محمد درودیان

نویسنده و پژوهشگر جنگ ایران و عراق

اشاره:

نشست «واکاوی عملیات رمضان؛ دلایل و چرایی عبور از مرز» در تاریخ 10 تیرماه 1399 در مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس برگزار شد. در این نشست مباحثی مطرح کردم که در سه بخش برای بهره مندی مخاطبان منتشر می شود. بخش سوم و پایانی در ادامه خواهد آمد.


ادامه مطلب

اشاره:

بخش دوم از مباحث نشست «واکاوی عملیات رمضان؛ دلایل و چرایی عبور از مرز» که در تاریخ 10 تیرماه 1399 در مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس برگزار شد، برای بهره مندی مخاطبان در ادامه تقدیم می شود.


ادامه مطلب

اشاره:

نشست «واکاوی عملیات رمضان؛ دلایل و چرایی عبور از مرز» در تاریخ 10 تیرماه 1399 در مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس برگزار شد. در این نشست مباحثی مطرح کردم که در سه بخش برای بهره مندی مخاطبان منتشر می شود. بخش اول در ادامه از نظر خواهد گذشت.


ادامه مطلب

نسبتِ میان عملیات کربلای چهار با کربلای پنج در سال 1365 را باید در بررسی علت شکست در کربلای چهار و چگونگی تبدیل شکست به پیروزی در عملیات کربلای پنج تعریف کرد. عملیات کربلای چهار با فرض غافلگیری آغاز شد، چنانکه سایر عملیاتها با همین فرض آغاز می شد. اما واکنش دشمن نشان دهنده هوشیاری دشمن بود لذا نحوه مواجهه دشمن با پیشروی نیروها در همان ساعات اولیه موجب طرح این نظر از سوی فرمانده وقت سپاه مبنی بر لو رفتن عملیات از رده بکلی سری شد. در واکنش به این ادراک از هوشیاری دشمن روند تحولات با تصمیم گیری فرمانده وقت سپاه تغییر کرد و شکت در کربلای چهار بعنوان «عملیات سرنوشت ساز» به پیروزی در عملیات کربلای پنج تبدیل شد. بنابراین علت شکست عملیات را باید در علت هوشیاری دشمن و دسترسی به اطلاعات جستجو کرد. اما علت تبدیل شکست به پیروزی چند موضوع بود که به آن اشاره خواهم کرد:

1- شهامت و درایت فرماندهان سپاه در ارزیابی صحنه عملیات و ضرورت توقف آن که قبل از روشن شدن هوا این تصمیم گیری شجاعانه برای جلوگیری از افزایش تلفات، از سوی فرمانده سپاه اتخاذ شد.

2- انتخاب زمین مناسب برای عملیات و تعیین تاکتیک عملیاتی، همچنین تأکید بر زمان برای انجام عملیات، با تلاش آقامحسن صورت گرفت.

 اینجانب بعنوان راوی این عملیات بر صدق این نوشتار، خدا و خون شهدا را گواه می گیرم. این در حالی بود که بر اساس مشاهداتم و اسناد موجود که برخی منتشر شده است، مرحوم آیت الله هاشمی با همه جسارت و شهامتی که در پیشبرد امور انقلاب و کشور داشت، به نظرم قادر به تصمیم‌گیری در عملیات کربلای پنج نبود و سرانجام این تصمیم گیری از سوی آقامحسن اتخاذ شد. حداقل بیش از 30 نفر از فرماندهان و مسئولین که در آن جلسه سرنوشت ساز حضور داشتند و بعدها گزارش آن تحت عنوان «تصمیم گیری در عملیات کربلای پنج» در فصلنامه مطالعات جنگ منتشر شد، قابل مشاهده است.

آقامحسن با تجزیه و تحلیل عملیات کربلای چهار به این نتیجه رسید که موفقیت لشکر 19 فجر و تیپ 57 حضرت ابوالفضل(ع) در محور شلمچه به دلیل پیشروی برخلاف آرایش و استحکامات دشمن است. براساس این تحلیل، برای اقناع سازی فرماندهان درباره تاکتیک عملیات از عبارت «سُر خوردن» در پشت مواضع دشمن استفاده و نهایتاً نتیجه این تدبیر و تلاش برای آماده سازی عملیات، موجب تبدیل شکست به پیروزی شد.


