m-doroodian|محمد درودیان

نویسنده و پژوهشگر جنگ ایران و عراق

اشاره

نقد یادداشت های جعفر شیرعلی نیادر دی‌ماه 1396، مطلبی نوشتم درباره‌ی «نقد جهت‌گیری کلی یادداشت‌های آقای جعفر شیرعلی‌نیا درباره جنگ ایران و عراق در کانال تلگرامی‌شان». ولی چون آن مطلب بارگذاری نشد، از انتشارش در سایت نیز خودداری کردم، ضمن اینکه با تعطیل‌شدن کانال تلگرامی ایشان، تلقی‌ام این بود که دیگر مطلب بنده، موضوعیت خود را از دست داده باشد- گرچه همچنان به‌دنبال فرصت مناسب برای طرح آن بودم. بنابراین، پس از اطلاع به از سرگیری فعالیت‌های ایشان در کانال تلگرامی‌شان، آنچه را پیش از این نوشته بودم، بدون هیچگونه اصلاحاتی در سایت گذاشتم.

ادامه مطلب


مستند بی بی سی فارسی با عنوان «جام زهر؛ فرصت‌های از دست رفته ایران در جنگ»، با تبلیغات نسبتاً گسترده ای که برای پخش آن صورت گرفت، این انتظار را ایجاد کرده بود که مستند یاد شده، مخاطبان را با اطلاعات و یا صورت‌بندی جدیدی از مسئله پایان جنگ و نقد و بررسی فرصت‌های از دست رفته آشنا خواهد کرد، اما برخلاف انتظار، هیچگونه اطلاعات جدیدی فراتر از آنچه در ایران منتشر شده و برای ساخت این مستند محل رجوع قرار گرفته و در تیتراژ پایانی نیز به آن اشاره شده، وجود ندارد و صرفاً به استدلال درباره وضعیت‌های مختلف برای پایان دادن به جنگ بسنده شده است. در واقع آقای حسین باستانی هیچگونه تلاش مستقل و هدفمندی را برای پاسخ‌گویی به مسئله پایان جنگ و نقد و بررسی فرصت‌های از دست رفته انجام نداده و در چارچوب داده‌های موجود در آثار منتشر شده و یا گفتارهای مکتوب یا تصویری، روند ادمه جنگ پس از فتح خرمشهر تا پذیرش قطعنامه 598 را در چارچوب برخی اهداف سیاسی صورت‌بندی کرده است.


ادامه مطلب

جنگ به معنای یک واقعیّت سیاسی- نظامی، در زمان و مکان واقع شده و به اعتبار زمان، تاریخی شده است. تاریخ نگاری واقعه تاریخی با رجوع به اسناد و با استفاده از روش های مختلف، ناظر بر نوعی نگرش تاریخی در برداشت و تفسیر واقعه جنگ ایران و عراق است. متون یاد شده بمعنای معرفت درجه اول است، زیرا به دنبال شناخت وقایع تاریخی با رجوع به اسناد و یا بیان جزئیات وقایع به روش شفاهی است.

با گذشت زمان، این پرسش وجود دارد که؛ در متون تاریخ نگاری جنگ، چه روایتی از وقایع با چه روشی بیان شده است؟ پاسخ به این پرسش، بمعنای نقد و بررسی متون تاریخ نگاری جنگ ایران و عراق، معرفت درجه دوم محسوب می شود. به عبارت دیگر؛ معرفت شناسی درباره معرفت شناسی تاریخی است. استفاده از این روش به دلیل اشراف و آگاهی از تفکرات و روش های موجود در بررسی وقایع تاریخی، به دلیل رویکرد انتقادی، زمینه‌های بازبینی در رویکرد و روش های تاریخ نگاری را فراهم می کند.


