قرار بگیرد، ولی به دلیل تمرکز بر مباحث تاکتیکی و مناقشات تاریخی، توجه چندانی برای نقد و بررسی نظریه صورت نگرفت.

ادامه مطلب


                       امیر پوردستان

اشاره

   پیش از این اظهارات امیر گلفام و ناخدا صمدی درباره «غافلگیری یا هوشیاری در برابر حمله عراق»، به دلیل روش استدلال آنها مورد بحث قرار گرفت. در یادداشت حاضر اظهارات امیر پور دستان فرماندهی پیشین نیروی زمینی ارتش و روش استدلال درباره غافلگیر نشدن ارتش در جنگ، مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. امیدوارم پاسخ ایشان برای انتشار در سایت ارسال شود.


ادامه مطلب

طرح مسئله

استفاده از مفهوم «جنگ کلاسیک» برای تبیین رخدادها و تحولات جنگ ایران و عراق، در اظهارات مسئولین و فرماندهان نظامی جنگ، از سابقه ای همانند جنگ برخوردار است. با این وجود تا کنون تعریف مشخصی از این موضوع ارائه نشده است. پیش از این امیر بختیاری در باره تعریف این مفهوم و علت استفاده از آن در اظهارات فرماندهان یا آثار منتشر شده از سوی سپاه، از من سوال کرد که پاسخ آن را به خاطر ندارم. با توجه به استفاده از این مفهوم در کتاب «کالک های خاکی»، شامل خاطرات سردار  عزیز جعفری فرمانده محترم سپاه، که اخیراً منتشر شده است، این موضوع مجددا از سوی امیر بختیاری مورد پرسش قرار گرفت که به ایشان عرض کردم؛ سپاه پس از حمله عراق ادراکی از جنگ و شیوه دفاع و حمله به دشمن داشته است و برای تمایز آن با روش ارتش، از عنوان جنگ انقلابی در برابر جنگ کلاسیک، استفاده کرده است. با نظر به ملاحظات یاد شده، این پرسش وجود دارد که؛ منظور از جنگ کلاسیک چیست و چرا از این مفهوم برای تبیین بخشی از تحولات جنگ ایران و عراق استفاده می شود؟

 در آثار منتشر شده از سوی ارتش و یا سپاه، تا کنون هیچگونه تعریف مشخصی از مفهوم «جنگ کلاسیک» صورت نگرفته است. بنظر می رسد ارتش براساس نظام مفهومی و آموزشی، هر آنچه را که دانسته و به آن عمل می کند، بمثابه روشهای مرسوم، بمعنای جنگ کلاسیک می داند، و سپاه نیز تجربه جنگ با عراق و آموزهای حاصل از آن را، در برابر مفهوم جنگ کلاسیک و به گفته سردار رضائی فرمانده پیشین سپاه، «جنگ انقلابی» نام گذاری می کند.


ادامه مطلب

طرح مسئله

 یکی از مهمترین پیامدهای حمله عراق به ایران در تاریخ 31 شهریور سال 1359، علاوه بر خسارت ها، تخریب و کشتار، اشغال بخش وسیعی از شهرها و مناطق مرزی ایران بود که، به مدت 20 ماه بطول انجامید. فارغ از مباحثی که درباره «علت ناتوانی در بازدارندگی عراق از حمله به ایران» وجود دارد، همچنین «علت ناتوانی در شکست عراق در نقطه صفر مرزی و جلوگیری از اشغال سرزمین ایران»، این پرسش وجود دارد که؛ وسعت مناطق اشغالی در جنگ، به چه میزان بوده است؟ متاسفانه با وجود ضرورت تعیین دقیق مساحت مناطق اشغالی از سوی دشمن، آمار یکسان و مورد اجماع در منابع منتشر شده، همچنین اظهارات فرماندهان ارتش و سپاه وجود ندارد.


ادامه مطلب

             میزگرد روزنامه ایران درباره تاریخ نگاری جنگ

روزنامه ایران برای بحث درباره «تاریخ نگاری جنگ»، میزگردی را با حضور دکتر گلشنی و امیر مسعود بختیاری تشکیل داد که تحت عنوان؛ «یک جنگ دو نگاه»، در تاریخ 31 شهریور سال 1395 منتشر شده است. همچنین یادداشتی را تحت عنوان «نقد آسیب شناختی بر تاریخ نگاری جنگ» برای روزنامه ایران ارسال کردم که در بعنوان سرمقاله این روزنامه به چاپ رسیده است. انتشار مباحث یاد شده در ویژه نامه روزنامه ایران، در مقایسه با آنچه پیش از این درباره تاریخ نگاری جنگ ایران و عراق منتشر شده است، وجوه متمایزی دارد که ناظر بر تبیین ویژه گی های تاریخ نگاری جنگ در سپاه با «رویکرد سیاسی- اجتماعی» و در ارتش با «واقعه نویسی»، در چارچوب وظایف سازمانی است. ملاحظات یاد شده که بیشتر از نظر معرفت شناسی اهمیت دارد، پرسش های جدیدی را فرا روی محققین قرار می دهد، از جمله اینکه؛ تفاوت کنونی در رویکرد و روش تاریخ نگاری ارتش و سپاه چیست و چرا؟ همچنین ظرفیت های نگارش تاریخ جنگ از سوی ارتش و سپاه تا چه اندازه است؟ مهمتر از آن آیا روش بررسی های تاکتیکی در ارتش، از طریق «واقعه نویسی برابر وظایف سازمانی» ظرفیت ارتقای مباحث جنگ به سطح راهبردی را دارد؟

پیش از این یادداشت، گفتگوهای دیگری درباره تاریخ نگاری جنگ انجام شده است که، بعنوان موضوعات مرتبط لینک شده است. متن گفتگو و یادداشت یاد شده، در دو بخش جداگانه به شرح زیر است:

1) یک جنگ دو نگاه؛ میزگرد ایران در باره چرایی اختلاف تاریخ نگاری جنگ بین سپاه و ارتش

2) نقد آسیب شناسانه، بر تاریخ‌نگاری مناقشه آمیز


در پیچ وخم بیان عملکرد سازمانی از اصل ماجرا غافل نشویم

«استاد درودیان بیائیم به این جنگ حیدری و نعمتی پایان داده و مسئولانه، آگاهانه و محقّقانه در مقابل خداوند، ملت بزرگ ایران و شهدای گرانقدر و تاریخ سخن گوئیم و قلم زنیم.» شاید اگر این جمله در پایان مقاله جناب امیر یختیاری نبود، در این فرصت دست به قلم نمی شدم. اما دیدن همین یک جمله باعث شد نکاتی را البته خیلی کوتاه بیان کنم به این امید که در پیچ وخم بیان عملکرد سازمانی از اصل ماجرا غافل نشویم

یحیی نیازیاز جمله آسیب های موجود در حوزه پژوهش دفاع مقدس، توجه نكردن به همه ابعاد جنگ است. جنگی مردمی كه گروههای مختلف از  جایجای كشور، پیر، جوان و حتی نوجوانان درآن  نقش آفرینی كرده اند. شهرها و مناطق بسیاری از كشور در اثر حملات مستقیم یا غیر مستقیم دشمن خسارت های جبران ناپذیری دیدهاند. پشتیبانیهای مردمی و تامین اعتبارات مورد نیاز جنگ، نقش و عملكردهای اقشار مختلف مردم و مدیران، وضعیت نیروهای مسلح و نهادهای انقلابی، همه ابعاد وسیع جنگ را در بر میگیرند كه یا مورد توجه واقع نشده اند یا خیلی كم رنگ به آنها  پرداخته شده است. با یك نگاه آسیب شناسانه می توان ابعاد فراوانی كه روی آنها كار نشده  یا كارهای جزیی صورت  گرفته است را برشمرد.

بطور یقین، عوامل متعددی بر عدم انجام تحقیق و پژوهش در ابعاد مختلف دفاع مقدس تاثیرگذار بوده و هستند که شاید یکی از آنها همین مسائل بین سازمانی برخی از سازمانهای نظامی باشد. وقتی یاداشت امیر بختیاری را با عنوان « نقدی بر نقد تاریخ نگاری جنگ ایران و عراق»  مطالعه می کنیم این مطلب به ذهن متبادر می شود که ما همچنان غافلیم. غفلت اول اینکه برخی از نوشته های اخیر سازمانی دارای ابهامات، تحریف ها، غلو و بعضا کم گویی های قابل ملاحظه ای هستند که در جای خود جای بررسی دارند و در این نوشته کوتاه مجال پرداخت به آن نیست.

اما مهم تر از غفلت اول عدم توجه کافی به نقش آفرینان واقعی صحنه های نبرد یعنی بدنه مردم ایران است که سئوالات مهمی را در ذهن هر انسان آگاهی ایجاد می کند.

 آیا جنگی به این وسعت که مقاومت کنندهای اصلی در آن بدنه ملت شریف ایران و اقشار مختلف اجتماعی بوده اند. در همین چند مسئله سیاسی یا نظامی خلاصه می شود؟

آیا به تاریخ اجتماعی جنگ که روح سلحشوری ملت ایران را در 8 سال مقاومت در جنگی نابرابر را نمایان کرد، توجه کافی شده است؟

آیا به حضور همه جانبه مردم ایران با هر موقیعیت و طبقه اجتماعی در جبهه های نبرد به درستی پرداخته ایم؟

آیا وجوه اجتماعی و فرهنگی جنگ که می تواند برای نسل آینده کشور سازنده باشد، مورد بررسی و تدوین قرار گرفته است؟

آیا پس از هجوم صدام با کمک استکبار جهانی بدون حضور مردم اصولا دفاع مقدسی به معنای امروزی آن شکل می گرفت؟

آیا به سختی ها و مرارت های ناشی از جنگ که مردم ایران آن را تحمل کرده اند توجهی کافی صورت پذیرفته است؟

آیا به همدلی، انسجام، وحدت و صمیمیت موجود بین مردم در شرایط سخت جنگی و اقتصادی توجه شده است؟

آیا اگر ملت ایران از گوشه و کنار کشور به جبهه ها نمی رفتند، نیروهای نظامی به تنهایی قادر به دفع تجاوز و تعقیب و تنبیه متجاوزان بودند؟

در موضوع مقاومت مردم ایران در 8 سال دفاع مقدس هزاران سئوال و نکته وجود دارد که اگر به آنها جدای از اشاره به نقش ها و نوعی سهم خواهی نا خواسته توجه شود، این همه نگرانی و غفلت بوجود نمی آید.

شاید بهتر آن باشد که بپذیریم اگرچه نقش نظامیان، فرماندهان و ارگانهای دولتی در جنگ محفوظ و قابل احترام است، اما واقعیت مهم تر این است که نقش آفرین اصلی و واقعی صحنه های نبرد و خالق بیشتر حماسه های ماندگار جبهه ها ملت مسلمان ایرانند که در قالب بسیج، جهاد سازندگی، پیش مرگان مسلمان کرد و... حماسه سازی های بی شماری کرده اند.

پس نکند خدای ناکرده به بهانه دفاع از نقش های سازمانی که عمدتا هم وظیفه قانونی آنان بوده است، نقش مردم را از یاد ببریم. همان مردمی که در هشت سال جنگ در کنار نیروهای مسلح مرارتها و سختی های بسیاری را متحمل شدند و هم فرزندانشان را به جبهه فرستادند و هم از آنها پشتیبانی مادی و معنوی کرده و تا آخر پای حرف رهبرشان ایستادند. بنابر این در تاریخ نگاری جنگ قبل از پرداختن به وظایف سازمانی که گاهی بدرستی هم انجام نشده است، باید از جوانان این کشور که گرسنگی و تشنگی در راه خدا، در محاصره دشمن افتادن، جنازه برادر را به کول کشیدن و... را در جنگ تجربه کردند و خم به ابرو نیاوردند یاد کنیم.

آری حقایق جنگ در سینه های پر از صداقتی نهفته است که با ترکش دشمن در هم ‌پاشیده شدند و مردانه در صحنه ماندند تا به دین و مهین آسیبی نرسد. حقایق جنگ در مجاهدتهای خاموش مردمی نهفته است که از ابتدا تا انهای جنگ در  جنوب، غرب، شمالغرب و  کردستان بی هیچ توقعی جانفشانی کردند.

دوران دفاع مقدس پر از راز و رمزها و آموزهاییاست كه رزمندگان اسلام با هر سلیقه در آن سهیم بوده اند. اقشار، گروهها، اقلیتهای مذهبی، اقوام و ... همه، به نوعی در دفاع مقدس و مردمی 8ساله حضور داشتهاند. این حضور فراگیر با ابتكارات، نوآوریها، خلاقیتها و اقدامات منحصر به فردی همراه بودهاست كه در تاریخ كمنظیر بوده و  بركات و دستاوردهای گرانبهایی را برای كشورمان به ارمغان آورده است. اگر دستاوردهای ارزشمند دفاع مقدس به درستی و به صورت همه جانبه و با توجه به همه ابعاد آن، بررسی، تدوین و تولید شده و در اختیار نسل آینده  كشور قرار گیرد، نه تنها به حفظ وتداوم آن ارزش های حماسی و ملی كمك خواهد كرد.

بنابراین باید ارزشهای دفاع مقدس را با همه ابعادش تشریح كرد. كاری كه در این سالها كمتر مورد توجه بوده و بسیاری از كارهای پژوهشی و آثار تولید شده ، فقط به بخش هایی از وقایع آن دوران پرداخته اند.


  • کل صفحات:2  
  • 1
  • 2
  •