m-doroodian|محمد درودیان هدف از تأسیس این صفحه، بیان دیدگاهها و نظرات درباره ابعاد سیاسی، اجتماعی و نظامی جنگ ایران و عراق و نیز بازاندیشی و اصلاح نظرات و آثار منتشر شده است. از مخاطبان گرامی تقاضا دارم از طریق آدرس m.doroodian@yahoo.com بنده را از نقطه نظرات نقادانه و پیشنهادی خویش بهره‌ مند فرمایند. tag:http://www.m-doroodian.ir 2019-04-24T20:37:41+01:00 mihanblog.com کدام تاریخ؟ 2019-04-18T19:50:50+01:00 2019-04-18T19:50:50+01:00 tag:http://www.m-doroodian.ir/post/647 محمد درودیان رجوع به تاریخ برای پاسخ به پرسش ها و یا ارجاع به تاریخ در استدلال و استفاده به هنگام پژوهش و گفتار، بخشی از روش‌های مختلف در نگرش به تاریخ و همچنین استفاده از تاریخ  با استفاده از گزاره های زیر قابل مشاهده است: - تاریخ حقیقت را آشکار می‌کند؛- در تاریخ اثبات می شود؛- تاریخی خواهد شد؛- در تاریخ می ماند. با این توضیح این پرسش وجود دارد که: آیا تاریخ  و استفاده از گزاره های تاریخی برای پشتوانه‌سازی و یا مشروعیت سازی اقدامات سیاسی نیست؟ بنظرم تاریخ گرچه یک امر جم

رجوع به تاریخ برای پاسخ به پرسش ها و یا ارجاع به تاریخ در استدلال و استفاده به هنگام پژوهش و گفتار، بخشی از روش‌های مختلف در نگرش به تاریخ و همچنین استفاده از تاریخ  با استفاده از گزاره های زیر قابل مشاهده است:

- تاریخ حقیقت را آشکار می‌کند؛
- در تاریخ اثبات می شود؛
- تاریخی خواهد شد؛
- در تاریخ می ماند.

با این توضیح این پرسش وجود دارد که: آیا تاریخ  و استفاده از گزاره های تاریخی برای پشتوانه‌سازی و یا مشروعیت سازی اقدامات سیاسی نیست؟ بنظرم تاریخ گرچه یک امر جمعی و باور فرهنگی و بازتاب رخدادها و "مانده گذشته" است، ولی تاریخ نگری و تاریخ نگاری تابع امر سیاسی و "قدرت" است. به این اعتبار، اهتمام به تاریخ نگاری، اهتمام به امر سیاسی و قدرت، بعنوان تحقق امر جمعی در گذشته است. از این طریق است که تاریخ تداوم یافته و تاثیر گذار می شود. استفاده از تاریخ اجتماعی، تاریخ شفاهی و سایر  روشها بیشتر برای گریز از تاریخ به مثابه امر سیاسی و قدرت است، در حالیکه گریزی از آن نیست.

]]>
روش شناسی بررسی جنگ ایران و عراق 2019-04-13T20:00:26+01:00 2019-04-13T20:00:26+01:00 tag:http://www.m-doroodian.ir/post/646 محمد درودیان درباره دفاع همه جانبه مردمی در برابر تجاوز ارتش عراق به ایران، دو نوع بحث را با دو روش باید انجام داد: روش اول؛ بررسی‌های تاریخی، سیاسی و عملیاتی در چارچوب روش یاد شده می توان درباره جزئیات و تحلیل رخدادهای سیاسی- نظامی در باره شرایط و وضعیت سیاسی- اجتماعی و نظامی ایران و عراق در مراحل مختلف جنگ، شامل؛ وقوع، ادامه و پایان جنگ، همچنین عملیات‌های نظامی و برخی موضوعات مهم و نتایج جنگ در هر مرحله بحث کرد. روش دوم؛ بررسی‌های راهبردی در چارچوب روش یاد شده می توان در

درباره دفاع همه جانبه مردمی در برابر تجاوز ارتش عراق به ایران، دو نوع بحث را با دو روش باید انجام داد:

روش اول؛ بررسی‌های تاریخی، سیاسی و عملیاتی

در چارچوب روش یاد شده می توان درباره جزئیات و تحلیل رخدادهای سیاسی- نظامی در باره شرایط و وضعیت سیاسی- اجتماعی و نظامی ایران و عراق در مراحل مختلف جنگ، شامل؛ وقوع، ادامه و پایان جنگ، همچنین عملیات‌های نظامی و برخی موضوعات مهم و نتایج جنگ در هر مرحله بحث کرد.

روش دوم؛ بررسی‌های راهبردی

در چارچوب روش یاد شده می توان در باره مسایل اساسی جنگ در گذشته و نیازهای حال و آینده، بحث کرد. بعنوان مثال درباره وقوع جنگ، مسئله غافلگیری اهمیت دارد، همچنان علت ناتوانی در بازدارندگی و شکست ارتش عراق در نقطه صفر مرزی باید بررسی شود. برآیند حاصل از این بررسی می‌تواند الگوهای هشیاری و برخورداری از قدرت موثر دفاعی- تهاجمی را برای بازدارندگی یا شکست دشمن در حمله به ایران، همچنین جلوگیری از اشغال که هم اکنون مورد توجه قرار دارد، تبیین کند. مسئله مهمتر بررسی قدرت نظامی و منابع مورد نیاز برای جنگ تعاقبی در خاک دشمن است که باید مورد ارزیابی قرار بگیرد. بعنوان مثال با توجه به موقعیت منطقه ای ایران در سوریه، لبنان و عراق، کدامیک از درس ها و تجربیات جنگ با عراق، قابل بهره برداری است؟

]]>
تاریخ مندی جنگ چه نسبتی با تاریخ نگاری جنگ دارد؟ 2019-04-08T20:19:02+01:00 2019-04-08T20:19:02+01:00 tag:http://www.m-doroodian.ir/post/645 محمد درودیان مشخصه هر پدیده اجتماعی، تاریخ مندی آن است. به این اعتبار پدیده اجتماعی جنگ ایران و عراق همانند هر پدیده دیگری، به اعتبار اینکه در زمان و مکان واقع شده، از مشخصه تاریخ‌مند برخوردار است. در توضیح بیشتر و برای روشن شدن مطلب، می‌توان پرسشی را طرح کرد تا نسبت تاریخ‌مندی با تاریخ نگری و تاریخ نگاری را روشن کند. امروز هرگونه گفتگو درباره جنگ ایران و عراق، به این دلیل امکان پذیر است که پدیده جنگ از مشخصه تاریخ مندی برخوردار است. یعنی در زمان و مکان های مختلف، مجموعه ای از رویداده مشخصه هر پدیده اجتماعی، تاریخ مندی آن است. به این اعتبار پدیده اجتماعی جنگ ایران و عراق همانند هر پدیده دیگری، به اعتبار اینکه در زمان و مکان واقع شده، از مشخصه تاریخ‌مند برخوردار است. در توضیح بیشتر و برای روشن شدن مطلب، می‌توان پرسشی را طرح کرد تا نسبت تاریخ‌مندی با تاریخ نگری و تاریخ نگاری را روشن کند. امروز هرگونه گفتگو درباره جنگ ایران و عراق، به این دلیل امکان پذیر است که پدیده جنگ از مشخصه تاریخ مندی برخوردار است. یعنی در زمان و مکان های مختلف، مجموعه ای از رویدادها رخ داده است که مجموعه آنها امکان بازتولید مفهومی و تاریخی از تجربه جنگ را فراهم کرده است. حال آنکه قبل از حمله عراق به ایران پیش فرضهای مفهومی جامعه ایران از جنگ با آنچه پس از آن صورت گرفت تفاوت کرده است. با نظر به ملاحظات یاد شده پرسش مورد بحث این است که؛ تاریخ نگری و تاریخ نگاری چه نسبتی با تاریخ مندی پدیده جنگ ایران و عراق دارد؟

