m-doroodian|محمد درودیان هدف از تأسیس این صفحه، بیان دیدگاهها و نظرات درباره ابعاد سیاسی، اجتماعی و نظامی جنگ ایران و عراق و نیز بازاندیشی و اصلاح نظرات و آثار منتشر شده است. از مخاطبان گرامی تقاضا دارم از طریق آدرس m.doroodian@yahoo.com بنده را از نقطه نظرات نقادانه و پیشنهادی خویش بهره‌ مند فرمایند. tag:http://www.m-doroodian.ir 2020-09-27T12:02:23+01:00 mihanblog.com بازخوانی اسناد جدید عراق در حمله به ایران 2020-09-26T12:59:53+01:00 2020-09-26T12:59:53+01:00 tag:http://www.m-doroodian.ir/post/772 محمد درودیان اشاره:    در اسناد عراق که اخیراً در بی بی سی ترجمه و منتشر شده است، علاوه بر اهداف عراق در مقابله با ایران از طریق حمایت از شورش های خودمختارانه، به تمایلات عراق برای رهبری جهان عرب و تلاش برای لغو قرارداد 1975 الجزایر، اشاره شده است. ارزیابی عراق از وضعیت نظامی ایران بر پایه ناتوانی ایران برای دفاع و حمله، بعنوان یک فرصت تاریخی برای عراق ذکر شده است. برابر این سند، پیشنهاد عراق برای مذاکره با ایران، با هدف تبلیغاتی ذکر شده است. عراق تصور می‌کرد امام بع

اسناد جدید عراق

اشاره:

   در اسناد عراق که اخیراً در بی بی سی ترجمه و منتشر شده است، علاوه بر اهداف عراق در مقابله با ایران از طریق حمایت از شورش های خودمختارانه، به تمایلات عراق برای رهبری جهان عرب و تلاش برای لغو قرارداد 1975 الجزایر، اشاره شده است. ارزیابی عراق از وضعیت نظامی ایران بر پایه ناتوانی ایران برای دفاع و حمله، بعنوان یک فرصت تاریخی برای عراق ذکر شده است. برابر این سند، پیشنهاد عراق برای مذاکره با ایران، با هدف تبلیغاتی ذکر شده است. عراق تصور می‌کرد امام بعنوان رهبر ایران در اداره کشور و جنگ ناتوان است و از این طریق خواسته های خود را با جنگ به ایران تحمیل خواهد کرد.

بخش های قابل توجه و مهم این گزارش، در ادامه خواهد آمد و جای این پرسش وجود دارد که چرا در گزارش های مستند بی بی سی از رخدادهای جنگ ایران و عراق که اخیرا پخش شد، از این سند استفاده نشده است؟

ادامه مطلب

]]>
آسیب شناسی روایت گری و تاریخ نگاری جنگ- بخش اول 2020-09-24T04:00:33+01:00 2020-09-24T04:00:33+01:00 tag:http://www.m-doroodian.ir/post/769 محمد درودیان اشاره: به مناسبت هفته دفاع مقدس، در گفتگو با خبرگزاری تسنیم که در تاریخ 1 مهر 99 منتشر شد، ضمن اشاره به نحوه شکل‌گیری روایت‌گری و تاریخ‌نگاری جنگ در سپاه، به آسیب‌شناسی روایت‌های امروز از جنگ پرداختم. بخش اول  این گفتگو در ادامه از نظر گرامیتان خواهد گذشت.ادامه مطلب

گفتگوی محمد درودیان با خبرگزایر تسنیم

اشاره:

به مناسبت هفته دفاع مقدس، در گفتگو با خبرگزاری تسنیم که در تاریخ 1 مهر 99 منتشر شد، ضمن اشاره به نحوه شکل‌گیری روایت‌گری و تاریخ‌نگاری جنگ در سپاه، به آسیب‌شناسی روایت‌های امروز از جنگ پرداختم. بخش اول  این گفتگو در ادامه از نظر گرامیتان خواهد گذشت.

ادامه مطلب

]]>
در چهل سالگی یک تجربه تاریخی؛ گسست یا پیوستگی؟ 2020-09-21T03:30:36+01:00 2020-09-21T03:30:36+01:00 tag:http://www.m-doroodian.ir/post/758 محمد درودیان اشاره   تجربه جنگ با عراق که با هدف تسلیم ایران در برابر خواسته های عراق به ایران تحمیل شد، از نظر کارکردی بسیار اهمیت دارد. تأثیر فرهنگی و ساختاری جنگ بر شکل گیری خِرد دفاعی در ایران برای «دفاع جمعی» در برابر دشمن متجاوز، در امتداد تجربه انقلاب، با هیچ حادثه ای در تاریخ معاصر ایران قابل مقایسه نیست. چنانکه در ایجاد ساختار و سازمان نظامی و شکل گیری صنعت دفاعی تحولات اساسی صورت گرفته است که باید به مناسبت چهل سالگی «جشن پیروزی در دفاع مردمی» در ایران، مورد بازخوانی ق

اشاره

   تجربه جنگ با عراق که با هدف تسلیم ایران در برابر خواسته های عراق به ایران تحمیل شد، از نظر کارکردی بسیار اهمیت دارد. تأثیر فرهنگی و ساختاری جنگ بر شکل گیری خِرد دفاعی در ایران برای «دفاع جمعی» در برابر دشمن متجاوز، در امتداد تجربه انقلاب، با هیچ حادثه ای در تاریخ معاصر ایران قابل مقایسه نیست. چنانکه در ایجاد ساختار و سازمان نظامی و شکل گیری صنعت دفاعی تحولات اساسی صورت گرفته است که باید به مناسبت چهل سالگی «جشن پیروزی در دفاع مردمی» در ایران، مورد بازخوانی قرار بگیرد. یادداشت حاضر را در چهارچوب دو فرض و با نظر به جابجایی در تاریخ نوشته ام که در ادامه خواهد آمد.

]]>
حمله عراق به ایران؛ بررسی علت یا پیامدها؟ 2020-09-15T02:50:26+01:00 2020-09-15T02:50:26+01:00 tag:http://www.m-doroodian.ir/post/735 محمد درودیان اشاره: پیش از این یادداشتی را درباره «نقد روش شناسی بررسی‌های تاریخی»، از طریق «بررسی های علّی»، تحت عنوان «بررسی تاریخی؛ علت وقوع یا پیامدهای وقوع؟» نوشتم. موضوع یادداشت این بود که بررسی‌های تاریخی برای تبیین علت وقایع تاریخی مانند جنگ، به این دلیل که پس از وقوع، مورد توجه قرار گرفته و بررسی آن موضوعیت پیدا می کند، بنابراین موّرخین برای پاسخ به علت وقوع رخدادهای تاریخی در واقع «علت تراشی» می‌کنند. در یادداشت حاضر با نظر به پیش فرضی که در یادداش اشاره:

پیش از این یادداشتی را درباره «نقد روش شناسی بررسی‌های تاریخی»، از طریق «بررسی های علّی»، تحت عنوان «بررسی تاریخی؛ علت وقوع یا پیامدهای وقوع؟» نوشتم. موضوع یادداشت این بود که بررسی‌های تاریخی برای تبیین علت وقایع تاریخی مانند جنگ، به این دلیل که پس از وقوع، مورد توجه قرار گرفته و بررسی آن موضوعیت پیدا می کند، بنابراین موّرخین برای پاسخ به علت وقوع رخدادهای تاریخی در واقع «علت تراشی» می‌کنند. در یادداشت حاضر با نظر به پیش فرضی که در یادداشت پیشین نوشته ام، تاکید کرده ام «پیامدهای جنگ» در مقایسه با «علت» آن، از اهمیت بیشتری برخوردار است.

