در دوره های تاریخی نوعی باورمندی و احراز، مبنای کنش‌گری جامعه در برابر رخدادهای تاریخی است. در واقع کنش گری تاریخی که برآمده از احراز تاریخی است، مشخصه دوره های تاریخی و عامل اساسی در تاریخ سازی است. فرضاً اگر متجاوز بودن عراق برای جامعه ایران احراز نشده بود، چگونه واکنش دفاعی جامعه ایران شکل می گرفت؟ فرضاً اگر باور به ضرورت ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر وجود نداشت، چگونه جامعه ایران شش سال از ادامه جنگ پشتیبانی کرد؟

   اگر احراز تاریخی را مبنای کنش گری تاریخی فرض کنیم، چرا با گذشت زمان انچه که پیش از این باور شده و مورد تائید قرار گرفته، مورد پرسش قرار می گیرد و تغییر می کند؟ با وجود انکه نمی توان «احراز در زمان وقوع» را نادیده گرفت، زیرا کنش‌گری را شکل می دهد، «تغییر در احراز» نیز قابل اغماض نیست. با این توضیح، احراز و کنش گریِ حاصل از آن، «تاریخی» است، در حالیکه تغییر در احراز تاریخی، تنها نوعی تفسیر تاریخی و یا صورتی از مواجهه با «احراز تاریخی» است که برداشتهای اولیه تاریخی را مورد پرسش قرار می دهد.

   احراز تاریخی حاصل تحقق نوعی کنش‌گری باورمند است، در حالیکه تغییر در احراز تاریخی نوعی «شکگرایی» نسبت به ماهیت و انگیزه های کنش گری تاریخی است که به تناسب تغییر نسل ها و گذشت دوره های تاریخی، همچنین آشکار شدن نتایج حوادث تاریخی و برخی عوامل دیگر، ایجاد می شود.