جناب آقای رضا صادقی در سایت جماران مقاله‌ای را با عنوان «درنگی در انتصاب راهبرد جنگ جنگ تا رفع فتنه از عالم به امام خمینی» منتشر کرده است. در این مقاله سوال نهفته و نانوشته‌ای وجود دارد. به این معنا که؛ آیا استراتژی امام، جنگ جنگ تا رفع فتنه از عالم بود؟ هدف نویسنده از بررسی این موضوع، با این فرض دنبال شده که؛ نه تنها استراتژی امام جنگ جنگ تا رفع فتنه از عالم نبوده است، بلکه امام راهبرد آقای هاشمی را قبول داشته است. نویسنده از طریق این بررسی، گفتمان موجود در سپاه درباره استراتژی جنگ و تفاوت نظر امام با نظر آقای هاشمی را مورد نقد قرار داده است.

نویسنده محترم در پاسخ به پرسش نهفته در بحث، منابع را بررسی و بصورت مستند در پایان مقاله بعنوان نتیجه‌گیری نوشته است: «راهبرد امام خمینی در جنگ تحمیلی عراق بر ایران، نه فقط «جنگ جنگ تا رفع فتنه از عالم» نبوده است؛ بلکه ایشان راهبرد انتخابی حجت الاسلام اکبر هاشمی رفسنجانی فرماندۀ قرارگاه مرکزی خاتم الانبیاء(ص) را که به اطلاع سران قوای کشور، شورای عالی دفاع و فرماندهان نظامی رسیده، مغایر راهبرد خود در جنگ نمی دانسته و اقدامی در جهت عزل ایشان از فرماندهی جنگ انجام نداده است.»

با نظر به نتیجه گیری نویسنده محترم، ابهاماتی وجود دارد که باید بررسی و به آن پاسخ داد:

1) در حالیکه موضوع یادداشت و مستندات درباره استراتژی امام در جنگ و پاسخ به این پرسش است که: آیا استراتژی امام جنگ جنگ تا رفع فتنه از عالم بود؟ در پایان نتیجه گیری شده است که؛ «استراتژی امام نه فقط "جنگ جنگ تا رفع فتنه از عالم" نبوده است؛ بلکه ایشان راهبرد انتخابی حجت الاسلام اکبر هاشمی رفسنجانی را قبول داشته و مغایر راهبرد خود در جنگ نمی دانسته است.»

2) در حالیکه نویسنده محترم به روش مستند به دنبال روشن شدن استراتژی امام است و به این نتیجه رسیده که امام به دنبال ادامه جنگ برای «رفع فتنه از عالم» نبوده است، مشخص نیست با کدام بررسی به نتیجه رسیده است که؛ راهبرد امام در جنگ همان راهبرد آقای هاشمی بوده است.

3) نویسنده اگر اعتقاد دارد استراتژی امام و آقای هاشمی برهم منطبق بوده است، باید دلایل و اسناد تاریخی را ارائه کند و نیازی نیست برای اثبات این انطباق، تأکید کند که امام «اقدامی در جهت عزل ایشان از فرماندهی جنگ انجام نداده است.» استفاده از این استدلال، در صورتی موجه و منطقی است که با فرض تفاوت برای تبیین رفتار امام در این زمینه انجام شود. حال آنکه نویسنده باید به این پرسش پاسخ بدهد که اگر استراتژی امام؛ «جنگ جنگ تا رفع فتنه از عالم» نبوده است، چرا با کسانیکه این شعار را سردادند، مخالفت نکرد؟ مهمتر آنکه استراتژی امام چه بود که بر خلاف آقای هاشمی با خاتمه دادن به جنگ از طریق مذاکره مخالف بود؟

با این توضیح و با نظر به موضوع بحث که موجب نگارش یادداشت و انتشار آن شده است، با وجود بررسی نظر امام درباره جنگ جنگ تا رفع فتنه از عالم، سه پرسش در این زمینه وجود دارد که باید بررسی شود:

1- اگر سپاه معتقد است استراتژی امام؛ جنگ جنگ تا رفع فتنه از عالم بوده است، چگونه به این جمع‌بندی رسیده که همان را وجه تمایز با استراتژی آقای هاشمی قرار می‌دهد؟ با توجه به یادداشت نویسنده، باید منابع دیگری غیر از آنچه که در متن آمده، مورد استناد قرار بگیرد تا استراتژی امام در چارچوب «جنگ جنگ تا رفع فتنه از عالم» بصورت مستند روشن شود.

2- اگر نویسنده محترم بصورت مستند بررسی کرده که استراتژی امام؛ جنگ جنگ تا رفع فتنه از عالم نبوده است، چگونه به این نتیجه رسیده است که استراتژی امام در جنگ، همان راهبرد آقای هاشمی است؟ در واقع نویسنده محترم از مسیر بررسی استراتژی امام، نتیجه‌ دیگری گرفته، اما هیچ‌گونه سندی برای آن ارائه نکرده است.

3- با توجه به واقعیّات جنگ و تحولات آن و مناقشاتی که درباره نظرات امام درباره ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر، همچنین روش پایان دادن به جنگ وجود دارد، استراتژی امام در جنگ چه بود و چه نتیجه‌ای داشت؟ با وجود آثار زیادی که در نقد یا تبیین مواضع و نظرات امام گفته و نوشته شده، هنوز هیچ گزارش مستند و تحلیلی درباره استراتژی امام و تغییرات آن بر اثر تحولات سیاسی- نظامی در جنگ، منتشر نشده است. با وجود دشواری‌های موجود در این زمینه، تبیین استراتژی امام در جنگ و نتایج آن، می تواند علاوه بر پاسخ به پرسش‌های اساسی جنگ، برای تصمیمات راهبردی در آینده راه‌گشا باشد. انجام این مهم در حالیکه باید مستند باشد، اما به روش رایج که نظرات و مواضع امام بصورت موضوعی و مستند دسته‌بندی می شود، به نتیجه نخواهد رسید.