]]>
کدام مفهوم از جنگ؟ 2019-04-04T19:51:18+01:00 2019-04-04T19:51:18+01:00 tag:http://www.m-doroodian.ir/post/642 محمد درودیان  با فرض اینکه مفاهیم و تعریف ان استاندارد نیست، در واقع نظام معنابخشی و تفسیری از پدیده ها در هر جامعه‌ای، تابع تجربه تاریخی و پیشینه‌های فرهنگی- اجتماعی در آن جامعه است. با این توضیح، در پاسخ به این پرسش که؛ هم اکنون برداشت جامعه ایران از مفهوم جنگ چگونه حاصل شده است؟ بصورت اجمالی می توان تاکید کرد که ادراک جامعه ایران از مفهوم جنگ، تابع تجربه تاریخ معاصر است که بیشتر شامل جنگ ایران و عراق و جنگ‌های آمریکا و داعش در منطقه است. برپایه این فرض که ش

 با فرض اینکه مفاهیم و تعریف ان استاندارد نیست، در واقع نظام معنابخشی و تفسیری از پدیده ها در هر جامعه‌ای، تابع تجربه تاریخی و پیشینه‌های فرهنگی- اجتماعی در آن جامعه است. با این توضیح، در پاسخ به این پرسش که؛ هم اکنون برداشت جامعه ایران از مفهوم جنگ چگونه حاصل شده است؟ بصورت اجمالی می توان تاکید کرد که ادراک جامعه ایران از مفهوم جنگ، تابع تجربه تاریخ معاصر است که بیشتر شامل جنگ ایران و عراق و جنگ‌های آمریکا و داعش در منطقه است.

برپایه این فرض که شرایط مواجهه با یک تجربه، نظام ادراکی- معنایی یک جامعه را از تجربه مشترک شکل می دهد، درباره تجربه جنگ در جامعه ایران، به نظر می رسد حداقل چند موضوع موثر است:

1- پیوستگی جنگ با انقلاب؛ جامعه ایران بر این باور بود که تهدیدات نظامی و جنگ به دلیل انقلاب و استقلال‌خواهی از نظام سلطه است.

2- ضرورت حفظ موجودیت سیاسی بر آمده از انقلاب؛ متأثر از موضوع مندرج در بند اول، حفظ نظام سیاسی برآمده از انقلاب، در برابر تهدیدات نظامی- امنیتی در اولویت قرار داشت. ضمن اینکه تصور می‌شد عراق به دنبال پیشروی به سمت تهران و سقوط نظام است.

3- دفاع از تمامیّت ارضی؛ نگرانی از تجزیه سرزمین و تکرار تاریخ، یکی از مهمترین نگرانی‌های جامعه ایران بود و این ملاحظه در شکل گیری انگیزه‌های دفاع جمعی نقش اساسی داشت.

با فرض صحت مولفه های سه گانه، در واقع ادراک عمومی جامعه ایران برخلاف ادراک تخصصی و نظامی ارتش از تهدیدات عراق و جنگ، بیشتر سیاسی- اجتماعی و تابع تعاریف هویتی بوده است.ملاحظه یاد شده در عین حالیکه مانع از ادراک نظامی از مسئله جنگ شد، در عین حال امکان دفاع مردمی و همه جانبه را فراهم کرد.

نتیجه گیری یاد شده از دو جهت اهمیت دارد: نخست آنکه نگرش و برداشت از  مفهوم جنگ، بمثابه یک واقعه نظامی، و انطباق آن با مفاهیم کلاسیک، با نادیده گرفتن ابعاد هویتی و سیاسی- اجتماعی، مانع از فهم عمیق نسبت به تجربه تاریخی جامعه ایران از مسئله جنگ خواهد شد. بنا براین باید با نظرگاه‌های مختلفی به این تجربه نگاه کرد. علاوه بر این، جامعه ایران به دلیل فهم تجربی از جنگ، در نگاه به جنگ آینده که متفاوت با تجربه جنگ گذشته خواهد بود، احتمال دارد غافلگیر شود، زیرا ماهیت جنگ در هر دوره با وجود شباهت در  بکارگیری ابزار نظامی و انهدام و کشتار، در روش و برخی موارد دیگر متفاوت است.

 

]]>
روایت های جدید با روش های جدید 2019-03-29T19:40:41+01:00 2019-03-29T19:40:41+01:00 tag:http://www.m-doroodian.ir/post/643 محمد درودیان زبان گفتاری و نوشتاری در بیان موضوعات و معانی، صرفا به مثابه ابزار در روایت از وقایع جنگ ایران و عراق نیست، بلکه زبان، شیوه تفکر و صورتی از تفکر است که با زیست فردی- اجتماعی در زمانه جنگ نسبت دارد و با تغییر «زمانه»، دستخوش تغییر می شود. برای روشن شدن نسبت زبان با روایت از تاریخ، می توان زبان گفتاری و نوشتاریِ سال های جنگ، از سوی افراد و نهادهای خاص را با دوره جدید مقایسه کرد. زبان گفتاری و نوشتاری در بیان موضوعات و معانی، صرفا به مثابه ابزار در روایت از وقایع جنگ ایران و عراق نیست، بلکه زبان، شیوه تفکر و صورتی از تفکر است که با زیست فردی- اجتماعی در زمانه جنگ نسبت دارد و با تغییر «زمانه»، دستخوش تغییر می شود. برای روشن شدن نسبت زبان با روایت از تاریخ، می توان زبان گفتاری و نوشتاریِ سال های جنگ، از سوی افراد و نهادهای خاص را با دوره جدید مقایسه کرد.

]]>
پایداری یا تغییر در تاریخ 2019-03-22T19:46:30+01:00 2019-03-22T19:46:30+01:00 tag:http://www.m-doroodian.ir/post/641 محمد درودیان تاریخمندی پدیده ها و تاریخی شدن در زمان و مکان اجتناب‌ناپذیر است، ولی مسئله اساسی، چگونگی گذار اندیشه‌ها و رفتارها از زمان و مکان و تداوم آن به حال و آینده است. در واقع منطق تداوم و پایداری وقایع در تاریخ، تابع چگونگی گذار از زمان و مکان تاریخی در گذشته و پرتاب آن به حال و اینده است. بعبارت دیگر در حالیکه وقایع در زمان و مکان روی داده و از این طریق دچار حصر شده و به این شکل تاریخی می‌شوند، پایداری و تداوم واقعه در تاریخ، در فرازمان و فرامکان چگونه شکل گرفته و تحقق تاریخمندی پدیده ها و تاریخی شدن در زمان و مکان اجتناب‌ناپذیر است، ولی مسئله اساسی، چگونگی گذار اندیشه‌ها و رفتارها از زمان و مکان و تداوم آن به حال و آینده است. در واقع منطق تداوم و پایداری وقایع در تاریخ، تابع چگونگی گذار از زمان و مکان تاریخی در گذشته و پرتاب آن به حال و اینده است. بعبارت دیگر در حالیکه وقایع در زمان و مکان روی داده و از این طریق دچار حصر شده و به این شکل تاریخی می‌شوند، پایداری و تداوم واقعه در تاریخ، در فرازمان و فرامکان چگونه شکل گرفته و تحقق می یابد؟

فرضاً انقلاب اسلامی مردم ایران و یا دفاع مقدس در برابر حمله عراق به ایران، شامل مجموعه‌ای از اندیشه و رفتارهای فردی- اجتماعی است که در زمان- مکان واقع و به این اعتبار، تاریخی شده است. اما پایداری تفکرات و رفتارهای فردی- اجتماعی در وقایع تاریخی با عبور از زمان- مکان گذشته و تبدیل به الگوهای تأثیرگذار، چگونه امکان پذیر شده است؟ این موضوع از این جهت اهمیت دارد همیشه همه حوادث تاریخی از تاثیر و تداوم برخوردار نیستند.همچنین میزان تاثیر و تداوم حوادث تاریخی یکسان نیست.

