m-doroodian|محمد درودیان

نویسنده و پژوهشگر جنگ ایران و عراق

مستند بی بی سی فارسی با عنوان «جام زهر؛ فرصت‌های از دست رفته ایران در جنگ»، با تبلیغات نسبتاً گسترده ای که برای پخش آن صورت گرفت، این انتظار را ایجاد کرده بود که مستند یاد شده، مخاطبان را با اطلاعات و یا صورت‌بندی جدیدی از مسئله پایان جنگ و نقد و بررسی فرصت‌های از دست رفته آشنا خواهد کرد، اما برخلاف انتظار، هیچگونه اطلاعات جدیدی فراتر از آنچه در ایران منتشر شده و برای ساخت این مستند محل رجوع قرار گرفته و در تیتراژ پایانی نیز به آن اشاره شده، وجود ندارد و صرفاً به استدلال درباره وضعیت‌های مختلف برای پایان دادن به جنگ بسنده شده است. در واقع آقای حسین باستانی هیچگونه تلاش مستقل و هدفمندی را برای پاسخ‌گویی به مسئله پایان جنگ و نقد و بررسی فرصت‌های از دست رفته انجام نداده و در چارچوب داده‌های موجود در آثار منتشر شده و یا گفتارهای مکتوب یا تصویری، روند ادمه جنگ پس از فتح خرمشهر تا پذیرش قطعنامه 598 را در چارچوب برخی اهداف سیاسی صورت‌بندی کرده است.


ادامه مطلب

جنگ به معنای یک واقعیّت سیاسی- نظامی، در زمان و مکان واقع شده و به اعتبار زمان، تاریخی شده است. تاریخ نگاری واقعه تاریخی با رجوع به اسناد و با استفاده از روش های مختلف، ناظر بر نوعی نگرش تاریخی در برداشت و تفسیر واقعه جنگ ایران و عراق است. متون یاد شده بمعنای معرفت درجه اول است، زیرا به دنبال شناخت وقایع تاریخی با رجوع به اسناد و یا بیان جزئیات وقایع به روش شفاهی است.

با گذشت زمان، این پرسش وجود دارد که؛ در متون تاریخ نگاری جنگ، چه روایتی از وقایع با چه روشی بیان شده است؟ پاسخ به این پرسش، بمعنای نقد و بررسی متون تاریخ نگاری جنگ ایران و عراق، معرفت درجه دوم محسوب می شود. به عبارت دیگر؛ معرفت شناسی درباره معرفت شناسی تاریخی است. استفاده از این روش به دلیل اشراف و آگاهی از تفکرات و روش های موجود در بررسی وقایع تاریخی، به دلیل رویکرد انتقادی، زمینه‌های بازبینی در رویکرد و روش های تاریخ نگاری را فراهم می کند.


نقش قطعنامه 598 در پایان دادن به جنگ ایران و عراق و برقراری آتش بس، ناظر بر اهمیت این واقعه سیاسی و تاریخی، به اعتبار کارکرد و تاثیر ابزار سیاسی، در کنار ابزار نظامی و یا جایگزین آن، برای برون رفت از شرایط مخاطره آمیز  سیاسی و نظامی در جنگ با عراق و استفاده از این تجربه تاریخی در برابر بحرانهای مشابه در آینده است. هم اکنون در سالگرد پذیرش قطعنامه 598، مباحث مختلفی را می‌توان در این زمینه مورد بررسی قرار داد:


ادامه مطلب

جنگ ایران و عراق بعنوان یک واقعیت تاریخی، در عرصه های سیاسی، اجتماعی، نظامی، امنیتی، حتی مباحث راهبردی و استراتژیک چگونه باید مورد مطالعه قرار بگیرد؟ مهمتر آنک هم اکنون با کدام رویکرد و روش مورد بررسی قرار می گیرد؟ در پاسخ به پرسشهای یاد شده بر گزاره های زیر می توان تاکید کرد:

1- جنگ یک امر واقعی و تجربه شده و یک مسئله استراتژیک است، در نتیجه مناسب است از طریق پژوهش و بررسی جزئیات و صورت بندی روند تحولات و کلیّات آن باید مورد بررسی قرار بگیرد.

2- خاطره‌گویی از واقعیات تاریخی که هم اکنون رایج است، اگر چه در نسبت با واقعیات شکل گرفته است، ولی به دلیل اینکه واقعیات زمانمند است و تدریجا تاثیر وجودی خود را در زمان از دست می دهد، بنا براین تاکید بر خاطرات در تبیین و تشریح جنگ ایران و عراق، بمعنای غلبه و تداوم امر تاریخی است که تهی از واقعیات اثر گذار در زمان است. بعبارت دیگر خاطره بمعنای «گذشته تهی شده از واقعیات» است که در زمان و مکان خاص واقع شده است و در نتیجه استفاده از خاطرات که به تدریج از خصلت فرا زمان و فرامکان برخوردار می شود نمی توان واقعیات تاریخی را فهم کرد.

3- استفاده از«تخیّل»، بمعنای فراروی از واقعیّات است و بیشتر با شعر، سینما و ادبیات نسبت دارد. از نقطه عزیمت و خاستگاه تخیّل و نگرش نوستالژیک به این تجربه، نمی توان ابعاد مخاطره آمیز جنگ در گذشته و احتمال تکرارپذیری آن را در آینده، بعنوان یک مسئله استراتژیک درک کرد.هر چند این روش در حوزه فرهنگی و سیاسی-اجتماعی، نقش و کارکرد قابل توجهی دارد.

4- خاطره‌گویی و در سوگ نشینی برای از دست دادن یک دوره و نگرش نوستالژیک، تجربه جنگ را خالی از هرگونه پشتوانه سازی برای شکل گیری تفکر استراتژیک درباره مسایل اساسی و راهبردی خواهد کرد.


معمای جنگ در میانه دو امر گذشته و آینده قرار دارد:

   1- امر تجربه شده در گذشته

   2- عدم قطعیت آینده

تجربه گذشته پیش فرض های فهم از جنگ را شکل داده و باورداشت های مواجهه با تجربه جدید، تحت تأثیر تجربه گذشته قرار دارد، در حالیکه چگونگی وقوع جنگ در آینده، ماهیت، مشخصه، همچنین پیامدهای آن، عدم قطعیت را در آینده شکل داده است. با این توضیح چگونگی نسبت میان تجربه گذشته با آینده مهمترین پرسش و مسئله پیش رو است.


ارزش‌گذاری و قضاوت درباره اندیشه‌ها و اقدامات افراد و نهادها، همچنین وقایع تاریخی امری است که بصورت جاری صورت می‌گیرد و جریان دارد. مهمترین عامل موثر در ایجاد و امکان ارزش‌گذاری، گذشت زمان و تغییر در شرایط است. در واقع با گذشت زمان و مشاهده آثار و نتایج، می توان بر تاریخ نور تاباند و آن را مورد باز بینی قرار داد.

فرضاً امروز نقش مرحوم آیت الله هاشمی، شهید صیاد شیرازی و یا تأثیر عملیات بیت المقدس، همچنین حوادث ماه های پایانی جنگ  چگونه قابل ارزیابی است؟ در اینجا حداقل دو روش و رویکرد وجود دارد: یکی؛ بررسی تاریخی و با نظر به شرایط زمانی واقعه است. دیگری؛ تداوم تأثیرگذاری در مواجهات جدید و آینده است. دوگانگی یاد شده با فرض تاثیر واقعه و افراد در زمان واقعه و یا پس از آن می باشد.

روش اول برای افراد، نهادها و رخدادها قابل انجام است، در حالیکه روش دوم بیشتر برای افراد قابل استفاده است. در واقع با مواجهه با وقایع و چالش‌های تصمیم گیری و اقدام، نقش افراد و الگوهای تاریخی در مواجهات مورد بازبینی و توجه قرار می‌گیرد. به این اعتبار، «ماندگاری و تأثیرگذاری»، مهمترین شاخص برای ارزیابی نقش افراد، نهادها و رخدادهای تاریخی است. واقعه در زمان رخ می دهد و ابعاد وجودی اشخاص نیز در زمان بسط پیدا می کند. بنابراین با گذشت زمان و تغییر شرایط، میزان تأثیرگذاری و ماندگاری نقش افراد و نهادها، همچنین وقایع تاریخی را می توان مورد ارزیابی قرار داد.


نسبت تجربه گذشته در جنگ با عراق، با امر جاری و آینده چیست؟ فرض بر این است که؛

1- مطالعه تاریخی با نظر به «گذشته تاریخی» و بدون توجه به حال و آینده، تاریخ را محصور به گذشته و بی استفاده خواهد کرد.

2- رویکرد «اکنون زدگی» نیز بمعنای بی توجهی به گذشته و تجارب آن، همچنین چشم اندازهای احتمالی در آینده، موجب بی ریشه گی و بی اینده گی خواهد شد.

بنابراین غلبه گذشته گرایی و اکنون زدگی، فهم ما را در مواجهات اساسی از مسائل استراتژیک و سرانجام آن، در مواجهه با مسائل اساسی در آینده به چالش خواهد گرفت. با نظر به مفروضات یاد شده پرسش این است که؛

1- اگر «اکنون» ریشه در گذشته دارد، چگونه می توان توازن میان گذشته - حال را برقرار کرد؟

2- اگر بررسی های تاریخی در گذشته راهنمای برون رفت های تاریخ ساز در آینده است، چگونه باید تجربه گذشته را مورد مطالعه قرار داد؟

3- اگر تاریخ گذشته از مسائل و ضرورت های کنونی پشتیبانی نکند، آیا تاریخ با جزئیات آن، جز داستان و خاطراتی برای فراغت و گذشت زمان، ارزش دیگری دارد؟

4- اگر برای برون رفت از شرایط کنونی، از تجربه تاریخی نتوانیم استفاده کنیم، پس نسبت تجربه گذشته با آینده چیست؟



همه پیوندها