m-doroodian|محمد درودیان

نویسنده و پژوهشگر جنگ ایران و عراق

سردار ابراهیم حاجی محمدزاده

امروز بعدازظهر، خبر درگذشت حاج ابراهیم حاجی محمدزاده را در بیمارستان، از دوستان شنیدم. مردی که برای مبارزه و زندگی تلاش کرد، اما برای زنده ماندن در برابر بیماری تلاشی نکرد و پس از پنج ماه، سرانجام تسلیم اراده حق شد.

اگر بخواهیم حیات مرحوم محمدزاده را تقسیم بندی کنیم؛ بخشی از آن قبل از انقلاب با مبارزه و در زندان گذشت. پس از پیروزی انقلاب یک دهه در سپاه درگیر بحران‌های سیاسی- امنیتی و جنگ بود و بیش از سه دهه دوران زندگی خود را در دو حوزه عمومی و خصوصی، با دغدغه دائمی درباره دین و سیاست، پشت سر گذاشت. اندیشه ورزی بر محور سخنان و مواضع امام خمینی رحمت الله علیه، همراه با تأمل بر ادعیه و قرائت سوزناک دعای جوشن کبیر، بخشی از  ویژگی‌های برجسته او بود.

نتیجه برجسته زندگی حاج ابراهیم محمدزاده در دهه اول انقلاب و جنگ، همان است که وی را بعنوان مسئول «دفتر سیاسی سپاه» می شناسند. با وجود آنکه عمر مدیریتی او بر دفتر سیاسی کوتاه بود، با اندیشه ورزی درباره سیاست، از طریق تجزیه و تحلیل رخدادها و روندهای سیاسی در چارچوب انقلاب و اندیشه امام خمینی، تأثیر عمیقی در حوزه سیاسی در سپاه و کشور داشت. نسلی را تربیت کرد که در زمینه های مختلف، ازجمله تحلیل روندهای سیاسی در کشور و تاریخ نگاری جنگ، تأثیر بی بدیل و ماندگاری را برجای گذاشته اند.

روحش قرین رحمت حق


پیش از این، یادداشت های متفاوتی را در سایت، در نقد تفکر مناقشه آمیز در تاریخ نوشتم. مهمترین دلیل برای انتقاد از رویکرد مناقشه آمیز به تاریخ، تقلیل مسایل اساسی تاریخی به امر سیاسی و جاری است که تجربه یک نسل بعنوان میراث ملی را برای آینده، مخدوش خواهد کرد. بر این باور هستم که چنین رویکردی به تاریخ، در واقع تاریخ را در تاریخ محصور و مانع از تداوم و بهم پیوستگی تجربیات تاریخی در درون تحولات نسلی می شود. زیرا تاریخ هر نسل در درون همان نسل به تمامیّت رسیده و چگونگی تداوم آن، محل نزاع و پرسش قرار می گیرد و در نتیجه تداوم و «پیوستگی تاریخ»، به دلیل رویکرد مناقشه آمیز، جای خود را به «گسست در تاریخ» می دهد.

با وجود این، تا کنون علت رویکرد مناقشه آمیز به تاریخ، به ویژه تاریخ معاصر، برای من روشن نبود. در تأملاتی که داشتم، به این نتیجه رسیدم که سرمنشاء رویکرد مناقشه آمیز «نگاه هویتی» به تاریخ است. به این معنا که تعریف «کیستی و چیستی» خود، در برابر «دیگران»، درونمایه مناقشات تاریخی را تشکیل می دهد. این موضوع از یکسو ریشه در ماهیت «تفکر تاریخی» در ایران، با تاثیرپذیری سیاسی دارد، از طرف دیگر؛ مشخصه‌های «تحولات تاریخی» موجب تداوم رویکرد مناقشه آمیز و سیاسی به تاریخ می‌شود. بنابراین تحولات تاریخی در ایران، از شکل گیری و وقوع، همچنین ارزیابی و نتیجه گیری آن، تحت تأثیر «مناقشات هویتی» قرار می‌گیرد. اگر این برداشت صحیح باشد، در واقع میان ماهیت تحولات که ابعاد هویتی دارد، با رویکرد مناقشه آمیز به تاریخ که حاصل رویکرد هویتی به تجربه گذشته است، نسبت وجود دارد. بنابراین ما از این طریق در یک چرخه «تکرار در تاریخ» قرار می گیریم و برون رفت از آن، به زمان و تحوّل فکری- فرهنگی نیاز دارد. این «گذار بزرگ تاریخی» بدون تغییر در برداشت از مفهوم زمان و تعیین نسبت «هویت با آینده به جای گذشته»، قابل دستیابی نخواهد بود.


اشاره:

پیش از این یادداشتی را درباره نقش فرماندهان و مسئولین در جنگ و مرجعیت آنها برای پاسخگویی به پرسش‌های جنگ نوشتم که از سوی خانم جمشیدی مورد نقد قرار گرفت. فارغ از آنچه خانم جمشیدی نوشته اند که برای بحث و بررسی موضوعیت دارد، بنظرم «مسئله مورد نزاع» هنوز روشن نشده است. با این ملاحظه، در یادداشت اخیر تلاش کرده ام تا مسئله روشن شود.

*************

فرض من بر این است که؛ گفتمان کنونی درباره موضوعات، وقایع و مسایل جنگ ایران و عراق، بیش از آنکه حاصل نتایج تلاش‌های پژوهشگران یا مشاهدات راویان و ناظران، از طریق روایت و تاریخ نگاری جنگ باشد، حاصل عملِ تاریخی و گفتار و نوشتار فرماندهان و مسئولین جنگ است. بعبارت دیگر؛ جنگ و نتایج آن حاصل تفکر، تصمیم گیری و اقدامات مسئولین سیاسی و فرماندهان نظامی در برابر دشمن متجاوز است. بنابراین همان‌گونه که هدف‌گذاری، تصمیم‌گیری و اقدامات مسئولین و فرماندهان جنگ، روند حوادث و تحولات را در زمان جنگ تحت تأثیر قرار داد، هم اکنون نیز گفتمان غالب بر محور گفتار و نوشتار فرماندهان جریان دارد.

برابر مفروض یاد شده، شاکله و جهت‌گیری تاریخ‌نگاری جنگ، در دوره حضور فرماندهان، بیش از آنکه تابع تلاش پژوهشگران باشد، متأثر از تلاش و اقدامات فرماندهان، مسئولین و اسناد موجود در این زمینه است. تأثیرگذاری رسانه‌ها و پژوهشگران غربی را باید بیشتر در شکل گیری رویکرد انتقادی و پرسش‌های جنگ، همراه با نقش اپوزیسیون سیاسی مشاهده کرد. بنابراین همچنان فرماندهان و مسئولین برای طرح مباحث و پاسخ به پرسش‌ها، مرجعیت دارند. زیرا گفتار و نوشتار فرماندهان، به دلیل مسئولیت در زمان جنگ و اشراف بر واقعه، در مقایسه با سایر تلاش‌هایی که صورت می‌گیرد، بیشتر از سایر مراجع، از قدرت «شفاف سازی» و «اقناع‌کنندگی» برخوردار است.

به این اعتبار، «تاریخ نگاری جنگ در آینده»، حتی پس از فرونشستن التهابات و مناقشات دورانِ حیات «تاریخ سازان»، از دو مسیر عبور خواهد کرد: نخست؛ استناد به سخنان و آثار فرماندهان و مسئولین جنگ و دیگری؛ از طریق نقد و بررسی تصمیمات، اقدامات و اظهارات آنها خواهد بود. این ملاحظه بیش از آنکه متأثر از نقش فرماندهان و مسئولین جنگ باشد که هست، به دلیل رویکرد و روش تاریخ‌نگاری واقعه محور، نقلی و مستند است که تاریخ را در تاریخ «محصور» و مناقشات را نهادینه خواهد کرد.


تصرف سفارت آمریکا در 13 آبان سال 1358، بدون تردید یکی از مهمترین وقایع سیاسی تاریخ معاصر ایران است که در زمان وقوع، حتی به «انقلاب دوم» مشهور شد. درباره «علت تصرف سفارت آمریکا و پیامدهای آن»، در گذشته و اکنون نظرات مختلفی بیان شده است که نیاز به مطالعه و بازخوانی دارد. بعنوان مثال به چند نمونه از نظرات می‌توان اشاره کرد:

1- رقابت گروه‌های سیاسی در «مبارزه با امپریالیزم».

2- نگرانی‌های امنیتی از «سفر شاه به آمریکا» و تکرار کودتای 28 مرداد 1332.

3- واکنش جامعه ایران به کودتای آمریکایی- انگلیسی 28 مرداد علیه نهضت ملی کردن صنعت نفت.

4- مقابله نیروهای انقلابی با سیاست‌های لیبرالی دولت موقت و مذاکره با آمریکا.

در این یادداشت موضوع بحث میزان صحت نظرات یاد شده نیست، بلکه مسئله اساسی که در عنوان این یادداشت بصورت پرسش طرح شده، این است که؛ آیا میان حوادث تاریخی، پیوستگی و تسلسل وجود دارد؟ بدیهی است نوعی رابطه وجود دارد، ولی هر تبیینی در این زمینه، باید متکی بر اسناد و استدلال باشد. در واقع مسئله اساسی؛ چگونگی تعریف ارتباط میان وقایع تاریخی است. به این معنا که وقتی میان واقعه تاریخی تصرف سفارت آمریکا با سایر وقایع تاریخی نسبت علت و معلولی برقرار می‌شود، چگونه می‌توان این ارتباط را مورد شناسایی و آزمون قرار داد؟ فرضا گفته می‌شود؛ تصرف سفارت آمریکا بعنوان یک اقدام سیاسی و تاریخی، تحت تأثیر و در نتیجه واقعه کودتای 28 مرداد انجام شده است.

نظریه یاد شده مبنی بر پیوستگی میان تصرف سفارت آمریکا با واقعه تاریخی کودتای 28 مرداد سال 1332، ناظر بر این فرض است که؛ وقایع تاریخی، زمینه‌ساز وقوع رخداد تاریخی در زمان حال و آینده می‌شود. این نظریه موجب ارجاع یک واقعه به واقعه دیگر و منجر به مصادره و تسلسل تاریخی می‌شود. مهمتر آنکه وقتی این باور وجود دارد که کودتای 28 مرداد منجر به تصرف سفارت شد، این نظریه با نظریه دیگری هم تلاقی پیدا می‌کند که گفته می شود؛ تصرف سفارت آمریکا موجب حمله عراق به ایران شد. در نتیجه میان واقعه کودتای 28 مرداد با تصرف سفارت آمریکا و سپس حمله عراق به ایران، نوعی پیوستگی ایجاد می‌شود. در این صورت پرسش این است که؛ آیا میان وقایع تاریخی پیوستگی و تسلسل وجود دارد یا نوعی برساخته تناقض‌آمیز برای توجیه وقایع تاریخی جریان دارد؟


دکتر هادی نخعیبا وجود آنکه پس از مرگ عزیزانمان، ازجمله مرحوم دکتر هادی نخعی، تأثرات روحی اولیه به تدریج کاهش یافته و امکان نگاه به تفکر و عملکرد آنها را برای ما فراهم می کند، در عین حال گرد و غبار برآمده از گذشت زمان و تغییر شرایط، موجب غفلت از  ضرورت تأمل و بازبینی تلاش ها و اقدامات آنها می شود. در برابر این دوگانگی اجتناب ناپذیر چه باید کرد؟

حوزه مطالعات جنگ به اعتبار مسئله امنیت ملی و تاریخ نگاری ابعاد سیاسی- نظامی آن، دو موضوع اساسی است که راویان جنگ در مرکز «مطالعات و تحقیقات جنگ» در سطوح و با روش مختلف به آن پرداخته اند. بنابراین برای شناخت رویکردها و روش‌های مورد استفاده و تداوم آن، باید نسبت به تلاش‌های راویان شامل تفکر و عملکرد پژوهشی آنها در این حوزه، توجه صورت بگیرد.

این مهم یا به شکل ساختاری باید از سوی مرکز اسناد صورت بگیرد که از سوی راویان بنیانگذاری و توسعه داده شده است، یا در چارچوب هویت «کانون راویان» انجام شود. در واقع الزامات و نیازمندی های این بررسی و نتایج آن بیش از آنکه فردی و یا خانوادگی باشد، باید بصورت ساختاری و روشمند انجام شود.

با ملاحظه یاد شده، فرصت را مغتنم شمرده، می خواهم از جایگاه مرحوم دکتر هادی نخعی در مطالعات جنگ یاد کنم. به نظرم نخعی در حوزه مطالعات جنگ به دلایلی که به آن اشاره خواهم کرد، یک استثناء و متمایز از دیگران بود. این باور را از ابتدا داشتم و به مناسبت های مختلف بیان می کردم. چنانکه در یک جلسه، مرحوم دکتر اردستانی سئوال کرد؛ منظورت چیست که همیشه این موضوع را طرح می کنی؟ نمی دانم آیا فرصت شد تا به ایشان پاسخ بدهم یا خیر، ولی برای روشن شدن این موضوع و اهمیت آن، می توان به فرآیند مطالعات و نتایج عملکرد مرحوم نخعی رجوع کرد.

1- مرحوم نخعی به لحاظ شخصیتی، چند ویژگی اساسی داشت که شامل؛ سخت کوشی و پشتکار چشم گیر، فکر عمیق و توانایی بررسی موضوعات، در دو سطح جزیی و کلان بود. مطالعه آثار وی در زمینه های مختلف از جمله درباره نقش گروه های سیاسی و کارکرد سیاسی- امنیتی آنها علیه انقلاب، در میان دوستان و همکاران دفتر سیاسی سپاه متمایز است و می تواند ابعاد فکری و روشی نخعی را آشکار کند.

2- تلاش های مرحوم نخعی در حوزه «روش شناسی» مطالعه جنگ ایران و عراق، نقش اساسی در شکل گیری ساختار پژوهشی مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ و روشمندی تلاش راویان و پژوهشگران داشت. بر این باور هستم که بدون تلاش‌های فکورانه و سخت کوشانه و پیگیرانه نخعی، شاکله و روش تاریخ نگاری جنگ شکل نمی‌گرفت، چنانکه ساختار پژوهشی روزشمار جنگ نیز به سرنوشت روشنی منتهی نمی‌شد.

اگر آنچه ذکر شد بعنوان خطوط کلی تلاش های فکری و عملی مرحوم دکتر نخعی در سطح رویکردی و روش‌شناختی محسوب شود، ضرورت پرداختن به اندیشه و عملکرد وی در حوزه مطالعات جنگ، بیش از گذشته روشن می شود.


اشاره:

  در بخش اول، مقدماتی درباره تغییر در مفاهیم و مصادیق آن و چگونگی این تغییرات مورد بحث قرار گرفت و در این بخش، به تغییر مفاهیم اولیه از مسئله جنگ در مراحل مختلف، شامل: قبل از حمله عراق، پس از حمله عراق و پس از اتمام جنگ، اشاره خواهد شد.