با این مقدمه آیا ما همچنان از نظر زمانی در دوره تاریخی انقلاب و جنگ بسر می‌بریم؟ اگر پاسخ مثبت باشد، چگونگی فراروی از زمان و مکان مورد پرسش است. اگر پاسخ منفی باشد، پرسش از اینکه کدام رفتارها به الگوهای تأثیرگذار تبدیل شده است، محل بررسی است. به نظرم درس ها و دستاوردهای جنگ و انقلاب را از این طریق هم می توان مورد نقد و بررسی قرار داد.

]]>
تأثیر انقلاب بر تحلیل پدیده تهدید و جنگ 2019-03-18T20:40:35+01:00 2019-03-18T20:40:35+01:00 tag:http://www.m-doroodian.ir/post/634 محمد درودیان حمله عراق به ایران، 20 ماه پس از پیروزی انقلاب، همچنین فروپاشی ساختار قدرت سیاسی، نظامی و امنیتی  رژیم شاه، یکی از عوامل موثر در شکل‌گیری «نظریه پیوستگی جنگ با انقلاب» است. در واقع فاصله زمانی 20 ماهه از انقلاب تا جنگ، با تأثیر انقلاب بر سیاست خارجی و مناسبات ایران و عراق، نقش مهمی در شکل گیری نظریه یاد شده داشته است. فارغ از ملاحظاتی که در این زمینه وجود دارد، پرسش این است که؛ نظریه پیوستگی جنگ با انقلاب، چگونه بر نگرش به تهدید و جنگ، همچنین شکل گیری قدرت دفاع

حمله عراق به ایران، 20 ماه پس از پیروزی انقلاب، همچنین فروپاشی ساختار قدرت سیاسی، نظامی و امنیتی  رژیم شاه، یکی از عوامل موثر در شکل‌گیری «نظریه پیوستگی جنگ با انقلاب» است. در واقع فاصله زمانی 20 ماهه از انقلاب تا جنگ، با تأثیر انقلاب بر سیاست خارجی و مناسبات ایران و عراق، نقش مهمی در شکل گیری نظریه یاد شده داشته است. فارغ از ملاحظاتی که در این زمینه وجود دارد، پرسش این است که؛ نظریه پیوستگی جنگ با انقلاب، چگونه بر نگرش به تهدید و جنگ، همچنین شکل گیری قدرت دفاعی ایران تأثیر داشته است؟ در این زمینه دو نظریه وجود دارد که با وجود تفاوت ها، در توجه به نقش و تأثیر انقلاب، وجوه مشترک دارند:

1- نگرش به تهدید و جنگ

 در نظریه اول که با تاکید بر نگرش به تهدیدات صورت می گیرد، علت شگل گیری تهدیدات با نظر به مواضع و رفتار های ایران در برابر عراق صورت بندی می شود. همچنین علت بی توجهی و یا عدم اقدام مناسب در برابر اقدامات نظامی- امنیتی عراق در مرزها و مناطق مرزی نیز متاثر از فروپاشی قدرت دفاعی ایران ارزیابی می شود. در واقع نگرش سیاسی به تهدیدات، در چارچوب انقلاب به جای رویکرد نظامی- راهبردی و در چارچوب موازنه قوا،  موجب غافلگیری و عدم امادگی ایران در برابر حمله عراق ارزیابی می شود. همچنین پس از حمله عراق نیز ناتوانی در شکست عراق در نقطه صفر مرزی و جلوگیری از اشغال نزدیک به 20 هزار کیلومتر از سرزمین ایران، موجب تأکید بر تأثیر انقلاب در ایجاد نابسامانی در ارتش و  فروپاشی قدرت نظامی می شود. برابر این نظریه  انقلاب موجب تحریک عراق برای حمله به ایران، همچنین تضعیف و فروپاشی قدرت دفاعی شد و در نتیجه ایران از آمادگی دفاعی برای بازدارندگی و یا شکست ارتش عراق در نقطه صفر مرزی برخوردار نبود.

2- نگرش به ظهور قدرت دفاعی ایران  و شکست ارتش عراق

در نظریه دوم  بر شکست ارتش عراق تاکید می شود. به این شکل که ارتش عراق در تأمین کلیه اهداف نظامی، در سه تا هفت روز، شکست خورد، زیرا واکنش نیروهای نظامی، همراه با حضور نیروهای مردمی در جنگ و شکل گیری «دفاع همه جانبه و مردمی»، بعنوان عامل اساسی در تغییر محاسبات ارتش عراق مورد تاکید قرار می گیرد. برابر این نظریه قدرت دفاعی ایران موجب شکست ارتش عراق شد.

 برابر دو نظریه یاد شده در باره «ارزیابی تهدید» و «دفاع همه جانبه در برابر تجاوز»، تأکید بر تأثیر انقلاب بر شکل‌گیری تهدید و سپس قدرت دفاعی برای شکست ارتش عراق وجه مشترک دارد. وجه افتراق نیز در تناقضی است که وجود دارد، به این معنا که، اگر قدرت دفاعی با مشارکت مردم و بکارگیری کلیه نیروهای نظامی موجب شکست ارتش عراق شد، این پرسش وجود دارد که با فرض هوشیاری در برابر تهدیدات، چرا بر پایه قدرتی که موجب شکست ارتش عراق شد، از حمله عراق جلوگیری نشد؟ اهمیت پرسش یاد شده و ضرورت پاسخ به ان این است که، ناتوانی در بازدارندگی و شکست ارتش عراق بیشتر علت  سیاسی-اجتماعی و مدیریتی دارد.

]]>
بررسی جنگ به کدام اعتبار؟ 2019-03-15T20:40:56+01:00 2019-03-15T20:40:56+01:00 tag:http://www.m-doroodian.ir/post/640 محمد درودیان توصیف و تحلیل، همچنین نقد و بررسی وقایع و مسایل جنگ ایران و عراق، به دلیل گستردگی دامنه و تنوع موضوعات، باید تابع اهداف و در نتیجه روش خاصی باشد. گرچه درباره کلیات جنگ می توان سخن گفت، اما کلیّات نیز در امتداد نگرش و روش خاص قابل بررسی و تبیین است. علت شکل گیری نگرش های متفاوت در حوزه جنگ ایران و عراق و در سایر موضوعات، به نظرم علاوه بر اینکه متأثر از قابلیت های درونی هر پدیده ای است که امکان خوانش‌های مختلف را فراهم می کند، بیشتر متأثر از رویکرد و روش افراد، همچنی

توصیف و تحلیل، همچنین نقد و بررسی وقایع و مسایل جنگ ایران و عراق، به دلیل گستردگی دامنه و تنوع موضوعات، باید تابع اهداف و در نتیجه روش خاصی باشد. گرچه درباره کلیات جنگ می توان سخن گفت، اما کلیّات نیز در امتداد نگرش و روش خاص قابل بررسی و تبیین است.

علت شکل گیری نگرش های متفاوت در حوزه جنگ ایران و عراق و در سایر موضوعات، به نظرم علاوه بر اینکه متأثر از قابلیت های درونی هر پدیده ای است که امکان خوانش‌های مختلف را فراهم می کند، بیشتر متأثر از رویکرد و روش افراد، همچنین شرایط است. به این شکل که صورت بندی مسایل، یک امر ذهنی است و «مسئله ای» که مابه ازاء بیرونی دارد، متاثر از عوامل مختلفی، از جمله شرایط "درونی" می شود.  با این توضیح مسئله در واقع «درونی کردن» امر بیرونی که تابع نگرشها و پیش فرضهای ذهنی ما نسبت به مسائل و وقایع محیطی است موجب برداشتهای متفاوت می شود. در واقع تفاوت تعریف مسایل در نزد افراد و جوامع مختلف تابع همین ملاحظه است و ریشه در پیش فرض‌های متفاوت ذهنی و همچنین خواسته های متفاوت آنها دارد.  ملاحظه یاد شده موجب نگرش های خاصی به مسایل عام و خاص از جمله به موضوعات،وقایع و مسائل جنگ ایران و عراق شده است . با نظر به مقدمه یاد شده تعریف مسایل جنگ ایران و عراق، حداقل در درون سه نوع نگرش متفاوت که با پیش فرضهای مختلف صورت گرفته و در اینده نیز احتمالا تغییر خواهد کرد، به شرح زیر قابل صورت بندی است:

1- برخی در نگرش به مسئله جنگ در حالیکه به وجوه مختلف توجه دارند، اما بیشتر بر رفتار «دشمن متجاوز و حامیانش»  تمرکز می‌کنند و سایر مسایل را حول این موضوع مورد بررسی قرار می دهند. درونمایه این نگرش، بیشتر سیاسی - اجتماعی و تاریخی است.

2- بررسی وقایع و تلاش برای «شناخت وقایع» و تبیین وقوع آن، ازجمله شرایط و واقعیت ها، در نزد برخی بیش از سایر ملاحظات ازجمله سازوکارها و منطق وقوع رخدادها مورد توجه است. درونمایه این نگرش بیشتر «واقعه نگری» و تاریخی است.

3- در برخی بررسی ها «تفکر و روش مواجهه ایران» با تهدیدات عراق، تصمیم گیری و مجموع اقداماتی که انجام شده یا نشده است، بیش از سایر ملاحظات مورد توجه است. درونمایه این نگرش نیز سیاسی و انتقادی است، هرچند در بررسی های تاریخی با تمرکز بر وقایع هم می توان مجموعه مسایل را در کنار هم بررسی کرد.

با این توضیح، نقد و بررسی ها تابع نگرش ها است و روش نیز متأثر از مسئله است که درونمایه نگرش و روش را تشکیل می دهد. بنابراین نمی توان در موضوع و مسئله مهم جنگ، نگرش و روش ها را محدود کرد، زیرا علاوه بر قابلیتهای موضوع جنگ برای نگرشها و تبیین متفاوت، ظرفیت افراد و تغییر در شرایط نیز برای رویکرد جدید به موضوعات و مسائل بسیار متنوع و گسترده است.

]]>
منطق نقد تاریخی چیست؟ 2019-03-11T20:40:11+01:00 2019-03-11T20:40:11+01:00 tag:http://www.m-doroodian.ir/post/639 محمد درودیان نقد و پرسش از وقایع تاریخی در دوره معاصر، همزاد تاریخ است، چنانکه تحریف تاریخ نیز چنین است. در عین حال پرسش این است که: «نقد تاریخ» چرا و چه چیزی را از تاریخ هدف قرار داده است؟ با فرض اینکه تاریخ به معنای واقعه است و میان تحقق واقعه در زمان و مکان، با سازوکارها و چگونگی عملکرد فاعلان در تاریخ باید تفکیک کرد، به نظرم نقد از تاریخ به دو بخش کلی و در عین حال بهم پیوسته قابل تقسیم است: 1- وقایع تاریخی پس از وقوع به دلیل نتایج آن، محل نقد و پرسش قرار می گیرد. فرضاً پس نقد و پرسش از وقایع تاریخی در دوره معاصر، همزاد تاریخ است، چنانکه تحریف تاریخ نیز چنین است. در عین حال پرسش این است که: «نقد تاریخ» چرا و چه چیزی را از تاریخ هدف قرار داده است؟ با فرض اینکه تاریخ به معنای واقعه است و میان تحقق واقعه در زمان و مکان، با سازوکارها و چگونگی عملکرد فاعلان در تاریخ باید تفکیک کرد، به نظرم نقد از تاریخ به دو بخش کلی و در عین حال بهم پیوسته قابل تقسیم است:

1- وقایع تاریخی پس از وقوع به دلیل نتایج آن، محل نقد و پرسش قرار می گیرد. فرضاً پس از وقوع یا ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر، به دلیل پیامدهای آن، این پرسش به میان خواهد آمد که؛ آیا وقوع جنگ اجتناب‌ناپذیر بود؟ همچنین چرا جنگ پس از فتح خرمشهر ادامه یافت؟ برای روشن شدن علت طرح این پرسش ها که با نظر به نتایج است، فرضاً اگر حمله عراق به ایران یک هفته پس از وقوع به پایان می رسید و یا جنگ با عملیات رمضان به پایان می رسید، یا علت وقوع و ادامه جنگ مورد پرسش قرار می گرفت؟ گرچه پاسخ این پرسش می تواند منفی باشد ولی به این معنا نیست که باب نقد بسته می شد.

2-فاعلان وقایع تاریخی، بمعنای تصمیم گیرندگان و اقدام کنندگان، به دلیل نتایج و پیامدهای جنگ،  از منظر تفکر و دلیل تصمیم گیری، مورد پرسش قرار می گیرند. نقد سیاسی بر افراد مسئول و تصمیم گیرنده، بیشتر در صورت شکست نظامی شکل می گیرد. با فرض اینکه جنگ با پیروزی و شکست همراه است بنا براین همیشه باب نقد گشوده است.

تأثیرگذار وقایع تاریخی بر تفکر تاریخی، با گذشت زمان بیشتر از طریق رویکرد و روش مطالعه وقایع تاریخی صورت می گیرد، چنانکه نقد تاریخی بیشتر حاصل سنتهای فرهنگی- تاریخی در یک کشور است. به همین دلیل وقایع و نتایج آن بصورت یکسان مورد بررسی و نتیجه گیری قرار نمی گیرد و نوعی تساهل و مصلحت اندیشی در بررسیهای تاریخی، در دوره های مختلف وجود دارد که حاصل "سنتهای تفکر تاریخی" و مهمتر از ان «پیوستگی تاریخ با قدرت» و سیاست است. در عین حال با تغییر در تفکر و روش نقد تاریخی، ظرفیت های جدیدی برای نقد و بررسی تاریخ ایجاد می شود و بخش های ناخوانده و ناگفته مورد توجه قرار می‌گیرد و گفتمان های غالب و رایج به حاشیه می رود.

]]>
حوادث و عومل تعیین کننده برای ایجاد آمادگی دفاعی 2019-03-07T21:00:16+01:00 2019-03-07T21:00:16+01:00 tag:http://www.m-doroodian.ir/post/638 محمد درودیان با فرض اجتناب ناپذیری وقوع جنگ به اعتبار شرایط و روندهای پس از پیروزی انقلاب در داخل و اختلافات تاریخی ایران و عراق، این پرسش وجود دارد که چه عواملی موجب ایجاد آمادگی ذهنی و عملی جامعه ایران و نیروهای نظامی- امنیتی برای دفاع در برابر حمله عراق شد؟ به نظرم با شاخص های بسیج اجتماعی و انسجام نیروهای مسلح، بر دو حادثه سیاسی- امنیتی می‌توان اشاره کرد: 1- بحران امنیتی در کردستان: در حالیکه بحران های سیاسی در تهران و شهرها و بحران‌های امنیتی در مناطق مرزی جریان داشت، حو

با فرض اجتناب ناپذیری وقوع جنگ به اعتبار شرایط و روندهای پس از پیروزی انقلاب در داخل و اختلافات تاریخی ایران و عراق، این پرسش وجود دارد که چه عواملی موجب ایجاد آمادگی ذهنی و عملی جامعه ایران و نیروهای نظامی- امنیتی برای دفاع در برابر حمله عراق شد؟ به نظرم با شاخص های بسیج اجتماعی و انسجام نیروهای مسلح، بر دو حادثه سیاسی- امنیتی می‌توان اشاره کرد:

1- بحران امنیتی در کردستان:

در حالیکه بحران های سیاسی در تهران و شهرها و بحران‌های امنیتی در مناطق مرزی جریان داشت، حوادث کردستان و روندهای تجزیه طلبانه موجب هشدار امام به ارتش در ماجرای پاوه در مرداد سال 1358 و واکنش جامعه ایران برای مقابله شد. ارتش که پیش از این بر اثر پیروزی انقلاب و سردادن شعار انحلال از سوی گروه ها، درگیر بحران هویتی- ساختاری در باره  نقش و جایگاه در آینده نظام بود، بر اثر اعتماد امام و پشتیبانی نیروهای مردمی، با حضور مقتدرانه در کردستان، مورد اعتماد عموم مردم قرار گرفت و ضرورت‌های برخورداری از قدرت نظامی برای ایجاد امنیت برای همگان آشکار شد. مهمتر آنکه هماهنگی سپاه و ارتش در کردستان و تجربه سپاه در برابر بحران‌های امنیتی با سازماندهی نیروها، بصورت گروهان و گردان، نیروهای نظامی و امنیتی را در آزمون جدیدی قرار داد که نتیجه آن انسجام و هماهنگی و اعتماد به نفس بود.

2- تصرف سفارت آمریکا:

ساختار سیاسی کشور با وجود دولت موقت و شورای انقلاب، درگیر نوعی دوگانگی و تنش در سیاست‌ها بودند، جامعه نیز متأثر از حوادث و روندهای مختلف، فاقد انسجام لازم بود. تصرف سفارت و حمایت مردمی علاوه بر ایجاد انسجام، جهت‌گیری سیاست های کشور را تعیین کرد.

جابجایی ناوهای آمریکا در خلیج فارس و نگرانی از تهدید نظامی آمریکا، موجب صدور فرمان امام برای تشکیل بسیج بعنوان ارتش 20 میلیونی شد. از این طریق سازماندهی نیروهای مردمی در درون ساختار نظامی کشور شکل گرفت. با این توضیح، دو حادثه یاد شده بیشترین نقش را در ایجاد آمادگی ذهنی- عملیاتی جامعه ایران و نیروهای نظامی برای دفاع در برابر تجاوز عراق داشت.

]]>
نسبت جزئیات با کلیّات در مواجهات تاریخی چیست؟ 2019-03-02T20:40:26+01:00 2019-03-02T20:40:26+01:00 tag:http://www.m-doroodian.ir/post/632 محمد درودیان با فرض نسبت میان جزئیات با کلیّات در شکل گیری معنای واحد از موضوعات مختلف، ازجمله در باره رخدادهای تاریخی، این پرسش وجود دارد که ما از جزئیات به درک کلی می‌رسیم یا بر اساس پیش‌زمینه‌های کلی، بر جزئیات متمرکز و آنها را مورد شناسایی قرار داده و مفهوم بندی می کنیم؟ پرسش یاد شده با وجود آنکه یک پرسش فلسفی و روش‌شناختی است، ولی به اعتبار اهمیت آن در نقد و بررسی مطالعات تاریخی، ازجمله تجربه جنگ ایران و عراق، باید مورد توجه قرار بگیرد. از این طریق به لحاظ روشناختی و معرفت ش با فرض نسبت میان جزئیات با کلیّات در شکل گیری معنای واحد از موضوعات مختلف، ازجمله در باره رخدادهای تاریخی، این پرسش وجود دارد که ما از جزئیات به درک کلی می‌رسیم یا بر اساس پیش‌زمینه‌های کلی، بر جزئیات متمرکز و آنها را مورد شناسایی قرار داده و مفهوم بندی می کنیم؟ پرسش یاد شده با وجود آنکه یک پرسش فلسفی و روش‌شناختی است، ولی به اعتبار اهمیت آن در نقد و بررسی مطالعات تاریخی، ازجمله تجربه جنگ ایران و عراق، باید مورد توجه قرار بگیرد. از این طریق به لحاظ روشناختی و معرفت شناسی روشن خواهد شد که: ما مسایل اساسی را چگونه مورد شناسایی قرار می‌دهیم و مهمتر آنکه درک کنونی ما از بسیاری موضوعات و مسایل تاریخی چگونه شکل گرفته و چگونه قابل بازسازی است؟ تاثیر نحوه شکل گیری ادراک را با دو ملاحظه متفاوت می توان مورد توجه قرار داد:

1- اگر ادراک از مسیر مشاهده جزئیات صورت گرفته و سپس به یک باور کلی و پایدار منجر شده باشد، ادراک و باور داشت از کلیات، بمثابه شاکله باورهای برآمده از جزئیات، با انتشار و مشاهده داده های جدید،  می تواند مورد بازبینی  قرار بگیرد.

2- در صورتیکه ادراک بر اساس پیش زمینه‌ها و باورهای کلی حاصل شده و سپس موجب گزینش و چینش داده ها شده باشد، باید ابتدا منطق حاکم بر تفکر کلی و پیش زمینه های آنها را مورد نقد و بررسی قرار داد و سپس بر پایه نقد حاصله، داده های تاریخی را برای صورت بندی جدید مورد بازبینی و انتخاب مجدد قرار داد.

به نظرم درباره جنگ ایران و عراق، پیش زمینه انقلاب و رویارویی با آمریکا پس از تصرف سفارت آمریکا، در نگرش به محیط داخلی و خارجی، موجب باورهای کلی شده بود که جزئیات رخدادها و روندهای حاصل از تشدید بحرانهای سیاسی، امنیتی و نظامی بر همان اساس تحلیل می شد. با این توضیح علت غافلگیری ایران در برابر حمله عراق، با وجود شواهد و قرائن 20 ماهه در مرز و مناطق مرزی و در مواضع خصانه مقامات رسمی عراق، تابع همین ملاحظه است. بعبارت دیگر اگر به جای پیش زمینه های برآمده از انقلاب و تحلیل رفتار عراق در چارچوب سیاستهای امریکا، بیشتر به مناسبات و اختلافات تاریخی ایران و عراق توجه می شد، بنظرم با تحرکات عراق و روش حل و فصل آن به صورت دیگری برخورد می شد.

توضیح یاد شده در باره روش شناسی در بررسیهای تاریخی، می تواند در سایر موضوعات مورد استفاده قرار بگیرد تا نظام معرفت شناسی تاریخی از تجربه جنگ با عراق مورد بازبینی قرار بگیرد.

]]>
نقد کتاب «تجزیه و تحلیل جنگ ایران و عراق، پیش درآمدی بر یک نظریه» به قلم امیر مفید 2019-02-26T21:00:17+01:00 2019-02-26T21:00:17+01:00 tag:http://www.m-doroodian.ir/post/637 محمد درودیان امیر سرتیپ دوم بازنشسته عبدالحسین مفید، از فرماندهان ارتش در دوران دفاع مقدس، پیرامون کتاب «تجزیه و تحلیل جنگ ایران و عراق، پیش درآمدی بر یک نظریه»، نقد مفصلی را نگاشته اند که در سه قسمت زیر از نظر شما گرامیان خواهد گذشت: قسمت اول قسمت دوم قسمت سوم امیر سرتیپ عبدالحسین مفید

امیر سرتیپ دوم بازنشسته عبدالحسین مفید، از فرماندهان ارتش در دوران دفاع مقدس، پیرامون کتاب «تجزیه و تحلیل جنگ ایران و عراق، پیش درآمدی بر یک نظریه»، نقد مفصلی را نگاشته اند که در سه قسمت زیر از نظر شما گرامیان خواهد گذشت:

قسمت اول

قسمت دوم

قسمت سوم

]]>
معرفی کتاب بررسی مسایل اساسی جنگ در آثار ارتش و سپاه در خبرگزاری کتاب 2019-02-24T13:10:22+01:00 2019-02-24T13:10:22+01:00 tag:http://www.m-doroodian.ir/post/636 محمد درودیان قدرت نظامی از دیدگاه ارتش و سپاه چگونه است؟ کتاب «مسایل اساسی جنگ در آثار منتشر شده ارتش و سپاه» با بررسی آثار با تمرکز بر مفهوم قدرت نظامی و روش به‌کارگیری آن و یافتن وجوه اشتراک و افتراق، درصدد به آزمون گذاشتن نظریه جدید دفاعی است. نقد خبرگزاری کتاب درباره کتاب محمد درودیان

قدرت نظامی از دیدگاه ارتش و سپاه چگونه است؟

کتاب «مسایل اساسی جنگ در آثار منتشر شده ارتش و سپاه» با بررسی آثار با تمرکز بر مفهوم قدرت نظامی و روش به‌کارگیری آن و یافتن وجوه اشتراک و افتراق، درصدد به آزمون گذاشتن نظریه جدید دفاعی است.

]]>
چالش های گذار از تجربه گذشته برای مواجهه با آینده 2019-02-23T20:42:36+01:00 2019-02-23T20:42:36+01:00 tag:http://www.m-doroodian.ir/post/609 محمد درودیان مطالعات تاریخی، با نظر به زمان و شرایط وقوع رخدادها، ناظر بر ملاحظاتی است که بنظر می رسد صورتی از دوگانگی و تناقض را به همراه دارد. به این معنا که در برخی موارد با استناد به تغییر در شرایط، رفتار در گذشته محدود به همان شرایط می شود و گاهی  در شرایط جدید و متفاوت امکان استفاده  از تجربه گذشته فراهم می شود. در این یادداشت تلاش خواهم کرد به دوگانگی مورد نظر  به دو تجربه متفاوت اشاره کنم:1- در نقد و بررسی های تاریخی برای مواجهه دقیق با گذشته، تأکید مطالعات تاریخی، با نظر به زمان و شرایط وقوع رخدادها، ناظر بر ملاحظاتی است که بنظر می رسد صورتی از دوگانگی و تناقض را به همراه دارد. به این معنا که در برخی موارد با استناد به تغییر در شرایط، رفتار در گذشته محدود به همان شرایط می شود و گاهی  در شرایط جدید و متفاوت امکان استفاده  از تجربه گذشته فراهم می شود. در این یادداشت تلاش خواهم کرد به دوگانگی مورد نظر  به دو تجربه متفاوت اشاره کنم:

1- در نقد و بررسی های تاریخی برای مواجهه دقیق با گذشته، تأکید می شود؛ «باید برای شناخت واقعیات تاریخی، وقایع و اقدامات را با نظر به شرایط مورد بررسی قرار داد». به این معنا که الزامات و شرایط تاریخی را در وقوع و رفتارها در نظر گرفت. فرضاً برای بررسی تصمیم گیری و اقدام دانشجویان پیرو خط امام در تصرف سفارت آمریکا، تاکید می شود: «باید شرایط را در نظر گرفت». چنین ملاحظه ای در بررسی اقدامات و تصمیمات گذشته، به لحاظ روش شناختی، بمعنای پذیرش واقعیات و شرایط تاریخی، برای دفاع از آنچه انجام گرفته است، می باشد. نتیجه استفاده از این روش،  دفاع و توجیه رفتارها در گذشته است. زیرا تاکید می شود با توجه به شرایط، عمل تصرف سفارت قابل دفاع و تکرار است. با توجه به استناد به شرایط، در عمل امکان  نقد  نادیده گرفته می شود.

2- تجربیات تاریخی به لحاظ روانشناختی در بسیاری از موارد، موجب  تداوم الگوهای تکراری، بر اساس ذهنیت های برآمده از تجربیات می شود. فرضاً تجربه بکارگیری نیروهای مردمی در جنگ است، چنانکه هم اکنون در عراق وجود نیروهای حشدالشعبی، حاصل تجربه استفاده از نیروهای بسیجی در جنگ با عراق است که با نتایج مهمی همراه بوده است.در حالیکه شرایط عراق و یا سوریه با آنچه در جامعه ایران صورت گرفت متفاوت است.

ملاحظات دوگانه در بررسی ساختاری واقعیات تاریخی و همچنین تداوم تاثیر ذهنیت در تکرار رفتارهای برآمده از تجربیات تاریخی، موجب طرح این پرسش می شود که، تجربه گذشته چگونه تداوم پیدا می کند؟ با وجود تغییر در شرایط چگونه در برخی موارد امکان استفاده از تجربه گذشته و تکرار آن وجود دارد و در برخی موارد چنین تصور می شود که رفتارها صرفا به شرایط گذشته محدود می شود و امکان تکرار پذیری وجود ندارد؟


]]>
تأملی بر روش شناسی گفتگو و ملاحظات آن 2019-02-20T20:40:39+01:00 2019-02-20T20:40:39+01:00 tag:http://www.m-doroodian.ir/post/633 محمد درودیان در بررسی و مطالعه جنگ ایران و عراق علاوه بر نگارش مقاله و کتاب، همچنین سخنرانی در مجامع عمومی و تدریس در کلاس درس، گفتگو در باره وقایع و موضوعات و مسائل جنگ ایران و عراق، همچنین درسها و دستاوردهای آن ناظر بر اهداف و روشهای متفاوتی است که در مجموع امکان تفکر در باره مسئله جنگ را فراهم خواهد کرد. با نظر به ملاحظه یاد شده در این یاد داشت این پرسش را بررسی خواهم کرد که؛ با چه هدفی و چگونه گفتگو می‌کنیم؟ به نظرم حداقل سه روش برای گفتگو بمعنای رد و بدل شدن نظرات میان در بررسی و مطالعه جنگ ایران و عراق علاوه بر نگارش مقاله و کتاب، همچنین سخنرانی در مجامع عمومی و تدریس در کلاس درس، گفتگو در باره وقایع و موضوعات و مسائل جنگ ایران و عراق، همچنین درسها و دستاوردهای آن ناظر بر اهداف و روشهای متفاوتی است که در مجموع امکان تفکر در باره مسئله جنگ را فراهم خواهد کرد. با نظر به ملاحظه یاد شده در این یاد داشت این پرسش را بررسی خواهم کرد که؛ با چه هدفی و چگونه گفتگو می‌کنیم؟ به نظرم حداقل سه روش برای گفتگو بمعنای رد و بدل شدن نظرات میان دو یا چند نفر وجود دارد که در ادامه به آن اشاره و سپس درباره ارزشیابی و ترجیح آن خواهم نوشت.

]]>
تاریخ نگاری جنگ؛ چالش های بحران زا در مرحله گذار 2019-02-17T21:00:53+01:00 2019-02-17T21:00:53+01:00 tag:http://www.m-doroodian.ir/post/635 محمد درودیان اشاره  پیش از این یادداشتی را تحت عنوان «نقدی بر تاریخ نگاری جنگ ایران و عراق»، با تاکید بر مشخصه های تاریخنگاری ارتش و سپاه، در سایت منتشر کردم. همچنین در چارچوب یادداشت یاد شده، نشستی در پژوهشگاه دفاع مقدس برگزار و یادداشت «نقد و بررسی معرفت شناسی جنگ ایران و عراق» را نوشتم. در همین روند یادداشت دیگری را درباره «در برابر تحریف تاریخ چه باید کرد؟» منتشر کردم که با توجه به بیانیه ستادکل نیروهای مسلح درباره تحریف، بازتاب متفاوتی داشت. در یادداشت حاضر که پیش از اشاره 

پیش از این یادداشتی را تحت عنوان «نقدی بر تاریخ نگاری جنگ ایران و عراق»، با تاکید بر مشخصه های تاریخنگاری ارتش و سپاه، در سایت منتشر کردم. همچنین در چارچوب یادداشت یاد شده، نشستی در پژوهشگاه دفاع مقدس برگزار و یادداشت «نقد و بررسی معرفت شناسی جنگ ایران و عراق» را نوشتم. در همین روند یادداشت دیگری را درباره «در برابر تحریف تاریخ چه باید کرد؟» منتشر کردم که با توجه به بیانیه ستادکل نیروهای مسلح درباره تحریف، بازتاب متفاوتی داشت. در یادداشت حاضر که پیش از این نوشته ام، «چالش‌های بحران زا در مرحله گذار» را با نظر به نگرانی از پیامدهای وضعیت تاریخنگاری جنگ، مورد نقد و بررسی قرار داده‌ام. امیدوارم این یادداشت از سوی دوستان و صاحب نظران نقد شود.

ادامه مطلب

]]>
تاریخ به اعتبار واقعه یا نقش افراد؟ 2019-02-14T20:40:08+01:00 2019-02-14T20:40:08+01:00 tag:http://www.m-doroodian.ir/post/631 محمد درودیان نگرش به تاریخ بیشتر بر حول دو محور، شامل: واقعه و نقش افراد صورت می گیرد، حال آنکه مسئله تاریخ که موجب اهمیت نقش واقعه و افراد می شود، «تغییر» است. بعبارت دیگر هیچ حادثه تاریخی نیست که بدون ایجاد تغییر و تاثیر گذاری مورد توجه قرار گرفته باشد، زیرا روندهای جاری در تداوم حوادث پیشین جریان دارد، در این میان ظهور وقایع جدید و تغییر در روندها، برای بررسی موضوعیت پیدا می کند. چنانکه نقش افراد در روندهای جاری موضوعیت ندارد، مگر آنکه با اقداماتی بر روند جاری تاثیر گذار بوده و م نگرش به تاریخ بیشتر بر حول دو محور، شامل: واقعه و نقش افراد صورت می گیرد، حال آنکه مسئله تاریخ که موجب اهمیت نقش واقعه و افراد می شود، «تغییر» است. بعبارت دیگر هیچ حادثه تاریخی نیست که بدون ایجاد تغییر و تاثیر گذاری مورد توجه قرار گرفته باشد، زیرا روندهای جاری در تداوم حوادث پیشین جریان دارد، در این میان ظهور وقایع جدید و تغییر در روندها، برای بررسی موضوعیت پیدا می کند. چنانکه نقش افراد در روندهای جاری موضوعیت ندارد، مگر آنکه با اقداماتی بر روند جاری تاثیر گذار بوده و موجب تغییر آن شود.

با این توضیح، اگر مفهوم «تغییر» مورد توجه قرار بگیرد،  جایگاه و تأثیر وقایع و نقش افراد هم در چارچوب تغییر و تاثیر روشن خواهد شد. مهمتر آنکه تأثیر تاریخ گرچه با تاکید بر واقعه صورت می گیرد، اما نتایج وقایع تاریخی را باید در تغییر و تأسیس ساختاری مورد توجه قرار داد. به این ترتیب رویکرد و روش بررسیهای تاریخی مناسب است از «مستند و توصیفی» در باره وقایع، به «تحلیل روندها و چرخشهای تاریخی» تغییر کند.

]]>
پژوهش ها و تبیین تاریخی؛ نسبت میان پرسش با پاسخ چیست؟ 2019-02-11T20:50:20+01:00 2019-02-11T20:50:20+01:00 tag:http://www.m-doroodian.ir/post/630 محمد درودیان با فرض اینکه تاریخ نگاری وقایع تاریخی  با هدف پژوهش و تبیین رخدادهای تاریخی انجام می‌شود، این پرسش وجود دارد که؛ پژوهشها و تبیین تاریخی چه نسبتی با نیازها وپرسش‌های دارد؟ به عبارت دیگر، اگر نسبتی میان مسایل و پرسش‌های تاریخی با پژوهش‌ها و تبیین تاریخی از وقایع وجود دارد، باید تأثیر آن را در درون همین نسبت مشاهده کرد. به این معنا که تبیین تاریخی باید به پرسش‌ها پاسخ بدهد و متقابلا پرسش ها موجب پژوهش ها و تبیین تاریخی شود. در واقع مسئله این است که نسبت میان پرسش‌های با فرض اینکه تاریخ نگاری وقایع تاریخی  با هدف پژوهش و تبیین رخدادهای تاریخی انجام می‌شود، این پرسش وجود دارد که؛ پژوهشها و تبیین تاریخی چه نسبتی با نیازها وپرسش‌های دارد؟ به عبارت دیگر، اگر نسبتی میان مسایل و پرسش‌های تاریخی با پژوهش‌ها و تبیین تاریخی از وقایع وجود دارد، باید تأثیر آن را در درون همین نسبت مشاهده کرد. به این معنا که تبیین تاریخی باید به پرسش‌ها پاسخ بدهد و متقابلا پرسش ها موجب پژوهش ها و تبیین تاریخی شود.

در واقع مسئله این است که نسبت میان پرسش‌های نقادانه با پژوهش ها و تبیین تاریخی را چگونه می توان به آزمون گذاشت و روشن کرد؟ اگر تبیین تاریخی در پاسخ به پرسش‌ها صورت گرفته باشد، باید از تکرار پرسش‌های پیشین و پاسخ داده شده، جلوگیری کند، در غیر اینصورت منطق تکرار پرسش با وجود پاسخ، محل تأمل و بررسی است. به این معنا که چرا با وجود پاسخ به برخی پرسش‌ها ازجمله علت آغاز یا ادامه جنگ، همچنان در این باره پرسش صورت می گیرد؟ در غیر این صورت اگر تبیین های موجود بدون توجه به پرسش‌ها صورت گرفته و یا از کفایت لازم برای پاسخ به پرسش برخوردار نیست، علت این کاستی ها محل پرسش است، به این معنا که چرا پژوهشها و تبیین تاریخی از کفایت لازم برای پاسخ به پرسشها برخوردار نیست؟

بررسی نسبت پرسش و پاسخ در پژوهش‌ها و تبیین تاریخی، با وجود آنکه موضوع آن، روش بررسی‌های تاریخی و تاریخ است، ولی ناظر بر ملاحظات سیاسی و جامعه شناختی است، به همین دلیل پاسخ به ابهام درباره نسبت پرسش و پاسخ در پژوهش‌ها و تبیین تاریخی، تنها با بررسی‌های تاریخی، شامل؛ مبانی نظری، رویکرد و روش  قابل حصول نیست. در عین حال این بررسیها و نتایج آن به این دلیل ضروری است و اهمیت دارد که، جایگاه تاریخ و پژوهش های تاریخی را در حیات فکری و سیاسی جامعه ایران روشن خواهد کرد. امری که ریشه در«تفکر تاریخی» و «سنت تاریخ نگری و تاریخ نگاری» ایران دارد.

