m-doroodian|محمد درودیان

نویسنده و پژوهشگر جنگ ایران و عراق

محمد درودیان: جناب آقای عباس نژاد را برای نخستین بار در دفتر کار جناب اقای کمری ملاقات و با سوابق کاری ایشان آشنا شدم.اهمیت شناخت منابع تاریخی، در شناخت تاریخ، موجب تقاضای اینجانب و اجابت ایشان برای تهیه و ارسال متن حاضر شد.

سابقه:
از زمستان 1386 برای سایت‌های خبری گزارش‌هایی درباره کتاب‌های دفاع مقدس تهیه می‌کردم. اکنون تعداد این مطالب به حد قابل توجهی رسیده است. ویژگی‌های این گزارش‌ها، در نگاه اولیه، آن است که همگی با عبارت «کتاب‌شناسی ...» شروع می‌شوند. پس از کلمه «کتاب‌شناسی» موضوع مورد نظر قرار می‌گیرد. این موضوعات، اشخاص معروف، واقعه‌ای برجسته‌ یا مناسبتی خاص دارند.

                            امیرمحمد عباس نژاد

این نوع گزارش با شرح سابقه موضوع یا معرفی شخصیت آغاز می‌شود و سپس فهرست آثار مرتبط با آن، ذیل اطلاعات کتاب‌شناختی (عنوان، پدیدآورنده، ناشر و سال نشر) می‌آید و با آنکه یکی از روش‌های ارائه فهرست در کتابشناسی‌ها، الفبایی کردن بر مبنای عنوان است؛ اما تشخیص من آن بوده است که به سبب نیاز مراجعان به اطلاعات روزآمد و منابع تازه، ارائه فهرست بر اساس سال انتشار و از قدیم به جدید باشد.

حوزه موضوعی مورد نظر من در ارائه این اطلاعات کتابشناختی «دفاع مقدس» و گاهی انقلاب اسلامی بوده است، با وجود این سایر همکاران مطبوعاتی و رسانه‌ای با استفاده از این قالب، به دیگر موضوعات فرهنگی توجه کرده‌اند ...


ادامه مطلب

                           یحیی نیازی

اشاره:

1- اظهارات متناقض تاریخی، مبنی بر ادعای ارائه «طرح بسیج ملی» به امام از سوی سرهنگ شریف النسب، در مصاحبه با روزنامه ایران در تاریخ 4 آذرماه 94، موجب نقد آن در سایت شد.

2- با وجود پرسش هایی که در سایت طرح شد، ایشان پاسخ را برای روزنامه ایران (17 دی 94) ارسال کرده و مایل بودند همان پاسخ‌ها، در سایت نیز منتشر شود که بدلیل انتشار در روزنامه، از این اقدام خودداری و تقاضا شد متن مناسبی را تهیه و ارسال نمایند که در صورت ارسال منتشر خواهد شد.

3- با وجود اینکه سرهنگ شریف النسب در متن اخیر، توضیحاتی را ارائه کرده اند، بیانات امام درباره تشکیل بسیج، در تاریخ شهریور سال 1358 نشان می دهد که اظهارات سرهنگ شریف النسب مبنی بر ارائه ایده «بسیج ملی» و رونمایی آن از سوی امام، با واقعیات تاریخی همخوانی ندارد.


4- امام موضوع تشکیل بسیج را با تاکید بر «بسیج مستضعفین» و نه «بسیج ملی»، در شهریور سال 1358 به خودشان ارجاع داده و می‌گویند: «من یک پیشنهادی در چند روز پیش از این کردم که اگر این پیشنهاد را عمل بکنند، این اسباب این می شود که روابط انشاء الله کم کم پیدا بشود و ایجاد یک حزب مستضعفین، تمام مستضعفین دنیا اعم از مسلم و غیرمسلم، این دولت های غیراسلامی که به مردم ظلم می کنند، ملت اینطور نیستند، ملت مثلاً آمریکا، ملت فرانسه آنهایی که ظلمی نمی خواهند بکنند، آن که ظلم می کند، آن که خلاف می کند، دولت ها هستند، آنها هم مستضعفین‌شان گرفتار مستکبرین هستند و اگر یک حزبی در عالم پیدا بشود، یک حزب عالمی، حزب مستضعفین که همان حزب الله است، اینهمه مشکل رفع بشود، با رفع این دو اشکال، تمام مشکلات مسلمین رفع می شود، هیچ قدرتی با این قدرت ها نمی تواند مقابله بکند.» (صحیفه نور- جلد 8- ص 278-3/6/1358)

5- جناب شریف النسب باید برای ادعای تاریخی خود سند ارائه نماید. همچنین به این پرسش پاسخ دهد که: با فرض اینکه چنین ظرفیتی در ارتش برای طراحی بسیج ملی وجود داشته، چرا با توجه به پیش بینی وقوع جنگ از سوی ارتش، هیچ اقدامی برای فراخوانی نیروهای احتیاط، قبل از حمله عراق صورت نگرفت، تا توان دفاعی کشور افزایش و از اشغال سرزمین ایران جلوگیری شود؟

6- آقای یحیی نیازی در یادداشتی که برای انتشار در سایت ارسال کرده است، به برخی از ابعاد چگونگی تشکیل بسیج اشاره می‌کند که در ادامه از نظر خواهد گذشت. پیش از این نیز در سایت درباره کارکرد بسیج در اندیشه امام خمینی یادداشتی منتشر شده است ...


ادامه مطلب

                           امیر سرتیپ گلفام

اشاره:

آنچه تا کنون درباره غافلگیری در سایت منتشر شده است، بیشتر نوعی استدلال، با استفاده از داده های تاریخی است که پیرامون چند موضوع از جمله: مفهوم غافلگیری و بازدارندگی، عملکرد ارتش دربرابر حمله عراق، پیامدها و نتایح حمله به ایران و شکست ارتش عراق مطرح شده است. چنانکه روشن است؛ برخی از وجوهات مسئله غافلگیری، با نظر به واقعیات تاریخی و ضرورتهای آینده، همچنان نیاز به بررسی دارد. امیدواریم با کمک دوستان و با اجتناب از تکرار مباحث، ابعاد مسئله غافلگیری روشن شود. امیر گلفام چنانکه در عنوان این یادداشت ذکر شده است، به پرسش های خانم دکتر شهرکی پاسخ داده است.


ادامه مطلب

اشاره:

1- مباحثی که درباره غافلگیری در برابر حمله عراق مطرح شد، موجب طرح چند پرسش از سوی دکتر جوان شهرکی در نقد یادداشت امیر گلفام شد، مبنی بر اینکه: آیا این تحلیل منسجم از وضعیت نیروها در زمان وقوع جنگ هم وجود داشت؟ تا چه حد می توان آن را تحلیل نهاد ارتش دانست؟ آیا فرماندهان نیروی زمینی هم آن را تایید می کنند؟ و آیا اسنادی دال بر اعلام علنی این تحلیل از شرایط در آن زمان موجود است؟ آیا تحلیل ارتش از مبانی قدرت و میزان بازدارندگی خود در حال حاضر تغییر کرده است؟ این تغییر از چه زمانی رخ داده؟ دکترین فعلی این نهاد برای حفظ امنیت کشور چیست و چه درس هایی از آنچه در آغاز جنگ رخ داد، آموخته شده است؟

                              سید ناصر حسینی

2- امیر سید ناصر حسینی جانشین محترم هیات معارف جنگ شهید صیاد شیرازی، در یادداشت اخیر خود و در پاسخ به پرسش های دکتر شهرکی، با انتشار بخشی از «طرح ابوذر» آمادگی ارتش را برای دفاع مورد تاکید قرار داده است ...


ادامه مطلب

اشاره:

   یادداشت درباره «اگرها در تاریخ»، با این هدف نگارش و منتشر شد که روشن شود «اگرها» نوعی بازی ذهنی و درباره «امکان ها» در تاریخ و با انتقاد از آنچه روی داده است، هستند. حال آنکه تاریخ امر متعیّن شده در زمان و مکان است. استاد علیرضا کمری با رویکرد ادبی- فلسفی به موضوع «اگرها» پرداخته است که فهم آن نیازمند تأمل و مطالعه چند باره متن است. این نوع مباحث گرچه به دلیل مشخصه های آن و مهمتر از آن؛ شیوه تفکر کنونی که بیشتر بدنبال «وضوح و شسته و رفته گی» با اجتناب از «مسئله محوری و دغدغه مندی» است، کمتر مورد اعتناء قرار می گیرد، اما طرح و پیگیری آن، موجب گشایش در افق های مباحث تاریخی و فراروی از «نگرش واقعه محوری» به تاریخ خواهد شد.

                        استاد علیرضا کمری

 سایت‌نوشتِ تاریخ‌اندیشِ جنگ/ دفاع مقدس، آقای محمد درودیان، با عنوان «سر به سر تاریخ، اگر می‌شد و یا نمی‌شد، چه می‌شد؟!» به تاریخ 26 آذرماه 1394، حاوی نکته‌هایِ ظریف و باریکی در تاریخ‌اندیشی است. مسئله‌ی اصلی یادنوشت مذکور، با نظرداشتِ غیرآشکار به رخدادهایِ دوران جنگ/ دفاع مقدس، معطوف این پرسشِ مُقدّر/ مُخیَّل طرح شده است که «اگر فلان واقعه رخ نمی‌داد، یا به شکل دیگری واقع می‌شد، چه می‌شد؟». آنچه اینک زین پس خواهد آمد درنگانه‌ای است بر یادداشت نویسنده با تمرکز بر معنا و مفهوم «اگر» در تاریخ ...


ادامه مطلب

اشاره:

نقد روش استدلال امیر گلفام درباره چگونگی  هوشیاری ارتش در برابر حمله سراسری عراق در 31 شهریور سال 1359،موجب پاسخ ایشان و اظهار نظر نسبتاً گسترده در سایت شد. خانم دکتر جوان شهرکی استاد دانشگاه طی یادداشتی که بیشتر ناظر بر کل بحث و همچنین نظراتی است که در این زمینه در سایت طرح شد، دو پرسش اساسی را طرح کرده است که امیدوارم امیر گلفام و دوستان در هیئت معارف جنگ شهید صیاد شیرازی، برای بررسی و پاسخ به آنها، بمنظور انتشار در سایت اقدام نمایند.

                             مریم جوان شهرکی

   نقد و بررسی کارامدی و توانمندی نیروهای نظامی در هر دولت - ملتی در حکم بحث از حیات و امنیت آن چارچوبه ی ملی ست. از این رو شایبه ی آمیختگی این مباحث و دغدغه ها به مسایل سیاسی و ایدئولوژیک نه تنها امکان تفکر و نقد کارشناسی را از محقق این حوزه سلب می کند؛ بلکه اصلی ترین نهادهای دفاعی کشور را نیز از آسیب شناسی عملکرد گذشته خود محروم ساخته و آنها را در معرض فرسودگی و آسیب مداوم قرار می دهد. بی دلیل نیست که پیش روترین روش ها ی برنامه ریزی و ارزیابی نظیر آینده نگاری و سناریو نویسی در کشورهایی مانند آمریکا ابتدا در حوزه های دفاعی- امنیتی طرح و استفاده می شوند و سپس به سایر حوزه های مدیریتی آن کشور سرریز می شوند ...


ادامه مطلب

اشاره:

صدور قطعنامه 598، هرچند بعنوان اقدام شورای امنیت سازمان ملل، در فرآیند جنگ ایران و عراق اهمیت داشت، ولی آنچه این قطعنامه را تاریخی کرد و با تحولات سیاسی- نظامی جنگ و سپس مسائل داخلی ایران در پیوند قرار داده است، نقش و تاثیر آن در پایان دادن به جنگ است. پیش از این درباره اهمیت قطعنامه و برخی وجوه آن، مطالبی در سایت منتشر شد. رویکرد آقای شیرعلی‌نیا، به دلیل توجه به تحولات سیاسی- اجتماعی و توافق هسته ای، وجوه متمایزی دارد که قابل توجه است.

                           جعفر شیر علی نیا

  پذیرش قطعنامه، ماهیت آرمان گرایی در جمهوری اسلامی را تغییر داد. آرمان گرایی تا پیش از پذیرش قطعنامه 598، تنها یک شعار برای رسیدن به مقاصد سیاسی نبود. هرچند برخی گروه­ های سیاسی از ماهیت شعاری آن برای رسیدن به مقاصد سیاسی­ خود استفاده می­ کردند، اما بخش قابل توجهی در جبهه­ های جنگ، در جهت آرمان گرایی­شان به عمل و نه شعار روی آورده بودند ...


ادامه مطلب