m-doroodian|محمد درودیان

نویسنده و پژوهشگر جنگ ایران و عراق

بررسی های تاریخی با هر رویکرد و روشی که انجام شود، نتیجه یکسانی دارد، به این معنا که بخشی از زوایای پنهان حوادث تاریخی را آشکار می کند و بخشی دیگر پنهان باقی خواهد ماند. مسئله این است که روش مواجهه ما با بخش اشکار و پنهان زوایای تاریخ چگونه است. در بررسیهای تاریخی فرض بر این است که مطالعات تاریخی بر زوایای حوادث تاریخی،  مورد نور می تاباند و آن را روشن می کند.

با فرض صحت ارزیابی از نتایج بررسی‌های تاریخی، پرسش این است که؛ نتیجه «تبیین تاریخی» با روشن شدن برخی زوایای حوادث تاریخی چیست؟ آیا ابهامات در موضوع و مسایل تاریخی، برطرف شده و از آن عبور می شود یا همچنان مورد مناقشه است؟ در پاسخ به پرسش یاد شده، می توان موضوع عملیات کربلای چهار را مورد مطالعه قرار داد. عملیات کربلای چهار بعنوان عملیات سرنوشت‌ساز طراحی و به دلیل هوشیاری دشمن که پس از شروع عملیات برای فرماندهی آن روشن شد، با شکست همراه شد و دلیلی تصمیم‌گیری برای توقف عملیات نیز اطمینان از لو رفتن عملیات و مدیریت نتایج آن بود.

این موضوع تاریخی در مقاله ها و کتاب‌های منتشر شده از سوی سپاه و اظهارات برخی مسئولین جنگ ازجمله مرحوم آیت الله هاشمی آمده است. با کشف اجساد شهدای عملیات کربلای چهار در اردیبهشت سال 1394و توئیت آقامحسن در دی‌ماه سالجاری، بحث گسترده‌ای درباره عملیات کربلای چهار در افکار عمومی و فضای رسانه‌ای طرح شد. با این توضیح، تبیین تاریخی از عملیات کربلای چهار و شکست آن، نه تنها موجب عبور از واقعه نشده است، بلکه بدون توجه به مستندات و مکتوبات و حتی برخلاف آن، درباره عملیات کربلای چهار بحث و نقد صورت می گیرد.

به نظر می رسد چنین پدیده ای را باید «بازی با تاریخ» نام گذاشت، زیرا جایگاه و نقش آنچه گفته و نوشته شده است روشن نیست و گفتار و رجوع و تفسیرهای تاریخی بدون توجه به آنچه تبیین شده است، جریان دارد، گویا چنین مستنداتی نوشته نشده یا سراسر کذب محض است و حقیقت تاریخی امر دیگری است! با توجه به پیدایش چنین پدیده‌هایی در موضوعات و مسایل تاریخی، باید برداشت‌های کلیشه‌ای از نقش و جایگاه تاریخ و پژوهش را که تاکید می شود برای روشن شدن حقایق تاریخی است، مورد بازبینی و تجدیدنظر قرار داد. در غیر این صورت آنچه پیش از این در تبیین تاریخ واقعه انجام شده چه تاثیری دارد و آنچه بعنوان پرسش طرح می شود چه سرانجامی خواهد داشت؟ مواجهه با این وضعیت ایا بمعنای «بازی با تاریخ» نیست؟ یا ما درگیر «بازیِ تاریخ» هستیم؟


هر پدیده تاریخی ناظر بر این معنا است که، در یک دوره زمانی و مکانی خاص، یک واقعه یا مجموعه ای از وقایع، حیات فردی- اجتماعی یک جامعه را در سیطره خود گرفته است. دلیل اهمیت وقایع تاریخی و تداوم آن و به یک عبارت، راز ماندگاری تاریخ، در همین «آمد و شد» در تاریخ است. در واقع «آمد و شد» در تاریخ، بیانگر وضعیت تمامیّت و یا بخشی از زندگی فردی- اجتماعی در یک دوره زمانی است.

منطق آمد و شد در تاریخ این است که، «پدیده های اجتماعی» به صورت تدریجی در ظرف زمان و مکان ظهور می کنند و یک دوره زمانی را در سیطره خود می‌گیرند و سپس به «پدیده های تاریخی» تبدیل می شوند. هر چند توضیح درباره علت آمد و شد را در حیات اجتماعی با رویکرد جامعه شناختی باید بررسی کرد، ولی از نظر مطالعات تاریخی، در فرآیند این آمد و شد، تاریخ شکل می گیرد و تداوم پیدا می کند و از این طریق به حیات اجتماعی و هویت فردی- اجتماعی معنا می دهد.

پرسش این است که؛  با این چارچوب نظری- روشی، چگونه می توان پدیده اجتماعی جنگ ایران و عراق را که ماهیت سیاسی و نظامی داشت، مورد بررسی قرار داد؟ واقعه جنگ در فرآیند تحولات سیاسی- اجتماعی در ایران پس از پیروزی انقلاب به صورت تدریجی شکل گرفت و به یک پدیده نظامی- امنیتی میان ایران و عراق تبدیل و در یک دوره زمانی هشت ساله حیات اجتماعی جامعه ایران را در سیطره خود قرار داد.

امروز واقعه جنگ ایران و عراق به تاریخ تبدیل پیوسته و انچه جریان دارد در باره تاریخ  است، بعبارت دیگر صورتی از درگیری نظامی میان ایران و عراق به پایان رسیده است. در عین حال جزئیات این وقایع تاریخی در ابعاد مختلف هر از چند گاهی چنان سر بر می‌آورد که گویی زمان‌های 30 تا 40 سال گذشته به زمان 3 تا 4 روز کوتاه می شود. نمونه اخیر آن توئیت سردار محسن رضایی فرمانده پیشین سپاه درباره عملیات کربلای چهار بود که به یکباره به یک امر عمومی تبدیل و مورد توجه قرار گرفت و مجدداً در محاق رفت.

تأمل در آمد و شدِ پدیده های اجتماعی- انسانی، به اعتبار پیدایش، غلبه و سپس فراموشی، برای شناخت گذشته و نگاه به آینده موجب تغییر اساسی در رویکرد به زندگی و تغییر در تفکر تاریخی خواهد شد.


اشاره

بیانیه اخیر ستادکل درباره برخورد با تحریف‌کنندگان تاریخ دفاع مقدس، بازتاب متفاوتی داشته است، برخی با اظهار نگرانی از «تحریف» تاریخ و ضرورت مدیریت آن نظرات خود را بیان کرده اند و برخی دیگر اشاره به برخورد قانونی را بمثابه تهدید به سخن نگفتن تفسیر کرده و با داعیه مدعی العموم مخالف هستند. با وجود آنکه پیش از این درباره مفهوم تحریف، یادداشت‌های متفاوتی را در سایت منتشر کرده ام، ولی به تناسب موضوع اخیر، یادداشت حاضر را نوشته ام که در ادامه خواهد آمد.


ادامه مطلب

در حالیکه روایت کنونی از جنگ با برجستگی و برخی کاستی‌ها همراه است، شاکله آن بر اساس نقش تاریخی ملت ایران در برابر تجاوز عراق، قرار دارد که با هیچ دوره تاریخی قابل مقایسه نیست. در عین حال با تغییر در شرایط و حضور نسل جدید، گفتمان موجود در حوزه مطالعات جنگ ایران و عراق نیاز به بازبینی دارد.

با فرض اینکه هر نسلی تاریخ خود را دارد و از منظر مسایل جاری به گذشته نگاه می‌کند، این پرسش وجود دارد که چگونه باید گفتمان موجود را مورد بازبینی قرار داد و روایت‌های جدیدی را برابر نگرش‌ها و نیازهای نسل جدید سامان داد؟

تاریخ بمعنای وقوع در زمان و مکان، به دلیل برخورداری از نقش تاریخ سازی، هویت‌ساز است و هویت‌ها از پویایی برخوردارند. بنابراین آنچه هم اکنون درباره تاریخ وقایع، موضوعات و مسایل جنگ ایران و عراق جریان دارد، نیاز به بررسی تطبیقی با اسناد دارد، در غیر اینصورت بسیاری از واقعیات تاریخی تحت تاثیر ملاحظات هویتی و به دلیل بی‌دقتی دستخوش تحریف خواهد شد. تجربه اخیر در برخورد با روایت و تفسیر از عملیات کربلای چهار و نتیجه ان نمونه روشنی برای تاکید بر ضرورت بازبینی روایتهای موجود با اسناد است.

روش مواجهه با وضعیت کنونی را می‌توان از طریق تشکیل حوزه روش شناسی مطالعه و تاریخ نگاری جنگ ایران و عراق مورد بازبینی قرار داد و از این طریق نه تنها از تحریف واقعیات تاریخی جلوگیری کرد، در عین حال با روش‌های خلّاقانه و توجه به ظرفیت‌های موجود در درون واقعیات تاریخی، روایت مناسب و صحیحی را به نسل کنونی ارایه کرد. نتیجه اقدام یاد شده علاوه بر روشن شدن واقعیات تاریخی برخی از مناقشات و داعیه های کنونی را که صرفا بر تناقضات استوار شده است برطرف خواهد کرد.


در تمام چهار دهه گذشته، بیشتر به وقایع سیاسی، نظامی و امنیتی در زمان جنگ و پس از آن، توجه و برای بررسی آن اقدام کرده ام، اما زندگی در جنگ را با وجود اهمیت آن، هیچگاه دستمایه بررسی قرار نداده ام. پرسش این است که آیا روش یاد شده به دلیل علایق و توانمندی شخصی بوده است یا بیانگر توجه و تاکید بر آنچه اهمیت داشته، بوده است؟

پرسش مهمی است که پاسخ به آن دشوار است، ضمن اینکه در حالیکه نقدی بر زندگی و تفکر گذشته ام و آنچه انجام داده ام، بصورت مستقیم نیست، ولی ناظر بر ارزیابی کلیّت تفکر و رفتار گذشته و به نوعی نقدی بر زندگی گذشته ام می باشد.

آیا آنچه انتخاب کرده و به آن اهتمام داشته ام، خود نوعی زندگی نیست؟ با نظر به اینکه چیزی بیرون از زندگی وجود ندارد که در آن زندگی کرد، در واقع آنچه فکر و انجام داده ام، همان زندگی گذشته و جاری ام است. فارغ از این ملاحظه، آنچه مورد بررسی قرار داده ام، یعنی وقایع سیاسی، نظامی و امنیتی، اهمیت دارد یا زندگی در سیطره جنگ، سیاست و امنیت؟

در حالیکه سیطره جنگ و سیاست، زندگی ساز است، در عین حال هر نوع تفکر و زندگی، بر شکل گیری جنگ و سیاست تأثیر دارد. بنابراین مسئله، تفکیک و انتخاب یکی در برابر دیگری و اهمیت آن نیست، بلکه عوامل موثر بر انتخاب یکی به دلیل اهمیت آن، محل بحث است.

چرا برخی بر جنگ و سیاست و برخی دیگر بر زندگی در جنگ و سیاست توجه دارند؟ چنین انتخاب هایی نوعی زندگی است که برای بررسی موضوعیت دارد که بیشتر در نقد تفکر و زندگی افراد، یا زندگی نامه نویسی در زمان حیات و یا پس از مرگ مورد توجه قرار می گیرد.

اگر این انتخاب ها نوعی زندگی باشد، که هست، علت و چگونگی اهتمام به آن، صورت ها و چگونگی وقوع رخدادهای سیاسی، نظامی، امنیتی و زندگی در سیطره جنگ و سیاست را توضیح خواهد داد.


در حالیکه دغدغه بررسی های تاریخی را دارم ولی همواره این پرسش ذهنم را درگیر کرده است و حتی یادداشتی هم در سایت در همین زمینه نوشته ام که تاریخ بر عمل فردی- اجتماعی جامعه ایران، در بزنگاه تصمیم گیری و اقدام تاریخی، چه تأثیری دارد؟ حتی می شود پرسش را معکوس و به شکل دیگری طرح کرد. جامعه ایران در بزنگاه تاریخی برای تصمیم گیری و اقدام، تابع چه ملاحظاتی است و از چه عواملی از جمله تاریخ، تأثیر می پذیرد؟


ادامه مطلب

مسئله ادامه جنگ و پرسش درباره علت آن، در حالیکه در مقایسه با علت وقوع جنگ و پایان آن از اهمیت کمتری برخوردار است، ولی به شکل گسترده تری مورد توجه قرار دارد. مهمتر آنکه هم اکنون مفهوم ادامه جنگ بیشتر بر علت تصمیم گیری برای ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر تمرکز دارد، در حالیکه بلافاصله پس از حمله عراق، احتمال امکان خاتمه دادن به جنگ وجود داشت و علت ادامه جنگ پس از حمله عراق، باید بررسی شود. به این معنا که چرا پس از حمله عراق به ایران، جنگ تمام نشد؟ در واقع علت ادامه جنگ پس از وقوع آن موضوع بسیار مهمی است که چندان به آن توجه نمی شود.


ادامه مطلب

همه پیوندها