*************

1- حمله سراسری عراق به ایران، بمعنای مشاهده و تجربه مستقیم جامعه ایران از تهدید علیه موجودّیت، هویت، تمامیت ارضی و نظام سیاسی برآمده از انقلاب بود. مفهوم جنگ تا قبل از حمله عراق، بیشتر تحت تأثیر تجربه تاریخی شکست ایران در جنگ‌های ایران و روس، همچنین مشاهده نتیجه جنگ‌های اعراب و فلسطینی‌ها با اسرائیل قرار داشت. بهمین دلیل حمله عراق به ایران، به حمله غافلگیرانه و جنگ سریع اسرائیل علیه اعراب تشبیه شد. همچنین عدم پذیرش پیشنهاد عراق برای مذاکره در روز هفتم جنگ نیز با ارجاع به نتیجه مذاکرات صلح اعراب و فلسطینی‌ها با اسرائیل، صورت گرفت. با این توضیح، تحول اساسی این بود که تجربه جنگ در جامعه ایران، برداشت از مفهوم جنگ را از امر «تاریخی و بیرونی»، به یک امر «درونی و مستقیم»، تغییر داد. به این اعتبار، مفهوم جنگ در جامعه ایران، بعنوان یک «مسئله استراتژیک» و مخاطره آمیز، مورد شناسایی و صورت‌بندی ذهنی قرار گرفت.


ادامه مطلب

مقدمه:

   فیلسوف آلمانی هویننیگن هون (Deul hoyaingen Huene)، بر این نظر است که میان «تغییر در مفهوم» و «تغییر در کاربرد مفهوم»، تمایز وجود دارد. تغییر در مفهوم، تحت تأثیر تغییر در ویژگی‌های مصادیقی که در ذیل مفهوم قرار دارند، صورت می‌گیرد. با پذیرش نظر «هون» درباره تغییرات مفهومی، ما همواره با دو تغییر متمایز و متفاوت مواجه هستیم: تغییر در معنای مفهوم و تغییر در ویژگی های مصادیقی که در ذیل آن مفهوم قرار می گیرند. با نظر به ملاحظه یاد شده، این پرسش وجود دارد که؛ تغییر در «مفهوم و مصادیق جنگ» در مراحل مختلف، چگونه رخ داده است؟ مهمتر آنکه تغییر در «مصادیق» چگونه تغییر در معنای مفهوم و پیدایش مفاهیم جدید را به دنبال داشته است؟ بررسی حاضر با فرض تغییر در مفهوم و مصادیق آن است، اما چگونگی این تغییرات و تأثیر و تعامل میان آنها محل پرسش است که در ادامه به آن اشاره خواهد شد.

  جامعه ایران پس از پیروزی انقلاب و مواجهه با تجاوز عراق، مفهوم جدیدی از جنگ را ادراک کرد که با گذشته تفاوت اساسی داشت. به این اعتبار، ذهنیت و تصویر کنونی جامعه ایران از مسئله جنگ و ابعاد مختلف آن، برآمده از ظهور واقعیّات جدیدی است که با حمله عراق به ایران واقع شد و کنش دفاعی جامعه ایران را در برابر حمله عراق آشکار کرد، سپس منجر به تداوم جنگ در خاک عراق شد و مهمتر از آن، بر نحوه خاتمه جنگ تأثیر اساسی گذاشت.

   تعریف جنگ؛ استفاده از ابزار قدرت نظامی برای تأمین اهداف سیاسی، از طریق کشتار و تخریب است. با نظر به تعریف یاد شده، شکل‌گیری مفهوم «جنگ دفاعی» در جامعه ایران بیش از آنکه ناظر بر ماهیت جنگ و کاربرد ابزاری آن باشد، حاصل ادراک از تأثیر جنگ بر سرِشت و سرنوشتِ جامعه ایران و دفاع در برابر متجاوز بود. بنابراین فهم و باور به «جنگ دفاعی» ناظر بر منطق حاکم بر تفکر و عملکرد جامعه ایران در برابر تجاوز عراق است که ماهیت و صورت دفاعی داشت. بر این اساس، مفهوم اولیه از مسئله جنگ در مراحل مختلف، شامل؛ قبل از حمله عراق، پس از حمله عراق و پس از اتمام جنگ، از نظر معنا و مصداق، تفاوت زیادی کرده است که در ادامه به بخشی از آن اشاره خواهد شد.




همه پیوندها
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو