بحث درباره ضرورت تغییر در روش شناسی مطالعات جنگ را با ارجاع به دلایل و عوامل مختلف می توان مورد توجه قرار داد. انجام این مهم به معنای نفی آنچه هم اکنون صورت می‌گیرد، نخواهد بود. مسئله مهم این است که رویکرد و روش ها، تابع مسائل و نیازها و شرایط است. منطق نقد هم از همین مسیر شکل گرفته و جابجایی‌ها، حتی با تأخیر سرانجام صورت خواهد گرفت.

آنچه پیش از این در مواجهه با تجربه جنگ ایران و عراق، برای تبیین در حوزه تاریخ نگاری و یا تبلیغ و ترویج فرهنگ و ارزش‌ها صورت گرفته است، ابتدا متأثر از ضرورت‌های دفاع در برابر تجاوز و مقاومت در برابر فشار دشمن بود. بعدها نیز ضرورت حفظ نظام ارزشی و فرهنگی جامعه در برابر گسترش فرهنگ توسعه اقتصادی، موجب توجه به حفظ ارزش های دوران دفاع مقدس شد.

وجود پرسش و ابهام درباره مدیریت تصمیم‌گیری و تأثیر آن در جنگ، بمثابه رویکرد انتقادی، هم اکنون همپای تاریخ نگاری توصیفی و ترویج فرهنگ و ارزش های دوران دفاع، گسترش یافته است. مهمترین نتیجه این وضعیت این است که نسبتی میان مطالعات و پژوهش های تاریخی با پرسش‌های موجود در جامعه، همچنین با نیازهای آینده وجود ندارد. برای غلبه بر وضعیت کنونی باید رویکرد و روش های جاری مورد بازبینی قرار بگیرد.

پیش از این ضرورت های عملی برای دفاع در برابر دشمن و آشنایی جامعه با وقایع، منطق توصیف و تبیین تاریخ جنگ را شکل داد. اما نسل پس از جنگ دیگر درگیر الزامات زمان واقعه نیست، بلکه با پیامدهای جنگ و روایت‌های متفاوت و مناقشه‌آمیز درباره وقایع، مواجه است. ریشه وضعیت کنونی هم تداوم رویکردها و روش‌های گذشته است که موجب پیدایش «نهادگرایی» در تاریخ نگاری جنگ شده است. به این معنا که چرایی و چگونگی وقوع رخدادهای جنگ در ذیل نقش سازمان‌های نظامی در جنگ مورد بررسی قرار می گیرد. همچنین محدویت دسترسی عمومی به اسناد و سایر ملاحظات، مانع از ظهور روایت های جدید و پاسخگو شده است. با این توضیح، اگر پژوهش ها باید در پاسخ به نیازها باشد، نقطه عزیمت برای تعریف نیازهای کنونی دو چیز است:

   1) ابهامات و پرسش های نسل جدید که تحت تأثیر پیامدها و نتایج جنگ قرار دارد.

   2) نیازهای حال و آینده جامعه، بر پایه تجربه گذشته.

بدون پاسخ به نیاز اول، نیاز دوم تأمین نخواهد شد. زیرا در صورت تردید درباره واقعیت‌های تاریخی، استفاده از تجربه جنگ برای آینده امکان پذیر نخواهد بود. به همین دلیل باید با نقد و بررسی رویکردها، روش ها و روایت‌های کنونی از تجربه جنگ با عراق، راه را برای فهم جدید، با مشخصه «اقناع کنندگی» و «پاسخگویی» گشود.