]]>
مطالعات جنگ؛ جدال پارادایمیک یا تعریض به روایت های موجود؟ 2020-09-10T02:30:34+01:00 2020-09-10T02:30:34+01:00 tag:http://www.m-doroodian.ir/post/728 محمد درودیان مفهوم پارادایم به معنای چارچوب ذهنی و نحوه نگرش و رفتار غالب در مواجهه با مسایل در جامعه، که گاهی از آن بعنوان «الگو» و «مدل» نیز نام می‌برند، نتیجه تأثیرگذاری نظریه «توماس کوهن» است که با نگارش کتاب «ساختار انقلاب های علمی»،  بسیاری از حوزه های علوم، به ویژه علوم اجتماعی را تحت تاثیر قرار داده است. فارغ از مناقشاتی که درباره تعریف مفهوم پارادایم و چگونگی انطباق آن در حوزه علوم اجتماعی وجود دارد، یادداشت حاضر را با این فرض نوشته ام مفهوم پارادایم به معنای چارچوب ذهنی و نحوه نگرش و رفتار غالب در مواجهه با مسایل در جامعه، که گاهی از آن بعنوان «الگو» و «مدل» نیز نام می‌برند، نتیجه تأثیرگذاری نظریه «توماس کوهن» است که با نگارش کتاب «ساختار انقلاب های علمی»،  بسیاری از حوزه های علوم، به ویژه علوم اجتماعی را تحت تاثیر قرار داده است. فارغ از مناقشاتی که درباره تعریف مفهوم پارادایم و چگونگی انطباق آن در حوزه علوم اجتماعی وجود دارد، یادداشت حاضر را با این فرض نوشته ام که؛ در هر دوره ای نسبت به پدیده های اجتماعی  رویکرد و روش  مورد اجماع وجود دارد که در پاسخ به حل مسائل شکل می گیرد. برپایه توضیحات و مفروض یاد شده این پرسش وجود دارد که؛ آیا هم اکنون پارادایم غالب در نگرش به مسایل جنگ ایران و عراق و تبیین تحولات آن در مراحل مختلف، همچنان پاسخگوی پرسش ها و نیازهای دوره جدید است؟

]]>
تبیین تجربه جنگ براساس کدام مفهوم؟ - بخش دوم 2020-09-05T03:00:00+01:00 2020-09-05T03:00:00+01:00 tag:http://www.m-doroodian.ir/post/767 محمد درودیان 5- مهمترین نتایج نگرش سیاسی- اجتماعی به جنگ و ادراک تقدّم امر اجتماعی بر امر نظامی و راهبردی، حداقل در دو موضوع قابل مشاهده است: نخست اینکه؛ سامان‌دهی شاکله قدرت دفاعی و تهاجمی کشور، متکی به نیروهای مردمی و استفاده از روش‌های غیرمرسوم در طراحی عملیات‌های نظامی صورت گرفت و از این طریق بن بست نظامی در جنگ برای آزادسازی مناطق اشغالی شکسته شد. دیگر اینکه؛ در انتخاب گزینه راهبردی ایران برای حل همزمان دو مسئله شامل؛ اشغال و بی‌ثباتی سیاسی، بجای تمرکز بر حل مسئله اشغال، در اولویت نخ

5- مهمترین نتایج نگرش سیاسی- اجتماعی به جنگ و ادراک تقدّم امر اجتماعی بر امر نظامی و راهبردی، حداقل در دو موضوع قابل مشاهده است: نخست اینکه؛ سامان‌دهی شاکله قدرت دفاعی و تهاجمی کشور، متکی به نیروهای مردمی و استفاده از روش‌های غیرمرسوم در طراحی عملیات‌های نظامی صورت گرفت و از این طریق بن بست نظامی در جنگ برای آزادسازی مناطق اشغالی شکسته شد. دیگر اینکه؛ در انتخاب گزینه راهبردی ایران برای حل همزمان دو مسئله شامل؛ اشغال و بی‌ثباتی سیاسی، بجای تمرکز بر حل مسئله اشغال، در اولویت نخست مقابله با بی‌ثباتی سیاسی در داخل کشور در اولویت قرار گرفت و سپس بر اثر تحولات سیاسی و اجتماعی در کشور، زمینه‌های تحول نظامی با جذب و سازماندهی نیروهای مردمی، همراه با انسجام در ساختار سیاسی کشور فراهم شد.

6- برابر این توضیح، در واقع تحول اساسی در حوزه نظامی، در امتداد تحولات سیاسی- اجتماعی منجر به شکل‌گیری تفکر و شاکله قدرت نظامی در ایران شد که مهمترین نتیجه آن، ادراک از مسئله قدرت و روش بکارگیری آن برای غلبه بر چالش‌های حاصل از اشغال سرزمین بود. این موضوع در عین حال منجر به پیدایش وضعیت دیگری شد که منطق ادامه جنگ در خاک عراق را شکل داد. به این معنا که با ادراک از مسئله قدرت و نتیجه بکارگیری آن که منجر به آزادسازی مناطق اشغالی شد، منطق استفاده از قدرت نظامی برای پیشبرد اهداف انقلاب، با سقوط صدام شکل گرفت. این هدف‌گذاری و تصمیم‌گیری در مورد جنگ، بیش از آنکه بر پایه شناخت وجه ابزاری جنگ، در نسبت میان قدرت نظامی با اهداف سیاسی باشد، در تداوم ادراک از ماهیت دفاعی جنگ علیه انقلاب و کشور بود که تحت تأثیر نگرش سیاسی و اجتماعی به جنگ شکل گرفته بود.

7- ادراک از مسئله جنگ، با تقدم ادراک از مفهوم دفاع، در چارچوب امر سیاسی و اجتماعی پس از پیروزی انقلاب، به جای فهم از جنگ بعنوان یک مسئله استراتژیک و مخاطره‌آمیز علیه موجودیت، هویت و موقعیت سیاسی، زمینه های تصمیم گیری برای استفاده از قدرت نظامی، بمنظور تامین اهداف انقلاب با تاکید بر سقوط صدام را ایجاد کرد. برابر این توضیح، جنگ فرسایشی در خاک عراق به مدت شش سال، حاصل عدم ادراک از وجه ابزاری جنگ و پیوستگی آن با امر سیاسی و استفاده از مذاکره سیاسی و دیپلماسی برای پایان دادن به جنگ بود. در این مرحله با ظهور واقعیّات جدید برای دستیابی به پیروزی سرنوشت ساز و تأمین منابع و تجهیزات مورد نیاز که موازنه جنگ را بصورت تدریجی به سود عراق تغییر داده بود، ادراک جدیدی از مفهوم جنگ و قدرت نظامی ایجاد شد که بازتاب آن را در انتخاب استراتژی تصرف یک منطقه و پایان دادن به جنگ از سوی مرحوم آقای هاشمی، همچنین شکل‌دهی دیپلماسی پنهان برای دریافت سلاح و حذف صدام، تحت عنوان ماجرای مک فارلین، می توان مشاهده کرد.

نتیجه گیری

   فرآیند تحولات تاریخی جنگ و نحوه پایان آن، در واقع ناظر بر دلایل مغفول واقع شدن مفهوم جنگ بعنوان یک مسئله استراتژیک و قرار گرفتن آن در ذیل مفهوم «دفاع مقدس» و مناقشه درباره رخدادهای سیاسی- نظامی جنگ است. با این وجود که توضیح و نتیجه گیری یاد شده، بیشتر بررسی تاریخی درباره مفهوم جنگ و نسبت آن با دفاع مقدس است، اما باید پذیرفت که آنچه پیش روی ایران در برابر آمریکا و اسرائیل قرار دارد، مسئله جنگ است. به این اعتبار، مسئله جنگ آینده را در چارچوب مفهوم دفاع مقدس که در جنگ با عراق تجربه شده است، نمی توان ادراک کرد. در واقع برای تبیین تجربه جنگ با عراق که به معنای رفتار فردی و جمعی جامعه ایران در برابر تجاوز دشمن است، و نسبت آن با نیازهای جنگ آینده و دستیابی به بازدارندگی دفاعی و تهاجمی در برابر تهدیدات نظامی آمریکا و اسرائیل، باید ادراک از مفهوم جنگ را جایگزین مفهوم دفاع مقدس کرد تا در آینده دفاع در برابر آن ادراک و امکان پذیر شود.

]]>
تبیین تجربه جنگ براساس کدام مفهوم؟ - بخش اول 2020-08-31T03:00:37+01:00 2020-08-31T03:00:37+01:00 tag:http://www.m-doroodian.ir/post/766 محمد درودیان طرح مسئله    نقد و بررسی آثار منتشر شده در حوزه مطالعات جنگ ایران و عراق، بیانگر این موضوع است که مسئله جنگ بعنوان یک مسئله استراتژیک و مخاطره‌آمیز، هم‌اکنون در ذیل مفهوم «دفاع مقدس» قرار گرفته و غلبه «تاریخ‌نگاری واقعه محور و خاطره‌گویی»، روند «تقلیل‌گرایی» را بمعنای تغییر جایگاه جنگ از امر استراتژیک به امر سیاسی و اجتماعی، تسهیل و نهادینه کرده است. مهمترین نتایج پیدایش وضعیت یاد شده، علاو بر ناتوانی در تبیین تجربه تاریخی و راهبردی جنگ با عراق، ناتوانی در

طرح مسئله

   نقد و بررسی آثار منتشر شده در حوزه مطالعات جنگ ایران و عراق، بیانگر این موضوع است که مسئله جنگ بعنوان یک مسئله استراتژیک و مخاطره‌آمیز، هم‌اکنون در ذیل مفهوم «دفاع مقدس» قرار گرفته و غلبه «تاریخ‌نگاری واقعه محور و خاطره‌گویی»، روند «تقلیل‌گرایی» را بمعنای تغییر جایگاه جنگ از امر استراتژیک به امر سیاسی و اجتماعی، تسهیل و نهادینه کرده است. مهمترین نتایج پیدایش وضعیت یاد شده، علاو بر ناتوانی در تبیین تجربه تاریخی و راهبردی جنگ با عراق، ناتوانی در فهم از مسئله جنگ در آینده است. در چارچوب مفروض یاد شده این پرسش وجود دارد که؛ چرا ادارک از مسئله جنگ بعنوان امر استراتژیک مغفول واقع شده است؟ در پاسخ به این پرسش بصورت اجمالی می‌توان گفت؛ غیر از ملاحظات ناظر بر نتیجه و نحوه پایان جنگ، درونمایه مسئله کنونی در نگرش به مسئله جنگ و علت تقلیل‌گرایی رو به گسترش، رویکرد سیاسی- اجتماعی به جنگ، در چارچوب مفهوم جنگ دفاعی است.

تجزیه و تحلیل

   تبیین علت «تقلیل‌گرایی» در مسئله جنگ، با استفاده از نظریه «تاریخ‌مندی فهم» امکان‌پذیر است. به این معنا که پدیده ها با وقوع در زمان و مکان، از موقعیت و جایگاه تاریخی برخوردار خواهند شد و بدون این ملاحظه، فهم مفاهیم و پدیده ها حاصل نخواهد شد. بنابراین نحوه و میزان آمادگی مواجهه افراد و جامعه با یک تجربه تاریخی و تقدم و تأخر زمانی آن، نظام آگاهی فردی و اجتماعی را در آن موضوع خاص، از جمله در مسئله دفاع و فهم از مسئله جنگ، شکل می‌دهد. در ادامه از طریق بازبینی تحولات تاریخی در جنگ، روند شکل‌گیری فهم از مسئله جنگ، در چارچوب موضوعات سیاسی و اجتماعی، به جای نظامی و راهبردی، تجزیه و تحلیل خواهد شد. همچنین نظر به اینکه در هر جامعه ای برداشت از دفاع و جنگ، بیانگر «فرهنگ استراتژیک» و «خردِ دفاعی» است، این موضوع را در ادامه بررسی خواهم کرد.

1-  جامعه ایران در شرایطی با مسئله جنگ مواجهه شد که مهمترین مسئله‌اش پس از پیروزی انقلاب، استقرار نظام جدید و منازعه درباره ساختار حقوقی و قانونی، همراه با تعیین جهت گیری‌های اساسی آن برای تامین اهداف انقلاب بود. در حالیکه هیچ گونه ادراک روشنی از ماهیت و مشخصه های جنگ و پیامدهای آن وجود نداشت، مسئله جنگ و احتمال وقوع آن، بیشتر از مسیر ادراک سیاسی- اجتماعی و پیروزی انقلاب مشاهده و تا اندازه‌ای نادیده گرفته می شد.

2-  حمله عراق به ایران، موجب ظهور دو مسئله اساسی شد: نخست؛ غافلگیری استراتژیک ایران را در برابر این حمله رقم زد و دیگری؛ دفاع مردمی و همه‌جانبه در برابر تجاوز عراق ساماندهی شد. متأثر از دو مسئله یاد شده، فرهنگ استراتژیک در ایران، در نگرش به تهدیدات، قدرت نظامی و مفهوم جنگ، شکل گرفت و در فرایند جنگ و پس از خاتمه آن، دستخوش تغییر شد.

3- مفهوم دفاع مردمی و نتایج آن، برابر شواهد و قرائن تاریخی، بر اساس ضرورت و منطق دفاع از انقلاب و حفظ موجودیت سیاسی، در چارچوب باورهای سیاسی و اعتقادی شکل گرفت. ضمن اینکه نتیجه دفاع مردمی موجب شکست ارتش عراق برای پیروزی در جنگ سه تا هفت روزه و در نتیجه موجب اعتماد بنفس ملی در ایران و امتناع از مذاکره سیاسی با عراق برای پایان دادن به جنگ شد. در عین حال، ادراک از غافلگیری در برابر حمله عراق با اشغال سرزمین ایران به مدت 20 ماه، منجر به مناقشات سیاسی درباره علت وقوع جنگ شد.

4- برابر توضیحات یاد شده، مواجهه با تجربه جنگ و اشغال سرزمین، جامعه ایران را در مسیر جدید و متفاوت از مسیر انقلاب قرار داد و دو تأثیر اساسی را در فهم از ابعاد سیاسی و نظامی جنگ بهمراه داشت:

نخست اینکه؛ فهم از «ابعاد سیاسی جنگ» و منطق شکل‌گیری زمینه‌های آن، از مسیر فهم از انقلاب و ضرورت‌های آن حاصل شد. شاید به همین علت در ساختار سیاسی کشور و در جامعه، موجب مجادله و مناقشه اساسی درباره «علت وقوع جنگ» شده و با وجود پاسخ‌های مختلف، همچنان بعنوان یکی از مهمترین پرسش‌های اساسی جنگ باقی مانده و برابر نظریه تاریخمندی فهم، به پرسش پایدار در تاریخ جنگ تبدیل خواهد شد.

دیگر اینکه؛ فهم از «ابعاد نظامی جنگ»، از طریق تجربه دفاع در برابر متجاوز و پیدایش مسئله اشغال سرزمین حاصل شد. در نتیجه تحول اساسی در حوزه نظامی این بود که مسائلی مانند؛ غافلگیری، دفاع در برابر تجاوز و اشغال سرزمین، موجب شکل گیری تفکر و اراده دستیابی به قدرت نظامی، برای آزادسازی مناطق اشغالی شد. ملاحظه یاد شده در واقع شالوده ادراک از قدرت، ضرورت‌ها و چگونگی دستیابی به آن را بوجود آورد و حتی می‌توان گفت منطق ادامه جنگ در خاک عراق را شکل داد.

ادامه دارد ...

]]>
تاملی بر روش شناسی مطالعه جنگ ایران و عراق 2020-08-26T02:45:41+01:00 2020-08-26T02:45:41+01:00 tag:http://www.m-doroodian.ir/post/765 محمد درودیان اشاره:    پس از انتشار یادداشت «روش فهم جنگ ایران و عراق؛ بررسی مفهومی یا مطالعه تاریخی؟»، جناب آقای کمری نکاتی را در نقد آن نوشتند که راه را بر گفتگو در این زمینه و گشایش افق های رویکردی- روشی در حوزه مطالعات جنگ ایران و عراق خواهد گشود. با توجه به نشستی که درباره عملیات کربلای پنج برگزار شد، در این یادداشت روش شناسی مطالعه جنگ را در چارچوب روش مفهومی بجای تاریخی مورد اشاره قرار داده ام که در ادامه خواهد آمد.

اشاره:

   پس از انتشار یادداشت «روش فهم جنگ ایران و عراق؛ بررسی مفهومی یا مطالعه تاریخی؟»، جناب آقای کمری نکاتی را در نقد آن نوشتند که راه را بر گفتگو در این زمینه و گشایش افق های رویکردی- روشی در حوزه مطالعات جنگ ایران و عراق خواهد گشود. با توجه به نشستی که درباره عملیات کربلای پنج برگزار شد، در این یادداشت روش شناسی مطالعه جنگ را در چارچوب روش مفهومی بجای تاریخی مورد اشاره قرار داده ام که در ادامه خواهد آمد.

]]>
منطق نقد تاریخی چیست؟ 2020-08-21T03:00:51+01:00 2020-08-21T03:00:51+01:00 tag:http://www.m-doroodian.ir/post/763 محمد درودیان نقد و پرسش از وقایع تاریخی، حداقل در دوره معاصر همزاد تاریخ است، چنانکه تحریف تاریخ نیز چنین است. در عین حال پرسش این است که «نقد تاریخی» چرا و چه چیزی را از تاریخ باید هدف قرار دهد؟ پاسخ به پرسش را می توان براساس دو فرض مورد بررسی قرار داد: 1- مطالعه وقایع تاریخی، شامل تبیین و نقد تاریخی، بیشتر حاصل سنت های فرهنگی- تاریخی در نگرش به تاریخ و ضرورت پاسخ به نیازهای حال و آینده است، به همین دلیل وقایع و نتایج آن در زمان های متفاوت، بصورت یکسان مورد بررسی و نتیجه گیری قرار

نقد و پرسش از وقایع تاریخی، حداقل در دوره معاصر همزاد تاریخ است، چنانکه تحریف تاریخ نیز چنین است. در عین حال پرسش این است که «نقد تاریخی» چرا و چه چیزی را از تاریخ باید هدف قرار دهد؟ پاسخ به پرسش را می توان براساس دو فرض مورد بررسی قرار داد:

1- مطالعه وقایع تاریخی، شامل تبیین و نقد تاریخی، بیشتر حاصل سنت های فرهنگی- تاریخی در نگرش به تاریخ و ضرورت پاسخ به نیازهای حال و آینده است، به همین دلیل وقایع و نتایج آن در زمان های متفاوت، بصورت یکسان مورد بررسی و نتیجه گیری قرار نمی گیرد. زیرا با تغییر در تفکر و روش نقد تاریخی، ظرفیت های جدیدی برای نقد و بررسی تاریخ ایجاد می شود و بخش های ناخوانده و ناگفته در تاریخ، مورد توجه قرار می‌گیرد و گفتمان های غالب و رایج به حاشیه می رود.

2- باید میان تاریخ به معنای تحقق واقعه در زمان و مکان، با سازوکارها و چگونگی عملکرد فاعلان در تاریخ، تفکیک صورت بگیرد.

 بر پایه مفروضات یاد شده، نقد از تاریخ به دو بخش کلی و در عین حال «بهم پیوسته» قابل تقسیم است که در ادامه به آن اشاره خواهد شد:

بخش اول: وقایع تاریخی پس از وقوع، به دلیل نتایج آن، محل نقد و پرسش قرار می گیرد. فرضاً پس از وقوع یا ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر، به دلیل پیامدهای آن، این پرسش به میان خواهد آمد که؛ آیا وقوع جنگ اجتناب‌ناپذیر بود؟ همچنین چرا جنگ پس از فتح خرمشهر ادامه یافت؟ برای روشن شدن علت طرح این پرسش ها که با نظر به نتایج واقعه است، فرضاً اگر حمله عراق به ایران یک هفته پس از وقوع به پایان می رسید و یا جنگ با عملیات رمضان به پایان می رسید، علت وقوع و یا ادامه جنگ مورد پرسش قرار نمی گرفت.

بخش دوم: فاعلان واقعه، بمعنای تصمیم گیرندگان و اقدام کنندگان، با نظر به نتایج و پیامدهای جنگ و از منظر تفکر و دلیل تصمیم گیری آنها، مورد پرسش قرار می گیرند. در واقع افراد بعنوان فاعلان واقعه، به دلیل نتایج و بیشتر در صورت شکست، مورد نقد قرار می گیرند.

]]>
نشست واکاوی عملیات رمضان؛ دلایل و چرایی عبور از مرز - بخش پایانی 2020-08-15T03:00:02+01:00 2020-08-15T03:00:02+01:00 tag:http://www.m-doroodian.ir/post/762 محمد درودیان اشاره: نشست «واکاوی عملیات رمضان؛ دلایل و چرایی عبور از مرز» در تاریخ 10 تیرماه 1399 در مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس برگزار شد. در این نشست مباحثی مطرح کردم که در سه بخش برای بهره مندی مخاطبان منتشر می شود. بخش سوم و پایانی در ادامه خواهد آمد.

اشاره:

نشست «واکاوی عملیات رمضان؛ دلایل و چرایی عبور از مرز» در تاریخ 10 تیرماه 1399 در مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس برگزار شد. در این نشست مباحثی مطرح کردم که در سه بخش برای بهره مندی مخاطبان منتشر می شود. بخش سوم و پایانی در ادامه خواهد آمد.

