m-doroodian|محمد درودیان

نویسنده و پژوهشگر جنگ ایران و عراق

اشاره:

گفتگو درباره  نقش مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی در جنگ با عراق در پنج محور، شامل موارد زیر دنبال شده است:

1- تولید گفتمان رسانه ای و عمومی

2- تامین نیازمندی ها و پشتیبانی از جنگ

3- حضور و مشارکت در ساختار تصمیم گیری ها

4- نقش در تصمیم گیری برای ادامه و پایان دادن به جنگ

5-هدایت دیپلماسی کشور در باره جنگ، ازجمله سفر مک فارلین به ایران


ادامه مطلب

مقدمه

بحث درباره تاثیر مناقشات تاریخی در انتشار اطلاعات، از جمله سفر مك‌فارلین مشاور امنیتی ریگان رئیس جمهور وقت آمریكا به ایران، سؤالاتی را در اذهان ایجاد كرد. گزارش زیر در واکنش به یادداشت مورد اشاره، برای یادآوری و اطلاع  نسل جدید، از سوی جناب آقای محمد شیخ الاسلامی تهیه و ارسال شده است. طبعاً اگر نواقصی در این گزارش وجود دارد، ناشی از عدم اطلاع از تمام زوایای این سفر است. همچنین رویکرد نویسنده در بررسی این موضوع، تأثیرگذار بوده است.

سفر ملک فارلین به تهران؛ چرایی و چگونگی- آثار و پیامدها

گزارش از سفر مک فارلین به تهران، روایتی است كه بیشتر بر اساس گزارش «تاور» تهیه شده است. تاور سناتور و رئیس هیئتی بود كه در آمریكا برای تحقیق پیرامون مسئله برگزیده شده بود و گزارش به نامش منتشر شد. همچنین در این گزارش از روزنامه‌های وقت و بولتن‌های خبری استفاده شده است.

1) تصرف سفارت آمریكا در تهران منجر به قطع روابط و تمامی تماس‌های دیپلماتیك میان ایران و امریکا شد، در نتیجه دوستی گذشته، که با انقلاب دچار بحران شده بود، به دشمنی گسترده و پایدار، طی سه دهه گذشته تبدیل شد. حملة نظامی آمریكا به ایران در طبس، برای آزاد كردن گروگان‌ها و تنها چهار ماه بعد، حملة صدام به ایران و پشتیبانی عملی آمریكا از این تجاوز، نقش امریکا را در خصومت علیه ملت ایران بیش از گذشته آشکار کرد.

2) روی كار آمدن ریگان، رئیس جمهور وقت آمریکا از حزب جمهوری‌خواه و سپس انفجار سفارت آمریكا در بیروت كه به ایران نسبت داده شد، گرچه موجب نزدیکی بیشتر امریکا به عراق شد، ولی با شکست استراتژی امریکا، برای سرنگونی حكومت جدید ایران و شروع گروگان‌گیری در لبنان و آزادسازی برخی از آن‌ها با وساطت ایران؛ موجب گردید آمریكائی‌ها ناچار باب مذاكره را با ایران بگشایند.

3) به موازات این حوادث، طولانی شدن جنگ و روآوردن ایران به خرید سلاح از بازارهای جهانی، موجب شد تا دفتر خریدی در انگلستان به‌طور غیررسمی راه‌اندازی شود. در جریان تماس مأموران ایران با دلالان اسلحه، فردی یهودی و ایرانی‌الاصل به نام منوچهر قربانی‌فر (كه البته ظاهراً خود را به عنوان یك یهودی مطرح نكرده بود) با آن‌ها ارتباط برقرار می‌كند و از همین زمان پای وی به ایران باز می‌شود. البته بعداً معلوم می‌شود این شخص از طرف سرویس اطلاعاتی اسرائیل، به سرویس اطلاعاتی آمریكا معرفی شده بود و برای انجام مأموریت، مجاز به تماس با دفتر لندن می‌گردد. همچنین قربانی‌فر به برخی افراد منتسب به جناح‌های سیاسی، از جمله سید مهدی هاشمی برادر رئیس دفتر آیت‌الله منتظری قائم‌مقام وقت رهبری، نزدیک شد و از این طریق به برخی از اطلاعات طبقه بندی دسترسی پیدا کرد.

4) در حالیکه ایران برای انجام عملیات جدید نظامی آماده می شد، روند مذاکرات و تعامل با امریکائیها شکل جدیدی به خود گرفت. بنا به آنچه بعدها در گزارش تاور افشا شد، دولت آمریكا اطلاعات مربوط به جنگ را كه از طریق جاسوسان خود در ایران كسب می‌كرد و همچنین عكس‌های ماهواره‌ای كه از جابجایی نیروهای ایران در اختیار داشت، در اختیار رژیم صدام می‌گذاشت. در چنین وضعیتی سفر یك هیئت آمریكائی به ایران مطرح می‌شود. مقدمات ارتباط ایران با آمریكائی‌ها را قربانی‌فر فراهم كرده بود.

5) در روند جدید آمریكائی‌ها به نتیجه رسیدند ارتباط با ایران، با توجه به تثبیت موقعیت نظام، یك ضرورت است و نمی‌توانند تا مدتی طولانی باب روابط را بسته نگهدارند. به نظر آن‌ها تجربة چین نشان داده بود كه می‌توان دشمن را به دوست تبدیل كرد. ازاین‌رو، در دستگا‌ههای مسئول در آمریكا، این موضوع به بحث گذاشته شد. سازمان سیا و شورای امنیت ملی آمریكا با ایجاد ارتباط موافقت می‌كنند، اما پنتاگون با این موضوع مخالفت می‌كند. شورای امنیت ملی تصمیم می‌گیرد پنتاگون را كنار بگذارد و خود رأساً به این كار اقدام كند. مقدمات سفر، بدون اطلاع كنگره و پنتاگون چیده می‌شود. اما لازم بود تا برای جلب نظر ایران و به‌ اصطلاح نشان دادن درِ باغ سبز، امتیازی به ایران داده شود. بهترین امتیاز از نظر مقامات آمریكا، ندادن اطلاعات نیروهای مسلح ایران به رژیم صدام و دادن موشك‌های ضد هواپیما بود كه ایران سخت بدان‌ها نیاز داشت. بر این اساس، در آستانة عملیات والفجر 8 در 20 بهمن‌ماه 1364، بخشی از محموله‌های مورد نیاز ایران، به این کشور واگذار شود. موشك‌های تاو ضد تانك‌های تی‌72 روسی و هاگ كه می‌توانست هواپیماهای میگ 27 روسی را سرنگون سازد، به‌طور مؤثری در جنگ به كار گرفته شد و ارتش عراق بزگ‌ترین خسارت را از نظر سقوط هواپیما در طول جنگ متحمل ‌شد. همچنین در عملیات والفجر 8 آمریكا نه تنها اطلاعات همیشگی را در اختیار رژیم صدام نمی‌گذارد، بلكه به ادعای مقامات عراقی، امریکا ذهن مسئولان این کشور را نسبت به مكان عملیات منحرف کرد و همین موجب امر ‌شد تا عراق در این عملیات كاملاً غافلگیر و شكست سختی را متحمل شود. اگر چه ارتش بعث توانست یك روز پس از شروع عملیات، خود را پیدا کرده و پاتك‌های سنگینی را سازماندهی كند، اما نتوانست منطقه را از رزمندگان پس بگیرد و پس از 70 روز جنگ، نهایتاً در محل كارخانة نمك متوقف شد.

6) با پیروزی ایران در فاو، زمینه برای سفر هیئت آمریكائی به ریاست مك‌فارلین (كه بعداً مشخص شد که یك افسر اسرائیلی نیز به عنوان آمریكایی در میان آن‌ها بوده)، فراهم شد و این هیئت در خردادماه 1365 به ایران سفر ‌كرد و ضمن رد و بدل هدایایی كه معمول بوده است، یك محموله سلاح به همراه آن‌ها به ایران آورده ‌شد. قرار بر این بود تا ایران در قبال دریافت این وسائل که البته رایگان نبود، گروگان‌های لبنانی در اختیار حزب‌الله را آزاد كند. البته فقط بخشی از مقامات ایران ازجمله آقای هاشمی رفسنجانی به عنوان جانشین فرماندة كل قوا، رئیس وقت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و معاون وزیر امور خارجه (ظاهراً بدون اطلاع شخص وزیرخارجه)، در جریان این سفر قرار داشتند. پس از ورود این هیئت كه قربانی‌فر هم در میان آن‌ها بود، مذاكرات با شركت چند نفر از جمله مسئول وقت اطلاعات سپاه و معاون وقت امور خارجه، آغاز و تقاضای آن‌ها یعنی آزادی گروگان‌ها، با امام‌خمینی در میان گذاشته ‌شد، اما ایشان با چنین تعاملی موافقت نکردند. بنابراین هیئت آمریكائی كه خود را در آستانة یك تحول بزرگ می‌دید، ناامید برگشت.

7) در گزارش تاور قید شده كه با تلاش معاون وزارت خارجه، این هیئت یك روز دیگر در ایران ماند تا این شخص بتواند از امام امتیاز مورد درخواست هیئت را بگیرد، اما موفق نشد. گفته شده، مك‌فارلین با اندوه فراوان ایران را ترك كرده است. اما او برای گرفتن انتقام از دولتمردان به‌خصوص شخص آقای هاشمی رفسنجانی، به قربانی‌فر دستور می‌دهد در ایران بماند و ماجرای سفر را افشا كند. هدف مك‌فارلین این بوده كه با افشای شبنامه‌ ای درباره این سفر، میان مسئولان ایران اختلاف بیفكند. قربانی‌فر هم كه به دلیل وساطت برای خرید سلاح، آزادانه در ایران تردد می‌كرد، بلافاصله به اتفاق سید مهدی هاشمی متن اطلاعیه‌ای را در افشای ورود هیئت آمریكائی به ایران تهیه كرد كه در آن آقای هاشمی رفسنجانی متهم به كارسازی این سفر و تلاش برای بهبود روابط با آمریكا، شناخته شده بود. این شبنامه در نماز جمعه پخش ‌شد. همچنین پس از تهیه متن شبنامه، سیدمهدی به اسم دادن وجوهات، قربانی‌فر را نزد آیت‌الله منتظری برد و او ماجرای سفر را به اطلاع ایشان رساند. پس از این اقدامات، به‌طور طبیعی ماجرا به بحرانی سیاسی تبدیل شد كه البته در خفا جریان پیدا می‌كرد. از یکسو مسئله به مجلس كشیده ‌شد و از سوی دیگر به دستور قربانی‌فر، مهدی هاشمی موضوع را به برخی منابع اطلاع داد. در این روند خبر سفر مک فارلین به ایران، از طریق روزنامة الشراع (چاپ لبنان مورخ 12/8/65) منتشر شد.

8) با افشای این خبر، مسئله در محافل سیاسی آمریكا نیز به جنجال مخفی‌ منجر شد. همچنین با افشای این سفر در محافل سیاسی ایران و نیز در مطبوعات جهان، امام(ره) به آقای هاشمی دستور دادند در روز سیزدهم آبان،  ماجرا را به اطلاع عموم برساند. با اظهارات یك مقام رسمی در ایران، همزمان با سالگرد تصرف سفارت امریکا در تهران، ناگهان خبر به صورت یك بمب سیاسی در جهان و بویژه آمریكا منفجر ‌شد. در داخل 8 نماینده مجلس وزیر امور خارجه را برای توضیح احضار ‌كردند. پس از توضیحات او، امام در قبال این احضار، عكس‌العمل نشان ‌دادند و پیگیری مسئله و استیضاح وزیر خارجه منتفی شد. در آمریكا نمایندگان سنا و كنگره با همراهی پنتاگون، بر ضد ریگان عكس‌العمل‌های سختی بروز دادند و مسئله حتی به محاكمة او نیز منجر شد. در ‌واقع باید گفت، با تدبیر امام در خصوص افشای رسمی این سفر، بمبی را كه توسط آمریكائی‌ها (به دستور مك‌فارلین) به داخل پرتاب شده بود، به خود آن‌ها باز‌گشت و موضوع به بحرانی سیاسی در این كشور تبدیل ‌شد.

9) با توضیحات یاد شده این سؤال باقی می‌ماند كه؛ هدف آمریكائی‌ها از ایجاد ارتباط با ایران چه بوده است؟ به نظر می‌رسد پیروزی‌های ایران در جنگ و موقعیت برترش در منطقه موجب شده بود تا آمریكائی‌ها به ناچار، به ایران نزدیك شوند تا بتوانند هم این كشور و هم رژیم صدام را در حوزة خود داشته باشند. اما مخالفت امام با ایجاد رابطه استراتژیك با آمریكا، موجب شكست سیاست ریگان و محاكمة او شد گرچه او در جریان محاكمه مورد بخشش قرار گرفت. از سوی دیگر شكست این برنامه، پیامدهای وخیمی را در ایران به‌جا گذاشت. از همه مهم‌تر، حوادث مربوط به عملیات كربلای چهار بود. پس از افشای سفر مك‌فارلین و شكست آن، آمریكائی‌ها به نحو وسیع‌تری مجبور به همكاری با رژیم عراق شدند، بطوریكه تمامی عكس‌های ماهواره‌ای خود را در اختیار آنان قرار دادند و همین موضوع موجب شد تا مسئولان ایرانی پس از شروع عملیات متوجه شوند برنامة عملیات از پیش لو رفته است. اما ارتش عراق نیز كه می‌دانست اگر رزمندگان ایران بتوانند در خاكش نفوذ كنند، دیگر پس گرفتن آن غیرممكن است، لذا در همان آغاز عملیات، به دفاع آگاهانه از خود پرداختند. مسئولان جنگ وقتی متوجه لو رفتن عملیات شدند، دستور عقب‌نشینی دادند و توانستند با تصمیم به موقع، از خسارت بیشتر جلوگیری كنند. این تصمیم، نتیجة مطلوبی را به بار آورد و طی چند روز، عملیات جدیدی به نام كربلای 5 طراحی شد. آمریكائی‌ها هم نتوانستند اطلاعات مربوط به این عملیات را كه در طی مدت 10 روز از تصمیم تا اجرا، طراحی شده بود، به اطلاع رژیم عراق برسانند. ازاین‌رو، ارتش بعثی كاملاً غافلگیر شد و رزمندگان ایرانی برتری خود را به منصة ظهور رساندند. پیروزی چشمگیر ایران در این عملیات باتوجه به افشای مسائل مرتبط با مك‌فارلین، موجب شد تا قدرت‌های حاكم بر سازمان ملل به این نتیجه برسند که به جنگ ایران و عراق پایان دهند. بر این اساس، قطعنامة 598 در این سازمان به تصویب رسید. در این قطعنامه برای اولین‌بار تاحدودی حقوق ایران به رسمیت شناخته شده بود. دولت وقت هم آن را بصورت مشروط به رسمیت شناخت كه در نهایت این پذیرش اولیه در زمان پایان جنگ، به سود ایران تمام ‌شد.