m-doroodian|محمد درودیان

نویسنده و پژوهشگر جنگ ایران و عراق

محمد درودیان:

   هیات معارف جنگ در تاریخ 19 مهر 94 با دعوت از جناب سرهنگ سجادی و اینجانب، نشستی را بمنظور نقد و بررسی کتاب عملیات الله اکبر، نوشته مرحوم و مغفور جناب سرهنگ حسینی برگزار کرد. نشست یاد شده بیشتر بمنظور آغاز راه جدید برای نقد و بررسی آثار منتشر شده در ارتش، و مهمتر از آن  برای تجلیل از بنیان گذار تاریخ نویسی جنگ در ارتش جمهوری اسلامی برگزار شد. امیر سید ناصر حسینی جانشین پیشین نیروی زمینی ارتش و جانشین کنونی هیات معارف جنگ، سخنان ارزشمندی را در پایان نشست ارائه کردند که، بعنوان یاد داشت برای سایت ارسال شد. ضمنا پس از آماده شدن متن گزارش نشست نقد کتاب، برای انتشار آن در سایت هیات معارف جنگ اقدام خواهد شد.

************

                            سید ناصر حسینی

بسمه تعالی

برادر گرامی جناب آقای درودیان، عرایض دیروزم را در یادداشت کوتاهی خدمتتان ارسال کردم. انشاءالله گزارشی از جلسه نیز روی سایت هیئت معارف جنگ خواهم گذاشت.

تاریخ نگاری جنگ وارد دوره انتقالی (گذار) می شود. قریب 35 سال از اغاز جنگ ایران و عراق و 27 سال از پایان آن می گذرد. طبق آمارهای رسمی و غیر رسمی حدود 10000 عنوان کتاب در داخل و تعداد نامعلومی توسط نویسندگان خارجی در مورد جنگ ایران و عراق نوشته شده و بیشمار مقاله و سخنرانی و مصاحبه پیرامون این واقعه تاریخی منتشر شده است. با یک نگاه به نشریات و روایات دفاع مقدس در داخل کشور، آنها را می توان به دو دسته دولتی و مردمی تقسیم کرد. مردم جنگ را با نگاهی بیطرف و اجتماعی دیده اند و بیشتر روایت های فرهنگی، حماسی و هنری از جنگ داشته اند. اما روایت دولتی با وابستگی نهادی و عمدتاً با رویکرد علمی و نظامی انجام شده و ارتش و سپاه با وابستگی ها و یحتمل با تعصب سازمانی جنگ را روایت کرده و گاهی در جهت نفی نقش یکدیگر نیز تلاش کرده اند. امروز پس از گذشت 30 سال و رشد علمی و نظامی فرماندهان و از طرفی مطالبه نسل جوان مبنی بر توجیه علمی عملکرد ارتش و سپاه در دوران جنگ، ضرورت نگاه علمی و بدور از شور و شعار را طلب می کند.

علوم نظامی و نظامی گری نیز مثل سایر علوم دارای اصول، قواعد و نظریه هایی است که این علوم در مراکز اموزش، دانشکده ها و پژوهشگاههای نظامی مورد بحث و بررسی قرار گرفته و تبادل و تدریس می شود. دکترین و اندیشه نظامی نیز در کشور تدوین شده و مطابق با باورهای انقلابی و اسلامی می باشد. از سوی دیگر فرماندهان، امیران و سردارانی که امروز مدیریت عالی دفاعی کشور را بعهده دارند دانش آموخته همین دانشگاهها و مراکز آموزش در ارتش و سپاه هستند. به عبارتی علوم نظامی در کشور قاعدتاً باید واحد بوده و چه در ارتش و چه در سپاه نبایستی تفاوتی داشته باشد. بنابراین چنانچه با نگاهی عمیق تر و بدور از تعصبات نهادی به وقایع دوران جنگ بنگریم، نبایستی شاهد اختلافات اساسی تاریخ نگاری جنگ یا دفاع مقدس باشیم.

علم و دانایی خود دارای قدرتی است که انسانهای عاقل و منطقی تا زمانی که نظریه های علمی منسوخ نشده، همواره تسلیم آن بوده و اندیشه و عملکرد خود را منطبق بر مدل ها و روش های علمی انجام می دهند. در زمان جنگ به لحاظ شرایط و ضرورت ها اگر برخی رزمندگان از دانش نظامی کم بهره بودند، امروز بحمدالله این نقیصه رفع شده و به همین لحاظ است که کارشناسان و تحلیل گران نظامی ما امروز با نگاهی علمی و منطقی به جنگ می نگرند و دارای اشتراکات بسیار و زبان مشترک علمی هستند. بنابراین دلیلی ندارد که امروز نیز اختلافات گذشته را تکرار کنیم. همچنین روایت های دوگانه یا چندگانه را نیز می توان با مطالعه و تحقیق به صحت و سقم آن اطمینان پیدا کرد.

مطلب دیگری که قابل ذکر است اینکه امروز عطش فراوانی بین کارشناسان داخلی جنگ برای دانستن یا شنیدن نظریات موافق و مخالف وجود دارد. آنها تلاش می کنند تا از نظریات یکدیگر اگاه شوند. درعین حال احساس می شود که در یک دوره انتقالی برای نقل و یا تاریخ نگاری جنگ قرار داریم که عقلانیت بیش از هر زمان دیگر در آن دخیل است.

سید ناصر حسینی
21/مهر/94

اشاره

   انتشار یادداشت «میادین مین کجاست؟!»، بازتاب نسبتاً گسترده ای در رسانه ها و نزد اهالی تحقیق و پژوهش جنگ، داشت. آقای حمید داوودآبادی از نویسندگان نام آشنای دفاع مقدس، یادداشتی را در این زمینه با رویکرد انتقادی، تهیه و ارسال کرده است که در ادامه ملاحظه می فرمایید:

******************
سلام جناب آقای درودیان؛ نمی دانم بنده را بجا می آورید یا نه، ولی کافیست از استاد عزیز آقای علیرضا کمره ای درباره بنده بپرسید.

متن زیر گوشه ای از خاطرات و دیده های شخص بنده درباره عبور نیروها از میدان مین در عملیات بیت المقدس می باشد. فکر کنم اگر لطف کنید و به عنوان نوشته مهمان منتشر کنید، بد نباشد و ابهاماتی را حل کند!

                           حمید داوودآبادی

در یک بعد از ظهر داغ، قاسم محمدی، فرمانده‌ گردان 2 ثامن الائمه از تیپ 8 نجف اشرفف ، نیروها را جمع کرد و نقشه‌ای را نشان‌مان داد و گفت: وظیفه‌ی گردان ما اینه که از جاده‌ی خرمشهر و شلمچه، به طرف غرب، مستقیم بریم توی دل عراق. پنج کیلومتر که رفتیم و دشمن رو عقب زدیم، اون‌وقت می‌ریم به طرف چپ و تا اون‌جا که ممکنه، خودمون رو به نیروهای دیگه می‌رسونیم. توی این عملیات، ما هیچ نیروی پشتیبانی نداریم. ما پیشمرگ یگان‌های دیگه هستیم. ما باید همه‌ی حواس دشمن رو به اون نقطه جلب کنیم. معلوم هم نیست که هیچ‌کدوم از ما برگرده. چهار طرف ما، نیروهای دشمن قرار می‌گیرند؛ حتی پشت سر ما. از نیروی کمکی و مهمات و تدارکات و چیزهای دیگه هم خبری نیست. حتی آمبولانس برای بردن مجروح‌ها نمی‌تونه بیاد جلو. حالا دیگه حساب کار رو بکنید. من این مأموریت رو داوطلبانه از تیپ قبول کرده‌ام، چون شماها رو خوب شناخته‌ام و با روحیه‌ی همه‌تون آشنا شده‌ام و می‌دونم براتون هیچ مسئله‌ای نیست.


ادامه مطلب

اشاره:

آقای اصغر معرفت جو که از راویان جنگ است و شیوه ای متفاوت و نگاهی نقادانه به موضوعات آن دارد، یادداشتی را در نقد یادداشت «میادین مین کجاست؟!» ارسال کرده است که برای اینجانب بسیار ارزشمند و مغتنم است. نوشته ایشان در ادامه درج می شود:

*******************

                              اصغر معرفت جو

باسلام و عرض ادب؛ ظاهراً جنابعالی علیرغم وجود اسناد و مدارکی که ارائه دادم و دادند، قصد تقبل و تحمل یکی از نقاط ضعف و یا ویژگی آن ایام را ندارید. در آخر نیز حصول پیروزی ها و شکست دشمن را مطرح می کنید که پاسخ آن حتی به زعم شما، رافع موضوع میادین مین نخواهد بود.


ادامه مطلب

  نوشتن تاریخ فراموشی به جای تاریخ یادمانی

اشاره
:

  تأمل درباره امکان و چگونگی شناخت تاریخ موجب نگارش یادداشت «معمای شناخت تاریخ!» شد. استاد ارجمند دکتر صیامیان دانش آموخته تاریخ، یادداشتی را در نقد این موضوع، با تاکید بر تعریف از مفهوم تاریخ و در نتیجه روش شناسی مطالعه تاریخ نگاشته است که در ادامه خواهد آمد. پیش از این نیز درباره تاریخ فرهنگی، تحت عنوان نقد وارده بر یک نظر در باره تاریخ فرهنگی، یادداشت دکتر صیامیان در سایت منتشر شده است. امید است با مشارکت سایر دوستان و صاحب‌نظران ابعاد مفهومی و روش شناسی شناخت تاریخی از جنگ ایران و عراق فراهم شود.

**************

                          دکتر زهیر صیامیان

سلام بر دوست گرامی؛ آقای درودیان

   مطلب ارزشمند شما را درباره معمای شناخت تاریخ مطالعه کردم و استفاده بردم. توضیحی مختصر در حدّ وقت و دانش اندک، حضورتان عرض می کنم. امید اینکه به ادامه این طرح بحث مفید دامن بزند:


ادامه مطلب

مقدمه درودیان:

اظهارات فرمانده محترم نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی درباره ترور شهید صیاد شیرازی، موجب نگارش یادداشت؛ آیا نقش شهید صیاد در عملیات مرصاد موجب ترور وی شد؟ در سایت گردید. در همین روند امیر شمخانی دبیر محترم شورای عالی امنیت ملی نیز نسبت به تحریف تاریخ عملیات مرصاد اظهار نگرانی کرد. امیر غلامرضا آذربون که از نزدیک شاهد تلاش های شهید صیاد بوده است، در واکنش به آنچه در این زمینه منتشر شده، یادداشت حاضر را ارسال کرده است. مسئله قابل ملاحظه این است که؛ آنچه در سایت منتشر شده، صرفاً به منظور نقد اظهارات امیر پوردستان درباره علت ترور شهید صیاد و نگرانی از تحریف تاریخ بود است و مناسب بود که امیر آذربون براساس همین ملاحظه، موضوع را مورد بررسی قرار دهند، در حالیکه ایشان فارغ از این ملاحظه، توضیحاتی را درباره نقش شهید صیاد در عملیات مرصاد نوشته است که پیش از این، بصورت کاملتری از سوی شخص شهید صیاد بیان شده و در برخی از رسانه ها منتشر شده است. با این توضیح، یادداشت امیر آذربون در ادامه آمده است:

                                                 **********

خدمت برادر عزیز درودیان 

   در خصوص نقدی که جنابعالی درباره عملیات مرصاد در سایت تابناک به مورخه 12 شهریورماه 1394 مرقوم فرموده اید، بمنظور تنویر افکار عمومی و محققین تاریخ دفاع مقدس درباره نقش شهید صیاد شیرازی در عملیات مرصاد، مطالب زیر ارسال می گردد.

 مطالبی که در مورد شهید صیاد مطرح شده، با توجه به اینکه از ایشان تجلیل شده ولی جان مطلب ادا نشده و از طرفی بعضی کم لطفی کرده اند، برای روشن شدن نقش صیاد در عملیات مرصاد برای کسانی که در آن عملیات حضور نداشته اند، لازم است یک مقدمه کامل بیان شود.


ادامه مطلب

1- ابتدا به ساکن از اهتمامی که نسبت به این مسئله بسیار مهم داشتید، بسیار سپاسگزارم. اینکه می بینید علیرغم روشنگری ها و بیانات بسیاری از رزمندگان و مطلعین دفاع مقدس، باز هم بر موضوع «گشودن میدان مین با عبور امواج انسانی» تاکید و پافشاری می شود و از سوی متولیان هم تکذیبیه ای صادر نمی شود، طبق تحقیقی که اینجانب انجام دادم، احتمال انجام این حرکت در 3-4 مورد انگشت شمار و توسط عده‌ای بخصوص از نیروهای یک منطقه خاص(تهران) بوده است که متاسفانه  ... سعی در پررنگ کردن و حماسی جلوه دادن و روتین بودن این روش، به عنوان روش جاری عبور از میدان مین دارند.

2- اولین بار که بطور مکتوب و مستند با این مسئله روبرو شدم، در کتاب «کوچه نقاشها» (خاطرات سید ابوالفضل کاظمی-گفتگو و تدوین: راحله صبوری- انتشارات سوره مهر- گذر ششم صفحه 182-183) بود که با اشاره به عملیات طریق القدس (بستان)، با بیان اینکه برای عبور از میدان مین، 100 الاغ از همدان آوردند و چون الاغها ظاهراً عاقلتر از انسان ها بودند، تصمیم می گیرند که با گلچین کردن تعدادی نیروی سبک وزن و جوان و خوابیدن روی مین ها، از آنها عبورکنند ..... که پیشنهاد می کنم مطالعه بفرمایید، چون همین الان هم که می نویسم، از دست راوی و نویسنده این مهملات، بسیار عصبانی هستم. البته راوی و نویسنده به این هم بسنده نمی کنند و در گذر دهم، در بیان عملیات والفجر4 (کانی مانگا- صفحه 276-277) ضمن بیان رشاد‌ت‌های گردان عمار لشکر 27 محمدرسول الله(ص) و شهید مهدی خندان، دوباره همین مطلب را با آب و تاب بیان می کند که یک نوجوان به اسم کامبیز روانبخش با درآوردن پیراهنش که بیت المال بوده، روی مین دراز می کشد و..... توصیه می کنم حتماً این فصل را بخوانید. با رجوع به این کتاب شما با قشری از رزمنده های جنوب شهر تهران که اهل کفتربازی و داش مشتی بازی و پهلوانی و ... آشنا می شوید که می شود به تعبیری از آنها به کلاه مخملی های حزب الهی یاد کرد.

3- در ادامه جستجوها، به مطلبی از آقای حمید داودآبادی برخورد کردم که ایشان هم صراحتاً با ذکر داستانی بنام «نجوا در میدان مین»، به داستان عبور داوطلبانه رزمندگان گردان ثامن الائمه(ع) لشکر 8 نجف در تاریخ 1/3/1361 در عملیات الی بیت المقدس اشاره می کند و بیان می دارد که آن را در کتاب «یادیاران» در سال 1370 منتشر کرده اند که متاسفانه من متن کتاب را ندیدم ولی آدرس اینترنتی مطلب درج شده در پایگاه اطلاع رسانی حوزه و بر گرفته از نشریه امتداد را برایتان می گزارم و پیشنهاد می کنم حتما مطلعه شود:

http://www.hawzah.net/fa/Magazine/View/5737/6769/80914/?Mode=Result&SearchText=  

4- در ادامه تحقیقات، به یک سخنرانی از شهید حسن باقری برخورد کردم که پس از عملیات رمضان (مرداد1361)، ضمن گلایه از فرماندهان، از فرمانده گردانی یاد می کند که در جواب تخریب‌چی که به ایشان گفته بود معبر مین در 300 متری است، رو به نیروهای گردان می کند و می پرسد؛ «چه کسی داوطلب رفتن روی مین است؟!» که پیشنهاد می شود این بخش از سخنرانی را در آدرس زیر استماع فرمایید. ضمناً فیلمی هم از سردار قاسم سلیمانی در همین آدرس است که دیدنش به تبیین مسئله بسیار کمک می‌نماید:

 http://sereh.blog.ir/1393/11/22/Defaea-2 

5- باز هم از آنجا که مسئله «رفتن روی مین» و مطرح کردنش به این شکل، بسیار مرا آزار می داد، به تحقیق ادامه دادم و به بیانات و اظهارات بسیار حیرت انگیز فردی بنام ابراهیم سنایی؛ رزمنده لشکر 27 محمدرسول الله(ص) و شاعر اهل بیت(ع) برخوردم که در نامه‌ای به احسان علیخانی که در سایت خبری «شهدای ایران» نیز درج شده، به این مسئله اشاره می کند و البته قبلاً برنامه تلویزیونی در شبکه قرآن سیما از ایشان دیده بودم که صراحتاً داستان باز کردن میدان مین به روش فوق الذکر را تعریف می کند. از جنابعالی تمنا دارم که این نامه را نیز علیرغم وقت با ارزشتان، مطالعه کنید تا به عمق فاجعه ایی که دارد تاریخ نگاری دفاع مقدس را مخدوش می کند، پی ببرید:

 http://shohadayeiran.com/fa/news/79907# 

6- این کمترین در حد بضاعت ناچیز وکمبود سواد آکادمیک در این زمینه، دو شبه مقاله تهیه کردم و در وبلاگ «مدافع دفاع مقدس» به عرض عموم رسانده ام که خود حضرتعالی در ذیل یکی از آنها، نظریه دلگرم کننده ای گذاشته اید؛ ولی این را کافی نمی دانم و پیش از این، بخشی از این مطالب را با برادر علیرضا دلبریان از راویان دفاع مقدس که در برنامه های تلویزیونی از ایشان دعوت می شود، در میان گذاشتم و از ایشان تقاضای همکاری و مطرح کردن آن را در رسانه داشتم که تا امروز ایشان پاسخی به این کمترین نداده اند.

7- یک آدرس دیگر را که بی ارتباط با موضوع تحقیق نیست، جهت مطالعه حضورتان ارسال می نمایم: «خوابیدم روی سیم خاردار تا رزمنده ها عبور کنند»؛ امتداد - خرداد 1388 - شماره 41 به آدرس:

 http://www.hawzah.net/fa/Magazine/View/5737/6769/80924

 8- لازم دانستم، دانسته های خود را به مصداق «زکات العلم نشره»، به محضر پژوهشگری متعهد و صاحب نفوذ کلام چون شما ارسال کنم تا ان شاءالله مورد استفاده قرار بگیرد. البته بسیار تمایل داشتم تا این مرقومه را ذیل پست با ارزش؛ «میادین مین کجاست؟» ارسال نمایم، ولی حجم زیاد آن باعث شد که بصورت رایانامه به محضرتان ارسال شود. چنانچه مصلحت دانستید، امر کنید تا ذیل لینک یاد شده هم ارسال نمایم .

با عرض پوزش از تصدیع اوقات گرانقدرتان

ارادتمند سیامک پوراسد (هویت مجازی)


محمد درودیان: امیر شمخانی از فرماندهان ارشد سپاه در جنگ و یکی از اعضای اصلی حلقه راهبردی سپاه برای طراحی و فرماندهی جنگ بوده است. سایر مسئولیت های وی شامل: جانشین فرماندهی کل سپاه، فرمانده نیروی زمینی سپاه، معاون عملیات ستاد فرماندهی کل قوا، وزیر سپاه، فرمانده نیروی دریایی ارتش و سپاه، وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح و هم اکنون دبیر و نماینده مقام معظم رهبری در شورای عالی امنیت ملی است. اشاره به توضیحات یاد شده، به این دلیل صورت گرفته است که اهمیت نقطه نظرات وی درباره جنگ ایران و عراق، همچنین بیان برخی ناگفته های جنگ از سوی ایشان، برای نسل جوان و آینده، بیشتر روشن شود.  امیر شمخانی پس از ملاحظه یادداشت اخیر درباره عملیات مرصاد، دو موضوع را درباره این عملیات و تاریخ‌نگاری جنگ متذکر شده اند که در ادامه به آن اشاره می شود:

                        علی شمخانی

1- «به دلیل اینکه در تماس های تلفنی که بنده با هوانیروز برای انجام عملیات می گرفتم، آنها شک می کردند که این صدای کیست؟ (مع عملیات ق خاتم) لذا از شهید صیاد درخواست کردم و حکم کتبی مأموریتی به ایشان دادم (در اختیار سردار مقدم فرمانده سابق ناجا است) که مسئولیت هماهنگی با هوانیروز کرمانشاه را بعهده بگیرد. ضمناً توجه داشته باشید در آن زمان جنگ روانی حاکی از این که منافقین در پایگاه هوانیروز نفوذی دارند، به شدت وجود داشت.»

       حکم شمخانی برای شهید صیاد شیرازی

                             تصویر حکم امیر شمخانی برای شهید صیاد شیرازی

2-«مرصاد مطالب زیادی دارد که متأسفانه به تحریف رفته است. البته وقتی ما تاریخ را برای بزرگی بزرگان می نویسیم، بطور طبیعی دچار لغزش می شویم و این یکی از دلایل سکوت بنده تا کنون بوده است و به ادامه آن اصرار دارم تا تاریخ جنگ مصون از این نوع دست اندازی های بی مورد که متأسفانه فراگیر شده، باقی بماند. از قضا امروز ظهر حین استراحت این جمله به ذهن من آمد و بعد این نامه را دیدم. گفتم که تاریخی که برای بزرگی بزرگان نوشته می شود، قابل اعتماد نیست!! و 2 ساعت بعد این نامه را دیدم.» 

علی شم خانی



همه پیوندها