]]>
نشست واکاوی عملیات رمضان؛ دلایل و چرایی عبور از مرز - بخش دوم 2020-08-10T03:00:52+01:00 2020-08-10T03:00:52+01:00 tag:http://www.m-doroodian.ir/post/761 محمد درودیان اشاره: بخش دوم از مباحث نشست «واکاوی عملیات رمضان؛ دلایل و چرایی عبور از مرز» که در تاریخ 10 تیرماه 1399 در مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس برگزار شد، برای بهره مندی مخاطبان در ادامه تقدیم می شود.

اشاره:

بخش دوم از مباحث نشست «واکاوی عملیات رمضان؛ دلایل و چرایی عبور از مرز» که در تاریخ 10 تیرماه 1399 در مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس برگزار شد، برای بهره مندی مخاطبان در ادامه تقدیم می شود.

]]>
نشست واکاوی عملیات رمضان؛ دلایل و چرایی عبور از مرز - بخش اول 2020-08-05T03:00:24+01:00 2020-08-05T03:00:24+01:00 tag:http://www.m-doroodian.ir/post/760 محمد درودیان اشاره: نشست «واکاوی عملیات رمضان؛ دلایل و چرایی عبور از مرز» در تاریخ 10 تیرماه 1399 در مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس برگزار شد. در این نشست مباحثی مطرح کردم که در سه بخش برای بهره مندی مخاطبان منتشر می شود. بخش اول در ادامه از نظر خواهد گذشت.

اشاره:

نشست «واکاوی عملیات رمضان؛ دلایل و چرایی عبور از مرز» در تاریخ 10 تیرماه 1399 در مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس برگزار شد. در این نشست مباحثی مطرح کردم که در سه بخش برای بهره مندی مخاطبان منتشر می شود. بخش اول در ادامه از نظر خواهد گذشت.

]]>
نقدی بر نقد روش شناسی تاریخ نگاری جنگ 2020-07-31T03:00:02+01:00 2020-07-31T03:00:02+01:00 tag:http://www.m-doroodian.ir/post/759 محمد درودیان پیش از این، نقد تاریخ نگاری جنگ را به دلیل رویکرد، روش و موضوعات، دستمایه یادداشت های متفاوتی قرار دادم که در سایت منتشر شده است. به نظرم نگارش مجموعه پنج جلدی «پرسش های اساسی جنگ»، نقش مهمی در شکل‌گیری تفکر انتقادی به تاریخ نگاری جنگ داشت. به صورت تدریجی «واقعه نگاری جنگ» در ذهنیتی که داشتم و روش نقلی و مستند، جای خود را به «مسئله جنگ» بعنوان یک مسئله استراتژیک داد. همچنین نقد تاریخ نگاری هم به نقد روش‌شناسی مفهوم جنگ داد. فصل دوم کتاب «تجزیه و تحلیل جنگ؛ پیش درآ

پیش از این، نقد تاریخ نگاری جنگ را به دلیل رویکرد، روش و موضوعات، دستمایه یادداشت های متفاوتی قرار دادم که در سایت منتشر شده است. به نظرم نگارش مجموعه پنج جلدی «پرسش های اساسی جنگ»، نقش مهمی در شکل‌گیری تفکر انتقادی به تاریخ نگاری جنگ داشت. به صورت تدریجی «واقعه نگاری جنگ» در ذهنیتی که داشتم و روش نقلی و مستند، جای خود را به «مسئله جنگ» بعنوان یک مسئله استراتژیک داد. همچنین نقد تاریخ نگاری هم به نقد روش‌شناسی مفهوم جنگ داد. فصل دوم کتاب «تجزیه و تحلیل جنگ؛ پیش درآمدی بر یک نظریه» به همین موضوع اختصاص دارد.

اکنون به نتیجه رسیده ام که تاریخ نگاری جنگ در حال تغییر است و یا حداقل در معرض تغییر قرار گرفته است. بنابراین رویکرد و روش پیشین در نقد تاریخ نگاری، نیاز به بازبینی دارد.

در گذشته با مفروض گرفتن شاکله اساسی جنگ، برای نقد آن پیشنهادهایی داشتم، اما اکنون با طرح پرسش ها و مسایل جدید، به نظرم مفروضات اساسی یاد شده در حال تغییر است. این موضوع به نظرم با تشییع شهدای غواصِ عملیات کربلای چهار و واکنش به نظرات فرمانده اسبق سپاه درباره غافلگیری در کربلای چهار، آغاز شد و در سایر زمینه ها گسترش پیدا کرده است. اگر این برداشت صحیح باشد، مسئله این است که؛ کدام رویکرد و روش های کنونی به تجربه جنگ،  بیانگر تغییر در تفکر تاریخی است و چگونه باید با صورت‌بندی جدید از رخدادها و تحولات جنگ، به استقبال وضعیت کنونی رفت؟

]]>
فرآیند شکل گیری تاریخ نگاری جنگ ایران و عراق و چشم انداز آن 2020-07-24T03:00:33+01:00 2020-07-24T03:00:33+01:00 tag:http://www.m-doroodian.ir/post/757 محمد درودیان خاستگاه تاریخ نگاری جنگ، به معنای ثبت و توصیف رخدادهای سیاسی، نظامی و امنیتی، همچنین تجزیه و تحلیل آن، نیروهای مسلح است که پس از حمله عراق، با هدف و روش مختلف به این امر اهتمام ورزیده اند. در واقع مشارکت و مدیریت صحنه نظامی جنگ از سوی نیروهای مسلح و در اختیار داشتن اسناد، نقش مهمی در این زمینه داشته است. به همین دلیل عملکرد نیروهای مسلح در حوزه تاریخ نگاری و تلاش برای تشریح و تبیین وقایع و عملکرد فردی- سازمانی نیروهای مسلح، با هیچ نهاد دیگری از نظر روشمندی، انضباط و حجم

خاستگاه تاریخ نگاری جنگ، به معنای ثبت و توصیف رخدادهای سیاسی، نظامی و امنیتی، همچنین تجزیه و تحلیل آن، نیروهای مسلح است که پس از حمله عراق، با هدف و روش مختلف به این امر اهتمام ورزیده اند. در واقع مشارکت و مدیریت صحنه نظامی جنگ از سوی نیروهای مسلح و در اختیار داشتن اسناد، نقش مهمی در این زمینه داشته است. به همین دلیل عملکرد نیروهای مسلح در حوزه تاریخ نگاری و تلاش برای تشریح و تبیین وقایع و عملکرد فردی- سازمانی نیروهای مسلح، با هیچ نهاد دیگری از نظر روشمندی، انضباط و حجم انتشار  کتاب و نشریه، قابل مقایسه نیست.

نویسندگان متون تاریخی در نیروهای مسلح،  بیشتر فرماندهان و یا حاضران و شاهدان وقایع جنگ هستند. به همین دلیل گسترش حوزه تاریخ نگاری جنگ تا اندازه ای تحت تأثیر انگیزه‌های فردی- سازمانی نیروهای مسلح، برای تشریح وقایع و عملکرد فردی- سازمانی در جنگ بوده است.