]]>
تجربه جنگ و فرهنگ راهبرد کشور 2019-02-09T20:50:56+01:00 2019-02-09T20:50:56+01:00 tag:http://www.m-doroodian.ir/post/629 محمد درودیان نسبت جنگ با فرهنگ راهبردی به لحاظ مفهومی در چارچوب نسبت پدیده‌های تاریخی و اجتماعی با فرهنگ، قابل توضیح است. فرهنگ بعنوان یک امر ذهنی و پایدار در طول زمان  و در یک فرایند تاریخی و بصورت تدریجی شکل می گیرد و از طریق ایجاد باورهای پایدار، شاکله فکری- عملی جامعه را در رفتار فردی- اجتماعی تعیین می کند. به این اعتبار، جنگ و نتایج آن در چارچوب فرهنگ راهبردی کشور، فرهنگ امنیتی را صورت بندی می کند، در عین حال ماهیت و پیامدهای جنگ، فرهنگ راهبردی کشور را متحول و نهادینه نسبت جنگ با فرهنگ راهبردی به لحاظ مفهومی در چارچوب نسبت پدیده‌های تاریخی و اجتماعی با فرهنگ، قابل توضیح است. فرهنگ بعنوان یک امر ذهنی و پایدار در طول زمان  و در یک فرایند تاریخی و بصورت تدریجی شکل می گیرد و از طریق ایجاد باورهای پایدار، شاکله فکری- عملی جامعه را در رفتار فردی- اجتماعی تعیین می کند.

به این اعتبار، جنگ و نتایج آن در چارچوب فرهنگ راهبردی کشور، فرهنگ امنیتی را صورت بندی می کند، در عین حال ماهیت و پیامدهای جنگ، فرهنگ راهبردی کشور را متحول و نهادینه می کند.

بر پایه توضیحات یاد شده، تجربه تجاوز عراق به ایران و دفاع مردمی در برابر دشمن، شاکله فرهنگ راهبردی کشور را بر پایه آموزه های انقلابی و دینی شکل داد و این تحول، مقاومت اجتماعی و بازتولید قدرت دفاعی- تهاجمی را در جنگ و پس از آن سامان داده است.

مهمترین نتایج  جنگ در چارچوب تأثیر آن بر فرهنگ راهبردی و امنیتی کشور و دستاوردهای آن بعنوان فرهنگ راهبردی عبارتند از:

1- اهتمام جامعه و کشور به بازتولید، توسعه و تحکیم قدرت دفاعی- امنیتی، بعنوان یک نیاز درونی با سازوکارهای درونی و مستقل.

2- برخورداری کشور از ثبات سیاسی- امنیتی در جنگ و پس از جنگ، با وجود چالش های درونی و فشارهای بیرونی.

3- توسعه قدرت بازداندگی و تهاجمی ایران، از طریق توسعه و تعمیق قدرت منطقه ای.

در جامعه ایران با وجود حمایت عمومی از ضرورت ایجاد ثبات سیاسی و امنیتی در کشور و برخورداری از قدرت بازدارندگی، همچنان الزامات تحقق این اهداف از طریق حضور و توسعه قدرت منطقه ای و حمایت از محور مقاومت علاوه بر اقدامات تبلیغاتی، به مباحث سیاسی، تاریخی و راهبردی اقناع‌پذیر نیاز دارد.

]]>
پرسش نقادانه از تصمیم گیری و عملِ تاریخی در جنگ یا روایت آن؟ 2019-02-06T20:40:31+01:00 2019-02-06T20:40:31+01:00 tag:http://www.m-doroodian.ir/post/628 محمد درودیان آنچه هم اکنون در جامعه ایران در حوزه وقایع، موضوعات و مسایل جنگ ایران و عراق مطرح می شود، واکنش به تفکرات، تصمیمات و اقدامات در زمان وقوع است یا به روایت ها و تحلیل آن؟ پرسش یاد شده با فرض تفکیک واقعه از تاریخ نگاری و روایت واقعه است، در غیر اینصورت بررسی در این زمینه موضوعیت خود را از دست خواهد داد. تغییر نسل همراه با تغییر شرایط و استفاده از روش های جدید در پرداختن به موضوعات، مانند آنچه در فضای مجازی جریان دارد، موجب شکل گیری پدیده جدیدی شده است که موضوع این یادد آنچه هم اکنون در جامعه ایران در حوزه وقایع، موضوعات و مسایل جنگ ایران و عراق مطرح می شود، واکنش به تفکرات، تصمیمات و اقدامات در زمان وقوع است یا به روایت ها و تحلیل آن؟ پرسش یاد شده با فرض تفکیک واقعه از تاریخ نگاری و روایت واقعه است، در غیر اینصورت بررسی در این زمینه موضوعیت خود را از دست خواهد داد. تغییر نسل همراه با تغییر شرایط و استفاده از روش های جدید در پرداختن به موضوعات، مانند آنچه در فضای مجازی جریان دارد، موجب شکل گیری پدیده جدیدی شده است که موضوع این یادداشت قرار گرفته است.

در زمان وقوع جنگ، مسئله اساسی «عمل» در جنگ بود. به این معنا که باید تمهیدات و اقداماتی ضروری به تناسب الزامات جنگ پیش بینی و انجام می شد. فرضاً وقتی عراق به ایران حمله کرد و مناطقی را اشغال کرد، مسئله اصلی چه بود؟ باید به هر نحو ممکن در برابر تجاوز، دفاع و مناطق اشغالی آزاد می شد. در چنین شرایطی منطق حاکم بر مسایل، ضرورت های عمل برابر واقعیات سیاسی- نظامی و اجتماعی در جنگ است. از این طریق وقایع تاریخی جنگ شکل گرفته است. در عین حال در زمان واقعه و پس از آن، تلاش های مختلفی با هدف های مشترک یا متفاوت از سوی مسئولین سیاسی- نظامی همچنین نهادها برای روایت جنگ با توصیف و تحلیل وقایع صورت گرفته است. هم اکنون مسایل دوره جدید پس از تحول نسلی و تغییر در شرایط، با استفاده از فضای مجازی چیست؟ به این معنا که پرسش از وقایع است یا روایت از وقایع؟

با وجود پیوستگی میان واقعه و روایت آن طی سالهای گذشته، پاسخ به پرسش مورد بحث به این اعتبار اهمیت دارد که روش مطالعه جنگ ایران و عراق و اعتبار روایت ها را تعیین می کند. فرضاً اگر وقایع و چگونگی واکنش در برابر آن مورد نظر باشد، این مهم از طریق بررسی های تاریخی- تحلیلی باید انجام شود، اگر روایت های کنونی مورد بحث باشد، باید روش مطالعه جنگ ایران و عراق و دلایل شکل‌گیری روایت های کنونی را مورد نقد و بررسی قرار داد. بدیهی است وجه مشترک هر دو روش، توجه به وقایع و روایت از وقایع است، با این تفاوت که در روش اول، واقعه و در روش دوم، روایت مورد توجه است.

نظر به اینکه هم اکنون ما با «روایت ها از وقایع» و نه واقعه مواجه هستیم، بنابراین روایت ها محل مناقشه است، ولی مسئله قابل توجه این است که به لحاظ روش شناختی باید با رجوع تاریخی، تبیین جدید از وقایع صورت پذیرد تا به مسایل پاسخ داده شود و با اینکه روایت ها مورد نقد و بررسی قرار بگیرد. مهمترین شاخص اصلی در نقد و بررسی روایت ها، «واقعه» است لذا بدون این شاخص روایت ها نیز نمی تواند محل نقد و بررسی قرار بگیرد. چنانکه با گذشت زمان و به پایان رسیدن وقایع و عدم دسترسی به آن، راه دیگری جز رجوع به اسناد و روایت ها برای شناخت وقایع وجود ندارد.

آنچه هم اکنون جریان دارد و محل نزاع قرار گرفته است، در واقع روایت ها از جنگ است و روایت ها مسیر شناخت از واقعه را تسهیل می کند. با این توضیح، باید از مسیر نقد و بررسی روایت ها، فهم از واقعه را مورد نقد و بررسی قرار داد.با این توضیح این پرسش وجود دارد که راویتها از واقعه را با چه روشی باید نقد و بررسی کرد؟آیا از مسیر نقد و بررسی روایتها می توان به شناخت بهتری از واقعیات تاریخی دست یافت؟

]]>