m-doroodian|محمد درودیان

نویسنده و پژوهشگر جنگ ایران و عراق

عملیات کربلای پنج؛

مشخصه های تاکتیکی- تأثیرات راهبردی

    با گذشت 27 سال از زمان اجرای عملیات کربلای پنج در منطقه شرق بصره، چگونه باید درباره این عملیات سخن گفت؟ هم اکنون شیوه تفکر و پژوهش درباره جنگ ایران و عراق، بیشتر ناظر بر توجه به رویدادهای سیاسی و عملیاتی است، حال آنکه با گذشت زمان، امکان تفکر و فهم جدید در باره رخدادها و تحولات جنگ فراهم شده و باید بیش از گذشته مورد اهتمام قرار گیرد. با این توضیح، پرسش اساسی بحث این است که؛ "عملیات کربلای پنج از چه مشخصه هایی برخوردار بود؟ چه تأثیری بر روند تحولات راهبردی جنگ داشت؟" در این بررسی «مشخصه ها» بمعنای عوامل موثر بر پیروزی نظامی است. هم چنین «تحولات راهبردی»، بمعنای تأثیر پیروزی نظامی بر بهبود شرایط و موقعیت ایران، برای پیشبرد اهداف سیاسی است.

 تجزیه و تحلیل

1- "شرایط سیاسی" جنگ در آستانه عملیات کربلای پنج، تحت تاثیر پیروزی در فاو و شکست در عملیات کربلای چهار قرار داشت. ملاحظه یاد شده بیانگر این معنا بود که دستاوردهای پیروزی سیاسی- نظامی و تغییر در موازنه نظامی به سود ایران پس از فتح فاو، بر اثر شکست در عملیات کربلای چهار، به مخاطره افتاده است.

2- از نظر "تاکتیکی"، طراحی عملیات کربلای پنج، با انتخاب منطقه شرق بصره، بمعنای بازگشت به تجربه تاکتیکی عملیات رمضان بود. حال آنکه پیش از این طراحی عملیات کربلای چهار، در امتداد تجربه عملیات فاو انجام شد و شکست خورده بود.

3- شرایط سیاسی حاکم بر جنگ، در حالیکه انجام هرگونه اقدام عملیاتی را به کسب پیروزی نظامی مشروط کرده بود، ولی بن بست تاکتیکی و غافلگیری دشمن، از چالشهای اساسی برای طراحی عملیات بود. بااین توضیح بدون خلاقیت تاکتیکی، غلبه بر استحکامات دشمن امکان پذیر نبود. تجربه پیروزی لشکر 19 و تیپ حضرت ابوالفضل(ع) در عملیات کربلای چهار، نقطه ثقل طراحی عملیات کربلای پنج بود که از سوی فرماندهی سپاه، مورد توجه و تأکید قرار گرفت.

4- دشمن پس از شکست در عملیات فاو ، در انتظار فرصت مناسب برای بازپس گیری آن و تغییر در موازنه جنگ بود. پس از شکست در عملیات کربلای چهار، شواهد و قرائن بیانگر آمادگی دشمن برای حمله به فاو بود. در چنین شرایطی تصمیم گیری برای انجام عملیات با تضمین پیروزی، با تردید و دشواریهای بسیار زیادی همراه بود که سرانجام از سوی آقایان هاشمی و محسن رضایی، اتخاذ شد.

5- غافلگیری تاکتیکی دشمن در عملیات کربلای چهار، به قوای خودی فرصت پیشروی در استحکامات دشمن را داد تا پیروزی در عملیات کربلای پنج، علاوه بر دستاوردهای سیاسی، از سوی ناظران و تحلیگران، بمعنای برتری نظامی ایران بر عراق ارزیابی شود.

6- عبور قوای نظامی ایران از استحکامات دشمن و پیشروی به سمت بصره، قدرت دفاعی عراق را در میان حامیان این کشور، مورد تردید قرار داد. به موازات این تحول نظامی، از سرگیری جنگ نفتکشها در خلیج فارس، بمنزله گسترش دامنه جنگ بود. ملاحظات یاد شده نقش موثری در تصمیم گیری حامیان عراق برای خاتمه دادن به جنگ داشت و در قطعنامه 598 برای نخستین بار، بخش مهمی از خواسته های ایران مورد توجه قرار گرفت.

نتیجه گیری

1- عملیات کربلای پنج پس از پیروزی در فاو و شکست در عملیات کربلای چهار، نقش سرنوشت سازی در تغییر روند جنگ بسود ایران داشت، و در نتیجه موقعیت سیاسی ج.ا.ایران را بهبود و ارتقاء بخشید.

2- برتری های تاکتیکی در عملیات کربلای پنج و دستاوردهای سیاسی- نظامی آن نشان داد ؛ مسئله اصلی برای کسب پیروزی نظامی بر دشمن، برخورداری از امکانات و پشتیبانی لازم بود که، بصورت کامل فراهم نشده بود.

3- پیروزیهای عملیاتی در جنگ، گرچه دستاوردهای سیاسی محدودی را بهمراه داشت، ولی بدون شکست نظامی دشمن، پیروزی قطعی قابل دستیابی نبود.

4- پیروزی نظامی در جنگ تعاقبی و تهاجمی در خاک دشمن، به امکانات بیشتری نسبت به جنگ دفاعی- آزادسازی در  داخل مرزهای کشور نیاز داشت. در واقع جنگ طولانی در خاک دشمن، نیازمند ساختار، آموزش و امکانات مناسبی است که کشورهای انقلابی، به دلیل اهتمام به اولویتهای برآمده از انقلاب، کمتر برای تأمین آن تلاش می کنند.


مقاومت در خرمشهر هم اکنون به نماد مقاومت در جنگ تبدیل شده است. با این توضیح، این پرسش وجود دارد که؛ اهمیت مقاومت در خرمشهر چیست و چه نتایجی داشته است؟

تجزیه و تحلیل

1- تصرف خرمشهر- آبادان از اهداف اولیه عراق بود. با این تفاوت که به گفته یکی از فرماندهان دشمن که بعدها به اسارت درآمد، ارتش عراق تصور می‌کرد با اجرای آتش بر روی شهر، مردم شهر را تخلیه خواهند کرد و با پیش‌روی یک گردان از نیروهای ارتش عراق ، شهر تصرف خواهد شد.

2- مقاومت در خرمشهر بمدت 44روز (20شهریور تا 4 آبان 1359) به طول انجامید و دشمن بیش از یک لشکر از نیروهای خود را به صورت تدریجی وارد خرمشهر کرد تا موفق به اشغال بخش غربی شهر شد.

3- مقاومت در خرمشهر موجب تأخیر در پیش‌روی دشمن به سمت آبادان شد. با این توضیح، مقاومت در خرمشهر موجب ایجاد فرصت برای شکل‌گیری مقاومت در آبادان و در نتیجه حفظ آبادان شد.

4- مقاومت در خرمشهر- آبادان، مانع از تحقق یکی از اهداف سه‌گانه عراق، مبنی بر لغو قرارداد 1975 الجزایر از طریق تسلط بر شمال رودخانه اروند شد.

5- مقاومت در خرمشهر موجب اهمیت تصرف شهر برای دشمن و اعلام جشن پیروزی از سوی عراقی‌ها شد. در حالیکه از پاسگاه مرزی شلمچه تا کشتارگاه کمتر از 15کیلومتر است و برای نیروی مکانیزه- زرهی تنها با یک خیز شهر قابل تصرف بود واز آنسوی اروند با اجرای هر نوع آتش مستقیم- منحنی، شهر آسیب‌پذیر بود.

6- مقاومت مردمی در جنگ، بویژه در خرمشهر به سازمان‌های نظامی و مسئولین سیاسی کشور زمان کافی و اعتماد به نفس داد تا از طریق سازماندهی قدرت دفاعی، علاوه بر ناکام گذاشتن دشمن در تحقق اهداف، زمینه آزادسازی مناطق اشغالی را فراهم نمایند.

نتیجه گیری

1- مقاومت در خرمشهر، جایگاه و نقش تاریخی- نظامی مقاومت در برابر دشمن را به نمایش گذاشت، در حالیکه مناقشات سیاسی در کشور، مانع از ایجاد قدرت بازدارندگی در برابر حمله دشمن و شکست متجاوز در نقطه صفر مرزی می‌شد.

2- سامان‌دهی قدرت دفاعی کشور، مهمترین مسئله آینده کشور در برابر تهدید و خطر جنگ مجدد است. مقاومت در خرمشهر امکان‌پذیری ایجاد قدرت دفاعی متکی بر مردم را اثبات کرد، حال آنکه امروز مناقشه درباره نقش سازمان‌های نظامی، مانع از شناخت عمیق و بهره‌برداری از دست‌آوردهای مقاومت مردمی شده است.


  • کل صفحات:4  
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  •   

همه پیوندها