با فرض اجتناب ناپذیری وقوع جنگ به اعتبار شرایط و روندهای پس از پیروزی انقلاب در داخل و اختلافات تاریخی ایران و عراق، این پرسش وجود دارد که چه عواملی موجب ایجاد آمادگی ذهنی و عملی جامعه ایران و نیروهای نظامی- امنیتی برای دفاع در برابر حمله عراق شد؟ به نظرم با شاخص های بسیج اجتماعی و انسجام نیروهای مسلح، بر دو حادثه سیاسی- امنیتی می‌توان اشاره کرد:

1- بحران امنیتی در کردستان:

در حالیکه بحران های سیاسی در تهران و شهرها و بحران‌های امنیتی در مناطق مرزی جریان داشت، حوادث کردستان و روندهای تجزیه طلبانه موجب هشدار امام به ارتش در ماجرای پاوه در مرداد سال 1358 و واکنش جامعه ایران برای مقابله شد. ارتش که پیش از این بر اثر پیروزی انقلاب و سردادن شعار انحلال از سوی گروه ها، درگیر بحران هویتی- ساختاری در باره  نقش و جایگاه در آینده نظام بود، بر اثر اعتماد امام و پشتیبانی نیروهای مردمی، با حضور مقتدرانه در کردستان، مورد اعتماد عموم مردم قرار گرفت و ضرورت‌های برخورداری از قدرت نظامی برای ایجاد امنیت برای همگان آشکار شد. مهمتر آنکه هماهنگی سپاه و ارتش در کردستان و تجربه سپاه در برابر بحران‌های امنیتی با سازماندهی نیروها، بصورت گروهان و گردان، نیروهای نظامی و امنیتی را در آزمون جدیدی قرار داد که نتیجه آن انسجام و هماهنگی و اعتماد به نفس بود.

2- تصرف سفارت آمریکا:

ساختار سیاسی کشور با وجود دولت موقت و شورای انقلاب، درگیر نوعی دوگانگی و تنش در سیاست‌ها بودند، جامعه نیز متأثر از حوادث و روندهای مختلف، فاقد انسجام لازم بود. تصرف سفارت و حمایت مردمی علاوه بر ایجاد انسجام، جهت‌گیری سیاست های کشور را تعیین کرد.

جابجایی ناوهای آمریکا در خلیج فارس و نگرانی از تهدید نظامی آمریکا، موجب صدور فرمان امام برای تشکیل بسیج بعنوان ارتش 20 میلیونی شد. از این طریق سازماندهی نیروهای مردمی در درون ساختار نظامی کشور شکل گرفت. با این توضیح، دو حادثه یاد شده بیشترین نقش را در ایجاد آمادگی ذهنی- عملیاتی جامعه ایران و نیروهای نظامی برای دفاع در برابر تجاوز عراق داشت.