نقش قطعنامه 598 در پایان دادن به جنگ ایران و عراق و برقراری آتش بس، ناظر بر اهمیت این واقعه سیاسی و تاریخی، به اعتبار کارکرد و تاثیر ابزار سیاسی، در کنار ابزار نظامی و یا جایگزین آن، برای برون رفت از شرایط مخاطره آمیز  سیاسی و نظامی در جنگ با عراق و استفاده از این تجربه تاریخی در برابر بحرانهای مشابه در آینده است. هم اکنون در سالگرد پذیرش قطعنامه 598، مباحث مختلفی را می‌توان در این زمینه مورد بررسی قرار داد:


ادامه مطلب

روایت تاریخی از وقایع تاریخی، یک روایت خطی است که چگونگی وقوع رخدادها را در بستر زمان توصیف می‌کند و گاهی منجر به تحلیل و صورت‌بندی کلی زمانی- موضوعی هم می‌شود. این نوع روایت‌ها حاصل تفکر تاریخی و پسینی است. به این معنا که منطق روایت تاریخی از طریق جستجوی روابط پدیده‌ها در زمان وقوع، کشف و بیان نمی‌شود، بلکه پس از آشکار شدن نتایج وقایع تاریخی، روایت تاریخی بر واقعیّات تحمیل می‌شود. به همین دلیل روایت‌های خطی تا اندازه ای خالی از التهاب و تعلیق زمانی و بی‌آینده‌گی‌های لحظه های تصمیم گیری و اقدام در زمان وقوع است. مانند لحظه تصمیم گیری و اعلام فرمان برای آغاز عملیات که با نگرانی نسبت به نتایج صورت می گیرد.

اینکه در بررسی تاریخی- خطی، فرازهای اصلی و سرنوشت‌ساز قابل مشاهده نیستند، احتمالاً به این دلیل است که پیش‌فرض‌های تفکر تاریخی بر واقعه‌محوری و روند خطی و بهم پیوسته در وقوع حوادث استوار است، حال آنکه تاریخ را با واقعه نویسی نقلی و مستند و نمی‌توان تبیین و روایت کرد، بلکه باید فرایند وقوع را از طریق پرسش و تحقیق مورد واکاوی قرار داد.


اشاره

خردادماه، بمنزله سالگرد تاریخ نگاری جنگ در سپاه، در سال 1360 است. تاریخ تأسیس، فرصتی برای بازبینی فلسفه وجودی تاریخ‌نگاری جنگ در سپاه و آینده آن است. هرچند بحث گسترده ای را به این مناسبت می‌توان انجام داد، اما در این یادداشت در نظر است تاریخ‌نگاری جنگ در سپاه فارغ از هر ملاحظه‌ای در چارچوب معادله «راویان و اسناد»، با نظر به آینده مورد بررسی قرار گیرد.


ادامه مطلب

استفاده رو به گسترش از روش تاریخ شفاهی در ایران، بیش از آنکه ناظر بر تلاش برای آشکارسازی و تبیین تاریح جنگ و انقلاب باشد، که تا اندازه ای هست، به دلیل تاثیر پذیری از فرهنگ جامعه ایران است که بیشتر نقلی- تاریخی است. همچنین تاثیر پذیری از تمایل به بیان نقش فردی- سازمانی، در حوادث تاریخی است. نظر به اینکه تاریخ شفاهی ناظر بر واقعه و تشریح جزئیات آن، همچنین نقش و عملکرد فردی- سازمانی است، پرسش مورد بحث این است که؛ کارکرد تاریخ شفاهی چیست و چه نسبتی با مسئله جنگ دارد؟

به نظرم جزئیات وقایع تاریخی و تجربه آن با وجود اهمیتی که دارد، ظرفیت استفاده مستقیم برای حال و آینده را ندارد، مگر آنکه با انتزاع از جزئیات به کلیّات، صورتندی جدیدی از وقایع و روند تحولات انجام شود، در این صورت پاسخگوی نیازهای آینده خواهد بود.

تاریخ شفاهی بر محور جزئیات وقایع و نقش افراد و یا سازمان‌ها، موجب تکثّر در روایت تاریخی و ظهور تناقضات و «سردرگمی در تاریخ» خواهد شد، حال آنکه استفاده از تجربیات با فراروی از جزئیات تاریخی و با نگاه به آینده، قابل حصول است. مهمتر آنکه برای تجربه‌اندوزی، علاوه بر انتزاع از واقعه و از جزئیات به کلیّات، باید از روش نقد و گفتگو استفاده کرد. حال آنکه تاریخ شفاهی علاوه بر تناقض و چندگانگی در روایت، مناقشات را بر حول محور جزئیات و نقشهای تاریخی، گسترش داده و نهادینه خواهد کرد.