m-doroodian|محمد درودیان

نویسنده و پژوهشگر جنگ ایران و عراق

دکتر هادی نخعیبا وجود آنکه پس از مرگ عزیزانمان، ازجمله مرحوم دکتر هادی نخعی، تأثرات روحی اولیه به تدریج کاهش یافته و امکان نگاه به تفکر و عملکرد آنها را برای ما فراهم می کند، در عین حال گرد و غبار برآمده از گذشت زمان و تغییر شرایط، موجب غفلت از  ضرورت تأمل و بازبینی تلاش ها و اقدامات آنها می شود. در برابر این دوگانگی اجتناب ناپذیر چه باید کرد؟

حوزه مطالعات جنگ به اعتبار مسئله امنیت ملی و تاریخ نگاری ابعاد سیاسی- نظامی آن، دو موضوع اساسی است که راویان جنگ در مرکز «مطالعات و تحقیقات جنگ» در سطوح و با روش مختلف به آن پرداخته اند. بنابراین برای شناخت رویکردها و روش‌های مورد استفاده و تداوم آن، باید نسبت به تلاش‌های راویان شامل تفکر و عملکرد پژوهشی آنها در این حوزه، توجه صورت بگیرد.

این مهم یا به شکل ساختاری باید از سوی مرکز اسناد صورت بگیرد که از سوی راویان بنیانگذاری و توسعه داده شده است، یا در چارچوب هویت «کانون راویان» انجام شود. در واقع الزامات و نیازمندی های این بررسی و نتایج آن بیش از آنکه فردی و یا خانوادگی باشد، باید بصورت ساختاری و روشمند انجام شود.

با ملاحظه یاد شده، فرصت را مغتنم شمرده، می خواهم از جایگاه مرحوم دکتر هادی نخعی در مطالعات جنگ یاد کنم. به نظرم نخعی در حوزه مطالعات جنگ به دلایلی که به آن اشاره خواهم کرد، یک استثناء و متمایز از دیگران بود. این باور را از ابتدا داشتم و به مناسبت های مختلف بیان می کردم. چنانکه در یک جلسه، مرحوم دکتر اردستانی سئوال کرد؛ منظورت چیست که همیشه این موضوع را طرح می کنی؟ نمی دانم آیا فرصت شد تا به ایشان پاسخ بدهم یا خیر، ولی برای روشن شدن این موضوع و اهمیت آن، می توان به فرآیند مطالعات و نتایج عملکرد مرحوم نخعی رجوع کرد.

1- مرحوم نخعی به لحاظ شخصیتی، چند ویژگی اساسی داشت که شامل؛ سخت کوشی و پشتکار چشم گیر، فکر عمیق و توانایی بررسی موضوعات، در دو سطح جزیی و کلان بود. مطالعه آثار وی در زمینه های مختلف از جمله درباره نقش گروه های سیاسی و کارکرد سیاسی- امنیتی آنها علیه انقلاب، در میان دوستان و همکاران دفتر سیاسی سپاه متمایز است و می تواند ابعاد فکری و روشی نخعی را آشکار کند.

2- تلاش های مرحوم نخعی در حوزه «روش شناسی» مطالعه جنگ ایران و عراق، نقش اساسی در شکل گیری ساختار پژوهشی مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ و روشمندی تلاش راویان و پژوهشگران داشت. بر این باور هستم که بدون تلاش‌های فکورانه و سخت کوشانه و پیگیرانه نخعی، شاکله و روش تاریخ نگاری جنگ شکل نمی‌گرفت، چنانکه ساختار پژوهشی روزشمار جنگ نیز به سرنوشت روشنی منتهی نمی‌شد.

اگر آنچه ذکر شد بعنوان خطوط کلی تلاش های فکری و عملی مرحوم دکتر نخعی در سطح رویکردی و روش‌شناختی محسوب شود، ضرورت پرداختن به اندیشه و عملکرد وی در حوزه مطالعات جنگ، بیش از گذشته روشن می شود.


