m-doroodian|محمد درودیان

نویسنده و پژوهشگر جنگ ایران و عراق

تعلقات فردی مانع شکل گیری نقد منصفانه

به نظر میرسد گاهی غرق شدن در برخی تعلقات اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، جناحی، سازمانی و ... باعث برهم خوردن تمرکز محقق روی واقعیت ها یا سوی گیری ناخواسته باشد و در نتیجه قضاوت و نقد منصفانه ای شکل نگرفته و نقدها و نظرها را با هاله ای از ابهام رو به رو کند. فضای نقد منصفانه و سازنده نیازمند دوری از وابستگی ها و تعلقات فردی، جناحی و گروهی است. آنچه از نقد سردار محسن رشید برداشت کردم، به نظر می رسد نقد ایشان با رعایت ظرایف لازم جنبه تدافعی پیدا کرده و با نرمی قصد دارد بگوید همه مسئولین کشور با سلایق مختلف تلاش خودشان را برای پیروزی در جنگ کرده اند که البته این موضوع هم در جای خودش درست و قابل بررسی است. اما آنجا که خط کشی می کنند و سوال می کنند که: حال وقتی که مسئولین رده اول کشور، استراتژی شان در جنگ آشکار بوده، به چه سبب سپاه از آن استراتژی تبیعیت نکرده است؟ فضای نوشته شان عوض شده و ابهامات تازه ای را بوجود می آورد.

                          یحیی نیازی

جناب آقا محسن رشید عزیز؛

مگر راهبرد یک کشور اساسا فردی و شخصی است که هرکس ساز خودش را کوک کند؟

مگر می شود در یک کشور راهبردها بدون وجود ساز وکار مشخص ترسیم و ارائه شوند؟

مگر سپاه جدای از بقیه کشور است. که باید از راهبرد مسئولین رده اول کشور، تبیعیت کند؟

مگر مسئولین رده اول کشور تحت رهبری امام نبوده اند که برای خودشان راهبرد جداگانه ای داشته اند؟

مگر می شود درون حاکمیت هر کس راهبرد خودش را داشته باشد؟ اگر بر فرض محال پاسخ این سئوال مثبت است! پس چه مذمتی متوجه سپاه است؟ لابد آن هم راهبرد خودش را داشته است!!

استاد عزیزم؛ نوشته شما شبهه ای را بوجود می آورد که گویی سپاه جدای از بقیه کشور است. در حالی که سپاه و همه نیروهای مسلح یده واحده تحت فرماندهی فرمانده کل قوا و رهبر نظام بوده اند و مسئولین وقت کشور نیز قاعدتا باید نیروهای مسلح در حال جنگ را پشتبانی کرده باشند. این تصور ناثوابی است که برای نسل آینده یک نوع جدایی بین ارکان کشور ترسیم و تصویر شود. البته این برداشت حقیر با سوالات بعدی آقامحسن رشید تقویت شد. زیرا ایشان در سوالات بعدی هم همچنان این تصور وجود دوگانگی را دنبال می کند و می پرسند: (3-  آیا دوگانگی در استراتژی خود از عوامل ناکامی به حساب نمی آید؟ 4- اگر مقرر باشد که با قضاوتی منطقی به این رویداد استراتژیک نگاه کنیم، کفه ی قضاوت به سمت سپاه سنگینی می کند یا به سمت مسئولین کشوری؟)

استاد گرامی؛ اساسا شما بهتر از بنده میدانید که راهبردها و خط و مشی های کلی در یک کشور به راحتی دوچار دوگانگی نمی شوند و عمدتا اختلاف بر سر شیوه اجرای راهبردها است نه خود راهبرد. بنا براین اگر راهبرد نظام در آن دوره « جنگ، جنگ تا پیروزی» است. حرفهای دیگر مثل « جنگ، جنگ با یک پیروزی» نمی تواند راهبرد باشد. مگر اینکه مدعی باشیم جنگ، جنگ تا پیروزی هم راهبرد نظام نبوده و فقط یک شعار تهیج کننده مردم بوده است که چنین ادعائی با مرام امام قابل جمع نیست. اگرچه نوشتارتان در باره «جنگ، جنگ تا رفع فتنه از جهان»  هم نیاز به تامل و بررسی دارد ولی چون اطلاعات کافی ندارم ورود پیدا نمی کنم.

نتیجه اینکه: راه انتقال صحیح، محققانه و دقیق حوادث جنگ تمرکز بر روی وقایع بدون جهت گیری های خاص است و بهتر است عزیزانی چون شما و دیگر عزیزان تا فرصت باقی است به بلاتکلیفی های موجود پایان دهند و از میان انگیزه‌های متعددی که ما را احاطه کرده‌اند با انتخاب درست راه مناسب انتقال حقایق را فارغ از تعلقات فردی و شخصی برگزینیم. محال است که بشود بدون داشتن نگاهی محققانه و فاقد جهت گیری به همه نقاط ضعف ها و قوتهای جنگ رسید. یا حق


بعد از سلام

برادر گرامی جناب درودیان

   مطالب شما را درباره نقادی استراتژی ج.ا.ا در جنگ و انتقادات وارده از نگاه سردار غلامعلی رشید مطالعه کردم. به دنبال آن ضمن تشکر از پرداختن به مباحث کلان جنگ توسط شما و تشکر از سردار غلامعلی رشید درباره بازگویی پاره ای از مطالب غیرآشکار، نقدی بر سخن برادر عزیزم سردار غلامعلی رشید و نقدی هم بر تحلیل شما دارم.

                          محسن رشید

الف) اما انتقاد بنده به اظهارات سردار غلامعلی رشید:

»مسئولان انتظار داشتند این استراتژی را، که اتمام جنگ با تصرف یک منطقه استراتژیک در خاک عراق بود، با منابع و وضع موجود درون سپاه و با پشتیبانی‌های محدود ارتش، به نتیجه برسانند«.

بنده به عنوان یکی از راویان قرارگاه خاتم و مسئول مرکزتحقیقات جنگ سپاه طی دهه ی 1370، نظر شما را اظهارات جنابعالی را تایید می کنم. اما این اظهارات سوالی را درپی می آورد. سوال این است:

1- آیا قبول دارید که معنای کلام جنابعالی این است که نظر استراتژیک مسئولین کشور مشخص بوده است؟

2- حال وقتی که مسئولین رده اول کشور، استراتژی شان در جنگ آشکار بوده، به چه سبب سپاه از آن استراتژی تبیعیت نکرده است؟

3- آیا دوگانگی در استراتژی خود از عوامل ناکامی به حساب نمی آید؟

4- اگر مقرر باشد که با قضاوتی منطقی به این رویداد استراتژیک نگاه کنیم، کفه ی قضاوت به سمت سپاه سنگینی می کند یا به سمت مسئولین کشوری؟

5- در آخرین خط بند 5 مطالب تان فرموده اید: در عملیات کربلای 5 در سال 1365 مسئولان گفتند: «بروید با همین وضع موجود بجنگید و اگر نمی‌توانید، بروید به امام بگویید نمی‌توانیم بجنگیم!» جنابعالی به عنوان یک تئوریسین بزرگ نظامی که همه راویان قرارگاه خاتم به توانمندی تان اذعان دارند، بفرمایید که چرا ناتوانی خود را برای امام منتقل نکردیم؟

البته بنده کاملا از درخواست سپاه مطلع هستم. می دانم که سپاه برای پیشروی در شلمچه نیازمند تانک و هلی کوپتر بود. و میدانم که براورده کردن این نیاز، در داخل کشور بود و می دانم که امام با درخواست سپاه موافقت کرد. اما موافقت امام اجرایی نشد. حال به هرعلتی که نیاز سپاه تامین نشده بود، آیا سپاه نباید به امام گزارش می کرد که (حداقل به جهت عدم تامین نیازهایش) قادر به ادامه جنگ نیست؟

ب)حال جناب درودیان پاسخ سئوالات بنده چیست؟

فرموده‌اید: امیر شمخانی در یکی از جلسات قرارگاه خاتم‌الانبیاء(ص)، رویکردهای موجود درباره ادامه جنگ را به این شکل صورت‌بندی کرد که سه دیدگاه وجود دارد:

1- جنگ، جنگ تا پیروزی؛ شعار رزمندگان است.

2- جنگ، جنگ با یک پیروزی؛ استراتژی آقای هاشمی است.

3- جنگ، جنگ تا رفع فتنه از جهان؛ استراتژی امام است.

  آیا قبول دارید که امام «جنگ، جنگ تا رفع فتنه از جهان» را هیچ گاه سرلوحه جنگ ما قرار ندادند؟ بلکه مقصودشان این بود که در پاسخ مرحوم بازرگان استدلال کرده باشند «اگر قرآن مبنای نظرات شما (مهندس بازرگان) می باشد، بدانید که قرآن کریم اجازه جنگ تا رفع فتنه در جهان را هم مجاز دانسته است» لذا انتساب استراتژی «جنگ، جنگ تا رفع فتنه از جهان» قابل اثبات نیست. بلکه صرفاً برداشتی است از جانب امثال ما راویان و فرماندهان سپاه.


اشاره

   غافلگیری در برابر حمله عراق به ایران و نتایج آن شامل اشغال بیش از 20 هزار کیلومتر از مناطق و شهرهای مرزی کشور، به همراه تصور موجود از قدرت دفاعی ارتش و انتظار برای شکست و متوقف کردن دشمن متجاوز، موجب شکل گیری تحلیل هایی درباره مسئله غافلگیری و ارزیابی توانایی و عملکرد ارتش برای دفاع در برابر حمله عراق شده است که با گذشت بیش از سه دهه از آغاز جنگ، همچنین سقوط صدام و افزایش قدرت و اقتدار منطقه ای نیروهای مسلح، باید این مسائل مهم تاریخی را بر اساس اسناد و با استدلال مورد نقد، بررسی و بازبینی قرار داد.

   امیر گلفام در پاسخ به نقدی که درباره سخنان ایشان درباره غافلگیری در سایت منتشر شد، یادداشتی را ارسال کرده اند که در ادامه خواهد آمد. پیش از این نیز در سایت یادداشت؛ «نقد و بررسی علت ناتوانی ایران در بازدارندگی عراق از حمله و جلوگیری از اشغال» منتشر شد. بحث درباره مسائل اساسی جنگ ایران و عراق، فرصت کم نظیری است که باید استفاده از آن را، در دوره حیات فرماندهان جنگ مغتنم شمرد.

                           امیر ابراهیم گلفام

پاسخ امیر گلفام

    با سلام و تشکر از دقت نظر جنابعالی به مباحث دفاع مقدس و نقد مطالب عنوان شده از سوی اینجانب (در مورخ 94/7/1) مواردی قابل ذکر است. هرچند تمایل داشتم بطور مفصل مطالبی را ارائه کنم لیکن فکر کردم در فضای مجازی همین مقدار کفایت کند. ...


ادامه مطلب

اشاره:

  انتشار یادداشت «استراتژی اتمام جنگ با تصرف یک منطقه استراتژیک» در سایت، موجب واکنش سردار سرلشکر رشید از فرماندهان دفاع مقدس و نگارش یادداشت حاضر شد. سردار غلامعلی رشید در جنگ بعنوان فرمانده قرارگاه فتح و جانشین نیروی زمینی سپاه و معاون عملیات قرارگاه مرکزی خاتم الانبیاء(ص)، نقش بسیار اساسی در طراحی عملیات ها و فرماندهی جنگ داشت. گرچه ایشان هم اکنون در جایگاه جانشین رئیس ستادکل نیروهای مسلح، حضور دارند، اما شخصیت ایشان را باید بیشتر بدلیل برخورداری از آراء و اندیشه های راهبردی در حوزه جنگ و امنیت ملی مورد توجه قرار داد. آنچه ایشان در این یادداشت نگاشته است، بمثابه یک سند تاریخی باید مورد توجه و مطالعه قرار بگیرد.

                        سردار سرلشکر غلامعلی رشید

یادداشت سردار رشید:

   یاداشت کوتاه و مفید شما (درودیان)، حقیقتاً گنجایش و ظرفیت بسط تا رسیدن به یک مقاله علمی و ارزشمند را دارد. تمام مطلب شما را تأیید می کنم، اما نکات و ایراداتی به نظرم می رسد که در ادامه به آنها اشاره می کنم: ....


ادامه مطلب

محمد درودیان:

   هیات معارف جنگ در تاریخ 19 مهر 94 با دعوت از جناب سرهنگ سجادی و اینجانب، نشستی را بمنظور نقد و بررسی کتاب عملیات الله اکبر، نوشته مرحوم و مغفور جناب سرهنگ حسینی برگزار کرد. نشست یاد شده بیشتر بمنظور آغاز راه جدید برای نقد و بررسی آثار منتشر شده در ارتش، و مهمتر از آن  برای تجلیل از بنیان گذار تاریخ نویسی جنگ در ارتش جمهوری اسلامی برگزار شد. امیر سید ناصر حسینی جانشین پیشین نیروی زمینی ارتش و جانشین کنونی هیات معارف جنگ، سخنان ارزشمندی را در پایان نشست ارائه کردند که، بعنوان یاد داشت برای سایت ارسال شد. ضمنا پس از آماده شدن متن گزارش نشست نقد کتاب، برای انتشار آن در سایت هیات معارف جنگ اقدام خواهد شد.

************

                            سید ناصر حسینی

بسمه تعالی

برادر گرامی جناب آقای درودیان، عرایض دیروزم را در یادداشت کوتاهی خدمتتان ارسال کردم. انشاءالله گزارشی از جلسه نیز روی سایت هیئت معارف جنگ خواهم گذاشت.

تاریخ نگاری جنگ وارد دوره انتقالی (گذار) می شود. قریب 35 سال از اغاز جنگ ایران و عراق و 27 سال از پایان آن می گذرد. طبق آمارهای رسمی و غیر رسمی حدود 10000 عنوان کتاب در داخل و تعداد نامعلومی توسط نویسندگان خارجی در مورد جنگ ایران و عراق نوشته شده و بیشمار مقاله و سخنرانی و مصاحبه پیرامون این واقعه تاریخی منتشر شده است. با یک نگاه به نشریات و روایات دفاع مقدس در داخل کشور، آنها را می توان به دو دسته دولتی و مردمی تقسیم کرد. مردم جنگ را با نگاهی بیطرف و اجتماعی دیده اند و بیشتر روایت های فرهنگی، حماسی و هنری از جنگ داشته اند. اما روایت دولتی با وابستگی نهادی و عمدتاً با رویکرد علمی و نظامی انجام شده و ارتش و سپاه با وابستگی ها و یحتمل با تعصب سازمانی جنگ را روایت کرده و گاهی در جهت نفی نقش یکدیگر نیز تلاش کرده اند. امروز پس از گذشت 30 سال و رشد علمی و نظامی فرماندهان و از طرفی مطالبه نسل جوان مبنی بر توجیه علمی عملکرد ارتش و سپاه در دوران جنگ، ضرورت نگاه علمی و بدور از شور و شعار را طلب می کند.

علوم نظامی و نظامی گری نیز مثل سایر علوم دارای اصول، قواعد و نظریه هایی است که این علوم در مراکز اموزش، دانشکده ها و پژوهشگاههای نظامی مورد بحث و بررسی قرار گرفته و تبادل و تدریس می شود. دکترین و اندیشه نظامی نیز در کشور تدوین شده و مطابق با باورهای انقلابی و اسلامی می باشد. از سوی دیگر فرماندهان، امیران و سردارانی که امروز مدیریت عالی دفاعی کشور را بعهده دارند دانش آموخته همین دانشگاهها و مراکز آموزش در ارتش و سپاه هستند. به عبارتی علوم نظامی در کشور قاعدتاً باید واحد بوده و چه در ارتش و چه در سپاه نبایستی تفاوتی داشته باشد. بنابراین چنانچه با نگاهی عمیق تر و بدور از تعصبات نهادی به وقایع دوران جنگ بنگریم، نبایستی شاهد اختلافات اساسی تاریخ نگاری جنگ یا دفاع مقدس باشیم.

علم و دانایی خود دارای قدرتی است که انسانهای عاقل و منطقی تا زمانی که نظریه های علمی منسوخ نشده، همواره تسلیم آن بوده و اندیشه و عملکرد خود را منطبق بر مدل ها و روش های علمی انجام می دهند. در زمان جنگ به لحاظ شرایط و ضرورت ها اگر برخی رزمندگان از دانش نظامی کم بهره بودند، امروز بحمدالله این نقیصه رفع شده و به همین لحاظ است که کارشناسان و تحلیل گران نظامی ما امروز با نگاهی علمی و منطقی به جنگ می نگرند و دارای اشتراکات بسیار و زبان مشترک علمی هستند. بنابراین دلیلی ندارد که امروز نیز اختلافات گذشته را تکرار کنیم. همچنین روایت های دوگانه یا چندگانه را نیز می توان با مطالعه و تحقیق به صحت و سقم آن اطمینان پیدا کرد.

مطلب دیگری که قابل ذکر است اینکه امروز عطش فراوانی بین کارشناسان داخلی جنگ برای دانستن یا شنیدن نظریات موافق و مخالف وجود دارد. آنها تلاش می کنند تا از نظریات یکدیگر اگاه شوند. درعین حال احساس می شود که در یک دوره انتقالی برای نقل و یا تاریخ نگاری جنگ قرار داریم که عقلانیت بیش از هر زمان دیگر در آن دخیل است.

سید ناصر حسینی
21/مهر/94

اشاره

   انتشار یادداشت «میادین مین کجاست؟!»، بازتاب نسبتاً گسترده ای در رسانه ها و نزد اهالی تحقیق و پژوهش جنگ، داشت. آقای حمید داوودآبادی از نویسندگان نام آشنای دفاع مقدس، یادداشتی را در این زمینه با رویکرد انتقادی، تهیه و ارسال کرده است که در ادامه ملاحظه می فرمایید:

******************
سلام جناب آقای درودیان؛ نمی دانم بنده را بجا می آورید یا نه، ولی کافیست از استاد عزیز آقای علیرضا کمره ای درباره بنده بپرسید.

متن زیر گوشه ای از خاطرات و دیده های شخص بنده درباره عبور نیروها از میدان مین در عملیات بیت المقدس می باشد. فکر کنم اگر لطف کنید و به عنوان نوشته مهمان منتشر کنید، بد نباشد و ابهاماتی را حل کند!

                           حمید داوودآبادی

در یک بعد از ظهر داغ، قاسم محمدی، فرمانده‌ گردان 2 ثامن الائمه از تیپ 8 نجف اشرفف ، نیروها را جمع کرد و نقشه‌ای را نشان‌مان داد و گفت: وظیفه‌ی گردان ما اینه که از جاده‌ی خرمشهر و شلمچه، به طرف غرب، مستقیم بریم توی دل عراق. پنج کیلومتر که رفتیم و دشمن رو عقب زدیم، اون‌وقت می‌ریم به طرف چپ و تا اون‌جا که ممکنه، خودمون رو به نیروهای دیگه می‌رسونیم. توی این عملیات، ما هیچ نیروی پشتیبانی نداریم. ما پیشمرگ یگان‌های دیگه هستیم. ما باید همه‌ی حواس دشمن رو به اون نقطه جلب کنیم. معلوم هم نیست که هیچ‌کدوم از ما برگرده. چهار طرف ما، نیروهای دشمن قرار می‌گیرند؛ حتی پشت سر ما. از نیروی کمکی و مهمات و تدارکات و چیزهای دیگه هم خبری نیست. حتی آمبولانس برای بردن مجروح‌ها نمی‌تونه بیاد جلو. حالا دیگه حساب کار رو بکنید. من این مأموریت رو داوطلبانه از تیپ قبول کرده‌ام، چون شماها رو خوب شناخته‌ام و با روحیه‌ی همه‌تون آشنا شده‌ام و می‌دونم براتون هیچ مسئله‌ای نیست.


ادامه مطلب

اشاره:

آقای اصغر معرفت جو که از راویان جنگ است و شیوه ای متفاوت و نگاهی نقادانه به موضوعات آن دارد، یادداشتی را در نقد یادداشت «میادین مین کجاست؟!» ارسال کرده است که برای اینجانب بسیار ارزشمند و مغتنم است. نوشته ایشان در ادامه درج می شود:

*******************

                              اصغر معرفت جو

باسلام و عرض ادب؛ ظاهراً جنابعالی علیرغم وجود اسناد و مدارکی که ارائه دادم و دادند، قصد تقبل و تحمل یکی از نقاط ضعف و یا ویژگی آن ایام را ندارید. در آخر نیز حصول پیروزی ها و شکست دشمن را مطرح می کنید که پاسخ آن حتی به زعم شما، رافع موضوع میادین مین نخواهد بود.


ادامه مطلب