m-doroodian|محمد درودیان

نویسنده و پژوهشگر جنگ ایران و عراق

بررسی مسایل اساسی جنگ در آثار ارتشکتاب «بررسی مسایل اساسی جنگ در آثار ارتش و سپاه» به همت آقای محمد درودیان در 688 صفحه به رشته تحریر درآمده است. ناشر این کتاب، مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس است که در اولین نوبت در سال 1397 آن را به چاپ رسانده است. قیمت کتاب 30 هزار تومان و مطالعه آن برای پژوهشگران و محققان در حوزه جنگ ایران و عراق، مفید به نظر می رسد.

در این کتاب که در جلد اول، به بررسی آثار ارتش می پردازد، نویسنده در بررسی نوع نگاه آثار منتشر شده از سوی ارتش و سپاه درباره جنگ عراق و ایران، تلاش دارد که از رویکرد شخصی- سازمانی و واقعه محوری- تاریخی که هم اکنون بر روایت جنگ سایه افکنده است، فراتر رفته و آثار منتشره از سوی ارتش و سپاه را با هدف تبیین تحولات نظامی- راهبردی جنگ در پاسخ به نیازهای آینده، به قضاوت بنشیند.

ادامه مطلب


انتشار توئیت سردار محسن رضایی فرمانده وقت سپاه و واکنش نسبت به آن، برای چند روز فضای رسانه ای کشور را چنان تحت تأثیر قرار داد که گویا آنچه در 33 سال قبل واقع شده است، مسئله جاری کشور بوده و در چند روز اخیر رخداده است. ملاحظه یاد شده به معنای تأثیر نظامی عملیات کربلای چهار نیست که تاریخی شده است، بلکه ابعاد سیاسی و اجتماعی آن موجب چنین واکنشی شده است. مهمترین پرسشی که در بررسی کنش و واکنش‌ها می‌تواند بعنوان یک رویکرد مورد توجه قرار بگیرد، این است که؛ آیا واکنش‌ها بدلیل اهتمام به روشن شدن یک حقیقت تاریخی بود یا از انگیزه‌های سیاسی تأثیر گرفته است؟

یادداشت حاضر را با این فرض نوشته ام که؛ هیچ امری در تاریخ بدون نسبت با سیاست بمعنای مُوسّع آن قابل دوام و تأثیرگذاری نیست، بنابراین حتی توئیت «آقامحسن» نیز نمی تواند صرفا تاریخی باشد. در نتیجه واکنش ها صرفاً به دلیل اهتمام به روشن شدن یک حقیقت تاریخی نبود، بلکه ماهیتاً یک واکنش سیاسی در بازبینی یک واقعه تاریخی بود. با این توضیح، آنچه در فضای رسانه ای و عمومی رخ داد، چه بود؟ یک امر تاریخی با توضیحات آقامحسن و سردار سلیمانی در یک برنامه زنده تلویزیونی، اصلاح شد. به این معنا که عملیات کربلای چهار یک عملیات اصلی بود، ولی شکست خورد. این موضوع بیش از این در آثار سپاه بیان شده بود و روشن شدن آن به این همه هیاهو نیازی نداشت. آقامحسن هم پذیرفت که باید در توئیتِ این موضوع پیچیده و بکارگیری کلمات، دقت می کرد تا موجب برداشت اشتباه نشود.

اما در این میان ضمن روشن شدن یک حقیقت تاریخی، یک حقیقت دیگر نادیده گرفته شد و این مهمترین نتیجه رویکرد سیاسی به واقعیات و حقایق تاریخی است. نقش و جایگاه آقامحسن بعنوان فرمانده سپاه در زمان جنگ و عملکرد بی بدیل و نبوغ‌آمیز ایشان در تبدیل یک شکست نظامی در کربلای چهار به یک پیروزی در کربلای پنج، نادیده گرفته شد و بعبارتی قربانی شد که در یادداشت جداگانه ای به مناسبت پیروزی در عملیات کربلای پنج، درباره آن توضیح خواهم داد.

به نظرم پیدایش مسئله یاد شده بیش از اینکه حاصل توئیت آقامحسن باشد، متأثر از واکنش‌ها در برابر آن است که ماهیت آن سیاسی است و به همین دلیل با رویکرد سیاسی حتی اگر یک حقیقت تاریخی روشن شود، حقایق دیگری قربانی و نادیده گرفته خواهد شد. در این میان نقش آقامحسن در جنگ و زحمات ایشان بعنوان فرمانده فرزندان این سرزمین تا روزی که ایشان در قید حیات است، به دلیل ملاحظات و منازعات سیاسی، همچنان پنهان خواهد ماند.

با فرض اینکه ابعاد سیاسی و اجتماعی جنگ در فضای مناقشه آمیز سیاسی در کشور همچنان قابلیت تکرار چنین فضایی را درباره موضوعات و مسائل جنگ، به مناسبت های مختلف خواهد داشت، آیا برای روشن شدن واقعیات تاریخی راه حل دیگری جز راهی که درباره عملیات کربلای چهار طی شد، وجود ندارد؟ اگر پاسخ منفی باشد، «علت» آن مورد پرسش است و اگر پاسخ مثبت باشد، «روش» آن موضوع بررسی است.


درباره وقوع جنگ نظریات مختلفی وجود دارد که در سه دسته بندی کلی قابل توضیح است:

1) اختلاف سیاسی- تاریخی و ارضی میان ایران و عراق از دوره عثمانی شروع و به تناوب موجب درگیری میان ایران و عراق شد.

2) پیروزی انقلاب اسلامی و سردادن شعارهای صدور انقلاب، همچنین با فروپاشی ساختار سیاسی- نظامی در ایران، عراق از این فرصت برای حمله به ایران استفاده کرد.

3) با تصرف سفارت آمریکا علاوه بر اینکه فضای بین المللی به زیان ایران و بسود عراق تغییر کرد، منجر به همسویی سیاست‌های امریکا با عراق و حمایت از این کشور برابر حمله به ایران شد.

با فرض اینکه کلیه نظرات موجود درباره وقوع جنگ محدود به نظرات سه گانه است، در واقع می توان وقوع جنگ را در درون یک مثلث سه وجهی ترسیم کرد. به این معنا که مسئله عراق متاثر از مناسبات تاریخی و استفاده از فرصت انقلاب در ایران و یا نگرانی از تهدیدات انقلاب بود، مسئله آمریکا با فروپاشی ساختار قدرت در ایران و نگرانی از تأثیر انقلاب در منطقه و بر سایر کشورها بود، در حالیکه ایران درگیر پیامدهای پیروزی انقلاب در داخل و تلاش برای استقرار نظم، در چارچوب هویت و باورهای برآمده از انقلاب بود.

با وجود اهمیت وجوه سه گانه در وقوع جنگ، به نظر می رسد عامل اساسی در تلاقی روندهای سه گانه؛ پیروزی انقلاب در ایران است. به همین دلیل در میان نظریه‌های رایج درباره وقوع جنگ، حمله عراق به ایران را در چارچوب نظریه بهم پیوستگی جنگ با انقلاب، می توان تبیین کرد.


اشاره:

1- نخستین بار درخواست برای نقد کانال جناب شیرعلی نیا بعنوان «پدیده جدید در حوزه بررسی جنگ ایران و عراق» از سوی روزنامه ایران و در شهریور سال 96 به اینجانب پیشنهاد شد که متنی را نوشتم و قرار شد پس از مصاحبه ایشان با روزنامه ایران متن نقد هم منتشر شود. به گفته روزنامه ایران جناب شیرعلی نیا از مصاحبه امتناع کرد و در نتیجه  انتشار یادداشت اینجانب هم موضوعیت خود را از دست داد. به دنبال فرصت دیگری بودم که در این میان به دلایلی انتشار یادداشت در کانال متوقف شد. در جلسه ای این موضوع را به جناب شیرعلی عرض کردم و در این باره گفتگو کردیم که با توجه به اظهارات ایشان مبنی بر ضرورت تلاش در فضای مجازی، با داعیه «روایت جدید و مستقل از جنگ»، پس از اصلاحاتی در یادداشت تهیه شده، برای انتشار آن اقدام کردم که متاسفانه در ابتدای یادداشت این موضوع اصلاح نشد که همین موضوع را هم در تماسی که جناب شیرعلی نیا پس از انتشار یادداشت با من داشت، بعنوان یک اشتباه به ایشان عرض کردم.

2- در یادداشتی که در نقد نوشتم، مایل بودم صورت مسئله کلی شامل: مفهوم «روایت مستقل و جدید از جنگ» و علت انتقاد و استقبال از آن روشن شود. به این معنا که آیا در کانال روایت جدید و مستقل منتشر می شود؟ چرا کانال مورد استقبال و انتقاد قرار گرفته است؟ متاسفانه از نقد روش شناسی درباره داعیه روایت جدید و مستقل، اینگونه برداشت شد که: آیا جناب شیرعلی نیا این ادعا را طرح کرده یا خیر؟ ایشان هم با وجود تماسی که داشتیم و یادآوری زمان و مکان طرح آن، هیچگونه نظری برای روشن شدن موضوع بیان نکردند و به یادداشت نقد هم پاسخ ندادند تا مشخص شود اگر ارزیابی من اشتباه است، از این طریق روشن و اصلاح شود. ایشان مسیر جدیدی را با دعوت به مناظره در رسانه ها گشودند! در حالیکه ما در فضای رسانه ای (سایت و کانال) درگیر نوعی گفتگو شده ایم و هنوز ایشان پاسخ نداده اند تا معلوم شود مسئله چیست و برای ادامه آن چه باید کرد؟ ضمن اینکه اینجانب همیشه از هر نوع گفتگو درباره مباحث تاریخی با ایشان و هر فر دیگری، چنانکه تا کنون انجام داده ام، استقبال کرده و خواهم کرد.

