m-doroodian|محمد درودیان

نویسنده و پژوهشگر جنگ ایران و عراق

                               سرهنگ سجادی

اشاره:

سرهنگ علی سجادی که در جلسه نقد و بررسی کتاب «تجزیه و تحلیل جنگ ایران و عراق؛ پیش درآمدی بر یک نظریه» در دانشگاه عالی دفاع ملی حضور داشت، پیرامون پاسخ های اینجانب به پرسش های حاضرین، نقدی نوشته است که در ادامه از نظر خواهد گذشت. انتظار داشتم یادداشت ارسال شده تکمیل و سپس منتشر شود که اقدامی در این زمینه صورت نگرفت و تأخیر در انتشار به همین علت بود.


ادامه مطلب

اشاره:

   در بخش اول و دوم یادداشت، مسئله مورد بحث و دوگانگی موجود در پاسخ به علت ناتوانی ارتش در بازدارندگی عراق در حمله به ایران بررسی شد. در بخش سوم «نظریه ارتش» در پاسخ به مسئله مورد بحث نقد و بررسی شده است.


ادامه مطلب

اشاره:

   در بخش اول این یادداشت درباره موضوع مورد بررسی، طرح مسئله شد، به این معنا که چرا درباره علت ناتوانی در بازدارندگی، میان توانایی کسب اطلاعات و هوشیاری درباره احتمال حمله عراق به ایران، با توانایی نظامی برای بازدارندگی تفکیک صورت می گیرد؟ آیا این روش در ارزیابی بمعنای تجزیه مولفه های قدرت نظامی نیست؟


ادامه مطلب

اشاره

هم اکنون تجربه جنگ با عراق بیشتر با رویکرد فرهنگی- سیاسی و یا از طریق بررسی جزئیات تاریخی دنبال می شود، به همین دلیل تبیین موجود از وقایع و مسائل جنگ، چندان با نیازهای راهبردی کشور در حال و آینده نسبتی ندارد. «باز تولید ادبیات نظامی و راهبردی» بدون تلاش مورّخین و تحلیل‌گران نظامی حاصل نخواهد شد. مهمتر آنکه «شناخت وقایع نظامی» برای استفاده در آینده، با روش تاریخی حاصل نخواهد شد.

بررسی حاضر بیش از آنکه تلاش برای تاریخ نگاری وقایع باشد، تجزیه و تحلیل وقوع جنگ در چارچوب مفهوم «غافلگیری» و «بازدارندگی» است. با وجود اهمیت بحث نظامی و راهبردی در باره غافلگیری و بازدارندگی، در مقایسه با مباحث سیاسی و تاریخی، مانند؛ ریشه ها و یا زمینه های وقوع جنگ، تا کنون از سوی سپاه و ارتش نه تنها هیچگونه اثر مستقلی در این زمینه منتشر نشده است، بلکه در اثار منتشر شده نیز، در حد 20 صفحه بصورت مستقل، گزارش تحلیلی قابل مشاهده نیست.

  پیش از این در مواجهه با روش استدلال امیر گلفام درباره هوشیاری ارتش در برابر حمله عراق، و نقد و بررسی نظرات ایشان مبنی بر این که؛ اگر عملکرد نیروی هوایی در کمان 99، به معنای هوشیاری ارتش است، آیا نا توانی نیروی زمینی ارتش در بازدارندگی عراق از حمله و یا شکست ارتش عراق در نقطه صفر مرزی، همچنین جلوگیری از اشغال سرزمین ایران به مدت 20 ماه، نشانه غافلگیری نیست؟ پاسخ ایشان با طرح بحث جدیدی مبنی بر «تفکیک هوشیاری از واکنش دفاعی»، موجب بحث و ابهام جدیدی شده است. در این نظریه بر محدودیتهای جمع آوری اطلاعات، تحلیل و پیش بینی احتمالات از جمله خطر وقوع جنگ، با تاکید بر«فروپاشی ارتش» و نا دیده گرفتن  بهم پیوستگی میان مولفه های قدرت نظامی، تاکید شده است. امیدوارم تلاش حاضر که پیش از این در سایت دنبال می شد، موجب فراروی از مناقشات تاریخی و با نظر به نیازهای پیش رو مورد نقد و بررسی قرار بگیرد.


ادامه مطلب

   پدیده اجتماعی جنگ ایران و عراق همانند هر پدیده دیگری، به اعتبار اینکه در زمان و مکان واقع شده، تاریخ‌مند شده است. در واقع مشخصه هر پدیده اجتماعی، تاریخ مندی آن است. در توضیح بیشتر و برای روشن شدن مطلب، می‌توان پرسشی را طرح کرد که نسبت تاریخ‌مندی با تاریخ نگری و تاریخ نگاری را روشن خواهد کرد. امروز هرگونه گفتگو درباره جنگ ایران و عراق، به این دلیل امکان پذیر است که پدیده جنگ از مشخصه تاریخ مندی برخوردار است. یعنی در زمان و مکان های مختلف مجموعه ای از رویدادها رخ داده است که مجموعه آنها ناظر بر ریشه های تاریخی جنگ است. پرسش مورد بحث این است که؛ تاریخ نگری و تاریخ نگاری چه نسبتی با تاریخ مندی پدیده جنگ ایران و عراق دارد؟


ادامه مطلب

   در نقد و بررسی تجربه جنگ در نسبت با اهداف و نتایج جنگ در همان دوره تاریخی، هم اکنون مناقشات سیاسی درباره تصمیم گیری‌ها برای جلوگیری از جنگ و سپس نحوه ادامه آن، همچنین درباره نقش سازمانی ارتش و سپاه در پیروزی‌ها و شکست‌ها، همچنان جریان دارد. سطح دیگری از مناقشات نیز درباره میزان پشتیبانی دولت از جنگ است که در زمان حیات مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی جریان داشت و ایشان نیز متقابلاً بر این باور بود که نظامی‌ها نتوانستند پیروزی لازم را کسب کنند تا متکی بر آن، بتوان مذاکره کرد و به جنگ پایان داد.


ادامه مطلب

   منظور از «مواجهه تجربی»؛ صورتی از مواجهه فردی و اجتماعی بمعنای عام و خاص در حوزه موضوعات و مسایل انسانی است. به این اعتبار، تجربه و تجربه اندوزی یک امر انسانی و در زیست انسانی است. در این رویارویی‌های تجربی، قابلیت‌های درونی افراد و جامعه، در آزمون جدید و یا تکرار آن، آشکار و وضعیت جدیدی خلق می‌شود که ما به‌ازاء درونی و بیرونی دارد. تغییرات حاصل از مواجهه تجربی، موجب تمایز و تقسیم‌بندی زندگی فردی و اجتماعی به زمان و یا دوره قبل و بعد از تجربه می‌شود. برپایه توضیح یاد شده، مسیر زندگی انسان از ابتدا تا انتها، در فرآیند مواجهات تجربی شکل می‌گیرد و ادامه پیدا می‌کند. حتی در دوران کهولت و بی‌عملی نیز احتمالاً بازبینی تجربیات و آگاهی‌های حاصل از آن نیز به خلقِ جدیدی در ساحت اندیشه و گاهی مواضع و رفتار منجر خواهد شد. با مقدمه یاد شده، این پرسش وجود دارد که؛ تجربه جنگ ایران و عراق را چگونه و با چه الگویی می توان مورد نقد و بررسی قرار داد؟


ادامه مطلب