انتشار توئیت سردار محسن رضایی فرمانده وقت سپاه و واکنش نسبت به آن، برای چند روز فضای رسانه ای کشور را چنان تحت تأثیر قرار داد که گویا آنچه در 33 سال قبل واقع شده است، مسئله جاری کشور بوده و در چند روز اخیر رخداده است. ملاحظه یاد شده به معنای تأثیر نظامی عملیات کربلای چهار نیست که تاریخی شده است، بلکه ابعاد سیاسی و اجتماعی آن موجب چنین واکنشی شده است. مهمترین پرسشی که در بررسی کنش و واکنش‌ها می‌تواند بعنوان یک رویکرد مورد توجه قرار بگیرد، این است که؛ آیا واکنش‌ها بدلیل اهتمام به روشن شدن یک حقیقت تاریخی بود یا از انگیزه‌های سیاسی تأثیر گرفته است؟

یادداشت حاضر را با این فرض نوشته ام که؛ هیچ امری در تاریخ بدون نسبت با سیاست بمعنای مُوسّع آن قابل دوام و تأثیرگذاری نیست، بنابراین حتی توئیت «آقامحسن» نیز نمی تواند صرفا تاریخی باشد. در نتیجه واکنش ها صرفاً به دلیل اهتمام به روشن شدن یک حقیقت تاریخی نبود، بلکه ماهیتاً یک واکنش سیاسی در بازبینی یک واقعه تاریخی بود. با این توضیح، آنچه در فضای رسانه ای و عمومی رخ داد، چه بود؟ یک امر تاریخی با توضیحات آقامحسن و سردار سلیمانی در یک برنامه زنده تلویزیونی، اصلاح شد. به این معنا که عملیات کربلای چهار یک عملیات اصلی بود، ولی شکست خورد. این موضوع بیش از این در آثار سپاه بیان شده بود و روشن شدن آن به این همه هیاهو نیازی نداشت. آقامحسن هم پذیرفت که باید در توئیتِ این موضوع پیچیده و بکارگیری کلمات، دقت می کرد تا موجب برداشت اشتباه نشود.

اما در این میان ضمن روشن شدن یک حقیقت تاریخی، یک حقیقت دیگر نادیده گرفته شد و این مهمترین نتیجه رویکرد سیاسی به واقعیات و حقایق تاریخی است. نقش و جایگاه آقامحسن بعنوان فرمانده سپاه در زمان جنگ و عملکرد بی بدیل و نبوغ‌آمیز ایشان در تبدیل یک شکست نظامی در کربلای چهار به یک پیروزی در کربلای پنج، نادیده گرفته شد و بعبارتی قربانی شد که در یادداشت جداگانه ای به مناسبت پیروزی در عملیات کربلای پنج، درباره آن توضیح خواهم داد.

به نظرم پیدایش مسئله یاد شده بیش از اینکه حاصل توئیت آقامحسن باشد، متأثر از واکنش‌ها در برابر آن است که ماهیت آن سیاسی است و به همین دلیل با رویکرد سیاسی حتی اگر یک حقیقت تاریخی روشن شود، حقایق دیگری قربانی و نادیده گرفته خواهد شد. در این میان نقش آقامحسن در جنگ و زحمات ایشان بعنوان فرمانده فرزندان این سرزمین تا روزی که ایشان در قید حیات است، به دلیل ملاحظات و منازعات سیاسی، همچنان پنهان خواهد ماند.

با فرض اینکه ابعاد سیاسی و اجتماعی جنگ در فضای مناقشه آمیز سیاسی در کشور همچنان قابلیت تکرار چنین فضایی را درباره موضوعات و مسائل جنگ، به مناسبت های مختلف خواهد داشت، آیا برای روشن شدن واقعیات تاریخی راه حل دیگری جز راهی که درباره عملیات کربلای چهار طی شد، وجود ندارد؟ اگر پاسخ منفی باشد، «علت» آن مورد پرسش است و اگر پاسخ مثبت باشد، «روش» آن موضوع بررسی است.


اشاره:

   در بخش دوم این یادداشت، تحول در تاریخ نگاری جنگ با تأکید بر «تحول رویکردی- روشی و ساختاری» مورد اشاره قرار گرفت. در این بخش، «آسیب شناسی» تحول یاد شده بررسی خواهد شد.


ادامه مطلب
  • کل صفحات:5  
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  •   

همه پیوندها
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic