نحوه مواجهه با تجربه جنگ ایران و عراق به لحاظ روش شناختی، تابع تعریف و واکنش جامعه ایران در برابر مسئله جنگ است. با این توضیح پرسش این است که؛ در جامعه ایران چه ادراکی از مسئله جنگ وجود دارد و چگونه دستخوش تغییر شده است؟ پاسخ به پرسش یاد شده علاوه بر آشکار ساختن چگونگی فهم از مسئله جنگ و تحولات آن، علت تقلیل گرائی در مفهموم جنگ را توضیح می دهد.

 حمله عراق به ایران بمعنای تغییر در مناسبات دو کشور از صلح به جنگ، پس از پیروزی انقلاب و تحت تاثیرِ تغییر در موازنه قوا صورت گرفته است. در حالیکه ادراک از موقعیت ایران پس از پیروزی انقلاب و الزامات تثبیت نظام برآمده از انقلاب، در واقع موجب غافلگیری در برابر حمله عراق شد. تجاوز عراق به ایران در چارچوب بهم پیوستگی جنگ و انقلاب، در نتیجه سیاستهای امریکا علیه انقلاب و نظام، با  رویکرد دفاعی  صورتبندی شد. ملاحظه یاد شده مفهوم جنگ را به مفهوم «دفاع مقدس» تقلیل داده است. به همین دلیل واقعه محوری و رویکرد سیاسی- فرهنگی به جنگ، در مقایسه با رویکرد نظامی- راهبردی، بیشتر مورد اهتمام قرار گرفته است. ملاحظه یاد شده همچنین منطق مناقشات در باره موضوعات و مسائل جنگ را تا اندازه ای روشن می کند.

 بر این باور هستم که از نظر تاریخی، وقوع جنگ در چارچوب پیوستگی با انقلاب قابل تبیین است. زیرا تغییر مناسبات ایران و عراق پس از انعقاد قرارداد 1975 الجزایر از  روابط صلح آمیز به بحران و جنگ، حاصل تغییر در ساختار قدرت در ایران و منطقه، با اثر پیروزی انقلاب است. در عین حال، مسئله اصلی که به دفاع موضوعیّت داده، و در آینده احتمال وقوع آن وجود دارد، جنگ است.  با وجود این تمرکز بر دفاع بعنوان واکنش ضروری و اساسی جامعه ایران در برابر تجاوز عراق،  ادراک از «مسئله جنگ» را تحت تاثیر قرار داده و این مسئله با رویکرد تاریخنگاری واقعه محور، تشدید می شود.

تبدیل تجربه جنگ به دفاع و دفاع به سرمایه فرهنگی- معنوی از طریق خاطره‌گویی و تجلیل از الگوی فکری- رفتاری رزمندگان در دوره دفاع مقدس، با وجود آنکه فرهنگ و نظام ارزشی جامعه را شکل خواهد داد و از این جهت ضرورت دارد، اما الزامات فهم از مسئله جنگ و ضرورت‌های بازدارندگی و مهمتر از آن؛ ایجاد قدرت تهاجمی و بکارگیری آن علیه تهدیدات را، در چارچوب تفکر استراتژیک در کشور، فراهم نخواهد کرد. در واقع تشریح جزئیات وقایع تاریخی و ترویج خاطرات رزمندگان، پیش فرض‌های مفهومی از دفاع مقدس را تقویت می کند، ولی منجر به فهم از جنگ، بعنوان یک «مسئله استراتژیک» و مخاطره‌آمیز نخواهد شد.

گذار از مفهوم دفاع مقدس به جنگ، نیازمند نگرش به جنگ بعنوان یک امر استراتژیک، با بررسی های نظامی و راهبردی  است. این مهم بدون نقد و بررسی پیش فرض‌های موجود از تجاوز عراق به ایران, همچنین نقد روش شناسی مطالعات جنگ ایران و عراق، قابل حصول نیست و نمی‌توان تمهیدات لازم را برای گذار از مفهوم دفاع به مفهوم جنگ، فراهم کند.