 3- در این یادداشت، بازتاب انتشار نقد کانال را بررسی کرده و در مطلب دیگری، پیشنهادی پیرامون نقد و بررسی یادداشت های ایشان مطرح کرده ام که منتشر خواهد شد. امیدوارم برخلاف یادداشت پیشین، نوشتار حاضر موجب شود بازتاب وقایع جنگ در فضای مجازی تا اندازه ای روشن شود که اساسا مسئله مخاطبین در فضای مجازی درباره مسایل و رخدادهای تاریخی، از جمله جنگ ایران و عراق چیست؟ لطفا ادامه مطلب را ملاحظه بفرمائید.


ادامه مطلب

اشاره

نقد یادداشت های جعفر شیرعلی نیادر دی‌ماه 1396، مطلبی نوشتم درباره‌ی «نقد جهت‌گیری کلی یادداشت‌های آقای جعفر شیرعلی‌نیا درباره جنگ ایران و عراق در کانال تلگرامی‌شان». ولی چون آن مطلب بارگذاری نشد، از انتشارش در سایت نیز خودداری کردم، ضمن اینکه با تعطیل‌شدن کانال تلگرامی ایشان، تلقی‌ام این بود که دیگر مطلب بنده، موضوعیت خود را از دست داده باشد- گرچه همچنان به‌دنبال فرصت مناسب برای طرح آن بودم. بنابراین، پس از اطلاع به از سرگیری فعالیت‌های ایشان در کانال تلگرامی‌شان، آنچه را پیش از این نوشته بودم، بدون هیچگونه اصلاحاتی در سایت گذاشتم.

ادامه مطلب


مستند بی بی سی فارسی با عنوان «جام زهر؛ فرصت‌های از دست رفته ایران در جنگ»، با تبلیغات نسبتاً گسترده ای که برای پخش آن صورت گرفت، این انتظار را ایجاد کرده بود که مستند یاد شده، مخاطبان را با اطلاعات و یا صورت‌بندی جدیدی از مسئله پایان جنگ و نقد و بررسی فرصت‌های از دست رفته آشنا خواهد کرد، اما برخلاف انتظار، هیچگونه اطلاعات جدیدی فراتر از آنچه در ایران منتشر شده و برای ساخت این مستند محل رجوع قرار گرفته و در تیتراژ پایانی نیز به آن اشاره شده، وجود ندارد و صرفاً به استدلال درباره وضعیت‌های مختلف برای پایان دادن به جنگ بسنده شده است. در واقع آقای حسین باستانی هیچگونه تلاش مستقل و هدفمندی را برای پاسخ‌گویی به مسئله پایان جنگ و نقد و بررسی فرصت‌های از دست رفته انجام نداده و در چارچوب داده‌های موجود در آثار منتشر شده و یا گفتارهای مکتوب یا تصویری، روند ادمه جنگ پس از فتح خرمشهر تا پذیرش قطعنامه 598 را در چارچوب برخی اهداف سیاسی صورت‌بندی کرده است.


ادامه مطلب

جنگ به معنای یک واقعیّت سیاسی- نظامی، در زمان و مکان واقع شده و به اعتبار زمان، تاریخی شده است. تاریخ نگاری واقعه تاریخی با رجوع به اسناد و با استفاده از روش های مختلف، ناظر بر نوعی نگرش تاریخی در برداشت و تفسیر واقعه جنگ ایران و عراق است. متون یاد شده بمعنای معرفت درجه اول است، زیرا به دنبال شناخت وقایع تاریخی با رجوع به اسناد و یا بیان جزئیات وقایع به روش شفاهی است.

با گذشت زمان، این پرسش وجود دارد که؛ در متون تاریخ نگاری جنگ، چه روایتی از وقایع با چه روشی بیان شده است؟ پاسخ به این پرسش، بمعنای نقد و بررسی متون تاریخ نگاری جنگ ایران و عراق، معرفت درجه دوم محسوب می شود. به عبارت دیگر؛ معرفت شناسی درباره معرفت شناسی تاریخی است. استفاده از این روش به دلیل اشراف و آگاهی از تفکرات و روش های موجود در بررسی وقایع تاریخی، به دلیل رویکرد انتقادی، زمینه‌های بازبینی در رویکرد و روش های تاریخ نگاری را فراهم می کند.



همه پیوندها