ملاحظات یاد شده، تاریخ نگاری جنگ را به «تاریخ نظامی» با رویکرد توصیف و تحلیل وقایع و عملکرد فردی- سازمانی نیروهای مسلح محدود کرده و در عین حال موجب «نهادگرایی نظامی» در تاریخ نگاری جنگ شده است. چنانکه مناقشات درباره عملکرد ارتش و سپاه در پیروزی و شکست‌ها، با استفاده از اسناد و گزارش های تاریخی، موجب ظهور دوگانگی‌های آماری- تحلیلی  در حوزه تاریخ نگاری جنگ شده و در نتیجه میزان اعتبار و سندیت آن را تا اندازه ای مورد سئوال قرار داده است. در عین حال برای ارزیابی کارکرد تاریخ نگاری جنگ، به چند پرسش می توان پاسخ داد:

1- تاریخ نگاری جنگ تا چه اندازه واقعیّات تاریخی و نقش عوامل و متغیرهای مختلف را در ابعاد سیاسی، نظامی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی، تشریح و تبیین کرده است؟

2- کارکرد «تاریخ نگاری نظامی» جنگ، در اقناع سازی جامعه و پاسخ به پرسش درباره نظام فکری، طراحی و تصمیم‌گیری در جنگ و اجرای عملیات ها و نتایج آن چیست و چه تاثیر داشته است؟

3- کارکرد تاریخ‌نگاری جنگ در تبیین یا اصلاح راهبردهای نظامی و عملیاتی در سطح کشور و نیروهای مسلح چیست؟

پاسخ به پرسش های سه گانه و ارزیابی آن، ضرورت های بازبینی تاریخ نگاری جنگ را آشکار خواهد کرد.

]]>
تاثیر راهبرد دفاعی- تهاجمی ایران بر تصویب و پذیرش قطعنامه 598 2020-07-17T03:00:45+01:00 2020-07-17T03:00:45+01:00 tag:http://www.m-doroodian.ir/post/756 محمد درودیان با فرض پیوستگی جنگ با سیاست و خاتمه جنگ از طریق قطعنامه 598، این پرسش وجود دارد که؛ موقعیت نظامی ایران که حاصل راهبرد دفاعی و تهاجمی در جنگ بود، چه تاثیری در تصویب و پذیرش قطعنامه 598 داشت؟ در پاسخ به پرسش یاد شده می توان تاکید کرد: 1- راهبرد تهاجمی ایران در یک مرحله پیروز و در دو مرحله شکست خورد. آزادسازی مناطق اشغالی و فتح خرمشهر با پیروزی ایران به نتیجه رسید، در حالیکه قبل از آن با انجام چهار عملیات به فرماندهی بنی صدر شکست خورده بود. پس از فتح خرمشهر با

با فرض پیوستگی جنگ با سیاست و خاتمه جنگ از طریق قطعنامه 598، این پرسش وجود دارد که؛ موقعیت نظامی ایران که حاصل راهبرد دفاعی و تهاجمی در جنگ بود، چه تاثیری در تصویب و پذیرش قطعنامه 598 داشت؟ در پاسخ به پرسش یاد شده می توان تاکید کرد:

1- راهبرد تهاجمی ایران در یک مرحله پیروز و در دو مرحله شکست خورد. آزادسازی مناطق اشغالی و فتح خرمشهر با پیروزی ایران به نتیجه رسید، در حالیکه قبل از آن با انجام چهار عملیات به فرماندهی بنی صدر شکست خورده بود. پس از فتح خرمشهر با وجود برخی ناکامی های نظامی که مانع از تامین اهداف سیاسی و تحقق استراتژی نظامی ایران در جنگ شد، ولی «تصویب قطعنامه 598» در تیرماه سال 1366 حاصل استراتژی تهاجمی ایران و مقاومت در برابر فشار بود.

2- راهبرد دفاعی- بازدارنده ایران در جنگ، دو بار در برابر عراق شکست خورد. یکی؛ در برابر حمله عراق که منجر به اشغال سرزمین ایران به مدت 20 ماه شد و دیگری؛ در پایان جنگ که مناطق تصرف شده در شش سال را در چهار ماه از دست دادیم. اما در برابر دفاع متحرک عراق در سال 65 با پیروزی همراه شد. فقدان خط دفاعی مستحکم و عمق دفاعی و نیروی احتیاط برای دفاع در برابر حملات ارتش عراق، همچنین نداشتن پشتیبانی آتش توپخانه و هوایی، در دو مقطع یاد شده تاثیرگذار بود. «پذیرش قطعنامه 598» حاصل شکست راهبرد دفاعی ایران در برابر حملات عراق در ماه های پایانی جنگ است.

]]>
تاملی در روش بررسی و انتشار اسناد جنگ ایران و عراق 2020-07-10T02:30:09+01:00 2020-07-10T02:30:09+01:00 tag:http://www.m-doroodian.ir/post/752 محمد درودیان اشاره:در یادداشت گذشته با عنوان «چرایی و چگونگی شکل گیری تاریخ نگاری جنگ در سپاه»، این احتمال مطرح شد که اگر روش تحلیل در سپاه شکل می‌گرفت، شاید به دلیل موضوع و روش، اسناد جنگ جمع آوری و نگهداری نمی‌شد و امروز سپاه از چنین «مرکز اسنادی» در حوزه جنگ ایران و عراق برخوردار نمی شد. پیرو مطلب یاد شده، در این یادداشت روش بررسی و انتشار اسناد جنگ در سپاه مورد بررسی قرار گرفته است.***********تاریخ‌نگاری جنگ ایران و عراق در سپاه، از نظر رویکردی- روشی، بر پایه مقابله با تحری

اشاره:

در یادداشت گذشته با عنوان «چرایی و چگونگی شکل گیری تاریخ نگاری جنگ در سپاه»، این احتمال مطرح شد که اگر روش تحلیل در سپاه شکل می‌گرفت، شاید به دلیل موضوع و روش، اسناد جنگ جمع آوری و نگهداری نمی‌شد و امروز سپاه از چنین «مرکز اسنادی» در حوزه جنگ ایران و عراق برخوردار نمی شد. پیرو مطلب یاد شده، در این یادداشت روش بررسی و انتشار اسناد جنگ در سپاه مورد بررسی قرار گرفته است.

***********

تاریخ‌نگاری جنگ ایران و عراق در سپاه، از نظر رویکردی- روشی، بر پایه مقابله با تحریف تاریخ جنگ و دیگری؛ از طریق جمع آوری اسناد و تهیه گزارش های مستند و نقلی شکل گرفته و تداوم یافته است. ماهیت دفاعی جنگ که در چارچوب انقلاب تعریف شد و رویکرد سیاسی به تاریخ نگاری جنگ که با هدف مقابله با تحریف آغاز شد، در مجموع زمینه های غلبه رویکرد سیاسی- تبلیغاتی به جنگ و تاریخ نگاری جنگ را فراهم کرد.

   شکل گیری فرآیند تاریخ‌نگاری جنگ در سپاه، با حضور راویان در مناطق جنگی و قرارگاه های فرماندهی، مشاهده، مصاحبه با فرماندهان و رزمندگان، همچنین تهیه گزارش و سپس انتشار کتاب در درون دفتر سیاسی سپاه انجام شد. رویکرد اولیه و خاستگاه تاریخ نگاری جنگ در سپاه، مهمتر از آن؛ شرایط سیاسی و نظامی کشور در برابر تجاوز دشمن و ضرورت دفاع مردمی در برابر عراق، در عمل موجب  غلبه رویکرد سیاسی- تبلیغاتی به تاریخ نگاری جنگ شد. در این میان استفاده از روش مستند و نقلی، بیش از آنکه حاصل تعریف مسئله جنگ در ساختار نظامی سپاه و انتخاب روش مناسب باشد، تابع سنت تاریخ نگاری در ایران بود. در ارتش هم تاریخ نگاری بر اساس اسناد و گزارش ثبت وقایع شکل گرفته و پس از جنگ در واکنش به روش سپاه در طرح مسائل، آثار تهیه و منتشر شده و بهمین دلیل تحت تأثیر ملاحظات سیاسی و نه نظامی راهبردی قرار گرفته است. این موضوع در کتاب نقد و بررسی «مسائل اساسی جنگ در آثار ارتش» تا اندازه ای توضیح داده شده است.

   مسئله قابل توجه این است که؛ وجوه دوگانه تاریخ نگاری جنگ به لحاظ رویکردی- روشی، نسبتی با هم نداشته و به تدریج آشکار شده است. با وجود اسناد جنگ در مرکز اسناد دفاع مقدس در سپاه، شامل نوارهای ضبط شده از مراحل بررسی، طرح ریزی، تصمیم گیری و فرماندهی عملیات تا اسناد و کالک های عملیاتی، همچنین برخورداری ارتش از اسناد جنگ، کتاب های منتشر شده از سوی مراکز ارتش و سپاه، حداقل تا یک دهه پس از جنگ بیشتر با رویکرد سیاسی- تبلیغاتی تهیه و منتشر می شد و هیچ‌گونه اثر مستقلی بر اساس اسناد تهیه شده در زمان جنگ، قابل مشاهده نیست. انتشار روزشمار جنگ در سپاه و بعدها در ارتش، نخستین آثاری است که به اسناد مکتوب جنگ توجه شده، در حالیکه ارزش اسناد مرکز تحقیقات جنگ در سپاه، به اسناد شفاهی شامل نوار جلسات و گفتگو با فرماندهان در زمان جنگ است. با وجود اینکه اسناد در اختیار مرکز بود و به برخی یگان ها برای آماده سازی و بهره برداری ارسال شد، هیچگونه اثر مستقلی از این اسناد و یا نقد و بررسی آن تا کنون منتشر نشده است. در این میان کتاب «همپای صاعقه» که به عملکرد لشکر 27 محمد رسول الله (ص) اختصاص دارد، نخستین کتاب تحقیقاتی با استفاده از اسناد شفاهی مرکز است. هر چند نویسنده محترم غیر از مقدمه، هیچ گونه توضیحی درباره روش تهیه نوارهای مورد ارجاع و راوی آن نکرده است.

   با این توضیح، مرکز اسناد با برخورداری از اسناد شفاهی و مکتوب، دو گزینه در پیش رو دارد: نخست؛ تهیه و انتشار اسناد با رویکرد و تحلیل تاریخی و دیگری؛ استفاده از اسناد برای بررسی های نظامی و راهبردی است. رویکرد مناسب را به دو اعتبار باید انتخاب کرد: نخست؛ پرسشگری جامعه درباره روش تصمیم گیری و اقداماتی که در زمان جنگ صورت گرفته و دیگری؛ نیازمندی های راهبردی نیروهای مسلح در برابر چالش های کنونی و آینده. تداوم رویکرد سیاسی- تبلیغاتی به جنگ نه گذشته را آنچنان که واقع شده، توضیح می دهد و نه از نیازمندی‌های کنونی پشتیبانی می‌کند و نه پاسخگوی نیازهای آینده است. محصور کردن گذشته در گذشته و بررسی های سیاسی- تبلیغاتی و مناقشه آمیز، تاریخ را در تاریخ دفن خواهد کرد.

]]>
چرایی و چگونگی شکل گیری تاریخ نگاری جنگ در سپاه 2020-07-05T03:00:56+01:00 2020-07-05T03:00:56+01:00 tag:http://www.m-doroodian.ir/post/753 محمد درودیان اشاره:     در فرصتی که برای دیدار با دکتر نائینی؛ رئیس محترم مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس فراهم شد، درباره وضعیت مرکز و گسترش پروژه های تحقیقاتی و نشست‌های تخصصی گفتگو کردیم. با توجه به تأسیس تاریخ‌نگاری جنگ در سپاه در خرداد سال 1360، به ایشان پیشنهاد کردم باید هویت تاریخ نگاری جنگ را در سپاه و کشور، با نظر به مفاهیم و مبانی نظری و روش شناسی، بعنوان چارچوب و خطوط اصلی اقدامات انجام شده در حوزه تاریخ نگاری جنگ و برنامه ریزی برای «مطالعات جنگ د

اشاره:  

   در فرصتی که برای دیدار با دکتر نائینی؛ رئیس محترم مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس فراهم شد، درباره وضعیت مرکز و گسترش پروژه های تحقیقاتی و نشست‌های تخصصی گفتگو کردیم. با توجه به تأسیس تاریخ‌نگاری جنگ در سپاه در خرداد سال 1360، به ایشان پیشنهاد کردم باید هویت تاریخ نگاری جنگ را در سپاه و کشور، با نظر به مفاهیم و مبانی نظری و روش شناسی، بعنوان چارچوب و خطوط اصلی اقدامات انجام شده در حوزه تاریخ نگاری جنگ و برنامه ریزی برای «مطالعات جنگ در آینده» حفظ کرد. این مهم با برگزاری نشست‌های تخصصی در سالروز تاسیس تاریخ نگاری جنگ در سپاه در خردادماه، قابل دستیابی است. یادداشت حاضر را با نظر به همین ملاحظات نوشته ام که در ادامه خواهد آمد.

]]>
تأثیر تاریخ مندی مفهوم جنگ، در تقلیل گرایی در مسئله جنگ 2020-06-28T02:38:49+01:00 2020-06-28T02:38:49+01:00 tag:http://www.m-doroodian.ir/post/750 محمد درودیان    نقد و بررسی آثار منتشر شده در حوزه مطالعات جنگ ایران و عراق بیانگر این موضوع است که مسئله جنگ بعنوان یک مسئله استراتژیک و مخاطره آمیز، هم اکنون در ذیل مفهوم دفاع مقدس قرار گرفته و غلبه «تاریخ نگاری واقعه محور و خاطره گویی»، روند «تقلیل گرایی» را بمعنای تغییر جایگاه جنگ از امر استراتژیک به امر سیاسی و اجتماعی، تسهیل و نهادینه کرده است. در چارچوب مفروض یاد شده درگیر این پرسش هستم که؛ چرا ادارک از مسئله جنگ بعنوان یک امر استراتژیک مغفول واقع شده است؟ در پاسخ

   نقد و بررسی آثار منتشر شده در حوزه مطالعات جنگ ایران و عراق بیانگر این موضوع است که مسئله جنگ بعنوان یک مسئله استراتژیک و مخاطره آمیز، هم اکنون در ذیل مفهوم دفاع مقدس قرار گرفته و غلبه «تاریخ نگاری واقعه محور و خاطره گویی»، روند «تقلیل گرایی» را بمعنای تغییر جایگاه جنگ از امر استراتژیک به امر سیاسی و اجتماعی، تسهیل و نهادینه کرده است. در چارچوب مفروض یاد شده درگیر این پرسش هستم که؛ چرا ادارک از مسئله جنگ بعنوان یک امر استراتژیک مغفول واقع شده است؟ در پاسخ به این پرسش بصورت اجمالی می توان گفت؛ غیر از ملاحظات ناظر بر نتیجه و نحوه پایان جنگ، درونمایه مسئله کنونی در نگرش به مسئله جنگ و علت تقلیل گرائی روبه گسترش،  رویکرد سیاسی- اجتماعی به جنگ است. در این یادداشت موضوع مورد اشاره را بررسی خواهم کرد.

]]>
کار مورّخین در برابر وقوع رخدادهای تاریخی چیست؟ 2020-06-21T02:30:03+01:00 2020-06-21T02:30:03+01:00 tag:http://www.m-doroodian.ir/post/747 محمد درودیان    طرح پرسش درباره هدف و روش مورّخین «واقعه محور» در بررسی وقوع رخدادهای تاریخی جنگ ایران و عراق، تابع بحثی است که پیش از این در یادداشت جداگانه‌ای تحت عنوان «بررسی تاریخی؛ علت وقوع یا پیامدهای وقوع؟» نوشتم. موضوع مورد بحث در آن یادداشت این بود که آیا علت وقوع رخدادهای تاریخی، برای موّرخ قابل کشف است؟ با این استدلال که اهمیت وقایع تاریخی با وقوع آشکار می‌شود و نه قبل از آن، بنابراین مورّخین پس از آشکار شدن واقعه تاریخی، برای بررسی علل آن به دنبال اسناد ر

   طرح پرسش درباره هدف و روش مورّخین «واقعه محور» در بررسی وقوع رخدادهای تاریخی جنگ ایران و عراق، تابع بحثی است که پیش از این در یادداشت جداگانه‌ای تحت عنوان «بررسی تاریخی؛ علت وقوع یا پیامدهای وقوع؟» نوشتم. موضوع مورد بحث در آن یادداشت این بود که آیا علت وقوع رخدادهای تاریخی، برای موّرخ قابل کشف است؟ با این استدلال که اهمیت وقایع تاریخی با وقوع آشکار می‌شود و نه قبل از آن، بنابراین مورّخین پس از آشکار شدن واقعه تاریخی، برای بررسی علل آن به دنبال اسناد رفته و در این باره، «دلیل‌تراشی» می‌کنند. در واقع مورّخین از طریق معلول های تاریخی، درباره علت ها بحث می‌کنند. برابر این توضیح، کار مورّخین در بحث پیرامون علت وقوع رخدادهای تاریخی، بر اساس هر پیش فرض و روشی، «علت تراشی» است. حال آنکه مورخین مدعی کشف واقعیات متکی بر اسناد و مدارک هستند. در حالی که چنین امری درباره وقایع تاریخی به روش علت یابی از سوی مورخین قابل دستیابی نیست.

   با این مقدمه، این پرسش در باره روش کار مورخین وجود دارد که: برابر این قاعده که هر امری دلیلی دارد، علت وقایع تاریخی چگونه قابل فهم است؟ اگر مورخین از بحث درباره کشف «علت وقایع تاریخی» ناتوان هستند و بیشتر «علت تراشی» می کنند، پس کار مورخین در برابر وقایع تاریخی چیست؟

   اگر کار مورخین و تاریخ نگاری، بمعنای کشف واقعیت‌های تاریخی به روش مستند است، به نظرم توصیف و تحلیل «چگونگی وقوع رخدادهای تاریخی و پیامدهای آن»، کار مورّخین است و در مقایسه با بررسی علل وقوع، با نتایج بهتری همراه است. زیرا بحث درباره «علت» وقایع تاریخی، موضوع بحث به نوعی درباره «امکان های تاریخی» است که تحت شرایط و عوامل خاصی حاصل می شود. حال آنکه کشف و یا تبیین امکان های تاریخی کار مورخین نیست، زیرا وقتی هنوز واقعه تحقق نیافته تا اهمیت بررسی آن موضوعیت پیدا کند، چگونه مورخ می تواند درباره علت آن بحث کند. ارک هم پس از واقعه در باره علت وقوع بحث کنند در واقع معلول را جای علت قرار داده اند بنابراین بحث درباره علل وقایع تاریخی، پس از آشکار شدن آن بیشتر «علت تراشی» و یا نوعی «نظریه پردازی» در تاریخ است که با سیاست، قدرت و جامعه نسبت دارد.

با این استدلال، به نظرم بحث درباره علت حمله عراق به ایران، با فرض اینکه جنگ یک امر استراتژیک و مخاطره‌آمیز است که پس از بن‌بست سیاسی در مناسبات دو کشور، با استفاده از قدرت نظامی صورت می‌گیرد، در چارچوب مطالعات استراتژیک درباره جنگ ایران و عراق و نه مطالعه تاریخی قابل دستیابی است. بعبارت دیگر پویایی جنگ و متغیّرهای موثر در وقوع آن، همچنین امکان تکرارپذیری آن در آینده، در چارچوب مطالعات استراتژیک و با نظر به آینده قابل مطالعه است.

]]>
پیش فرض های تاریخ نگاری جنگ ایران و عراق کدام است؟ 2020-06-16T02:30:38+01:00 2020-06-16T02:30:38+01:00 tag:http://www.m-doroodian.ir/post/746 محمد درودیان پرسش درباره پیش فرض‌های تاریخ‌نگاری جنگ ایران و عراق به این اعتبار اهمیت دارد که مقدمه فهم از تاریخ نگاری جنگ می‌شود. بنابراین پرسش اصلی که پاسخ به آن، پیش‌فرض‌های تاریخ نگاری را روشن خواهد کرد، این است که؛ ضرورت تاریخ نگاری وقایع جنگ در ارتش و سپاه چگونه ادراک و انجام شده است؟ برابر گزارش‌های موجود، تاریخ‌نگاری جنگ در سپاه برای مقابله با تحریف جنگ و بیشتر با رویکرد سیاسی در دوره بنی صدر، در دفتر سیاسی سپاه شکل گرفت. اما تاریخ نگاری جنگ در ارتش، به گفته امیر بختیاری

پرسش درباره پیش فرض‌های تاریخ‌نگاری جنگ ایران و عراق به این اعتبار اهمیت دارد که مقدمه فهم از تاریخ نگاری جنگ می‌شود. بنابراین پرسش اصلی که پاسخ به آن، پیش‌فرض‌های تاریخ نگاری را روشن خواهد کرد، این است که؛ ضرورت تاریخ نگاری وقایع جنگ در ارتش و سپاه چگونه ادراک و انجام شده است؟

برابر گزارش‌های موجود، تاریخ‌نگاری جنگ در سپاه برای مقابله با تحریف جنگ و بیشتر با رویکرد سیاسی در دوره بنی صدر، در دفتر سیاسی سپاه شکل گرفت. اما تاریخ نگاری جنگ در ارتش، به گفته امیر بختیاری؛ با توجه به اینکه صرفاً ثبت وقایع هنگام عملیات در سازمان و نظام آموزشی آن تعریف شده بود، در چارچوب  تفکر عمیاتی و به روش مستند، با تاکید بر جزئیات، رویکرد و روش تاریخ‌نگاری را در ارتش شکل داد.

با این توضیح، پیش فرض و روش تاریخ نگاری جنگ در ارتش و سپاه با رویکرد سیاسی- هویتی و عملیاتی- مستند شکل گرفته است. با فرض صحت ارزیابی یاد شده، هم اکنون درگیر این پرسش هستم که؛ آیا در ارتش و سپاه با ماهیت و ماموریت نظامی، امکان گذار از تفکر تاریخی به تجربه جنگ، با تمرکز بر تفکر نظامی- راهبردی وجود دارد؟ از واژه «امکان» به این دلیل استفاده کردم که جابجایی و تغییر برای آینده است و به آسانی حاصل نخواهد شد.

]]>