m-doroodian|محمد درودیان

نویسنده و پژوهشگر جنگ ایران و عراق

                           امیر سرتیپ گلفام

اشاره:

آنچه تا کنون درباره غافلگیری در سایت منتشر شده است، بیشتر نوعی استدلال، با استفاده از داده های تاریخی است که پیرامون چند موضوع از جمله: مفهوم غافلگیری و بازدارندگی، عملکرد ارتش دربرابر حمله عراق، پیامدها و نتایح حمله به ایران و شکست ارتش عراق مطرح شده است. چنانکه روشن است؛ برخی از وجوهات مسئله غافلگیری، با نظر به واقعیات تاریخی و ضرورتهای آینده، همچنان نیاز به بررسی دارد. امیدواریم با کمک دوستان و با اجتناب از تکرار مباحث، ابعاد مسئله غافلگیری روشن شود. امیر گلفام چنانکه در عنوان این یادداشت ذکر شده است، به پرسش های خانم دکتر شهرکی پاسخ داده است.


ادامه مطلب

اشاره:

1- مباحثی که درباره غافلگیری در برابر حمله عراق مطرح شد، موجب طرح چند پرسش از سوی دکتر جوان شهرکی در نقد یادداشت امیر گلفام شد، مبنی بر اینکه: آیا این تحلیل منسجم از وضعیت نیروها در زمان وقوع جنگ هم وجود داشت؟ تا چه حد می توان آن را تحلیل نهاد ارتش دانست؟ آیا فرماندهان نیروی زمینی هم آن را تایید می کنند؟ و آیا اسنادی دال بر اعلام علنی این تحلیل از شرایط در آن زمان موجود است؟ آیا تحلیل ارتش از مبانی قدرت و میزان بازدارندگی خود در حال حاضر تغییر کرده است؟ این تغییر از چه زمانی رخ داده؟ دکترین فعلی این نهاد برای حفظ امنیت کشور چیست و چه درس هایی از آنچه در آغاز جنگ رخ داد، آموخته شده است؟

                              سید ناصر حسینی

2- امیر سید ناصر حسینی جانشین محترم هیات معارف جنگ شهید صیاد شیرازی، در یادداشت اخیر خود و در پاسخ به پرسش های دکتر شهرکی، با انتشار بخشی از «طرح ابوذر» آمادگی ارتش را برای دفاع مورد تاکید قرار داده است ...


ادامه مطلب

اشاره:

نقد روش استدلال امیر گلفام درباره چگونگی  هوشیاری ارتش در برابر حمله سراسری عراق در 31 شهریور سال 1359،موجب پاسخ ایشان و اظهار نظر نسبتاً گسترده در سایت شد. خانم دکتر جوان شهرکی استاد دانشگاه طی یادداشتی که بیشتر ناظر بر کل بحث و همچنین نظراتی است که در این زمینه در سایت طرح شد، دو پرسش اساسی را طرح کرده است که امیدوارم امیر گلفام و دوستان در هیئت معارف جنگ شهید صیاد شیرازی، برای بررسی و پاسخ به آنها، بمنظور انتشار در سایت اقدام نمایند.

                             مریم جوان شهرکی

   نقد و بررسی کارامدی و توانمندی نیروهای نظامی در هر دولت - ملتی در حکم بحث از حیات و امنیت آن چارچوبه ی ملی ست. از این رو شایبه ی آمیختگی این مباحث و دغدغه ها به مسایل سیاسی و ایدئولوژیک نه تنها امکان تفکر و نقد کارشناسی را از محقق این حوزه سلب می کند؛ بلکه اصلی ترین نهادهای دفاعی کشور را نیز از آسیب شناسی عملکرد گذشته خود محروم ساخته و آنها را در معرض فرسودگی و آسیب مداوم قرار می دهد. بی دلیل نیست که پیش روترین روش ها ی برنامه ریزی و ارزیابی نظیر آینده نگاری و سناریو نویسی در کشورهایی مانند آمریکا ابتدا در حوزه های دفاعی- امنیتی طرح و استفاده می شوند و سپس به سایر حوزه های مدیریتی آن کشور سرریز می شوند ...


ادامه مطلب

اشاره

   غافلگیری در برابر حمله عراق به ایران و نتایج آن شامل اشغال بیش از 20 هزار کیلومتر از مناطق و شهرهای مرزی کشور، به همراه تصور موجود از قدرت دفاعی ارتش و انتظار برای شکست و متوقف کردن دشمن متجاوز، موجب شکل گیری تحلیل هایی درباره مسئله غافلگیری و ارزیابی توانایی و عملکرد ارتش برای دفاع در برابر حمله عراق شده است که با گذشت بیش از سه دهه از آغاز جنگ، همچنین سقوط صدام و افزایش قدرت و اقتدار منطقه ای نیروهای مسلح، باید این مسائل مهم تاریخی را بر اساس اسناد و با استدلال مورد نقد، بررسی و بازبینی قرار داد.

   امیر گلفام در پاسخ به نقدی که درباره سخنان ایشان درباره غافلگیری در سایت منتشر شد، یادداشتی را ارسال کرده اند که در ادامه خواهد آمد. پیش از این نیز در سایت یادداشت؛ «نقد و بررسی علت ناتوانی ایران در بازدارندگی عراق از حمله و جلوگیری از اشغال» منتشر شد. بحث درباره مسائل اساسی جنگ ایران و عراق، فرصت کم نظیری است که باید استفاده از آن را، در دوره حیات فرماندهان جنگ مغتنم شمرد.

                           امیر ابراهیم گلفام

پاسخ امیر گلفام

    با سلام و تشکر از دقت نظر جنابعالی به مباحث دفاع مقدس و نقد مطالب عنوان شده از سوی اینجانب (در مورخ 94/7/1) مواردی قابل ذکر است. هرچند تمایل داشتم بطور مفصل مطالبی را ارائه کنم لیکن فکر کردم در فضای مجازی همین مقدار کفایت کند. ...


ادامه مطلب

   مناقشات سیاسی درباره موضوعات و مسایل تاریخی، در حالیکه یکی از مهمترین پیامدهای حوادث بزرگ تاریخی است، در عین حال موجب تداوم مسایل تاریخی نیز خواهد شد. چنانکه امروز بسیاری از موضوعات تاریخ معاصر ایران، بیشتر از مسیر مناقشات سیاسی بر جامعه ایران تاثیر گذار و ماندگار شده است. پذیرش این فرض که؛ مناقشات سیاسی بعنوان بخشی از تاریخ، موجب تداوم و تعمیق مسائل تاریخی و تاثیر گذاری آن می شود، ناظر بر وجود دوگانگی و دشواری‌های شناخت مسائل تاریخی است. ضمن اینکه روش مواجهه با وقایع و مسائل تاریخی، از طریق صورت بندی مناقشه آمیز، می تواند موجب گسست مفهومی و معرفتی شود. در واقع مناقشات سیاسی در باره وقایع و مسائل تاریخی کارکرد دوگانه دارد؛ به این معنا که در عین تداوم و تاثیر تاریخی، موجب گسست مفهومی و معرفتی می شود. فرایند حاصل از کارکرد دوگانه مناقشات، شناخت از وقایع و مسائل تاریخی را تحت تاثیر قرار داده و تا اندازه ای مخدوش می کند. به این اعتبار و در صورت صحت برداشت یاد شده، موضوعات و مسائل در تاریخ معاصر ایران، با وجود بحث و گفتگو و انتشار آثار مختلف، بیش از آنکه پیوسته و در امتداد هم قرار داشته باشد، از هم گسیخته و در برابر هم قرار دارد.

  نقد و بررسی مناقشات با تاکید بر ضرورت «تعیین محل نزاع»، با این هدف انجام می شود که، با گذار از صورت بندی‌های مناقشه آمیز و رایج پیرامون جنگ ایران و عراق، با فهم عمیق تر از مسائل اساسی جنگ، از تحریف و از هم گسیختگی مفهومی و معرفتی جلوگیری شود. زیرا فرض بر این است که، میان صورت بندی مناقشات تاریخی با مسائل اساسی که در این بررسی بعنوان محل نزاع تعریف شده است، تفاوت های اساسی وجود دارد و تداوم آن نظام معرفتی، موضوعات و مسائل جنگ ایران و عراق را دگرگون خواهد کرد. با این توضیح، پرسش این است که؛ محل نزاع تاریخی درباره موضوعات و مسائل جنگ ایران و عراق که در چارچوب مفاهیم مناقشه آمیز صورت بندی می شود، کجاست؟ مناقشات تاریخی درباره جنگ ایران و عراق، با وجود تنوع و گسترده‌گی فزاینده، حداقل در چارچوب سه گفتمان متفاوت قابل مشاهده است که، در ادامه به آنها اشاره خواهد شد: ...


ادامه مطلب

محمد درودیان:

   هیات معارف جنگ در تاریخ 19 مهر 94 با دعوت از جناب سرهنگ سجادی و اینجانب، نشستی را بمنظور نقد و بررسی کتاب عملیات الله اکبر، نوشته مرحوم و مغفور جناب سرهنگ حسینی برگزار کرد. نشست یاد شده بیشتر بمنظور آغاز راه جدید برای نقد و بررسی آثار منتشر شده در ارتش، و مهمتر از آن  برای تجلیل از بنیان گذار تاریخ نویسی جنگ در ارتش جمهوری اسلامی برگزار شد. امیر سید ناصر حسینی جانشین پیشین نیروی زمینی ارتش و جانشین کنونی هیات معارف جنگ، سخنان ارزشمندی را در پایان نشست ارائه کردند که، بعنوان یاد داشت برای سایت ارسال شد. ضمنا پس از آماده شدن متن گزارش نشست نقد کتاب، برای انتشار آن در سایت هیات معارف جنگ اقدام خواهد شد.

************

                            سید ناصر حسینی

بسمه تعالی

برادر گرامی جناب آقای درودیان، عرایض دیروزم را در یادداشت کوتاهی خدمتتان ارسال کردم. انشاءالله گزارشی از جلسه نیز روی سایت هیئت معارف جنگ خواهم گذاشت.

تاریخ نگاری جنگ وارد دوره انتقالی (گذار) می شود. قریب 35 سال از اغاز جنگ ایران و عراق و 27 سال از پایان آن می گذرد. طبق آمارهای رسمی و غیر رسمی حدود 10000 عنوان کتاب در داخل و تعداد نامعلومی توسط نویسندگان خارجی در مورد جنگ ایران و عراق نوشته شده و بیشمار مقاله و سخنرانی و مصاحبه پیرامون این واقعه تاریخی منتشر شده است. با یک نگاه به نشریات و روایات دفاع مقدس در داخل کشور، آنها را می توان به دو دسته دولتی و مردمی تقسیم کرد. مردم جنگ را با نگاهی بیطرف و اجتماعی دیده اند و بیشتر روایت های فرهنگی، حماسی و هنری از جنگ داشته اند. اما روایت دولتی با وابستگی نهادی و عمدتاً با رویکرد علمی و نظامی انجام شده و ارتش و سپاه با وابستگی ها و یحتمل با تعصب سازمانی جنگ را روایت کرده و گاهی در جهت نفی نقش یکدیگر نیز تلاش کرده اند. امروز پس از گذشت 30 سال و رشد علمی و نظامی فرماندهان و از طرفی مطالبه نسل جوان مبنی بر توجیه علمی عملکرد ارتش و سپاه در دوران جنگ، ضرورت نگاه علمی و بدور از شور و شعار را طلب می کند.

علوم نظامی و نظامی گری نیز مثل سایر علوم دارای اصول، قواعد و نظریه هایی است که این علوم در مراکز اموزش، دانشکده ها و پژوهشگاههای نظامی مورد بحث و بررسی قرار گرفته و تبادل و تدریس می شود. دکترین و اندیشه نظامی نیز در کشور تدوین شده و مطابق با باورهای انقلابی و اسلامی می باشد. از سوی دیگر فرماندهان، امیران و سردارانی که امروز مدیریت عالی دفاعی کشور را بعهده دارند دانش آموخته همین دانشگاهها و مراکز آموزش در ارتش و سپاه هستند. به عبارتی علوم نظامی در کشور قاعدتاً باید واحد بوده و چه در ارتش و چه در سپاه نبایستی تفاوتی داشته باشد. بنابراین چنانچه با نگاهی عمیق تر و بدور از تعصبات نهادی به وقایع دوران جنگ بنگریم، نبایستی شاهد اختلافات اساسی تاریخ نگاری جنگ یا دفاع مقدس باشیم.

علم و دانایی خود دارای قدرتی است که انسانهای عاقل و منطقی تا زمانی که نظریه های علمی منسوخ نشده، همواره تسلیم آن بوده و اندیشه و عملکرد خود را منطبق بر مدل ها و روش های علمی انجام می دهند. در زمان جنگ به لحاظ شرایط و ضرورت ها اگر برخی رزمندگان از دانش نظامی کم بهره بودند، امروز بحمدالله این نقیصه رفع شده و به همین لحاظ است که کارشناسان و تحلیل گران نظامی ما امروز با نگاهی علمی و منطقی به جنگ می نگرند و دارای اشتراکات بسیار و زبان مشترک علمی هستند. بنابراین دلیلی ندارد که امروز نیز اختلافات گذشته را تکرار کنیم. همچنین روایت های دوگانه یا چندگانه را نیز می توان با مطالعه و تحقیق به صحت و سقم آن اطمینان پیدا کرد.

مطلب دیگری که قابل ذکر است اینکه امروز عطش فراوانی بین کارشناسان داخلی جنگ برای دانستن یا شنیدن نظریات موافق و مخالف وجود دارد. آنها تلاش می کنند تا از نظریات یکدیگر اگاه شوند. درعین حال احساس می شود که در یک دوره انتقالی برای نقل و یا تاریخ نگاری جنگ قرار داریم که عقلانیت بیش از هر زمان دیگر در آن دخیل است.

سید ناصر حسینی
21/مهر/94

الف) سابقه

   امیر گلفام رئیس سازمان حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس ارتش، در رونمایی کتاب های منتشر شده از سوی این نهاد، ضمن تأکید بر اینکه لازم است مقطع وقوع جنگ به نحو احسن برای نسل امروز و کسانی که در جریان این وقایع نیستند، بازگو و تبیین شود، درباره غافلگیری ارتش در جنگ چنین استدلال کرده است که: «اگر ارتش غافلگیر شده بود،‌ چطور تنها پس از دو ساعت از آغاز جنگ، مراکز اقتصادی و نظامی عراق را بصورت گسترده بمباران کرد و فردای آن روز 140 فروند از بمب‌افکن‌های نیروی هوایی ارتش‌، با نفوذ به آسمان عراق، مراکز مهم این کشور را بمباران کردند. این آمادگی به این دلیل بود که ارتش حمله عراق به ایران را پیش‌بینی کرده بود و طرح «کمان 99» دقیقاً برای مقابله با تجاوز عراق توسط ارتش تهیه شده بود.» (ایسنا- یکشنبه 5 مهر 94)

                       امیر سرتیپ 2 گلفام

ب ) نقد و بررسی:

1- موضوع پیش بینی و یا غافلگیری ایران در برابر حمله عراق، در مقایسه با سایر موضوعات جنگ، در عین حالی که یکی از اساسی ترین مباحث جنگ است، تا کنون درباره آن هیچ گونه سند و یا اثر تحقیقاتی مستقلی منتشر نشده است، ضمن اینکه مناقشه زیادی درباره آن جریان دارد. اظهارات اخیر امیر گلفام در این زمینه، بیشتر از حیث روش استدلال برای توضیح درباره غافلگیر نشدن ارتش، در برابر حمله عراق موضوعیت بررسی دارد که، موجب نگارش یادداشت حاضر شده است. در واقع اظهارات اخیر امیر گلفام  فرصتی را فراهم کرده است تا به ابعاد مسئله غافلگیری ایران در جنگ اشاره شود.

2- امیر گلفام درباره دلیل پیش بینی جنگ و غافلگیر نشدن ارتش، به اجرای عملیات کم نظیر و بسیار موثر «کمان 99» اشاره کرده است که 140 فروند هواپیمای بمب افکن، خاک عراق را مورد تهاجم قرار دادند. درباره اجرای عملیات کمان 99، آیت الله هاشمی رفسنجانی می‌گوید، پس از حمله عراق جلسه ای در ارتش با حضور فرماندهان تشکیل شد، در این جلسه می‌گفتند: به ارتش ایران که غرور داشته و دارد، اهانت شده است .اگر از ارتش عراق ضربه بخوریم و جواب ندهیم، نمی توانیم سر بلند بکنیم. بگذارید جواب اینها را بدهیم.» (زیباکلام و اتفاق فر، هاشمی بدون روتوش- ص 276)

3- امیر گلفام در اظهارات خود درباره غافلگیر نشدن ارتش در جنگ، عملکرد تهاجمی نیروی هوایی ارتش را  معیار قرار داده است. با توجه به روش استدلال امیر گلفام درباره غافلگیری ارتش، دو پرسش وجود دارد:

الف) اگر انجام عملیات کمان 99 بمعنای پیش بینی وقوع جنگ و غافلگیر نشدن ارتش است، آیا ناتوانی نیروی زمینی ارتش- بمنزله ستون فقرات ارتش- برای مقابله با تهاجم ارتش عراق و اشغال بیش از 20 هزار کیلومتر از شهرها و مناطق مرزی کشور، بمعنای عدم پیش بینی وقوع جنگ و غافلگیر شدن ارتش در جنگ است؟

ب) نیروی هوایی عراق در روز 31 شهریور 59، با 190 فروند هواپیما به پایگاههای نیروی هوایی و مراکز متعدد نظامی ایران حمله می کنند. اجرای عملیات کمان99 در واکنش به حمله عراق، به معنای برخورداری ایران از قدرت دفاعی در بخش هوایی است، چنانکه امیر گلفام از این موضوع، بعنوان پیش بینی وقوع جنگ و آمادگی ارتش یاد می کند. برپایه توضیح یاد شده این پرسش وجود دارد که، چرا از قدرت نیروی هوائی برای  بازدارندگی و یا انهدام نیروی هوائی عراق در حمله به ایران استفاده نشد و تنها پس از تهاجم دشمن، این عملیات صورت گرفت؟

نتیجه گیری:

   نظر به اهمیت مسئله غافلگیری در جنگ با عراق و امکان تکرار آن در برابر تهدیدات آینده، باید هرگونه بحث در باره غافلگیری یا هوشیاری ایران در برابر حمله عراق، همچنین دلائل و پیامدهای آن، بر اساس اسناد و بصورت روشمند و مستدل بحث و بررسی شود. آنچه تا کنون در این زمینه بیان شده است،بیشتر به دلیل رویکرد سیاسی- تبلیغاتی، نه تنها به تبیین مسئله غافلگیری در جنگ با عراق کمک نکرده است، بلکه بدلیل ارائه تعریف نامناسب از مفهوم و مسئله غافلگیری، امکان جلوگیری از غافلگیری در جنگ آینده را دشوار خواهد کرد.


  • کل صفحات:4  
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  •