   تلاش برای بزرگداشت هفته دفاع مقدس به دلیل موضوع و مسایل آن که باید «تجاوز سراسری عراق» و «دفاع همه جانبه مردمی» در کانون آن قرار داشته باشد، همواره از طریق برنامه‌ریزیِ سازماندهی شده انجام می‌گیرد و از این طریق، مراسم صورت رسمی به خود می‌گیرد. پیدایش وضعیت یاد شده به اعتبار تلاش سازماندهی شده و رسمی درباره آنچه که به آن موضوعیت داده است، می‌تواند بمثابه یک شاخص کلی برای ارزیابی تفکر و روش موجود در نگرش به تجربه تاریخی جنگ و اهتمام به بحث و بررسی و یا تبلیغ و ترویج آموزه های آن، به عنوان عملکرد نظام مدیریتی کشور، برای تجلیل و ترویج «موضوعات و ارزش‌های» دوران دفاع مقدس باشد. با این مقدمه، آنچه در هفته دفاع مقدس در سالجاری واقع شد، از چه مشخصه‌هایی برخوردار است؟ به چه نتیجه‌ای منجر شده  و مهمتر آنکه بازتاب آن در جامعه چیست؟

 پاسخ به پرسش های یاد شده دشوار است و نیاز به بررسی جداگانه دارد. ولی در یک نگاه اجمالی به نظر می‌رسد همزمانی آغاز هفته دفاع مقدس با چند حادثه سیاسی و اجتماعی، توجه به واقعه جنگ در روز 31 شهریور را که باید برای آن هموار «مارش بیدار باش» زد، تحت تأثیر قرار داده است که به آن اشاره می شود:

 1- برگزاری مسابقه فوتبال میان تیم های استقلال و پرسپولیس که حداقل رسانه ملی به مدت 24 ساعت قبل از این بازی، بر آن تمرکز داشت و لذا سایر برنامه‌ها یا هنوز آغاز نشده بود و یا اینکه در سایه این رویداد ورزشی- اجتماعی نادیده گرفته شد.

 2- حادثه انفجار مرکز نفتی آرامکو در عربستان و فضای رسانه ای درباره مذاکره رئیس جمهور ایران و آمریکا، فضای عمومی و سیاسی کشور را تحت تأثیر قرار داد. به‌گونه ای که حتی سخنان فرماندهان ارتش و سپاه در جمع پیش کسوتان دفاع مقدس نیز در رسانه‌ها بازتاب نداشت. در واقع رویارویی سیاسی- نظامی کنونی میان ایران و آمریکا در مقایسه با فضای ارزشی- فرهنگی و تاریخی درباره جنگ که تلاش برای تبلیغ و ترویج آن صورت می‌گیرد، بیشتر مورد توجه بود. زیرا نتایج آنچه که هم اکنون جریان دارد، بر روند زندگی جاری و آینده کشور، در مقایسه با آنچه در گذشته واقع شده، تأثیرگذارتر است.

   با این توضیح، واقعه تاریخی حمله عراق به ایران در 31 شهریور 59  و واکنش جامعه ایران در برابر آن، به دلیل کاستی های نظام فکری- مدیریتی و رویکردی- روشی موجود، در مواجهه با این تجربه تاریخی و ملی، موجب شده است شرایط کنونی، همراه با موضوعات ورزشی- اجتماعی و سیاسی، در مجموع وجوه سیاسی- تاریخی و راهبردی جنگ را در حاشیه قرار دهد.

 فارغ از کاستی‌های موجود،  به نظر می رسد بصورت تدریجی، در سایه ظهور وقایع تأثیرگذار جاری، توجه به وقایع تأثیرگذار تاریخی در گذشته کاهش می یابد. تحقق این وضعیت بمعنای «جابجایی در تاریخ» است. به این معنا که؛ با فراموشی و به حاشیه راندن گذشته تاثیرگذار، امر جاری در ابعاد مختلف که در حال ساختن «تاریخ کنونی» است، جایگزین می شود. با فرض صحت این ارزیابی، در برابر چالش های برآمده از این وضعیت که رو به گسترش است، چگونه می توان در آئینه تاریخ به آینده نظر کرد؟


اشاره

یادداشت دوست عزیز و گرامی جناب آقای نیازی در نقد یادداشت «نقدی بر رویکرد معنوی و خاطره محور» که در سایت منتشر شده، ناظر بر دو موضوع اساسی است:

1- جنگ ابعاد مختلفی داشته است که تنها با روش پژوهشی قابل حصول نیست و لذا استفاده از رویکرد معنوی و روش خاطره گوئی برای شناخت سایر ابعاد جنگ که ثبت و ضبط نشده است، ضروری است.

2- تمرکز بر رویکرد پژوهشی با رجوع به گفتار و نوشتار فرماندهان، همچنین اسناد که از الزامات پژوهش در باره جنگ است، شناخت جنگ را محدود به موضوعات خاصی خواهد کرد.

   نقد جناب نیازی به لحاظ رویکردی و روش شناختی به این اعتبار قابل پذیرش است که موضوع مورد بحث را به همین یادداشت محدود و مسئله اساسی مورد بحث را نادیده بگیریم. مسئله اساسی مورد بحث که منجر به انتشار یادداشت و نقد رویکرد خاطره محور شده است، بر پایه این فرض قرار دارد که؛ جنگ یک مسئله استراتژیک و مخاطره آمیز است که هویت و موجودیت یک کشور و ملت را به مخاطره می اندازد. به این اعتبار نباید در مطالعه جنگ و استفاده از رویکردها و روشهای مختلف، مسئله جنگ را به امر دیگری تقلیل داد. بنابر این ضرورت بیان سایر ابعاد جنگ، در چارچوب مفهوم «جنگ دفاعی»، بمعنای مجموعه تفکر و رفتارهای فردی و اجتماعی جامعه ایران در برابر تجاوز عراق، محل بحث و مناقشه نیست، بلکه نقدی که صورت می گیرد بر «تقلیل گرایی» مسئله جنگ، بعنوان یک مسئله استراتژیک، به امر دیگر است.

 بر این باور هستم که آنچه از سوی مقام معظم رهبری در حوزه مباحث استراتژیک در جنگ بیان و رفتار شده و امروز «موقعیت منطقه‌ای ایران» تنها بخشی از نتایج آن می باشد، در مطالعه و نگرش به تجربه جنگ ایران و عراق مغفول واقع شده است. بنابراین اگر تجربه جنگ با عراق با «رویکرد راهبردی و با نظر به آینده» مورد بررسی قرار بگیرد، می تواند از «موقعیت و نظریه ایران قدرت منطقه ای»، بعنوان یکی از مهمترین دستاوردهای انقلاب و نظام در یک دهه اخیر پشتیبانی کند. با این توضیح، امیدوارم نه تنها مسئله مورد بحث روشن شده باشد، بلکه راه برای گفتگو در این زمینه گشوده شود. همچنین مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس در کنار اقدامات گسترده و شایسته ای که انجام داده و می‌دهد، به این موضوع اساسی که شاکله و جهت گیری ماموریت‌های سپاه را تشکیل داده است، توجه خاص داشته باشد.  در ادامه، نقد آقای نیازی از نظر خواهد گذشت.


ادامه مطلب

توصیف و تحلیل، همچنین نقد و بررسی وقایع و مسایل جنگ ایران و عراق، به دلیل گستردگی دامنه و تنوع موضوعات، باید تابع اهداف و در نتیجه روش خاصی باشد. گرچه درباره کلیات جنگ می توان سخن گفت، اما کلیّات نیز در امتداد نگرش و روش خاص قابل بررسی و تبیین است.

علت شکل گیری نگرش های متفاوت در حوزه جنگ ایران و عراق و در سایر موضوعات، به نظرم علاوه بر اینکه متأثر از قابلیت های درونی هر پدیده ای است که امکان خوانش‌های مختلف را فراهم می کند، بیشتر متأثر از رویکرد و روش افراد، همچنین شرایط است. به این شکل که صورت بندی مسایل، یک امر ذهنی است و «مسئله ای» که مابه ازاء بیرونی دارد، متاثر از عوامل مختلفی، از جمله شرایط "درونی" می شود.  با این توضیح مسئله در واقع «درونی کردن» امر بیرونی که تابع نگرشها و پیش فرضهای ذهنی ما نسبت به مسائل و وقایع محیطی است موجب برداشتهای متفاوت می شود. در واقع تفاوت تعریف مسایل در نزد افراد و جوامع مختلف تابع همین ملاحظه است و ریشه در پیش فرض‌های متفاوت ذهنی و همچنین خواسته های متفاوت آنها دارد.  ملاحظه یاد شده موجب نگرش های خاصی به مسایل عام و خاص از جمله به موضوعات،وقایع و مسائل جنگ ایران و عراق شده است . با نظر به مقدمه یاد شده تعریف مسایل جنگ ایران و عراق، حداقل در درون سه نوع نگرش متفاوت که با پیش فرضهای مختلف صورت گرفته و در اینده نیز احتمالا تغییر خواهد کرد، به شرح زیر قابل صورت بندی است:

1- برخی در نگرش به مسئله جنگ در حالیکه به وجوه مختلف توجه دارند، اما بیشتر بر رفتار «دشمن متجاوز و حامیانش»  تمرکز می‌کنند و سایر مسایل را حول این موضوع مورد بررسی قرار می دهند. درونمایه این نگرش، بیشتر سیاسی - اجتماعی و تاریخی است.

2- بررسی وقایع و تلاش برای «شناخت وقایع» و تبیین وقوع آن، ازجمله شرایط و واقعیت ها، در نزد برخی بیش از سایر ملاحظات ازجمله سازوکارها و منطق وقوع رخدادها مورد توجه است. درونمایه این نگرش بیشتر «واقعه نگری» و تاریخی است.

3- در برخی بررسی ها «تفکر و روش مواجهه ایران» با تهدیدات عراق، تصمیم گیری و مجموع اقداماتی که انجام شده یا نشده است، بیش از سایر ملاحظات مورد توجه است. درونمایه این نگرش نیز سیاسی و انتقادی است، هرچند در بررسی های تاریخی با تمرکز بر وقایع هم می توان مجموعه مسایل را در کنار هم بررسی کرد.

با این توضیح، نقد و بررسی ها تابع نگرش ها است و روش نیز متأثر از مسئله است که درونمایه نگرش و روش را تشکیل می دهد. بنابراین نمی توان در موضوع و مسئله مهم جنگ، نگرش و روش ها را محدود کرد، زیرا علاوه بر قابلیتهای موضوع جنگ برای نگرشها و تبیین متفاوت، ظرفیت افراد و تغییر در شرایط نیز برای رویکرد جدید به موضوعات و مسائل بسیار متنوع و گسترده است.


امیر سرتیپ عبدالحسین مفید

امیر سرتیپ دوم بازنشسته عبدالحسین مفید، از فرماندهان ارتش در دوران دفاع مقدس، پیرامون کتاب «تجزیه و تحلیل جنگ ایران و عراق، پیش درآمدی بر یک نظریه»، نقد مفصلی را نگاشته اند که در سه قسمت زیر از نظر شما گرامیان خواهد گذشت:

قسمت اول

قسمت دوم

قسمت سوم


نقد خبرگزاری کتاب درباره کتاب محمد درودیان

قدرت نظامی از دیدگاه ارتش و سپاه چگونه است؟

کتاب «مسایل اساسی جنگ در آثار منتشر شده ارتش و سپاه» با بررسی آثار با تمرکز بر مفهوم قدرت نظامی و روش به‌کارگیری آن و یافتن وجوه اشتراک و افتراق، درصدد به آزمون گذاشتن نظریه جدید دفاعی است.


ادامه مطلب

در بررسی و مطالعه جنگ ایران و عراق علاوه بر نگارش مقاله و کتاب، همچنین سخنرانی در مجامع عمومی و تدریس در کلاس درس، گفتگو در باره وقایع و موضوعات و مسائل جنگ ایران و عراق، همچنین درسها و دستاوردهای آن ناظر بر اهداف و روشهای متفاوتی است که در مجموع امکان تفکر در باره مسئله جنگ را فراهم خواهد کرد. با نظر به ملاحظه یاد شده در این یاد داشت این پرسش را بررسی خواهم کرد که؛ با چه هدفی و چگونه گفتگو می‌کنیم؟ به نظرم حداقل سه روش برای گفتگو بمعنای رد و بدل شدن نظرات میان دو یا چند نفر وجود دارد که در ادامه به آن اشاره و سپس درباره ارزشیابی و ترجیح آن خواهم نوشت.


ادامه مطلب

همه پیوندها
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو